مقاله درباره رهیافت فرهنگی

دانلود پایان نامه

ی دارد، یکی از مشکل‏ترین مفاهیم اجتماعی و اصطلاحی است که هم در محافل علمی و آکادمیک و هم در بحث های روزمره دارای معانی متعددی است. این واژه را به آرمان، انگارگان، اندیشه‏ورزی، مرام، مسلک، اعتقاد مسلکی، پندارها و اندیشوارگی ترجمه کرده‏اند (بریجانیان، 1371: 393).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

همچنین ایدئولوژی چند کار ویژه اساسی دارد: نخستین وظیفه آن نکوهش وضع موجود و یافتن ریشه های نابسامانی و ناروائی متصور است. ایدئولوژی بسیج هر چه بیش تر بتواند گناه همه ناروائی ها را به گردن مقام یا نهادی واحد بیندازد و همه شکوه ها و اعتراضات را بدان سو متوجه سازد، در امر بسیج کاراتر است. ایدئولوژی بسیج معمولاً تعبیری ساده و عامه فهم از دشواری های موجود عرضه می کند و بر وجوه مشترک اعتراضات گروه های مختلف اجتماعی انگشت می گذارد و برای رفع آن راه حل های عملی، هم برای ویران کردن نهادهای موجود و هم برای ایجاد نهادهای نو، پیش می نهد. دومین وظیفه ایدئولوژی بسیج، ترسیم وضع مطلوب و تعیین اهداف غائی جنبش و وسایل دستیابی به آن هاست. تصویر ایدئولوژی های بسیج از وضع مطلوب آینده، مبهم است. اما هر چه روند انقلاب پیشتر می رود این تصویر روشن تر می شود. همین ابهام نیروی تخیل پیروان ایدئولوژی انقلابی را بیش تر برمی انگیزد و بر نیروی بسیج می افزاید. در یک وضعیت انقلابی ممکن است چند ایدئولوژی رقیب وجود داشته باشند و هر یک تصویر متفاوتی از آینده عرضه کند. سومین وظیفه ایدئولوژی بسیج عرضه تبیین تازه ای از تاریخ به سود جنبش و ستایش از گذشته آن است. در نتیجه، وضع موجود وضعی منسوخ اعلام می گردد که پاسداران آن باید به «زباله دانی تاریخ» افکنده شوند. «کارل مانهایم» که از ایدئولوژی انقلابی به عنوان یوتوپیا یاد می کند (در مقابل «ایدئولوژی» که بر طبق تعریف او بازتاب فکری وضعی مستقر و محافظه کارانه است) می گوید که در شرایط پیدایش یوتوپیا « گروه های تحت سلطه با چنان قوتی علاقمند به نابود کردن و متحول ساختن وضع اجتماعی مستقر می شوند که به طور ناخواسته و ناآگاه تنها عناصری از وضع موجود را می بینند که به نظر آن ها منفی و مطرودند» (بشیریه، 1372: 82).
همچنین ایدئولوژی را به دانش ایده‏ها، ماهیت و سرچشمه‏های آن و نیز دکترین، عقاید و روش های تفکر فرد، گروه و طبقه و مجموعه‏ای از ایده‏ها که بخصوص در مورد سیستم اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است، معنا کرده‏اند. سایر لغت‏نامه‏ها نیز کم و بیش همین معنا را ارائه کرده‏اند. اما باید گفت تعاریف ارائه شده توسط چنین فرهنگ هایی، متفاوت از تعاریف خاص و علمی این اصطلاح است؛ هرچند تعاریف مذکور کیفیت مبهم و کاربردهای متفاوت آن را نشان می‏دهند (اخوان مفرد،1381: 1).
اصطلاح ایدئولوژی از دو کلمه لاتین (ایده) به معنی فکر، نظر، ذهن و (لوژی) پسوندی به معنای شناخت یا شناسی ترکیب شده است. کاربرد این اصطلاح به «آنتوان دو تراس» فیلسوف فرانسوی در اواخر قرن 18 برمی‌گردد. او اصطلاح ایدئولوژی را برای علم ایده‌ها انتخاب کرد که از نظر او علمی است همراه با مأموریت یا مسئولیت علمی که هدفش را خدمت به بشر و حفظ و حمایت او و رهانیدن ذهن او از تعصب و آماده ساختن برای پذیرش حکومت عقل، تشکیل می‌دهد (خدایاری،1377: 40).
