– عدالت

– عدالت

– عدالت

– عدالت

2-8-1- عدالت در لغت

عدل دارای معانای متعددی است،بیش از ده معنا برای آن ذکر شده است.

یکی از معانی عدل،ضد جور است.گفته شده که عدل قصد در امور خلاف جور است.عدل به معنی انصاف آمده وعبارت است ازاینکه آن چه حق انسان است به او بدهندو آن چه براوست از او بگیرند.(آبادیان، 90-1389 ،ص 6)

در کتاب مفردات آمده:عدل،عدالت ومعدله الفاظی هستندبه معنای مساوات درمکافات،که اگرخیر باشد، مکافات آن خیر و اگر شر باشد،مکافات آن شر است.(راغب اصفهانی،ص651/1)ابن منظورمی گوید  عدل چیزی است که به سبب آن،به هوای نفس متمایل نمی شوند،تااین که درحکم جوروستم روادارد  بنابراین عدل به معنای حکم به حق است وگفته می شود:به حق قضاوت وعدالت نمود.(ابن منظور،1414،ص 83/9)

همچنین گفته شده عدل عملی است که مردم آن راراست و می شمارند.(فیروزآبادی،1415ه.ق،ص 13/4)

ابن منظور می گوید عدالت گاهی معنای وصفی دارد،که در این صورت به معنای دارای عدل است. عدل در این معنا در موضوع عادل وضع شده است و بلیغ تر از آن است.(ابن منظور،1414: 83/9)

بنابراین عدل،به معنای فرد عالی است که شهادت او مورد قبول است.(سیاح،ص 96/3)

عدل در قرآن کریم به این معنا نیز آمده است:” واشهدوا ذوی عدل منکم” دو مرد عادل را به شهادت دعوت کنید.(طلاق/65)

“واثنان ذواعدل منکم” دو مرد عادل مسلمان بر وصیت گواهی دهند.(مائده/5)

معنای دیگر عدل، استقامت و استواری است.بنابراین گفته اند: عادل یعنی درست،مستقیم،راست و میزان. (حسینی دشتی، 1379،ص 165/7)

عدالت مطلق که به ذات نسبت داده می شود،عبارت است از: استقامت عملی،چنان که معنای لغوی، صرفنظر از روایات،چنین اقتضائی دارد.حاصل این که عدالت در شرع، برای معنای جدیدی وضع نشده است و در قرآن کریم و اخبار،تنها در معنای لغوی به کار رفته است.که استقامت و عدم انحراف و کجی است.نهایت این که موارد آن مختلف است.(غروی تبریزی،1417ه.ق، 54/1)

2-8-2- مفهوم اصطلاحی عدالت

روشن ترین تعریف عدالت،به مفهوم «اعطا کل فردی حق حقه است»(کاپلستون[1]،1375،ص 453/1)

واژه عدل در قرآن

قرآن کریم موضوع عدالت را بطور مستقیم با دو واژه عدل و قسط مورد توجه قرارداده است.واژه عدل چهارده باردر دروازه آیه از هفت سوره به کار رفته است و دارای معانی مختلفی است.از قبیل فدیه،عوض،به معنای یک ویژگی انسانی که بعضی افرادآن را دارا هستند.به معنی معیار واساس وبنیان.همچنین عدل به عنوان پایدارنده نظام هستی،واین که جهان هستی براساس عدالت استوار است.(آبادیان، 90-1389،ص 7و6)

2-8-3- نقش عدالت در حقوق

عدالت اساس و زیربنای حقوق و هم از اهداف قانونگذار است.درحقوق اسلامی عدالت در دو معنا به کار رفته است،و هر یک از این معانی متعلق احکامی قرارگرفته است.

نخست عدالت به معنای صفتی برای نفس انسانی است که در اثر ممارست در تقوا به وجود می آید.شرط کردن عدالت در پاره ای از موضوعات حقوقی،چون قضا،شهادت،مرجعیت تقلید و مانند آن ها از ویژگی های اسلام است.(گرجی،1380،ص 41)

معنای دیگر عدالت،دادگری و انصاف ورزیدن است،به عبارت دیگر اجرای عدالت،نه صفت عدالت،این همان مفهومی است که در قرآن کریم به آن امر شده است.خداوند می فرماید: به عدالت عمل کنید که به پرهیزگاری نزدیک تر است.(مائده/8)

بنابراین علاوه برآن که صفت عدالت در افرادی چون شاهد و قاضی باید وجود داشته باشد تا به گفته او ترتیب اثر داده شود،اجرای عدالت نیز همواره در باب قضا و حکم مورد تائید قرار گرفته است.

