انواع قبول

انواع قبول

انواع قبول

– انواع قبول
برای اینکه قبول، محقق گردد، مخاطب باید به نحوی رضای خود را نسبت به ایجاب ابراز کند. تصدیق صرف دریافت ایجاب یا ابراز تمایل نسبت به آن کافی نیست. برای این که هریک از طرفین بر قصد طرف دیگر مطلع شود، لازم است قصد مذکور به گونه ای ابراز شود که برای طرف دیگر مشخص باشد. منظور از مشخص بودن قصد هریک از طرفین برای طرف دیگر، شناخته شدن قصد طرف، بصورت متعارف و بدون وجود تردید می باشد. هرچند که شناسایی مزبور متکی به دلالت ظهوری باشد. در قانون افغانستان قبول می تواند بوسیله لفظ، نوشته، اشاره و یا هم بطور اجرای یک عمل صورت بگیرد و لزومی ندارد که صرف اظهار اراده بوسیله لفظ باشد. این موضوع در ماده 509 قانون مدنی افغانستان آمده است و همچنان طوری که در مواد 525و 526 آمده است سکوت به نفس خود به عنوان قبول شناخته نشده است. اما در مواردی می توان به عنوان قبول به حساب آید.
گفتار اول- قبول لفظی:
یکی از رایجترین ، ساده ترین و بهترین راههای بیان اراده اعلام آن بوسیله الفاظ است. از این که گفتیم عقد زمانی محقق می شود که اراده های طرفین برای طرف دیگر اعلام شود و این اراده ها باید با هم موافق باشند. قبول کننده هم بهترین راهی را که برای ایجاد یک قرارداد دارد، قبول آن از طریق لفظ است و با اظهار قولی می تواند اراده خود را مبنی بر انعقاد قرارداد به موجب اعلام نماید. پس، قبول قولی قبولی است که با الفاظ بیان شود خواه به عربی باشد خواه نباشد خواه با صیغ العقود باشد خواه نباشد. البته باید گفت که قبول لفظی صرفاً در جای نیست که طرفین در مکان واحدی قرار داشته باشند بلکه امکان دارد طرفین در مکان های متفاوتی قرار داشته باشند اما توسط لفظ اراده خود را اظهار نمایند، مانند اینکه قابل ایجاب را که از جانب موجب اعلام شده است توسط تیلفون قبول نماید. البته این امر امروزه در روابط تجاری بسیار مرسوم شده است و یک راه کم هزینه است برای این که طرفین به توافق برسند و از سوی هم این راه اعلام اراده برای این که از صرف وقت جلوگیری به عمل آید، یک راهی مناسب برای تشکیل قرارداد است. البته این مطلب را باید گفت که نوشته نیز در حکم بیان الفاظ است. زیرا نوشته نیز مانند صوت، وسیله عرفی و عادی انتقال معانی است و از این جهت تفاوتی بین وجود کتبی و لفظی کلمه ها وجود ندارد. در قانون مدنی افغانستان ماده 509 گفته است که اظهار اراده توسط گفتار، نوشته و اشارات متداول می تواند انجام شود. و همچنان در ماده 524 که انعقاد عقد بوسیله تیلفون را بیان نموده است که خود نشان دهنده اعلام اراده بوسیله لفظ می باشد. در حقوق اسلامی در بعضی موارد اعلام اراده توسط لفظ را ضروری دانسته است. مثلاً در عقد نکاح که از نظر فقهای اسلامی عقد عادی و معمولی نیست و از اهمیت ویژه ای برخوردار است، لذا در مقررات اسلامی صرف بیان صریح اراده طرفین و یا انجام اعمالی از سوی آنان که بیان کننده قصد و تراضی آنان باشد را در انعقاد قرارداد کافی ندانسته و لازم دانسته اند که این ابراز اراده باید لفظی باشد. فقهای اسلام همه اتفاق نظر دارند که در عقد نکاح نه تنها وقوع ایجاب و قبول لفظی ضروری است، بلکه بدون آن رابطه زوجیت ایجاد نمی شود و اثری بر آن مرتب نمی گردد، بر این مطلب اجماع مستقر است و فقها بالاتفاق بر بطلان نکاح معاطاتی (یعنی نکاحی که صرفاً به اعلام توافق و تراضی طرفین بسنده شود و فاقد ایجاب و قبول لفظی باشد) نظر داده اند. و اصولاً یکی از تفاوت های که نکاح با زنای که به تراضی انجام می گیرد، همین نکته است. ولی در سایر معاملات و قراردادها چنین نیست. اما در قانون مدنی افغانستان چنین چیزی به صورت واضح نیامده که ایجاب و قبول در عقد نکاح باید با الفاظ باشد فقط در ماده 66 آمده است که «عقد ازدواج با ایجاب و قبول صریح که فوریت و استمرار را افاده کند بدون قید وقت در مجلس واحد صورت می گیرد.» این که گفته صریح، صریح بودن تنها بوسیله لفظ نیست. بلکه بسیاری از اعمال و اشارات منظور را مانند لفظ به طور صریح می رساند. ولی از مواد 509 و 66 می توان فهمید که عقد نکاح را می توان با وسایل دیگری مانند نوشته منعقد کرد.