با توجه به این که ایدئولوژی در آن واحد هم از ارزش ها و موقعیت ها الهام می‏گیرد و سعی می‏کند تا میان آن ها همبستگی ایجاد کند و هم از الگوهای فرهنگی، هنجارها و نهادها نشات می‏گیرد، لذا در چارچوب فرهنگ، دارای مقام خاصی است و توجه روزافزون جامعه‏شناسان به ایدئولوژی و مطالعه تجربی آن به همین دلیل است. مفهوم ایدئولوژی به اجمال در این قالب ها مورد بحث قرار می گیرد:
ایدئولوژی به عنوان دانش ایده‏ها، ایدئولوژی به عنوان آگاهی کاذب، ایدئولوژی به عنوان جهان‏بینی طبقه، ایدئولوژی به عنوان جامعه‏شناسی معرفت، ایدئولوژی به عنوان آرمان غیرعقلانی معطوف به عمل، ایدئولوژی به عنوان یک نظام معنایی و یک مفهوم فرهنگی مورد بررسی قرار می گیرد (اخوان مفرد،1381: 5).
از آنجا که طبقه‏بندی نظریات پیرامون یک مفهوم به فهم دقیق تر کمک می‏کند، «مصطفی رجایی» در مقاله خود در قالب چهار رهیافت ‏به بررسی نظریات پیرامون مفهوم ایدئولوژی پرداخته است، که از نظر ایشان باید توجه داشت که مفهوم ایدئولوژی یکی از مغشوش ترین مفاهیم علوم اجتماعی است،که در قالب چهار رهیافت‏ به طرح نظریات دانشمندان جامعه شناسی پیرامون این اصطلاح می پردازد.
در رهیافت معرفت‏شناختی نظریات «کاندیلاک» و «دوستوت دوتراسی» بررسی شده و نهایتأ چنین نتیجه گرفته شده است که ایدئولوژی در این رهیافت، مبتنی بر نظریه‏ای مهیج از دانش است که ارتباط مستقیمی با درک و فهم از آن در قرن بیستم ندارد. وی در رهیافت جامعه شناختی، به طرح دیدگاه های مارکس، انگلس، مانهایم، موسکا، پارتو، سورل، پارسنز و بل می پردازد و جمع بندی نظریات آنان را چنین می آورد:
«رهیافت جامعه شناختی، مفهوم ایدئولوژی را به عنوان نظامی از ایده‏های تعین یافته اجتماعی تلقی می‏کند که چنین ایده‏هایی ضرورتأ صحیح هم نیستند. لکن این نظام توانایی و پتانسیل فراوانی برای همبستگی اجتماعی، همچنین برای کنترل اجتماعی، بسیج، تحریف و دستکاری در اذهان توده‏ها را داراست. مضافأ بر اینکه ایدئولوژی ها ممکن است در خدمت توجیه مجموعه‏ای از هدف ها و ارزش ها قرار گیرند، مشروعیت‏بخش اقتدار سیاسی باشند یا به رد و عدم پذیرش آن مجموعه از اهداف و ارزش ها و تقبیح اقتدار سیاسی بپردازند. برخی از نویسندگان مزبور اشاره ضمنی به ایدئولوژی به عنوان یک مفهوم موهن کرده‏اند و دیگران آن را در یک روش بی طرفانه مورد بررسی قرار داده‏اند» (رجایی،1990: 6).
