مقاله درمورد جرم انگاری، افساد فی الارض، نظم اجتماعی

مقاله درمورد جرم انگاری، افساد فی الارض، نظم اجتماعی

مقاله درمورد جرم انگاری، افساد فی الارض، نظم اجتماعی

خدا و رسول به منزله ایجاد آمادگی ذهنی و روانی برای بیان بزرگی خطر فساد در زمین است .
رابطه افساد در زمین با موضوع جرم محاربه :محاربه به دو شکل تحقق می یابد:مانند مبارزه و محاربه مادی و معنوی کافران و مشرکان با اسلام و دین و پیامبر و گاه غیر مستقیم از دیدگاه عرف مانند اخلال در عدالت و سازندگی و مصالح اجتماعی جامعه که این نیز به زیان های معنوی یا مادی منتهی می شود.132
4-و قاتلوهم حتی لا تکون فتنهً و یکون الذین کله لله))133 و ((و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الذین لله134
در این آیات خداوند مسلمانان را به جنگ فرمان داده است و جنگ را واجب کرده و پایان جنگ را پایان فتنه قرار داده است ،همانگونه که هر جا فتنه ایی باشد جنگ برای دفع آن واجب است هر جا شخص یا گروهی در صدد فتنه باشند جنگ برای دفع آنها واجب است.
برای ارتباط این آیات با فرقه بهائیت چند مطلب ذکر می کنیم،اولاً اینکه در روایات آمده است که منظور از فتنه شرک به خداوند است و در مجمع البیان نیز فتنه را در آیه ((الفتنه اشد من القتل ))135به همین معنا تفسیر شده است به این مفهوم که مراد از فتنه در آیه شرک به خداوند و و رسول است یعنی شرک آنها به خدا و رسولش از ارتکاب قتل در ماه حرام عظیم تر است.136
از امام باقر (ع)راجع به این آیه پرسیدند،حضرت امام (ع)فرمدند:تاویل آیه هنوز نیامده و رسول خدا (ص)به جهت نیاز خود و اصحابش به مشرکین رخصت داده اگر تاویل آیه بیاید این ترخیص از آنها پذیرفته نمی شود بلکه کشته خواهند شد تا توحید خدا برقرار شود و شرک از میان برود.137فتنه در قرآن در آیات مختلف و خطاب به گروههای مختلف به کار رفته است خداوند بدعت در دین را مترادف فتنه دانسته است برحذر باش که مبادا تو را از بعضی از احکامی که خدا بر تو نازل کرده، منحرف سازند.138
و همچنین شبهه در دین را با فتنه برابر دانسته است139 آنان که در دل ‌هایشان انحراف است، تنها آیات متشابه را پیروی می‌ کنند تا به این وسیله فتنه به پا کنند.
و راجع به تفرقه در دین می فرماید و در میان شما به سرعت فتنه ‌انگیزی ( و ایجاد تفرقه) می ‌پردازند.140
فتنه را مرادف با فساد گسترده دانسته اند و چون با حرف عطف (و) آمده است مراد قرینه است بر اینکه مراد از آن نوع خاصی از فساد است که با تمامیت طاعات و عبادات برای خدا منافات دارد فسادی که مردم را به خروج از اطاعت و عبادت خداوند فرا می خواند 141.
بنابراین فرقه گرایی دینی و و انکار مبانی و ضروریات دین و تبلیغ عقاید انحرافی در جوامع اسلامی باعث فتنه در زمین و فاسد شدن عقیده مردم می شود به طور که این به طور مستقیم مقابله با خدا شمرده می شوند،وشاید به همین دلیل باشد که آیت الله گلپایگانی کسانی که به تبلیغات انحرافی در جوامع اسلامی مشغولند را کافر حربی محسوب کرده اند.