گفتار دوم- قبول عملی:
در صورتی که در ایجاب ، هیچ گونه شکل خاصی از قبول تحمیل نشود، اعلام رضایت ممکن است با یک اظهار صریح یا با استنتاج از فعل مخاطب ایجاب، عملی شود. رفتار و اعمالی که موجب قبولی می شوند غالباً شامل اقدامات اجرایی است. برای مثال احتمال دارد پیشنهاد خرید کالا توسط خریدار با بارگیری کالا توسط فروشنده قبول شود، و پیشنهاد فروشنده برای فروش کالا احتمالاً با پرداخت ثمن قبول گردد، ولی قبول ممکن است شامل انجام عملی شود که تدارک برای اجرای آن محسوب می شود، از جمله تولید، تدارک ساختن کالا یا ترتیبی که خریدار برای افتتاح اسناد تجاری در بانک می دهد. در قانون مدنی افغانستان اجرای عملی تعهد می تواند به عنوان قبول محسوب شود. در این مورد ماده 509 قانون مدنی چنین صراحت دارد. «اظهار اراده توسط گفتار، نوشته و یا اشاراتیکه عرفاً متداول باشد، صورت می گیرد. همچنان اظهار اراده به داد و ستدی که بر حقیقت یک عقد صراحتاً دلالت نماید، صورت گرفته می تواند. » پس به اساس قانون مدنی افغانستان قبول ممکن است با انجام عمل از طرف مخاطب صورت گیرد. و آنچه مهم است این است که قبول مثل ایجاب باید به گونه ای ابراز گردد، خواه بوسیله لفظ، نوشته و خواه بصورت انجام عمل باشد. البته در بعضی موارد لفظ ضروری است مثل عقد نکاح که با انجام عمل امکان ندارد. در قانون مدنی افغانستان قبول باید به طرف مقابل واصل گردد. و قرارداد در این زمان منعقد می گردد. و در مورد این که آیا ایجاب کننده می تواند از این حق بگذرد و وصول قبول را لازم نداند. یا اینکه ایجاب کننده می تواند انجام عمل را بدون ابلاغ به ایجاب کننده قبول تلقی کند، هیچ حکمی در این مورد در قانون مدنی افغانستان وجود ندارد. و فقط وصول قبول را موجب انعقاد قرارداد می داند. ولی بنظر می رسد که ایجاب کننده باید بتواند. ز یرا، قبول کننده نمی تواند در این مدت از قبول خود رجوع کند پس فرق نمی کند که ایجاب کننده قبل یا بعد از وصول قبول آن را نافذ بداند. در حقوق ایران هم همانطوریکه مذکور افتاد صرفاً در بعضی از موارد مثل عقد نکاح و اعلام اراده به وسیله لفظ ضروری دانسته شده استو در غیر موارد مصرح می توان به وسیله عمل هم اظهار ارده کرد.

مطلب مرتبط :   نمونه های تجارب برتر تربیتی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

