قشربندی اجتماعی و قدرت اجتماعی

دانلود پایان نامه

پس از آن نیز فشارهای زیادی بر وی بود اما او از موضع خویش کناره گیری ننمود و دولت نیز از دستگیری وی ناکام ماند.
اختلاف بین بلوچ های مسلمان و ذکری ها پس از چند سال توسط مولوی عبدالعزیز نماینده مجلس خبرگان رهبری و فرزند ارشد مولوی عبدالله با پرداخت چهار هزار تومان غرامت به ذکری ها حل شد(همان ، 164).
در داستان فوق به خوبی دیدم که دین وجه تمایز عبدالله بلوچ بود و او با قدرت مذهبی خود توانست به نوعی نقش یک رهبر را در منطقه داشته باشد و نیروهای بومی و مردمی را با خود بسیج کند.
بررسی اقشار اجتماعی بلوچستان
از آنجائیکه این پژوهش به دنبال بررسی ساختار قشربندی اجتماعی بلوچستان بر اساس تئوری ترکیبی قشربندی اجتماعی ح.ا.تنهایی می باشد ، باید بدین نکته اشاره نمود که در این تئوری کل افراد جامعه را بر اساس شاخص های زندگی اجتماعی که این سه شاخص مالکیت و دارایی ، قدرت اجتماعی و برنامه ریزی و مدیریت می باشند ، به دو طبقه تقسیم می نماید که در هر کدام از طبقات اقشار مختلفی وجود دارند . اکنون به بررسی اقشار موجود در طبقه فرادست می پردازیم.
طبقه فرادست
در این طبقه چهار قشر وجود دارد که مهم ترین قشر این طبقه ، قشر اصلی می باشد که شامل مالکین بزرگ ، نظامیان و علمای درباری می باشد.
در بلوچستان قشر اصلی را حکام محلی و نیروهای دولتی تشکیل می دادند. حکومت متعلق به خوانین و میرها بود که در بیشتر نوشتارها تحت عنوان سرداران بلوچ از آنها یاد می شد. این قشر در دوره های مختلف در بلوچستان به لایه هایی متفاوت تقسیم می شد. مثلا قبل از ورود نیروهای رضاخانی به بلوچستان اینگونه بود:

لایه سیاسی از حکام محلی تشکیل می شد و لایه اقتصادی و دینی از سرمایه داران ، تجار ، مولوی ها و شارحان دینی تشکیل می شد.
اما سرمایه دارانی که در لایه اقتصادی قرار می گرفتند چه کسانی بودند؟ نموادر ذیل این گروه را مشخص می کند:

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه ارشد با موضوع شرکت پذیرفته شده در بورس و بورس اوراق بهادار

زمین داران معمولا کسانی بودند که دارای اراضی کشاورزی زیادی بوده و بیشتر محصول مورد کشت آنها گندم بوده است. همچنین نخلستان نیز مهم ترین دارایی افراد در آن دوره به شمار می رفت که وجه تمایز بین افراد نیز بود. اما این بدان معنا نمی باشد که همه کسانی که دارای زمین یا نخلستان بودند در این قشر جای می گیرند. بلکه فقط افرادی بودند که علاوه بر دارایی بنیه قومی و قبیله ای نیز داشته و این مورد ( دارایی) تقویت کننده جایگاه آنها در جامعه بوده است.
بیشتر کسانی که در نواحی ساحلی بلوچستان زندگی می کردند ، در امرار معاش به نسبت وضعیت بهتری داشته اند. چون آنها زمانی که در ساحل بودند با صید ماهی می توانستند قوت خانواده خود را تامین نمایند. بسیاری از کدخداها و بزرگان نیز که در ساحل زندگی می کردند ، دارای جهازهای صیادی مانند قایق پارویی یا شاشک بودند.
بیشترین ارتباط تجاری بلوچ های ساحل نشین (مکرانی ها) با کشورهای حاشیه خلیج فارس و دریای مکران(عمان) بود . امارات ، عمان و پاکستان مقاصد تجار بلوچ بودند. هر چند که در دوران خاصی به زنگبار
هندوستان و کشورهای همسایه آنها مثلا تانزانیا و … با لنج های بادی خود سفر می نمودند. اما این سفرها فقط در زمان خاصی اتفاق می افتاد و بیشترین سفرها به کشورهایی بود که در ابتدا نام آنها ذکر گردید .
تجار داخلی کسانی بودند که در خود منطقه به خرید و فروش مشغول بودند. بیشترین کالاهای خرید و فروش شده در آن زمان خرما و تغرد بود. برده ها یا سیاه پوستان و غلامان نیز خرید و فروش می شدند. تجار خارجی بلوچ هایی از همین سرزمین بودند که این کالاها را از مردم خریداری و با جهازهای بادی خود آنها را کشورهای عربی برده و در مقابل کالاهایی مانند شکر ، برنج ، چای و … را به بلوچستان می آوردند.
پس از ورود نیروهای دولتی و فتح بلوچستان توسط نظامیان رضا شاه تغییرات عمده ای در قشر اصلی و بخصوص در لایه سیاسی قشر اتفاق افتاد. این تغییر بدین دلیل بود که با ورود نیروهای جدید بسیاری از ساختارها در هم شکست و قوانینی نو و جدید حاکم شد . پس در این دوره نیروهای حکومتی نیز به لایه سیاسی قشر اصلی طبقه فرا دست وارد شدند. به طور کلی چنین نموداری به دست می آید:

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه قانون آیین دادرسی مدنی و آیین دادرسی مدنی

قشر فرعی :
طبق تئوری ح .ا. تنهایی این قشر را اندیشمندان ، دبیران و هنرمندان تشکیل می دهند. این قشر بیشتر به جلا دادن ، زیبا نشان دادن و توجیه کردن فعالیت های نظام اند.
این گروه را در بلوچستان معمولا شعرا تشکیل می دادند . همواره با سرودن اشعاری در مدح بزرگان و سرداران و سران قبایل به تمجید از فعالیت های آنها می پرداختند. شاعران در این دسته نیز به دو گروه تقسیم می شدند: گروهی با سران موافق و اشعاری در مدح آنها می گفتند و گروهی نیز از مخالفان نظام حاکم بوده که این گروه در طبقه فرودست جای می گیرند.
گروه اندکی از دینداران و صاحبان نفوذ با قدرت دینی نیز در این قشر قرار می گیرند. مثلا در امر خرید و فروش انسان که از غلامان و بردگان و بعضا از بلوچ های فقیر که قدرت و نفوذ اجتماعی زیادی نداشتند تشکیل می شدند ، دلیل دینی آورده و این موضوع را امری مشروع قلمداد می کردند. بیشتر کسانی که با قدرت مذهبی چنین فعالیتی می کردند ، ملاها یا مولوی ها رده پائین بوده اند چون رهبران مذهبی بیشتر در قشر اصلی طبقه فرادست قرار می گرفتند و حتی در شرایطی به مبارزه با قشر اصلی می پرداختند .