می توان در چگونگی تنظیم ارتباطات انسانی و التزام به حقوق اجتماعی هم به اوامر و نواهی خداوند ملتزم گردید و هم به حقوق بشر.اوامر و نواهی خداوند در باب اصل عدالت،حقیقتی جز تائید دینی اصول اخلاقی موجوددرمیان انسان هاندارد.(مجتهد شبستری،1383،ص 191)

2-8-4- عدالت مهمترین مقصود قانونگذار

درجمع بندی اولویت نظم یا عدالت یا امنیت می توان گفت این اهداف را به گونه ای همگن و نامغایر بایکدیگر دید و گفت که: یک نظام شایسته حقوقی می تواند به تلفیق و ترکیبی از این سه دست یابد. یعنی در عین حفظ نظم و آرامش،عدالت را مدنظر داشته باشد و عادلانه باشد وملت را به سوی کمال و مدنیت به پیش برد.(کاتوزیان، 1385،ص 508و507/1)

اما باید گفت که: عدالت اجتماعی دارای ارزش نخستین و بنیادی است،به این مفهوم که ممکن است کسی در باب این آزادی یا برابری و یا شادی امری مطلوب است مناقشه تردید کند و از قید وبند و محدودیت آزادی دفاع کند یا نابرابری ها را قابل قبول و دفاع بداند،ولی کمتر کسی پیدا می شود که از بی عدالتی یا محدودیت عدالت دفاع کند.حتی کسانی که از محدودیت درآزادی یا برابری و یا سایر ارزش ها دفاع می کند باز هم این موضوع دفاعی خود را بربرداشتی از عدالت استوار می کند. از این رو عدالت اصل اول و مبنایی برای دفاع از اصول دیگر است و دفاع از خود آن در همان مفهوم عدالت نهفته است. بنابراین مفاهیمی از قبیل آزادی،برابری،قانون،اخلاق،خوبی و غیره نسبت به مفهوم عدالت اموری ثانوی،و مشتق از آن است.(بشریه،1386،ص 98)

مطلب مرتبط :   ماهیت، مفهوم، تعریف و ویژگی‌های سند الکترونیکی

کشش طبیعی انسان به سوی عدالت و شوق دست یافتن به آن داستانی است همیشگی،تمایل به اعتلا از این عشق سرچشمه می گیرد که قطره به دریا باز می گردد.انسان می خواهداز جبر اجتماعی بگریزد و اگر به عدالت خدائی دسترسی ندارد،چهره ناقص و خاکی آن را از دست ندهد.

بنابراین کمال در این است که هرچه بیشتر خود را با عدالت منطبق سازد ووظیفه حقوق دان این است که آن چه را که در اختیار او قرار دارد خمیر مایه مناسبی برای تامین و اجرای عدالت بسازد. لذا این آرمان اخلاقی و انسانی رانمی توان از حقوق ستاند و آن را تا حد خادم قدرت فروکشید.(کاتوزیان، 1385،ص 512و 510)

انسان طالب عدالت است،یا دست کم این طور وانمود می کند که چنین شوقی را در دل دارد. قواعد حقوقی نیز تمایل به اقامه عدل دارد و بر همین مبنا همه را در پیشگاه قانون برابر می داند.با وجود این،در جستجوی این گمگشته نزاع ها بر می خیزد و ستیزها رخ می دهد،چندان که ظلم ها می کنند تا اثبات نمایند که منشی عادلانه دارند.

تاریخ زندگی بشر را تلاش در راه تمییز و اجرای عدالت تشکیل می دهد.ولی،نه تنها به دلیل مجرد بودن این مفهوم،به خاطر نسبی بودن آن نیز این تلاش پایان نمی پذیرد و همچنان ادامه نمی یابد.عدالت در هر زمان و مکان،با توجه به مجموع شرایط اجتماعی،اقتصادی و سیاسی خاص آن،بایستی معین شود و نبایدآن راثابت پنداشت.به بیان دیگرعدالت مفهومی اخلاقی است وهمراه با اخلاق دگرگون می شود.