نظریات «فروید» در رهیافت روان‏شناختی بررسی شده است. مطابق نظر رجایی در این رهیافت تمرکز بر روی ایدئولوژی، ابتدائأ مرتبط با فرد و بعد پیامدهایش بر رفتار اجتماعی اوست. همچنین ایدئولوژی، منبع تثبیت‏ ساخت روانی فرد قلمداد می‏شود که او را به مجموعه‏ای از عکس‏العمل های روانی مناسب تجهیز می‏کند و نیز فرد را در مواجهه با تقاضاهای ناسازگار در زندگی اجتماعی سازگار می‏سازد و وی را از اضطراب، تشویش و خستگی آسوده می‏سازد.
در رهیافت فرهنگی _ روانی، ضمن مروری بر نظریات «دیون و گیرتز»، ایدئولوژی ساخت فرهنگی _ روانی کم و بیش منسجمی قلمداد می‏شود که عناصر محیطی و روانی را یکپارچه و متحد می‏سازد. در این دیدگاه، ایدئولوژی از یکسو مستلزم چشم‏انداز و دورنمایی روانی و از سوی دیگر نیازمند زمینه‏های فرهنگی است که نخستین کارکرد آن، قادر ساختن فرد به ایجاد یک احساس از نظام فرهنگی سمبلیک می‏باشد(رجایی، 1990: 6-9).
«ما مفهوم ایدئولوژی را در قالب چهار رهیافت‏ بررسی کرده به توضیح اجمالی هر یک از آن ها پرداختیم. هر یک از رهیافت های مزبور نورافکنی بر برخی زوایای تاریک و ابعاد متنوع این مفهوم افکندند و مجموعا میراث فکری گوناگون و ویژگی های شگفت‏آور این اصطلاح را آشکار ساختند. ما با بررسی استقرایی چنین استنتاج می‏کنیم که می‏توانیم یک مفهوم ترکیبی از ایدئولوژی داشته باشیم و آن را به شکل زیر توصیف کنیم:
«ایدئولوژی عبارت است از احساسات سرشار، اسطوره‏های اشباع شده، سیستم رفتاری مرتبط و منبعث از باورها و ارزش ها درباره انسان، جامعه، مشروعیت و اقتدار که به صورت یک روال عادی و عادتی همیشگی مستحکم شده است. اسطوره‏ها و ارزش های ایدئولوژی از طریق سمبل های ساده‏سازی شده اقتصادی و راه و روش های مؤثر به یکدیگر مرتبط می‏شوند. باورهای ایدئولوژیک کم و بیش منطقی، منسجم و سلسله مراتبی و زنجیروارند وپتانسیل قابل توجهی برای بسیج توده‏ای،کنترل، تحریف و دستکاری اذهان دارند» ( رجایی،1990: 9).
همچنان که ملاحظه کردیم، تعداد زیادی از دانشمندان علوم اجتماعی، مفهوم موثقی از ایدئولوژی را به عنوان «نظامی از ایده‏ها، باورها و ارزش ها» مطرح کرده‏اند که متضمن تفسیری جامع از تاریخ است، نظریه دقیقی از نظم اجتماعی را شکل می‏دهد و با تکرار تلقین‏کننده ایده‏ها از طریق نظام ارزشی، باور و وفاداری توده‏ها را جلب می‏نماید ( فورن،1996: 203 -227).
1- انواع ایدئولوژی

ایدئولوژی انقلابی هر چه بیش تر بتواند گناه همه ناروائی ها را به گردن مقام یا نهادی واحد بیندازد و همه شکوه ها و اعتراضات را بدان سو متوجه سازد، در امر بسیج کاراتر است. ایدئولوژی بسیج معمولاً تعبیری ساده و عامه فهم از دشواری های موجود عرضه می کند و بر وجوه مشترک اعتراضات گروه های مختلف اجتماعی انگشت می گذارد و برای رفع آن راه حل های عملی، هم برای ویران کردن نهادهای موجود و هم برای ایجاد نهادهای نو، پیش می نهد. دومین وظیفه ایدئولوژی انقلابی، ترسیم وضع مطلوب و تعیین اهداف غائی جنبش و وسایل دستیابی به آن هاست. تصویر ایدئولوژی های بسیج از وضع مطلوب آینده، مبهم است. اما هر چه روند انقلاب پیشتر می رود این تصویر روشن تر می شود. همین ابهام نیروی تخیل پیروان ایدئولوژی انقلابی را بیش تر برمی انگیزد و بر نیروی بسیج می افزاید. در یک وضعیت انقلابی ممکن است چند ایدئولوژی رقیب وجود داشته باشند و هر یک تصویر متفاوتی از آینده عرضه کند. سومین وظیفه ایدئولوژی انقلابی، عرضه تبیین تازه ای از تاریخ به سود جنبش و ستایش از گذشته آن و نفی وضع موجود است. در نتیجه، وضع موجود وضعی منسوخ اعلام می گردد که پاسداران آن باید به «زباله دانی تاریخ» افکنده شوند. در این قسمت به انواع ایدئولوژی پرداخته می شود و به بررسی چگونگی به وجود آمدن این شکل بندی ها و قرار گرفتن مفاهیم در ساختار جامعه اشاره خواهد شد و سپس به تفاوت های آن ها در خاستگاه و ظهورشان توجه می شود.
