پایان نامه با کلمات کلیدی افساد فی الارض، تغییر عقیده، نظم و امنیت

دانلود پایان نامه

بهایی و آن هم با رعایت سایر شرایط و قیود امکان پذیراست .

گفتار دوم: بهاییت و بدعت
بدعت در لغت به معنی احداث و اختراع چیزی بدون نمونه و همانند گذشته است.230 برخی از فقها عملی رابدعت می دانند که دارای یکی از این دو ویژگی اصلی باشند :1-اصل و اساسی در شریعت نداشته باشد 2-به عنوان طریق شرعی وانمود گردد.231 مثلآ تزیین و نقاشی مساجد را نوعی بدعت می دانند چون در روزگار پیامبر وجود نداشته است.232 برخی از فقهای شیعه بدعت را به حرام و غیر حرام و یا بدعت شایست و ناشایست ذکر کرده اند و معتقدند : “حق این است که لفظ بدعت ، صریح در حرمت نیست ، زیرا منظور از بدعت عملی است که در زمان پیامبر اکرم (ص) معهود نبوده واین اعمال به حرام و مکروه تقسیم می شوند”233 همچنین صاحب جواهر می نویسد :
اما بر خلاف دیدگاه های قبلی که درتعریف خود از بدعت محدوده آن را گسترش دادهاند و بسیاری از امور را داخل در بدعت می دادند، دیدگاهی وجود دارد که با نگاهی عمیق تر و دقیقتر به تعریف بدعت پرداخته است. بر اساس این دیدگاه و نظر بدعت عبارت است از طریق مخترعه در دین که دارای دو ویژگی باشد :
1- اصل و اساس درشریعت نداشته باشد .
2- به عنوان طریق شرعی وانمود گردد .
یکی از فقها در راستای موافقت با این دیدگاه معتقد است :بدعت عملی است که غیر شارع بودن دلیل و مدرک شرعی ، به صورت یک عمل شرعی وانمود کند . اما اگر عملی از ناحیه ی شرع ثابت نشده باشد و آن را کسی انجام دهد ، بدون ارائه به صورت یک عمل شرعی، آن عمل از جهت بدعت حرام نخواهد بود اگر چه ممکن است از جهت دیگری حرام باشد.234 برخی دیگر همانند این فقیه معتقدند : بدعت ، طریقه ای در دین است که اختراع شده و اصلی در شریعت ندارد ، لکن در صورت مشابه با شریعت است و به عنوان یک امر شرعی وانمود می گردد.235 این تعریف که از تعاریف قبلی مناسب تر به نظر می رسد با قیود سه گانه بخشی از نو آواری ها را که شایسته نیست در تعریف بدعت قرار بگیرد از شمول آن خارج می کند قید طریقهای در دین به منظور خارج کردن طریقه هایی است که در امور دنیوی اختراع می شود مانند صنایعی که جدید هستند و سابقه ندارد . این قید که اختراع شده و اصلی در شریعت ندارد برای خارج کردن چیز هایی که بعد از پیامبر اکرم (ص) اختراع شده ولی با شریعت مرتبط است . این قید که به عنوان یک مساله ی شرعی وانمود گردد یک سری اعمال را که در صورت به عنوان مساله شرعی وانمود نشده ، مثلا گفتن ذکرخدا در هر حالی خوب است یا خواندن نماز در همه ی احوال فضیلت دارد ، ولی بدون مدرک شرعی به یک ذکر خاصی ملنزم بشود و آن را به عنوان یک مساله ی شرعی وانمود کند بدعت و حرام است.236 علاوه بر بدعت لازم است اشاره ای به تشریع که معنای نزدیک و شاید مشابه به بدعت دارد شود و معنای اجمالی آن مشخص شود. تشریع از نظر برخی فقیه ها به معنای آوردن چیزی در داخل دین است که در دین نیست.237 برخی فقها تشریع را با بدعت به یک معنا می دانند و معتقدند : اگر مکلف، نافله ای را در وقت مخصوص و مکان مخصوص و