اقتصاد چیه؟

اقتصاد چیه؟

اقتصاد چیه؟

اقتصاد چیه؟ “

واسه همه ما لازمه درباره اینکه اقتصاد چیه و چیجوری زندگی روزمره ی ما رو تحت اثر قرار می ده چیزایی بدونیم. بزرگ ترین اسما در اقتصاد رو بشناسیم و درباره ی بعضی متغیرهای اصلی که فعالیتای اقتصادی و تجاری طبق اونا اتفاق میفته، قدری اطلاعات داشته باشیم.

 

تعریف اقتصاد

فلسفه ی اقتصاد مثل علمِ تصمیم گیری، زندگی روز مره ی ما رو اداره می کنه. حتی اگه ما به این مسئله آگاه نباشیم. هنگامی که ما میزان سود کارت اعتباری مون رو اندازه می گیریم یا بررسی می کنیم که یک ماشین جدید بخریم، خونه ای رو اجاره کنیم یا واسه شام بیرون میریم یا به تعطیلات میریم، در همه این تصمیم گیریا ما فکرا و محاسبات اقتصادی می کنیم. ما در جهانی زندگی می کنیم که منابع محدودی داره و اقتصاد به ما کمک می کنه تا این منابع محدود رو طوری مصرف کنیم که نیازای ناتموم ما رو جواب بده. اقتصاد بخش ی خیلی گسترده ایه و تاریخچه پرباری داره و افراد موثر خیلی، از فیلسوفان گرفته تا سیاستمداران در اون جستجو کرده ان و نظریها رو آزموده ان.

در آسونترین و قابل فهم ترین تعریف، اقتصاد مطالعه نحوه ی استفاده ی جامعه از منابع محدودشه. اقتصاد علمی اجتماعیه که با تولید، پخش و مصرف جنسا و خدمات پیوند خورده س. اقتصاد تمرکز خیلی زیادی روی چار عامل تولید یعنی: زمین، نیروی کار، سرمایه و کار و کاسبی داره. اینا چار عنصری هستن که فعالیت اقتصادی رو در دنیا ما میسازن و هر یک می تونن به شکل جدا از هم مطالعه شن.

نیازای ناتموم و وسیله محدود

یکی از اولین متفکران شناخته شده در اقتصاد، هزیود شاعر یونانیه. اون در نوشته های خود آورده که کار، مواد راحت و زمان باید به شکل بهینه در کنار هم جمع شن تا بتونیم بر کمبودا پیروز شیم. مشکل اصلی اقتصاد اینه که آدم در جهانی زندگی می کنه که نیازای ناتموم اما وسیله محدودی در اختیار داره. به این دلیله که مفاهیمی چون کارایی و استفاده خیلی مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفته است. افزایش استفاده و استفاده ی مفیدتر از منابع می تونه باعث بالاتر رفتن استانداردهای زندگی شه.

کار و تجارت

قبل اینکه بدونیم اقتصاد چیه، باید بگیم خشتایی که بنای بزرگ علم اقتصاد رو میسازن، کار و تجارت هستن. از اونجا که راه های خیلی واسه به کار گرفتن نیروی کار و هم راه های خیلی واسه اختصاص منابع هست، تشخیص اینکه بهترین روش واسه رسیدن به نتایج مطلوب کدامه کار دشواریه.

مثلا علم اقتصاد به ما می گه: افراد و شرکتا بهتره در یک کار خاص، تخصص پیدا کنن و واسه دیگر نیازای شون دست به تجارت بزنن به جای اینکه بخوان تموم نیازای شون رو خودشون تامین کنن. این علم به ما می گه که تجارت طبق یک چیز واسطه مثل پول، کارایی بیشتری داره.



تشویق کنندها و ارزشای شخصی

در جواب به این سوال که دقیقا اقتصاد چیه، باید گفت علم اقتصاد بر عمل انسانی تمرکز داره که دانشی ناقص داره و می تونه به شکلی نامنسجم و غیرقابل پیش بینی رفتار کنه. علاوه بر این اعمالی که فرد فرد آدما انجام میدن خیلی تحت اثر ارزشای شخصی آنهاه. پس قوانین علم اقتصاد باید خیلی کلی باشن و روی تمایلات تمرکز کنن. این چیزها با مطالعه تمایلات انسانی کشف شدن. مثلا علم اقتصاد به ما می گه که سود می تونه رقابتای جدیدی رو وارد بازار کنه یا مالیات میل به مصرف رو کاهش بده.