گفتار سوم- سکوت قبول کننده
عده کمی قائل اند که با سکوت نمی توان قبول را انشاء کرد. و اکثراً قائل اند که با در نظر گرفتن قرائن و شرایط اعتبار، می توان برای دلالت آن بر قبول، ارزش حقوقی قایل شد. ممکن است با وجود قرینه بر قبول، این اشکال وارد شود که سکوت امر عدمی بوده و اگر قرینه سبب دلالت آن بر امری شود، در واقع خود قرینه بر آن دلالت داشته و سکوت هیچ نقشی ندارد و باید قبول را بطور مستقیم به قرینه منصوب کرد. اما در جواب می توان گفت که قبول و رضا باید به گونه ای به خود شخص نسبت داده شود و اگر تنها از قرائن به دست آید، این انتساب حاصل نمی شود و عهده دار این امر سکوت شخص است، با این که قراینی، همچون رابطه معاملی، عرف و مانند آن در غیر حالت سکوت نیز وجود دارند در حالیکه در این موارد بر امری دلالت نمی کنند. و از طرف دیگر، هرچند سکوت حالت عدمی دارد، اما با در نظر گرفتن قرینه، عدم محص محسوب نمی شود، بلکه یک نوع وجود اعتباری پیدا می کند، چون سکوت عدم محض نیست، بلکه عدم کلام یا عدم عمل ظاهری می باشد که در اصطلاح به آن مضاف می گویند. اما از دید حقوقی اراده ای که هنوز اعلام نشده هیچ ارزشی ندارد. اراده زمانی ارزش حقوقی دارد که به وسیله ای اعلام شود زیرا، تا زمانی که اعلام نشده هیچ کس از درون شخص خبر ندارد و حقوق نیز وسیله این کاوش درونی را ندارد. و از وضع ساکت نمی توان فهمید که آیا او اعلام اراده جانب مقابل را قبول کرده است یا خیر. و از لحاظ اجتماعی نیز تحمیل تعهد بر ساکت نادرست است زیرا، احتمال دارد مقصود ساکت خودداری از قبول عقد باشد و خلاف آن را نتواند به هیچ وسیله ای اثبات کند. البته برخلاف نظری که می گفت سکوت با قراین و شرایط را می توان قبول محسوب کرد، نظر دیگری نیز از سوی علمای حقوق ارائه شده است و آن این که سکوت حتی با قراین هم نمی تواند بیانگر قصد و رضا بر قبولی باشد و تنها می تواند مبیّن اذن درونی شخص باشد، به عبارت دیگر، با سکوت نمی توان چیزی را انشاء کرد و سکوت نمی تواند حاکی از قصد انشاء باشد. در همه سیستم های حقوقی قاعده این است که بطور طبیعی نمی توان قبول را از صرف سکوت قبول کننده استنباط کرد. پاراگراف 1 ماده 18 کنوانسیون این قاعده عمومی را منعکس نموده و مقرر می دارد که: «الفاظ یا سایر اعمال مخاطب ایجاب که دال بر رضا به مفاد ایجاب باشد، قبول محسوب است. سکوت یا عدم اقدام، فی نفسه دلالت بر قبول ندارد. » سکوت به تنهایی نمی تواند نشانه قبول باشد، زیرا، سکوت اعم از رضا است؛ ایجاب کننده هم نمی تواند یک جانبه مقرر بدارد که سکوت مخاطب را بمنزله قبول تلقی کند. در قانون مدنی افغانستان به پیروی از این قاعده عمومی که سکوت اصولاً قبول پنداشته نمی شود سکوت محض را قبول ندانسته است. با این حال در قانون مدنی افغانستان در مواردی خاصی سکوت را به عنوان قبول پذیرفته و برای آن ارزش حقوقی قایل شده است. مثلاً در موارد ذیل: دو مورد در ماده 526 سکوت به عنوان قبول شناخته شده است که عبارت اند از:
1- در جای که بین طرفین تعامل سابقه وجود داشته باشد و ایجاب براساس این تعامل صورت گرفته باشد. در این مورد هرگاه قبول کننده ایجاب طرف مقابل را رد نکند، سکوت او دلالت بر قبول دارد.
2- در جای که ایجاب به نفع خالص قبول کننده باشد. در جای که ایجاب صرفاً به نفع قبول کننده است و صرفاً در جهت منافع او صادر شده است، چون در این صورت نوع انسانها در این موارد ایجاب را رد نمی کنند، لذا به این خاطر به نظر می رسد که سکوت آنها را به عنوان قبول دانسته است.
3- و همچنان در مورد ختم مدت اجاره ماده 1385 قانون مدنی سکوت را به عنوان قبول شناخته در این ماده آمده است که: «1- هرگاه اجراه گیرنده، بعد از انتهای عقد اجاره به انتفاع از عین اجاره شده دوام داده و اجاره دهنده با وجود علم بر آن اعتراض ننماید، اجاره برای مدت نامعلوم بهمان شروط اولی، تجدید شده تلقی می شود و احکام ماده 1344، این قانون تطبیق می گردد.» این ماده شبیه مواد 1738 و 1759 قانون مدنی فرانسه می باشد با این تفاوت که در قانون مدنی فرانسه در این مواد آمده است که اجاره جدید با همان شروط برای مدتی که عرف تشخیص دهد، تشکیل می شود، اما در این ماده قانون مدنی افغانستان تصریح شده است که اجاره با همان شروط اولی برای مدت نامعلومی منعقد می گردد.