برهیأت مخصوص، انجام دهد و معتقد باشد به مشروعیت این خصوصیات و استحباب آنها ، بدون هیچ گونه دلیلی این عمل تشریع و حرام است و عبارت وی ، باطل . ثواب که ندارد بماند ، عقاب هم در پی دارد.238 امام خمینی نیز معتقدند: تشریع یعنی وارد کردن چیزی به دین که در دین نیست و این مساوی با بدعت است.239 اما برخی فقها معتقدند که فرق بدعت و تشریع در این است که تشریع ، عملی است که شارع آن را اراده نکرده است و بدعت عملی است که شارع عدم آن را اراده است .
لذا موضوع تشریع یعنی همان عملی که به وسیله ی تشریع صورت می گیرد حرمت ذاتی ندارد. آنچه حرام است خود تشریع است بر خلاف بدعت که حرمت ذاتی دارد . اما تفاوتی که این فقها بین تشریع و بدعت قائل شده اند و حرمت بدعت را ذاتی و حرمت تشریع را غیر ذاتی قلمداد کرده اند بدون مدرک است . اما می توان بدعت را فرا تر تلقی کرد و تفاوت این دو را در این نکته دانست که در صدق عنوان بدعت ، دعوت مردم به عمل به بدعت وجود دارد ولی برای تحقق تشریع چنین شرطی وجود ندارد .
با توضیحاتی که در رابطه با تشریع و بدعت گفته شد اینک به بررسی جرم بدعت ورفتارهای فرقه مجرمانه بهائیت می پردازیم وارتباط این جرایم مورد بحث قرار می گیرد.
همان گونه که در خصوص معنای مناسب وبهتر از معانی دیگر از بدعت توضیح داده شد ، رکن مادی جرم بدعت وارد کردن چیزی در داخل دین است که در دین وجود نداشته باشد و شرایط اوضاع و احوال رکن مادی این جرم را نیز می توان دو مورد در نظر گرفت : اصل و اساسی در شریعت نداشته باشد 2-به عنوان طریق شرعی وانمودگردد. همان گونه در فصل ابتدایی و دوم تحقیق ذکر شد بهائیان و به خصوص موسسین و رهبران این فرقه اعتقاداتی در زمینهی توحید ، نبوت ، مهدویت ، … دارند که کاملا مغایر با مبانی و ارکان اصیل شریعت های آسمانی و دین اسلام است و این را کاملا به طریقی فریبننده که بیان شد شرعی و مذهبی وانمود می کند و معتقدند با فریب اذهان عمومی تلاش کنند تا این باور را به وجود بیاورند و گسترش دهند که اصول ادعایی به ظاهر شرعی آنها که در واقع اصل و اساسی هم در شریعت های آسمانی و مقدس نداشته ، درست و صحیح هست و آنچه از ابتدا وجود داشته است مغایر با موازین شرعی است که آنها ادعای اصالت و آسمانی بودن آن را دارند و این چیزی جز بدعت نیست. اگر چه صرف تولید، حفظ و استفاده از کتب ضاله ی مخصوص این فرقه نیز نوعی بدعت است زیرا در تمام نگاشتههای ناشایست و ن
کوهیدهای است که بهائیان ادعای وحیاتی بودن آن را دارند.نکتهای که در پایان قسمت رکن مادی ذکر آن لازم به نظر می رسد این است که وقتی با تحقق رفتارهای مجرمانه ی بهاییت رکن مادی جرم بدعت محقق شود ، رکن مادی جرم تشریع نیز بدون شک محقق خواهد شد زیرا جرم بدعت فراتر و مرتبه ی مافوق تشریع هست .
با توجه به این مطالب و مطالبی که در ذیل رکن مادی بیان شد می توان گفت چنان چه یکی از رفتار های فیزیکی مصداقی در بهاییت که اخلاق و تحریف در ارکان ادیان الهی به خصوص دین مبین اسلام به وسیله ی این رفتارها تحقق می یابد جرم بدعت باشد بدون شک با ارتکاب رفتارهای مجرمانه ی بهائیت نیز محقق خواهد شد .