مطلب مرتبط :   اقرار چیه و شرایط اون در حقوق مدنی چیجوریه؟

اقتصاد به دو شاخه اصلی مطالعاتی تقسیم می شه:

اقتصاد کلان چیه

اقتصاد کلان شاخه ای از علم اقتصاده که به مطالعه اقتصادِ جمعی می پردازه. در اقتصاد کلان بعضی متغیرهای اقتصادی مثل تورم، سطح قیمتا، میزان رشد، درآمد ملی، تولید ناخالص داخلی و تغییرات در میزان بیکاری بررسی می شن.

این شاخه روی روندای اقتصادی و اینکه علم اقتصاد چیجوری مثل یک «کل» حرکت می کنه متمرکزه.

اجزای اقتصاد کلان

اقتصاد کلان با اقتصاد خرد متفاوته؛ چون که اقتصاد خرد روی عوامل کوچیک تری تمرکز داره که تصمیم گیریای افراد و شرکتا رو تحت اثر قرار می ده. عواملی که در اقتصاد خرد و کلان مطالعه می شن روی همدیگه اثر می ذارن. مثلا سطح بیکاری در اقتصاد به عنوان یک عامل کلی روی تامین نیروی کار یک شرکت اثر می ذاره. اقتصاد کلان در بنیادی ترین معنای اون، شاخه ای از علم اقتصاده که با ساختار، کارکرد، رفتار و تصمیم گیریای کلی سر و کار داره و به جای اینکه تجارتای فردی رو مورد توجه بذاره، روی اقتصاد جمعی متمرکزه.

مطالعه اقتصاد کلان

کسائی که در بخش ی اقتصاد کلان کار می کنن مشغول مطالعه شاخصایی کلی مثل میزان بیکاری، تولید ناخالص داخلی و شاخص قیمتا و در آخر بررسی اینکه هر یک از بخشای اقتصاد چیجوری روی دیگر بخشا اثر می ذاره، هستن تا بفهمن اقتصاد چیجوری عمل می کنه. دانشمندانِ اقتصاد کلان، مدلایی ایجاد می کنن تا بتونن رابطه بین عوامل زیادی مثل مصرف، تورم و پس انداز، سرمایه گذاری، تجارت جهانی و پولی، درآمد داخلی و تولید رو توضیح دن.

در مقابل، اقتصاد خرد به بررسی چگونگی کارکرد کنشگران فردی (که مصرف کنندها و شرکتا هستن) و مطالعه اینکه چیجوری رفتار این کنشگران، کمیت و قیمت رو در یک بازار مشخص تحت اثر قرار می ده، می پردازند. مدلایی که در اقتصاد کلان ایجاد می شن و چیزی که این مدلا پیش بینی می کنن به وسیله دولتا استفاده کرده می شه تا سیاستای اقتصادی رو تعیین و آزمایش کنن.



حوز های خاص تحقیق

اقتصاد کلان بخش ی تقریبا گسترده ایه اما دو حوز ه ی اصلی هست که این شاخه رو نمایندگی می کنن. یک بخش شامل فرآیند فهم دلیل و نتایج کوتاه مدت نوسانات درآمد داخلیه که با نام چرخه کار و کاسبی شناخته می شه. بخش ی دیگر شامل چرخه ایه که اقتصاد کلان می کوشد عواملی رو بررسی کنه که رشد دراز مدت اقتصادی یا افزایش درآمد داخلی رو محقق می کنه.

تاریخچه اقتصاد کلان

اقتصاد کلان در معنای مدرن و امروزی اون با جون مینارد کینز و پخش کتابش در سال ۱۹۳۶ با نام «نظریه ی کلی استخدام، سود و پول» شروع می شه. کینز توضیحی درباره نتایج رکود بزرگ ارائه می ده، زمانی که جنسا به فروش نمی رفتند و کارگران بیکار بودن. کتاب اون شاهکاری بود که اقتصاددانان سنتی رو متحیر کرده بود. نظریه ی کینز توضیح می داد که چرا بازارها نمی تونستن شفاف باشن. این نظریه قرن بیستم رو متحول کرد. در خیلی از مدرسهای اقتصادی، اقتصاد کلان با عنوان اقتصاد کینزی شناخته می شه و بعضی وقتا به اون نظریه ی کینزی یا کینزگرایی هم گفته می شه.

اقتصاد خرد چیه

اقتصاد خرد علمی اجتماعیه که اثر رفتار فرد فرد آدما رو روی استفاده و پخش منابع محدود مطالعه می کنه. اقتصاد خرد نشون می ده که چرا و چیجوری جنسای مختلف ارزشای مختلف دارن، چیجوری افراد می تونن تصمیمات مفیدتر و سازنده تر بگیرن و اینکه افراد چیجوری می تونن بهترین هماهنگی و همکاری رو با همدیگه داشته باشن. اگه بخوایم کلی صحبت کنیم، اقتصاد خرد در مقایسه با اقتصاد کلان دانشی کامل تر، پیشرفته تر و دقیق تره.