مشهور است که دولتی پایدار می ماند که اقامه عدل کند و در رفتار خود با مردم جانب انصاف بدارد. قاعده ای را که مردم با عدالت و انصاف منطبق ندانند هیچ گاه به رغبت اجرا نمی کنند. و برای فرار از این بی عدالتی به انواع وسایل دست می زنند. پس دولت برای حفظ نظام عمومی و ایجاد آرامش اجتماعی،ناگزیر است که تا حد امکان قواعد حقوقی را با عدالت که نزد مردم محترم است سازگار کند. ولی باید افزود که هرگاه نظم و امنیت درروابط اجتماعی ایجاب کند،هیچ حکومتی در وضع قواعد خلاف عدالت،تردید نخواهد کرد.(کاتوزیان، 1381،ص 67-65)

در وضعیت های زورمدارانه است که افراد،انواع امنیت را ازدست می دهند و در نتیجه محیط زندگی فردی و جمعی مستعد خشونت می شود. این کارکرد ساخته های نظام جزائی زورمدار،برخلاف حقوق مدار،است که جامعه را از حالت عدالت خارج می سازد،زیرا حقوق از سنخ هستی و بودن است و نظامی که بر هستی و بل هستی مطلق(کلام الله) استوار شده باشد،منسجم ترین و سازگارترین نظام هستی جهان می بایست باشد. احکام و نهادهای چنین نظامی چون از حقیقت،نشات می گیرند،نه تنها با یکدیگر به تضاد و تعارض نمی افتند،بلکه برابر،برادر،مکمل و خویشاوند و پشتیبان یکدیگرند.درچنین نظامی عدم رعایت هریک از حقوق یا مقدم داشتن یکی بر دیگری،باعث می شود حقوق دیگر نیز ضایع شوند.وظیفه حقوق دان در چنین جامعه ای کشف حقیقت های حقوقی از طریق قرائت های همزمان متون وحیانی و متن جامعه و جهان هستی است.متدولوژی او تجربه هرمنوتیکی است،که او دائماً صاحب تجربه دینی می کند و به او چنان شور و باور و اعتقاد و توکلی می دهد تا در برابر هرچه ساخته زور و استبداد و بیداد است، ایستادگی کند.

او هر بار که به قرائت کلام خدا می پردازد باز از حق پرمی شود و در برگشت به صحنه واقعیات(پارلمان،دادگاه،دادسرا،دفتر وکالت) حاصل تجربه مواجهه خود را،عادلانه توزیع می کند و شجاعانه با هر چه باطل و ناحق است به مبارزه برمی خیزد و او را به کشفیات جدیدی می رساند و مجدداً او را از حق پر می کند و با این رفت وبرگشت ها(دور هرمنوتیکی) پیوسته صحنه حیات خودش و جامع اش پرشور باقی می ماند.این چنین فرآیند اجتهادی درواقع شرکت جستن درتجربه وحیانی پیامبر اسلام است و لذا نتیجه اش توسعه عدالت در جامعه است.(رضائی، 81-1380،ص 379)

مطلب مرتبط :   پرسش مهر 97 رئیس جمهور  ,بهترین پاسخ به پرسش مهر 98-1397 نوزدهم

هدف نهائی و متعالی حقوق عدالت است و ارزش نظم و امنیت بسته به این است که تا چه میزان در خدمت عدالت قرار گیرندو بسترساز تحقق عدالت باشند.اگر عدالت باشد،پیشرفت،تکامل و مدنیت نیز به منصه ظهور خواهد رسید و درواقع پیشرفت محصول عدالت و نتیجه عدالت به شمار می رود. عدالت ارزش نخستین در حقوق و غایت والای فلسفه و حقوق دان است که از پگاه تاریخ بشری دلهای فراوانی را شیفته و شیدای خود نموده است.

