پایان نامه با موضوع رویکرد تلفیقی

دانلود پایان نامه

انسان گرایانه را درباره توانایی ها و امکانات مراکز یادگیری، که منابع لازم را برای تشویق فراگیران فراهم می آورند، عنوان کرد. پاولوفریر صاحبنظری بود که نسبت به انسان گرایان بدبین بود؛ چون اعتقاد داشت نظام آموزشی موجب استضعاف دانشجویان شده است، و به آنان (انسان گرایان) خوشبین بود، چون اعتقاد داشت در محیطی که مدرسان و یادگیران به طور برابر با هم تعامل می کنند و در مقابل مسائلی با سایر همقطارانشان طرح می کنند، آزادی عمل دارند استضعاف از بین می رود و دانشجویان قادر خواهند شد استعدادهای ذاتی خود را پرورش دهند.
6- رویکرد تعهد اجتماعی
تمرکز این دیدگاه بیشتر بر مسئولیت و وظایف مدارس عالی و دانشگاه ها در خدمت به جامعه است. طرفداران این دیدگاه بر این باورند که دیدگاه تعهد اجتماعی را نیز، همچون دیدگاه حرفه‌ای، نمی توان به افراد نسبت داد، به عکس، این دیدگاه برخاسته از نیازهای اجتماعی، و توان و استعداد مدارس عالی و دانشگاه ها در فرآیند مساعدت در حل معضلات و مسائل اجتماعی است. منتقدان این دیدگاه معتقدند مدارس عالی و دانشگاه ها از آن رو به وجود آمده اند که دانشجویان را تربیت کنند و به انجام پژوهش های علمی همت گمارند. بر همین اساس ارائه خدمات اجتماعی را از وظایف سایر نهادها، به ویژه سازمان هایی که برای خدمات اجتماعی تأسیس شده اند، می باشد.
7- رویکرد دانشگاه های چند منظوره
دانشگاه های پژوهشی و جامع جدید که در زمینه رشد ذهنی دانشجویان فوق العاده متفاوت، توسعه و توزیع دانش جدید، و خدمت به جامعه فعالیت می کنند، دانشگاه های چند منظوره نامیده می شوند. این دانشگاه ها می کوشند تمامی نیازها و انتظارات را تحقق بخشند. دانشگاه های چند منظوره به بهترین وجه آرمان های آموزش عمومی را عملی می کنند. این دانشگاه ها ابزار خوبی برای پژوهش های علمی آموزش حرفه ای، و خدمت به جامعه اند، و همین پیچیدگی آن ها را به مؤسساتی مهیج تبدیل کرده است. منتقدان این رویکرد بر این باورند که بسیاری از دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی می کوشند تا همه نیازهای تمامی اقشار را برآورده سازند (باربارا، 1383، ص 682).
رسالت و اهداف دانشگاه
نویسندگان به صورتهای متنوعی به دسته بندی دیدگاه های کلی درباره رسالت‌ها و اهداف دانشگاه پرداخته‌اند که عموماً از نظر بیان و اصطلاحات بکار رفته متفاوت ولی از نظر مفهوم در یک راستا قرار دارند. نمونه هایی از این دسته بندیها بطور خلاصه در جدول (1) نشان داده شده است. (عارفی، 1384، ص 89)
دسته بندی اول:
گزارش هاروارد
1- رویکردهای کلاسیک
2- رویکردهای پراگماتیک
دسته بندی دوم:
بوتز، فریمن و کرمین
1- رویکرد عقل گرا
2- رویکرد تجربه گرا
3- رویکرد بازسازی گرا
دسته بندی سوم:
کامیل ام. کرک
1- رویکرد مدنی
2- رویکرد تجاری