بند دوم: احادیث
1-حضرت علی (ع) فرقه گرایی دینی و تفرقه در دین را مصداق فتنه می داندحضرت علی (ع) درباره استراتژی تفرقه جویان می فرماید: إِنَّ الشَّیْطَانَ یُسَنِّی لَکُمْ طُرُقَهُ وَ یُرِیدُ أَنْ یَحُلَّ دِینَکُمْ عُقْدَهً عُقْدَهً وَ یُعْطِیَکُمْ بِالْجَمَاعَهِ الْفُرْقَهَ (وَ بِالْفُرْقَهِ الْفِتْنَهَ).
شیطان راه های خویش را برای شما آسان جلوه می دهد و می خواهد پیمان دین شما را گره گره بگشاید و به جای جمعیت و هماهنگی تفرقه اعطا کند و با تفرقه به شما فتنه بدهد.142
2-روایت محمد بن عیسی بن عبید از امام رضا (ع). امام (ع)در این روایت، فارس بن حاتم را مهدورالدم دانست و برای قاتل او بهشت را ضمانت کرد و جنید او را کشت ،فارس شخص فتنه گری بود که مردم را به بدعت دعوت می کرد
هذا فارس لعنه الله من قبلی،فتاناً اعیاً الی البدعه و دمه هدر لکل من قتله،فمن هذالذی یرینی منه و یقتله؟و انا ضامن له علی الجنه143.
فارس لعنه الله خودش را از جانب من می داند او فتنه گر و بدعت کار است و خونش برای هرکس که او را بکشد هدر است کیست که مرا از او راحت کند و او را بکشد تا من بهشت را برای او ضمانت کنم. استدلال به این روایت این گونه است که امام پیش از آنکه خون او را هدر اعلام کند ،فرمود فارس فتنهگر و دعوت کننده به بدعت است، بنابراین سبب مهدورالدم شدن او فتنه گر بودن اوست و همانطور که در قسمت قبلی گفته شد فتنه مرادف با افساد است.
آوردن جمله دعوت کننده به بدعت در کنار عنوان فتنه گر بیانگر اهمیت حفظ دین و جلوگیری از ایجاد تفرقه و ایجاد بدعت های جدید در دین مبین اسلام است،که ،رهبران بهایی با ایجاد فرقه بهائیت همانطور که در مباحث قبلی گفته شد مبدع بسیاری از بدعت ها در اسلام بودند.

مطلب مرتبط :   مقاله درمورد دانلودرشد شناختی، مهارت حرکتی، مهارت خواندن

گفتار دوم : مبانی عرفی
اگرچه عرف حاکم بر جامعه ی اسلامی بطور مستقیم یا غیر مستقیم متاثر از مبانی شرعی قانونگذاری در جامعه ی اسلامی است، لیکن به دلیل اهمیت این مبانی و تبیین بهتر جرم انگاری تشکیل و اداره و عضویت در فرقه مجرمانه ی بهائیت ، مبانی عرفی موثر در جرم انگاری این پدیده ی مجرمانه در ذیل مورد بررسی قرار می گیرد تا مشخص شود که تنها مبانی شرعی نیست که جرم انگاری چنین فرقهی مجرمانه ای را سبب می شود. بلکه مبانی عرفی نیز در بسیاری از موارد می تواند جرم انگاری چنین فرقه ایی را توجیه کند.