اگر گفته می شد قانون خوب است،ملاک خوبی و بدی چیزی جز هماهنگی قانون با احساس ساده عدالت نیست.قانون درموارد بسیاری بسترتوجیه بی عدالتی بوده است.ولو آنکه به نام عدالت سخن گفته است.لذابسیاری ازجریان های سهمگین ونابخردانه تاریخ بشری درنتیجه مکتوم شدن عدالت وآزادی زیرچکمه قوانین بی قیدوبندوغیرقابل پرستش وچون وچراشکل گرفته اند.(آبادیان، 90- 1389،ص 76)

بنابراین قوانین به عنوان هنجارهای بیرونی نباید با ارزش های ذهنی و درونی انسان ها تعارض و تضادداشته باشد.انسان تشنه عدالت است و نظم در زندان را نمی پسندد،وانگهی تجربه نشان داده است که گاه بی نظمی را به جان می خرد تا بساط ظلم را واژگون سازد. پس باید پذیرفت که هدف نهائی انسان عدالت است.عدالت اگر وصف جوهری حقوق نباشد،بی گمان ترازوی ارزش و مهم ترین وصف کمالی آن است.(کاتوزیان،1377،ص 4)

2-8-5- عدالت یا مجازات   

وظیفه حقوق تشخیص رفتاری که باید مجرمانه تلقی شود و تلاش در جهت کاستن از رخ دادن چنین اقداماتی است.با این حال در راهی که قانون تلاش می کند که ازآن راه ها به این هدف دست یابد محدودیت های شدیدی وجود دارد.یکی از این محدودیت ها آن است که در یک جامعه متمدن،باید مجازات های خشن ووحشیانه،غیر مجاز شمرده شناخته شود.حتی اگر از لحاظ علمی بتوان اثبات کرد که،وقوع سرقت با قطع دست کاهش پیدا خواهد یافت،چنین انتخابی بی شک غیر قابل قبول است. همین موضوع در مورد مجازات اعدام و مجازات های بدنی نیز صادق است. جامعه ای که به خشونت واضح و کنترل شده علیه مجرمینش متوسل می شود خود را تا حد آن کاهش می دهد و ادعای اقتدار اخلاقی را از حقوق می رباید.

حقوق در جهت انجام وظیفه خود باید به صورتی عادلانه و منصفانه ایجاد و اجرا شود، به گونه ای که بتوان احترام عمومی را جلب نماید.این مطلب بدین معناست که باید عملی که جرم شناخته می شود و نیز محدوده و میزان مجازات،توسط اکثریت مردم جامعه پذیرفته شود.بنابراین مهم است که حقوق ارزشهای روزمره را منعکس نماید.(کلارکسون[2]،1374،ص 258و 257)

همچنین مخالفان مجازات سختی مثل اعدام به عادلانه و مفید بودن این کیفر اعتقادی ندارند و می گویند علی رغم کثرت این مجازات همیشه با مجرمانی مواجهیم که جرائم مستحق مجازات اعدام را بی محابا و بدون ترس از این کیفر انجام می دهند.این گروه به برگشت ناپذیر مجازات اعدام نیز اشاره دارند که در صورت اشتباه یا غرض ورزی راهی برای جبران آن وجود ندارد.(نوربها،1380،ص 415)

به لحاظ موازین فعلی حقوق بشر مجازات هایی چون شلاق،رجم و قطع برخلاف کرامت انسانی بوده و شکنجه شمرده می شود.از دید حقوق بشر چنین مجازات هائی ولو به حکم دادگاه و به عنوان مجازات جرم ارتکابی،پس از رسیدگی و ثبوت آن اجرا شود،حکم شکنجه را دارد و عملی غیرانسانی و ناقض حقوق بشرشمرده میشود.(رضائی،1382،ص 102)

در کشور ما عملاً در صدور حکم اعدام با امساک برخورد می کنند و درجهت محدودیت آن قدم برمی دارند.با این همه ایران از زمره کشورهایی است هر ساله از نظر تعداد مجازات اعدام در کنار برخی دیگر ازکشورهایی چون ایالات متحده امریکاوچنین موردسوال کمیسیون حقوق بشرسازمان ملل قرارمی گیرد (پورسعید،84-1383،ص 140)

 

[1] Fredericd

[2]  C.M.V.Clarkson

92

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~