دیدگاه‌ های مختلف نسبت به فرسودگی شغلی و علل آن

دیدگاه‌ های مختلف نسبت به فرسودگی شغلی و علل آن

دیدگاه‌ های مختلف نسبت به فرسودگی شغلی و علل آن

دیدگاه‌ های مختلف نسبت به فرسودگی شغلی

1- رویکرد بالینی[1] 2- رویکرد تبادلی چرنیس 3- رویکرد دروان شناختی- اجتماعی

1-رویکرد بالینی

فرویدنبرگر (1974) کسی بود که برای اولین بار به این واژه به معنای امروزی آن اعتبار بخشید وی فرسودگی شغلی را که بصورت تئوریکی بود به شکل تجربی فراهم کرد وی فرسودگی را یک حالت خستگی و تحلیل رفتگی می‌داند که از کار سخت و بدون انگیزه ناشی می‌شود و رویکرد بالینی، سبب شناسی، علائم و روند و مسیر بالینی و درمان آن را  در مقاله‌ای که در سال (1975) منتشر کرد. و در آن تشریح کرده است. و معتقد بود که سندرم فرسودگی خودش بصورت علائم مختلف نشان می‌دهد که این علائم و شدت آنها از یک شخص به شخص دیگر تفاوت دارد و معمولاً یکسال بعد از زمانی که شخص در یک اداره یا سازمان کارکرد، شروع می‌شود (زارع، 1382).

2- رویکرد تبادلی چرنیس

در مرحله اول استرس در منابع استرس که علل به وجود آورنده فرسودگی شغلی به شمار می‌روند معتقدند (استرس فردی و سازمانی) در مرحله دوم: آشفتگی روانی با مولفه‌ های روان شناختی اجتماعی و رفتاری همراه است (تحلیل عاطفی مسلش)

مرحله سوم: مقابله دفاعی است. شخص سعی می‌کند از طریق مقابله، از انرژی هیجانی جلوگیری کند و در نتیجه با افراد به عنوان نه یک حقیقت انسانی، بلکه بصورت شیء یا عدد و شماره برخورد می‌کنند. این مرحله با مولفه مسخ شخصیت متناظر است.

مرحله سوم مدل رویکرد می‌باشد. انتقادی که به مدل چرنیس وارد است این است که در این مدل تلاش مقابله عملکردی در مواجهه با استرسورها را در نظر نگرفته است و همچنین نقش شخصیت را به عنوان یک عامل زمینه ساز در نظر گرفته است (پاکی، 1380).

مطلب مرتبط :   طرح درس فارسی (پایه دوم)

3-رویکرد روان شناختی- اجتماعی

مسلش و همکارانش (1986) یک رویکرد مبنی بر تحقیق برای فرسودگی شغلی اتخاذ کرده‌اند و تلاش کردند شرایطی که منجر به فرسودگی شغلی می‌شوند را روشن نمایند. تحقیقات مسلش و همکارنش به این نتیجه رسید که فرسودگی شغلی یک ساختار چند بعدی است و از سه مؤلفه تشکیل شده است که عبارتند از:

1- تحلیل یافتگی عاطفی: [2] که مربوط به از دست دادن انرژی‌های عاطفی می شود. در این حالت، انگیزش بالای فرد در اثر فرسودگی از بین می‌رود و انجام کار برای او خسته کننده می شود.

2- مسخ شخصیت[3]: تمایل فرد به این که دیگران را به صورت یک شی غیر انسانی درک کند.

احساس موفقیت فردی پایین[4] این مؤلفه توجه کمتری رابه  خودجلب کرده است منظورازاین مؤلفه در نظر مسلش،احساس موفقیت فردی کاهش یافته،می‌باشدتجربه کند.آنها معتقدند که مسخ شخصیت به معنای یک ساز و کار مقابله‌ای نه تنها پاسخی قابل قبول است، بلکه پاسخ حرفه‌ای هم محسوب می‌شود (کوردس و دوگرتی، 1993، به  نقل از صادقی 1382).

بعد مسخ شخصیت در آثار نوشته‌ای قدیمی مربوط به فرسودگی  شغلی یافت نمی‌شود،امادرحال حاضراین بعد به عنوان یک شاخص احساس فرسودگی شغلی مطرح است. پاسخ‌های عاری ازعاطفه و یا بیش ازاندازه سرد به افراد و جنبه‌های دیگر شغل از نشانه‌های آن است.

3-عدم کارایی فردی(عدم موفقیت فردی):

رابطه بین عدم کارآیی فردی با دو بعد دیگر فرسودگی تا حدودی پیچیده‌تر است. در بعضی از تحقیقات به نظر می‌رسد که بعد عدم کارآیی فردی، نتیجه دو بعد دیگر فرسودگی است ولی در موارد دیگر، این فرضیه مورد تأیید قرارنگرفته و تأکید می‌کند که این مؤلفه‌ها به جای این که به صورت زنجیروار قرار داشته باشند به طور موازی و به همراه همدیگر رشد می‌کنند(مسلش و همکاران 2001،به نقل ازصادقی،1382).

مطلب مرتبط :   مرجع آگهی و نیازمندیها : سایت دو فانوس

 

2-3-10 علل فرسودگی شغلی

1- فشار‌های محیطی – موقعیتی

2- عوامل شخصی ( اسمیت، 1986)

1- عوامل محیطی: موقعیتی شامل:  عوامل فیزیکی، عوامل پشتیبانی و عوامل میان فردی – اجتماعی می‌باشد. مثال یک محیط نا خوشایند،استرس بیش ازاندازه،کار یکنواخت که در آن تنوع وجود ندارد، می‌باشد.

2- عوامل شخصی شامل: انتظارات بالا، فقدان خرسندی  و رضایت، نبود مهارت های اظهار وجود، کمال گرایی، مهارت‌های ارتباطی ضعیف، راهبرد‌های مقابله‌ای ضعیف و فقدان خود کنترلی در کار می‌باشد، گلد، آدری، تافی و لوهر، 1996،(گلد، هنسچن؛ شانک واسمیت،1983 به نقل از رایدک و اسمیت، 2001)).

 

[1] – clinical Approach

[2] . Emotional Txhaustion

[3] . Depersonalization

[4] . Reduced personal Accomplishment

92

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~