بند اول : امنیت و نظم عمومی
یکی ازتعاریف امنیت به حداقل رساندن تهدیدهای اجتمایی است144 که بیانگرنسبی بودن
مقوله ی امنیت است.در منابع دینی هم امنیت ، نخستین شرط یک اجتماع سالم است . اسلام می خواهد در یک جامعه ی اسلامی امنیت کامل ح
کم فرما باشد و مردم از نظر اندیشه و فکر نیز در امان باشد و از انسانها خواسته است که از فرقه گرایی و اختلاف در دین خدا پرهیز کنند..
مبادا در دین خدا تردید و تلون و اختلاف از خود نشان دهید، که همانا اجتماع و همبستگی در آنچه از حق مورد کراهت شما است، از تفرقه در آنچه از باطل مورد محبت شما است بهتر است145
البته این بدان معنی نیست که در برابر تهاجم فرهنگی و اخلال در نظم عمومی فکری جامعه ، تنها باید به اقدامات متقابل فرهنگی یا توصیه های اخلاقی بسنده شود بلکه یک نظم حقوقی کارآمد نمیتواند از مجازات های متناسب که گاه گریز ناپذیر است اجتناب کند. در کشورهای غربی نخستین نظریه پردازان در زمینه صلح و امنیت، هابز، لاک و منتسکیو بودند، جان لاک می گوید: منظور از صلح و امنیت تنها آن نیست که زنده باشیم بلکه منظور واجد بودن رفاه و آسایش و ایجاد تسهیلات مشخص می باشد که حق طبیعی ماست و وظیفه ی موسسات دولتی است که آن ها را تحصیل و نگهداری کنند.146 منتسکیو نیز در رابطه با امنیت معتقد است که چون امنیت نتیجه ی صلح است و صلح اولین قانون طبیعت است لذا بزرگ ترین اصول در حکومت ایجاد امنیت است و مقصود از امنیت تنها حفظ حیات نیست بلکه تامین آزادی است147. همانگونه که مشاهده می شود این تعاریف نشانگر سلسله مراتب و سطوح مختلف امنیت است و بیانگر این نکته است که مفهوم امنیت معادل تهدیدهای مرزی و صرفاً فردی و جسمی نیست بلکه ابعاد دیگری نیز دارد . همانگونه که سازمان ملل متحد در سال 1945 گزارش محرمانه ای در اختیار دولت ها قرار داد که نتایج کنفرانس سانفرا نسیسکو بود رهایی از ترس و رهایی از نیاز دو جزء مهم امنیت محسوب می شوند148 با توجه به تعاریفی که از امنیت بیان شد این نتیجه بدست آمد که امنیت از مفهوم ابتدایی خود به تدریج متحول شده وبیشتر به سطوح امنیت عمومی و امنیت ملی متمرکز شده است ، و بنا براین مجازات که همان خشونت قانونى است در هر سیستم حقوقى وجود دارد و محل ظهور آن را مى‏توان جایى یافت که محدودیتهاى آزادى ترسیم مى‏شوند؛ یعنى این دو عنصر همواره هم‏عرض هم پیش مى‏روند. در هر سیستم حقوقى آن جا که فرد، حق انجام عملى را ندارد اگر اقدام به آن نماید مستحق مجازات خواهد بود.. محدودیتهایى که باعث فعال شدن عنصر مجازات مى‏شوند عبارتند از:قانون و مبانى آن،امنیّت ملى،عفت عمومى،حریم حقوق دیگران.
بنابراین در امریکا با اتکا به اصل امنیّت ملى بود که پیروان یک فرقه مذهبى را که زنان و بچه‏هاى بسیارى نیز در میان آنها بود، در میعادگاه و عبادتگاه خصوصى‏شان زنده به آتش کشید،در اصل چهارم، پنجم، دهم و یازدهم حقوق بشر، محدوده آزادى لیبرالى معین شده است. در این اصول آمده است که اگر ابراز عقاید، مخل نظم عمومى، زیان‏آور براى جامعه، مزاحم آزادى دیگران و مصداق سوء استفاده تشخیص داده شود مى‏توان عامل را مجازات نموده و مورد آزار قرار داد و این محدودیت شامل آزادى مطبوعات، آزادى بیان، آزادى احزاب و آزادى اجتماعات نیز مى‏شود149. در قانون اساسى آلمان آمده است که سازمان داخلى احزاب باید با اصول دموکراسى موافق باشد و باید منابع مالى خود را به عامه گزارش دهند و احزابى که مقاصد یا رفتار پیروان آنها دلالت داشته باشد که درصدد برانداختن یا آسیب رساندن به اساس نظام دموکراسى آزاد یا به خطر انداختن هستهء جمهورى هستند، ضد قانون بوده، مورد مجازات قرار خواهند گرفت.150 قانون اساسى فرانسه نیز به همین ترتیب تصریح مى‏کند که احزاب مادامى که معتقد و ملتزم به اصول حاکمیّت ملى و روح دموکراسى هستند مجاز به فعالیتند و در غیر این صورت، غیرقانونى بودن حزب و مجازات خاطیان بدیهى است.151