گفتار چهارم- انعقاد قرارداد تحت شروط استاندارد
شرایط معیار «استاندارد» آن دسته از مقررات قرارداد هستند که پیشاپیش برای استفاده عموم و مکرر یک طرف تهیه شده اند و عملاً چنین شروطی بدون مذاکره با طرف دیگر استفاده می شوند. آنچه تعیین کننده است این است که آنها قبلاً برای استفاده عموم و مکرر تهیه شده اند و عملاً یکی از طرفین آنها را بدون مذاکره با طرف دیگر، در مورد مفروض استفاده کرده است. و این شروطی اند که طرف دیگر باید آن را به عنوان یک کل بپذیرد لکن سایر شرایط همان قرارداد می توانند موضوع گفتگو های طرفین باشند. اما این که چرا این موضوع را در این بحث زیر این عنوان بحث می نمائیم و شرایط استاندارد چه رابطه ای با این موضوع دارد؟ قبلاً متذکر شدیم که قبولی که حاوی اضافات باشد و مفاد ایجاب را تغییر دهد قبول محسو ب نمی شود بلکه ایجاب متقابل است.
یکی از مشکلات اصلی در این زمینه شرایط استاندارد و شروط تایپ شده می باشند. مثلاً شخص «الف» ایجابی را برای فروش برنج کیلویی دو دلار در ورقه ای که در پشت آن شرایط استاندارد «الف» نوشته شده است جهت شخص «ب» در کشور دیگر ارسال می کند. شخص «ب» قبولی خود را از ایجاب روی کاغذی ارسال می دارد که شرایط استاندارد شخص «ب» در پشت آن نوشته شده است. این دو شرط با همدیگر متفاوت هستند. باید گفت در این مرحله قراردادی منعقد نمی گردد، گرچه «الف» و «ب» ممکن است فکر کنند که قرارداد منعقد شده است. نامه شخص «ب» در واقع یک ایجاب متقابل باز برای اخذ قبولی از شخص «الف» است. چنانچه شخص «الف» تأیید خودش را مجدداً روی کاغذ حاوی شرایط استاندارد خود بنویسد می توان گفت هنوز قراردادی ایجاد نشده است. در نهایت، معمولاً یکی از طرفین با اقدامات خودش ایجاب دیگری را (مثلاً با تحویل کالا یا پرداخت ثمن) قبول می کند.
اکثراً طرفین در انعقاد قرارداد هیچ تردیدی به خود راه نمی دهند اما هنگامی اختلاف رخ می دهد، اغلب آخرین مدرک و سندی که شرایط استاندارد در آن چاپ شده است مورد استناد قرار می گیرد. در مباحث بعدی شروط غیرمنتظره و تعارض بین شروط استاندارد و غیراستاندارد را بحث می کنیم.
الف- شروط غیرمنتظره : طرفی که شرایط استاندارد طرف دیگر را می پذیرد علی الاصول ملتزم به آنها است، صرف نظر از این که جزئیات مفاد آنها را بداند یا مدلول آنها را کاملاً بداند یا خیر. با وجود این یک استثناء مهم بر این قاعده وجود دارد، و آن این که طرفی که قبول کند که ملتزم به چنین شروطی است نباید به او چنان شروطی را تحمیل نمود که او انتظار آن را ندارد. و علت این امر این است که طرف استفاده کننده از چنین شروطی نباشد با چنین اقداماتی از موقعیت خود سوء استفاده کند. و چنان شرایطی را بطرف دیگر تحمیل کند که طرف اخیر در صورت اطلاع از آنها، بعید بوده آنها را قبول کند.
ب- تعارض بین شروط استاندارد و غیراستاندارد: گفتیم شروط استاندارد شروطی اند که توسط یکی از طرفین یا شخص ثالث آماده می شوند؛ بنابر این منطقی است که هرگاه طرفین بطور مشخص درباره مقررات خاص از قرادادشان مذاکره کنند و به توافق برسند، آن مقررات بر مقررات متعارض مندرج در شروط استاندارد، غلبه کنند؛ زیرا احتمال این که مقررات موضوع مذاکره ، قصد طرفین را در هر مورد خاص منعکس کنند، بیشتر است. این مقررات ممکن در همان سندی که شروط استاندارد درج است گنجانده شوند یا در سند جداگانه دیگر. پس اگر تعارض بین این شروط و شروط استاندارد بوجود بیاید باید نسبت به شروط استاندارد این شروط مورد توافق را ارجحیت بدهیم. در این مورد در قانون مدنی افغانستان موادی وجود ندارد. اما اگر هر دو طرف از شروط عمومی استفاده می کنند و این شروط عمومی شان با هم تفاوت دارد که این موضوع را بنام جنگ شکل ها یاد می کنند.

مطلب مرتبط :   مرجع آگهی و نیازمندیها : سایت دو فانوس

92

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~