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان دربارهقیمت سهام، ورشکستگی، عوامل درونی

مبحث دوم :جرایم علیه امنیت

بشریت همواره به دنبال امنیت بوده است قرآن امنیت را یکی از اهداف استقرار حاکمیت الله و استخلاف صالحان و طرح امامت می شمارد. وعدالله الذین آمنو منکم و اعلمو الصالحات استخلفهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبد لنهم من بعد خوفهم امنا یعبد و فنی لایشرکون بی شیئا و شهری که در آن امنیت باشد از مثلها و الگوهای قرانی است . ضرب الله مثلاً قریه کانت آمنه مطمنه یا تیمتها رزقها اصولاً احکام اسلامی برای حفظ امنیت در جامعه است240 جرم انگاری نهادهایی از قبیل بغاه، محاربه، مفسد فی الارض و قطاع الطریق … و قرار دادن مجازات های سختی از قبیل اعدام ، تبعید، قطع دست چپ و راست نشان از اهمیت امنیت از دیدگاه اسلام است، امام علی وحدت و یکپارچگی مردم را رمز پیروزی و اعتلای آن دانسته و تفرقه و درگیری داخلی را موجب شکست و انحطاط جامعه معرفی می کند241 دستور داد که هر کس شعار تفرقه و پریشانی می داد مجازات شود242 و هنگامی که امام علی به جنگ بر هم زنندگان امنیت کشور می رفت سر بر آسمان می کرد و می گفت بارالها تو میدانی که آنچه می کنم جنگ قدرت و برای رسیدن به کالای بی ارزش دنیا نیست بلکه خواهان ارزش های دینی و اصلاح کشور هستم تا امنیت بندگان ستمدیده ات حفظ شود و احکام زمین مانده دینت بر پا داشته شود.243
دو اصل اساسی را میتوان از بینش امنیتی اسلام نتیجه گرفت. 1) ارزش امنیت و منزلت حافظان آن 2) لزوم شدت عمل در برابر آرامش ستیزان و برهمزنندگان امنیت .حکومت اسلامی وظیفه دارد با تهیه امکانات لازم امنیت جامعه را تامین کند244.
امنیت مفهوم بسیار وسیع و گسترده ایی دارد و به گونه های مختلفی تعریف شده است. امنیت از نگاه دینی و متفاوت از مفهوم امنیت در کشورها لائیک است . در واقع اساس حکومت های دینی و عامل وحدت آنها دین و مذهب آنهاست و در واقع اسلام جزء لاینفک نظام ماست و هر گونه تهدید علیه اسلام تهدید علیه امنیت محسوب می شود .
جان استوارت میل: آزادی انسان را وقتی باعث آسیب دیگران شود محدود می کند در حکومت های مذهبی و به خصوص اسلام علاوه بر این جهت ذکر شده آزادی انسان از طرف دیگر محدود می شود که آن حق خداوند بر بندگان است در مذهب اسلامی کسی حق ندارد با اظهار و تبلیغ عقاید انحرافی خود باعث گمراه کردن دیگران شود.
در واقع شک و تردید و شبهه در بین مردم و گمراه ساختن آنان گناهی نابخشودگی است و امنیت ذهنی و فکری مردم را به هم می ریزد امنیت ذهنی و فکری در اسلام بسیار مورد توجه بوده و آیات و روایات مختلفی بر این مهم تاکید می کنند. یکی از استادان حقوق دانشگاه ژنو به نام پروفسور مارسل براند می گوید: علت سخت گیری اسلام درباره مرتد شاید از آن روست که در نظام حکومتی و سیستم اداری جوامع اسلامی ایمان به خدا صرفاً جنبه اعتقادی و حضور درون قلبی شخص نداشته بلکه جزء بندهای پیوستگی و پایه های حکومت می باشد .
به طوری که با فقدان آن دوام و قوام آن متلاشی می شود و مانند قتل و نفس و فساد است و نمی تواند قابل تحمل باشد245 عبدالقادر عوده ارتداد را نوعی براندازی دانسته است و میگوید در تمام نظام های سیاسی اقدام برای براندازی جرم است چون در نظام های سیاسی اسلام عقیده دینی و پایه و اساس آن را تشکیل می دهد از این رو اقدام برای براندازی تلقی میشود البته چون در نظامهای سیاسی دیگر دین نقشی در نظامهای اجتماعی ندارد و دولت صرفاً بر مبنای قوانین بشری شکل می گیرد لذا تغییر عقیده دینی براندازی به شمار نیامده وضع قانونی ندارد ولی به هر حال در آن نظام ها نیز نسبت به تفکری که اساس نظم اجتماعی مقبول را تهدید می کند چنین حساسیتی وجود داشته و به نحوی با آن برخورد می کند. 246
اخلال در امنیت عمومی تنها از طریق سلاح نیست بلکه فتنه انگیزی وایجاد تفرقه و پراکندگی و دشمنی در بین مردم نیز اخلال در نظم عمومی و مصداق افساد فی الارض است، بنابراین هر چه موجب از بین رفتن نظم و امنیت مردم اجتماع شود، مشمول حکم افساد فی الارض است247.
ابو حنیفه علت اعدام مرتد را مقابله او با اسلام و اقدام برای براندازی می داند248 شیخ طوسی می فرماید: به اجماع صحابه بر پیشوا واجب است که قبل از جنگ با کفار به قتال اهل ارتداد بپردازد در واقع امری که باعث می شود ،فقها ی ما در مورد مرتد همچنین حکمی بدهند به خاطر بر هم زدن امنیت فکری و ذهنی مردم است به همین جهت است که قران کریم فتنه را بدتر از قتل دانسته است. 249
با مروری بر تاریخ اسلام شخص می شود هر کس که تغییر عقیده داده از اسلام خارج شده است ولی هیچ گونه اقدام عملی فردی و گروهی توطئه آمیز علیه اسلام نداشته اند مجازات نشده اند . در تعریف ارتداد می گویند:: ارتداد عبارت است . اظهار شعار بعد از کفر پس از ایمان به گونه
ایی که منجر به انکار پیغمبر یا امری از امورمسلمانان دین مانند انکار زکات و حرمت زنا شرب خمر گردد اما کفر امری از امور دین اگر با استدلال علمی همراه باشد همانند اعتقاد به جبر یا تشبیه یا انکار امامت و همانند اینها 250در این صورت ارتداد در مورد او صادق نیست هر چند چنین افکاری فی نفسه کفر است یا تعاریف دیگری از ارتداد شده است آنچه که در این تعاریف بر آن تاکید شده است تبلیغ و اظهار عقاید انحرافی است که جان استوارت میل که از پایه گذاران آزادی است بیان می دارد: کسی نگفته است که اعمال باید به اندازه عقاید آزاد باشد به عکس وقتی اوضاع و شرایطی که عقاید در آن ابراز می گردد چنان باشد که اظهار عقیده را به صورت نوعی برای انجام کاری مخل مصالح مشروع دیگران در آورد آن وقت حتی اظهار عقاید هم مصونیت خود را از دست می دهد.251 گفته استوارت میل شاهدی بر این مدعاست که آزادی

دیدگاهتان را بنویسید