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دسته بندی چهارم:
دانیل بلاندل
1- رویکرد مبتنی بر خدمات عمومی
2- رویکرد مبتنی بر بازار
دسته بندی پنجم:
بروباخر
1- رویکرد مبتنی بر ملاحظات معرفت شناسی
2- رویکرد مبتنی بر ملاحظات سیاسی
جدول -2-2 نمونه هایی از دسته بندی رویکردهای کلی درباره اهداف و رسالتهای دانشگاه
لازم به ذکر است به غیر از رویکردهای موجود در جدول (1) دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که تحت عنوان، دیدگاه یا رویکرد تلفیقی، بیان می گردد (Kirk، 2000، ص 15، به نقل از عارفی، 1384، ص 90). به هر حال ملاحظه رویکردهای فوق الذکر نشان می دهد که دو گرایش عمده در بین آنها دیده می شود که با اصطلاحات متنوعی بیان شده اند. بنابراین می توان رویکردهای مطرح شده را در سه دسته کلی قرار داد:
گرایش اول، گرایش غیر ابزاری است که با عناوینی همچون رویکرد کلاسیک، رویکرد عقل گرا، رویکرد مدنی، رویکرد مبتنی بر خدمات عمومی و رویکرد مبتنی بر ملاحظات معرفت شناختی بیان می گردد که بر مواردی همچون ارزش ذاتی دانش بدون توجه به سود و زیان اقتصادی و سود و تکامل و پرورش توانایی‌های انسان تأکید دارد.
گرایش دوم، گرایش ابزاری است که با عناوینی همچون رویکرد پراگماتیک، رویکرد تجربه‌گرا و بازسازی‌گرا، رویکرد تجاری، رویکرد مبتنی بر بازار و رویکرد مبتنی بر ملاحظات سیاسی معرفی شده است و بر مواردی همچون آماده نمودن دانشجویان برای ایفای نقش اقتصادی در جامعه و عرضه آموزش بر مبنای نیازهای جامعه تأکید دارد.
گرایش سوم، گرایش تلفیقی است که به دنبال تلفیق جنبه ها و رویکردهای موجود در گرایش اول و گرایش دوم می باشد و به عبارت دیگر، هر دو گرایش را دوروی یک سکه می داند.
جدول 3-2 -دسته بندی رویکردهای کلی درباره اهداف و رسالتهای دانشگاه (همان، ص 90)
رویکرد اول
رویکرد دوم
رویکرد سوم
رویکرد غیر ابزاری یا رویکرد ابزاری فردگرایانه
رویکرد ابزاری یا رویکرد جمع گرایانه
رویکرد تلفیقی
رویکرد غیر ابزاری
یا
رویکرد ابزاری فردگرایانه
رویکرد تلفیقی
رویکرد ابزاری
یا
رویکرد جمع گرایانه