1-1- ایدئولوژی دولتی
یک ایدئولوژی کلّی است که در آن یک سیستم تک حزبی متعهّد به آن ایدئولوژی کلّی، که معمولاً توسط یک جریان خاص و مشخص اداره می شود، گفته می شود که انحصار وسایل ارتباط جمعی، انحصار اقتصادی که ممکن است لزوماً و به طور مستقیم توسّط دولت صورت نگیرد، ایدئولوژی دولتی می‌کوشد تا همه جمعیّت زیر دست خود را برای تحقّق بخشیدن به اهداف دولتی بسیج کند و همچنین فعالیّت‌هایی که هم سو با این اهداف نباشند از جمله فعالیّت‌هایی مانند تشکیل اتحادیه‌های کارگری، نهادهای مذهبی تأیید نشده از سوی دولت یا احزاب سیاسی مخالف، تحمّل نمی‌شوند. در این روش و ایدئولوژی به افزایش اختیارات و قدرت دولتی و کاهش منزلت و حقوق انسانی و جامعه گردن می نهند (علیزاده، 106:1377 ).
«کارل مانهایم» در کتاب خود، اندیشه های سیاسی و تحول در آن ها را تابعی از تحولات اجتماعی، اقتصادی و تاریخی می داند. به این معنا که کلید فهم دگرگونی در اندیشه ها را باید در دگرگونی های اجتماعی و سرنوشت طبقاتی که حامل آن ها هستند یافت. به نظر مانهایم ایدئولوژی فرآورده طبقات حاکمه است و وضع موجود را توجیه می کند و ممکن است به صورت جهان بینی یک عصر درآید. ایدئولوژی دولتی ایجاد کننده ثبات سیاسی است که در مقابل ایدئولوژی انقلابی مقاومت می کند (بشیریه، 1376: 13).
ازدیدگاه «آلتوسر»، دولت نیز نوعی از شکل‏بندی حکومتی است که‏ به همراه سرمایه‏داری ظهور کرد و هر دولتی توسط شیوه تولید سرمایه‏داری تعیین شده و به‏ منظور محافظت از منافع آن شکل گرفته است. این مسئله‏ که مفهوم ملت‏ها به عنوان واحدهایی مجزا با سرمایه‏داری‏ متناظر است، به لحاظ تاریخی درست است. همچنین امکان‏ دارد که دموکراسی به عنوان یک ایدئولوژی و یا شکلی از حکومت نیز با سرمایه‏داری متناظر باشد؛ چرا که دموکراسی‏ این توهم را ایجاد می‏کند که همه افراد با یکدیگر برابرند و قدرتی یکسان با یکدیگر دارند و در نتیجه بر روابط استثمارگرانه اقتصادی نقاب می‏افکند (گیدنز،1383: 1).