در نظامهای سیاسی دینی که حقوق کیفری آنها متاثر از آموزههای مذهبی و وحی الهی است،جرمانگاری در حوزه ارزش های اساسی دین ، به معنای بیان ، اعلام و قانونگذاری کیفری درباره جرایم ومجازات های شرعی خواهد بود. مسالهی سیاست و نظم و امنیت جامعهی اسلامی از موضوعاتی است که مورد توجه فقیهان و علمای مسلمان بوده است و اگر امر حکومت و سلطنت در اکثر اوقات در دست علما نبوده آنان در حوزهی شرع و قانون همیشه خود را به عنوان نمایندگان دین و مذهب صاحب صلاحیت میدانستند و معمولا حاکمان و سلاطین با این نقش و کارکرد علما به خصوص اگر مشروعیت دهنده به حکومت آنها باشد کنار آمده اند و به جز در موارد نادری همانند دوران مأمون عباسی که می خواست این نقش را از علما بگیرد152 جنبه های شرعی و قانونی و مقام قضاوت و امور حسبی معمولا در دست فقها قرار داشته است ،لذا آموزه های فقهی در مسیر امنیت اقتصادی ، اجتماعی روانی ، فرهنگی و سیاسی جامعه ی اسلامی کارکردهای ویژه ی خویش را داشته و جرایم و مجازات های اسلامی به منظور حمایت از دین، عقل ، نسل ، جان و مال به عنوان مصالح مورد نظر شریعت تبیین شده است153.با توجه به ضرورت حفظ همین مصالح مزبور آنچه موجب تهدید و از بین رفتن تمام یا یکی از آنها شود نوعی فساد و تباهی است و چنانچه آن عامل عنوان خاصی داشته و مجازات آن مقرر و معین شده باشد حد و از مصادیق افساد فی الارض می باشد و آنچه در اختیار حاکم قرار گیرد تعزیر می باشد. حال اگر عملی به طور فراگیر یا به صورت عادت و تکرار یک یا چندین مصلحت فوق را تهدید و از بین ببرد یعنی اگر عملی باشد که دین،عقل،نفس،نسل،عرض،ناموس،واموال را تهدید کند به گونه ایی تخریب و فساد این مصالح به وسیله آن عمل و به مراتب از تخریب این مصالح به وسیله ء برخی از جرائم حدی که مصداق
فی الارض معرفی شده اند بیشتر باشند باید آن عمل را تحت جرم حدی افساد فی الارض قرار داد و مجازات اشد مفسد فی الارض را که همان قتل است برای آن در نظر گرفت بنابراین در این عمل مصادیق پنج گانه مورد تهدید قرار گرفته و از بین می رود لذا می توان از مصادیق بارز جرم افساد فی الارض باشد.منظور از ارض در این عنوان جامعه اسلامی است و نه صرف زمین ،بنابراین عنصر مهم دیگر افساد فی الارض احراز شیوع فساد در سطحی از جامعه حداقل سه نفر به بالا را باید به حساب آورد154.
نظم اجتماعی در قانون تعریف نشده است ولی می توان نظم اجتماعی را مفهوم کلی قابل انطباق بر امنیت عمومی و صیانت حیات و آزادی فردی و اجتماعی نوامیس و اموال دانست.155 هر جرم خواه شدید و خواه ضعیف ، لطمه و زیانی بر امنیت و نظم اجتماعی وارد می کند و به علت همین اختلال در نظم و امنیت است که جامعه به طرف مختلف از خود واکنش نشان می دهد.156 در رابطه با این بحث می توان گفت تلاش

mitra5--javid

پایان نامه ها

No description. Please update your profile.

You must be logged in to post a comment