مطلب مرتبط :   -فروش و دانلود پایان نامه کامل

شکل 1-2رویکردهای کلی درباره اهداف و رسالتهای دانشگاه و روابط آنها (همان، ص 90)
بررسی رویکردها یا دیدگاههای کلی درباره اهداف و رسالتهای دانشگاه
با توجه به دسته بندی انجام شده در قسمت قبل، در این مرحله بطور مختصر نقطه نظرات موجود در هر رویکرد یا دیدگاه نسبت به رسالتهای کلی دانشگاه و آموزش عالی بیان می گردد.
الف: رویکرد غیر ابزاری (رویکرد ابزاری فردگرایانه)
این دیدگاه که با عناوینی همچون رویکرد کلاسیک، عقل گرا، معرفت شناختی … معرفی می گردد، ریشه در مراحل اولیه شکل گیری آموزش عالی دارد و بطور طبیعی تا زمان حاضر تحولاتی نیز داشته و در نتیجه از طیف خاصی برخوردار است که می توان آن را از انتقال و جستجوی ارزشها و دانش تا تعقیب دانش جدید تصور نمود.
از بعد تاریخی نیز این رویکرد عمدتاً تا زمان قبل از وقوع انقلاب و پس از آن تا جنگ جهانی اول بر آموزش عالی غلبه داشته و سپس به دلایل متعدد از جمله نیازهای ایجاد شده، از تأثیرات و سیطره آن کاسته شده است. ولی بعد از دوران ذکر شده نیز کم و بیش در بین نظریه پردازان، طرفداران خاص خود را داشته است. از جمله آنها می توان افرادی همچون «ولبن» ، «آرنولد» ، «هاچینز» ، «نیس بت»، و «نیومن» را نام برد (همان، ص 91).
این رویکرد نقطه نظرات خاصی را در باب جایگاه و اهداف و رسالتهای آموزش عالی دارد که بطور مختصر به آنها اشاره می شود:
– دانشگاه ها، مؤسساتی خودمختار و مستقل و جدا از جامعه و متشکل از نخبگان هوشمند و روشنفکر و متفکر هستد. آنها فارغ از الزامات اجتماعی درصدد توجه به دانش و کمک به افراد برای ورود به حیطه دانش و تفکر و به عبارت دیگر، انتقال دانش با انگیزه عشق به یادگیری و جستجوی حقیقت می باشند (Ross، 1976، 139، Niblett and Pole ، 1972، ص 33). بنابراین بایستی به دنبال تعقیب دانش در راستای پاسخگویی به کنجکاوی بود. می توان گفت هدف اساسی مؤسسات آموزش عالی ابداع و انتشار دانش بوده و هست (clark ، 1983، ص 13).
– در دنیا، حقایق و ارزشهای مطلقی وجود دارند که کشف شده اند و یا می توانند کشف شوند در نتیجه باید در راستای شناسایی حقایقی که برای همه انسانها در همه زمانها و مکانها ارزشمند هستند و همچنین در جهت انتقال این ارزشهای اساسی مطلق و دائمی در زمینه ماهیت انسان و حقیقت و حقیقت به انسانها تلاش نمود (ساینال، 1379، ص 79). قلب دانشگاه انتقال فرهنگ به افراد است، باید با ارائه ادبیات، تاریخ، زبان کلاسیک به افراد به پرورش انسانهای متمدن و فرهیخته ای پرداخت که بتوانند در آینده، مدیریت امور انسانها و جامعه را برعهده گیرند (pullias، 1965، ص 28).
توجه به نکات فوق الذکر ما را به این نتیجه رهنمون می سازد که در دیدگاه یا رویکرد غیر ابزاری، بنیادی ترین هدف یا رسالت عمده آموزش عالی و دانشگاه ها انتقال ارزشها و دانش، آن هم صرفاً با انگیزه توجه به ارزش ذاتی دانش می باشد. ولی همانطور که قبلاً اشاره شده است، این رویکرد از طیف خاصی برخوردار است. بنابراین به غیر از موارد ذکر شده می توان نقطه نظرات دیگری را ملاحظه نمود که بیانگر رسالتهای دیگر آموزش عالی از دیدگاه غیرابزاری می باشد. در بین طرفداران این رویکرد برخی رسالت آموزش عالی را صرفاً انتقال دانش و فرهنگ (در رابطه با موارد فوق الذکر) می دانند و عده ای دیگر نیز هستند که با توجه به تحولات و نیازها غیر از آن به تعقیب یا جستجوی دانش جدید یا مقوله پژوهش نیز اشاره می نمایند.
درواقع علیرغم رویکرد بسیار محافظه کارانه و سنتی فوق، تقریباً پس از دهه 1850، پژوهش نیز به عنوان یکی دیگر از رسالتهای اصلی آموزش عالی مورد پذیرش قرار گرفت؛ ولی در این حیطه این معیارها مورد تأکید قرار گرفته است که پژوهش بایستی بدون توجه به جنبه های کاربردی و یا بهره اجتماعی باشد. به عبارت دیگر، جستجوی حقیقت و یا پژوهش نبایستی تحت تأثیر نیازهای جامعه و پاداشهای مادی قرار گیرد. پژوهش و پژوهشگر واقعی صرفاً به وسیله کنجکاوی ذاتی و تمایل به دانستن و کسب آگاهی بیشتر هدایت می شوند و نه انگیزه دیگر. همچنین از یکسو علاقه به پژوهش و اختصاص زمان لازم به آن و از سوی دیگر، تعهدات اساتید نسبت به امر آموزش و تدریس نیز بایستی تعادل لازم را داشته باشند (Mood، 1978، ص 30).
بدین ترتیب در رویکرد غیر ابزاری روندی ملاحظه می گردد که در آن انتقال دانش و ارزشهاو تعقیب دانش جدید یا پژوهش در حیطه غیر کاربردی و کاملاً بنیادی و خالص و به عبارت دیگر، توسعه ذخیره دانش انسانی ورای کاربردهای فعلی و عملی آن در حیطه های مختلف علوم طبیعی، اجتماعی و انسانی و هنری مدنظر می باشد. این روند در شکل زیر نشان داده شده است.
رویکرد غیر ابزاری نسبت به اهداف و رسالتهای کلی آموزش عالی
انتقال ارزشها و دانش
تعقیب دانش جدید (پژوهش)
پژوهش غیر کاربردی و بنیادی