مطلب مرتبط :   افسردگی در زنان؛ علائم، دلایل و راه درمان اون

اجزای اقتصاد خرد

اقتصاد خرد مطالعه تمایلای اقتصادیه یا بررسی این که وقتی افراد تصمیمات مشخصی می گیرن یا عوامل تولید، تغییر می کنن چه اتفاقی میفته. بازیگران فردی، معمولا به زیرگروهای کوچیک مثل خریداران، فروشنده ها و صاحبان کار و کاسبی تقسیم می شن. این عمل گران بر سر عرضه و خواسته منابع، استفاده از پول و میزان سود با همدیگه برهم عمل دارن.



فایده اقتصاد خرد

اقتصاد خرد به عنوان یک علم قانون، به دنبال توضیح اینکه چه چیزی باید در بازار اتفاق بیفته نیس. بلکه اقتصاد خرد تنها به دنبال توضیح اینه که اگه شرایط به شکل مشخصی تغییر کنه باید در انتظار چه چیزی باشیم. اگه یک کارخانه تولید کننده ی ماشین، قیمت ماشین هاش رو زیاد کنه، اقتصاد خرد می گه مصرف کننده در مقایسه با قبل تمایل کمتری واسه خرید ماشین داره. اگه یک معدن بزرگ مس در آفریقای جنوبی سقوط کنه، قیمت مس افزایش پیدا می کنن چون که منابع محدود هستن.

اقتصاد خرد باید بتونه به یک سرمایه گذار نشون بده که چرا سهام شرکت اپل ممکنه سقوط کنه، اگه مصرف کنندها آیفونای کمتری بخرن. علاوه بر این اقتصاد خرد باید بتونه توضیح بده که کمه کم دست مزد بالاتر ممکنه شرکت وندی رو مجبور کنه خدمه ی کمتری استخدام کنه. با اینحال سوالا درباره ی اقتصاد جمعی مثل این سوال که در سال ۲۰۲۰ تولید ناخالص ملی چین چقدر هستش، در میدون دید اقتصاد کلان باقی خواهند موند.

روشای اقتصاد خرد

بیشتر تحقیقات جدیدی که در اقتصاد خرد انجام می شه طبق نظریه ی تعادل عمومی که به وسیله لئون والراس در کتاب «المانای اقتصاد محض» که در سال ۱۸۷۴ منتشر شد و نظریه ی تعادل جزئی که به وسیله آلفرد مارشال در کتاب «اصول اقتصاد» که در سال ۱۸۹۰ منتشر شد صورت می گیرن. این روش ها می کوشند رفتار آدم رو با زبون عملیاتی ریاضی نمایش دن. پس اقتصاددانان می تونن به کمک یک مدل ریاضی آزمون پذیر رفتار آدما رو تشخیص دن.

روشای مارشالی و والراسی جزئی از اقتصاد نئوکلاسیک حساب می شن. مثل پوزیتیوسیتای منطقی نئوکلاسیکا فکر میکنن باید فرضیه های قابل اندازه گیری درباره اتفاقات اقتصادی ساخته شن، بعد از دلایل تجربی واسه تشخیص اینکه کدوم فرضیه بهتر کار می کنه استفاده شه.

برخلاف فیزیکدانان و بیولوژیستا، اقتصاددانا نمی تونن آزمایشای خود رو تکرار کنن. پس اقتصاددانای نئوکلاسیک فرضیه ها درباره بازار رو آسون سازی می کنن. مثل میشه به فرض علم کامل، تعداد نامحدود فروشنده و خریدار، کالاای همسان یا فرض ثابت بودن رابطه متغیرها واسه رسیدن به راه حل نام برد. کارایی اقتصاد از راه میزان برابری بازار واقعی با قوانینی که مدلا پیشنهاد میدن مشخص می شه.

حریف اصلی نظریهای نئوکلاسیک که با نام مکتب اتریشی شناخته می شه بر این باوره که تعادل ایستایی که نظریه ی نئوکلاسیک فرض می کنه غیرواقع بینانه و اشتباهه. به جای اون اقتصاددانای مکتب اتریش، تحلیلی طبق دلیل قیاسی رو انتخاب و از دو اصل نظم خودانگیخته و فردگرایی استفاده می کنن. به جای اینکه فرض کنن چندگانگی و مشکل علم وجود نداره، مدل اتریشی توضیح می ده که «تمایلات» چیجوری به افراد کمک می کنن تا بر مشکل نبود قطعیت و اطلاعات ناقص در عالم واقعی پیروز شدن. به بیان دیگر، بازار رشد می کنه چون افراد اطلاعات ناقص، ترجیحات متفاوت و مشکلای دیگری دارن.

برگرفته investopedia

92

Uncategorized

No description. Please update your profile.

You must be logged in to post a comment