آلتوسر به دو مکانیزم عمده اشاره می‏کند که تضمین‏ می‏کنند مردمی که تحت حاکمیت دولت‏اند مطابق با قوانین‏ آن دولت عمل کنند. نخستین مکانیزم را آلتوسر دستگاه‏های‏ سرکوب دولتی می‏نامد مانند (آکادمی سلطنتی سوییس که به آموزش مهارت هاو تعلیم جوانان می پردازد)، پلیس، دادگاه‏ها و زندان، مستقیمأ به اعمال زور جهت انطباق رفتار مردم با قوانین می‏پردازند. دولت از طریق این دستگاه‏ها افراد را وادار می‏کند تا به گونه‏ای معین رفتار کنند.
اما مکانیزم دومی که‏ آلتوسر بررسی می‏کند برای مطالعات ادبی اهمیت بیش تری‏ دارد. او آن را دستگاه‏های ایدئولوژیک دولت می‏نامد. نهادهایی وجود دارند که ایدئولوژی‏هایی تولید می‏کنند که‏ ما به مثابه افراد (و گروه‏ها) آن‏ها را درونی می‏کنیم و مطابق‏ آن‏ها عمل می‏کنیم. دستگاه‏های ایدئولوژیک دولت مدارس، مذاهب، خانواده، نظام حقوقی، سیاست، هنر، ورزش‏ و غیره می‏شوند. این سازمان‏ها نظام‏هایی از عقاید و ارزش‏ها تولید می‏کنند که ما به مثابه افراد جامعه به آن‏ها باور داریم‏ (یا منکر آن‏ها هستیم). همین مسئله است که آلتوسر آن را مورد تحلیل قرار می‏دهدکه ما چگونه ایدئولوژی‏هایی را که این‏ دستگاهها خلق می‏کنند، درونی کرده و به آن‏ها باور پیدا می‏کنیم؟ (و در نتیجه در نظام سرمایه‏داری به غلط خود را سوژه‏هایی غیر بیگانه می‏پنداریم). پاسخ آلتوسر با تفکیک‏ میان ایدئولوژی‏ها و ایدئولوژی آغاز می‏شود. ایدئولوژی‏های خاص، تاریخی و متفاوتند. ما می‏توانیم درباره ایدئولوژی‏های‏ متعددی نظیر ایدئولوژی مسیحی، ایدئولوژی دموکراتیک، ایدئولوژی فمینیستی و موارد دیگر سخن بگوییم، اما ایدئولوژی ساختاری است.
«آلتوسر» می‏گوید که ایدئولوژی یک‏ ساختار است و در نتیجه ابدی است. یعنی بایست به صورت‏ هم زمان مورد مطالعه قرار گیرد. دلیل آن‏که آلتوسر اعلام‏ می‏کند ایدئولوژی تاریخ ندارد همین مسئله است. او مفهوم‏ ایدئولوژی به عنوان ساختار را از این اندیشه مارکسیستی‏ استنتاج می‏کند که ایدئولوژی را بخشی از روبنا می‏داند، اما او ساختار ایدئولوژی را با مفهوم ناخودآگاه «فروید» و «لکان» پیوند می‏دهد. از آن‏جا که ایدئولوژی یک ساختار است، محتواهای‏ آن می‏توانند تغییر کنند. می‏توان آن را با هر چیزی پر کرد، اما فرم آن، هم چون ساختار ناخودآگاه، همیشه یکسان باقی‏ می‏ماند. همچنین، ایدئولوژی ناخودآگاهانه فعالیت می‏کند. ایدئولوژی نیز مانند زبان، نظام و یا ساختاری است که ما در آن زندگی می‏کنیم و با ما سخن می‏گوید، اما ما را دچار این توهم می‏کند که گویی ما آن را در اختیار خود داریم، یا می‏توانیم آزادانه اعتقادات خود را انتخاب کنیم، یا دلایل‏ فراوانی می‏توانیم برای اعتقادات خود ذکر کنیم.
اولین فرضیه و یا تز آلتوسر این است که «ایدئولوژی‏ بازنمایی روابط خیالی افراد با شرایط واقعی هستی‏ آن‏هاست.» او برای توضیح این ادعای خود، این مسئله را نشان می‏دهد که چرا مردم به این روابط خیالی با شرایط واقعی هستی خود احتیاج دارند. چرا متوجه

دیدگاهتان را بنویسید