رویکرد غیر ابزاری نسبت به اهداف و رسالتهای کلی آموزش عالی
انتقال ارزشها و دانش
تعقیب دانش جدید (پژوهش)
پژوهش غیر کاربردی و بنیادی

شکل2-2 رویکرد غیر ابزاری نسبت به اهداف و رسالتهای کلی دانشگاه و آموزش عالی (عارفی، 1384، ص 93)
ب: رویکرد ابزاری (جمع گرایانه)
دیدگاه ابزاری نسبت به اهداف و رسالتهای دانشگاه و آموزش عالی که در منابع مختلف به صورتهای گوناگونی از جمله، رویکرد بازسازی گر، رویکرد تجاری، رویکرد مبتنی بر بازار و ملاحظات سیاسی و رویکرد پراگماتیک، بیان می گردد، بر این نظر کلی مبتنی است که دانشگاهها بایستی در خدمت نیازهای جامعه قرار گیرند و ارزش دانش نه در ارزش ذاتی بلکه در میزان سودمندی و به عبارت دیگر، کاربرد آن می باشد. بدین ترتیب می توان مبنای عمده رویکرد ابزاری را نظریه «پراگماتیسم» دانست که در آن نظریه پردازانی همچون «چارلز ساندرس پیرس» ، «ویلیام جیمز» ، «جان دیویی» از معروفیت خاصی برخوردار هستند. در این نظریه، معیار درست بودن اندیشه ها سودمندی و کار آمدن یا کاربرد عملی و مدلل بودن آنان است و در نتیجه درستی و نادرستی آنها نیز وابسته به شرایط و زمان است. بنابراین بسیاری از اندیشه ها که در یک زمان خاص درست قلمداد می شوند با گذشت زمان ممکن است به تناسب شرایط و وضعیتهای ویژه، ارزش خود را از دست بدهند و بدین ترتیب نمی توان اهدافی با ارزشهای ایده آل جاوید درنظر داشت.
در مقابل دیدگاه سنتی غیر ابزاری که تأکید بر ایجاد حصارها یا دیوارهایی مابین دانشگاهها و جامعه و انجام مطالعات علمی و ادبی خاصی همچون زبان لاتین، یونانی و ریاضیات و امثالهم برای رشد قوای ذهنی و اخلاق دارد، در رویکرد ابزاری نظر بر این است که نظام آموزشی باید دیوارهای موجود میان خود و جامعه را برداشته و بیش از پیش به آن نزدیک شود؛ چرا که اندیشه واقعی در شرایط طبیعی و اجتماعی پرورش می یابد (نقیب زاده، 1376، ص 62).
از لحاظ زمانی دوره رونق دیدگاه ابزاری را می توان از زمان انقلاب صنعتی و جنگهای جهانی دانست که به شدت از دانشگاهها انتظار می رفته است که در خدمت نیازهای خاص جامعه قرار گیرند و دانشجویان را برای ایفای نقشها در انجام وظایف مربوط به زندگی مدرن صنعتی آماده سازند.
از این نظر حل مسائل پیچیده دنیای کنونی اعم از مشکلات صنعت، کشاورزی، نیروی کار، مواد اولیه، روابط بین الملل، بهداشت، محیط زیست و غیره نیاز به اطلاعات و مهارتها و تجارب عالمانه دارند و بهترین مکانها یا مؤسسات برای فراهم نمودن چنین تسهیلات اعم از علم و تجربه و مهارت، دانشگاهها و بطور عام تر مؤسسات آموزش عالی هستند و به همین جهت عمدتاً از پایان قرن نوزدهم سعی شده است که از نتایج پژوهشهای دانشگاهی در جهت رفع نیازهای بخشهای مختلف کشاورزی و صنعتی استفاده شود (Hook، 1953، ص 14).
به قول برخی از مروجین دیدگاه ابزاری از جمله «والر اشتاین» و «آرو اسمیت» در واقع آموزش عالی ابزار اصلی تغییر اجتماعی و منبع قدرت و حتی سیاسی خالص بشمار می آید و جامعه نمی پذیرد که آموزش عالی جدا از آن عمل نماید، به همین دلیل برخی افراد همچون «گولد» اصطلاح «کامیونیورسیتی» را به جای «یونیورسیتی» در جهت تأکید بر رابطه جامعه و محیط دانشگاهی بکار می برند. در همین رابطه «اف. آر.جونز» و «اچ. دی. ترنر» و «بی. ج. هالووی» آموزش عالی را یک «تجارت بزرگ» معرفی می نمایند. چرا که بخش عمده ای از تولید ناخالص ملی را مصرف می نماید و بخش قابل توجهی از بودجه و اعتبارات آن وابسته به حکومتها است. بنابراین عدالت اجتماعی حکم می کند که آموزش عالی براساس منابع تخصیص یافته جامعه به آن، آنچه را که جامعه می خواهد تولید نماید یعنی پرورش افراد شایسته ای که بتوانند چرخهای جامعه را به حرکت درآورند (عارفی، 1384، ص 95).
بنابراین در دیگاه ابزاری یا جمع گرایانه، هدف و رسالت عمده دانشگاه و آموزش عالی، توجه به نیازهای جامعه و خدمت به آن است و بدین ترتیب انتقال دانش و انجام پژوهش نیز زمانی سودمند و مناسب به نظر می رسند که در راستای حل مسائل باشند در غیر اینصورت از ارزش چندانی برخوردار نیستند. بنابراین در این رویکرد آنچه مورد تأکید قرار می گیرد، مناسبت و التزام اجتماعی آموزش عالی یا ارائه خدمات است. این نکته در شکل 3 نشان داده شده است: (همان، ص 96).
رویکرد ابزاری (جمع گرایانه) نسبت به اهداف و رسالتهای کلی آموزش عالی
رویکرد ابزاری (جمع گرایانه) نسبت به اهداف و رسالتهای کلی آموزش عالی

انتقال دانش (با جنبه کاربردی)

انتقال دانش (با جنبه کاربردی)
تعقیب دانش جدید (پژوهش)
تعقیب دانش جدید (پژوهش)
ارائه خدمات
ارائه خدمات
پژوهش کاربردی
پژوهش کاربردی

ارائه خدمات
ارائه خدمات

شکل3-2- رویکرد ابزاری نسبت به اهداف و رسالتهای دانشگاه و آموزش عالی (همان، ص 96)
ج: رویکرد تلفیقی
در آغاز این بحث با توجه به دو رویکرد ذکر شده، بطور طبیعی این پرسش مطرح می گردد که آیا می

دیدگاهتان را بنویسید