پایان نامه با کلمات کلیدی امپریالیسم، ادیان توحیدی، دانش آموختگان

دانلود پایان نامه

اعلامیه ای بازداشت چند تن از بهائیان را به اتهام جاسوسی برای بیگانگان اعلام کرد و هر نوع فعالیت تشکیلات فرقه ی ضاله را در کشور ممنوع و عضویت افراد در آن تشکیلات را جرم شمرد. در اثر این اقدام ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا صراحتا به حمایت از بهائیان دستگیر شده پرداخت و دادگاه های انقلاب اسلامی را به علت صدور حکم مبنی بر حبس و اعدام جمعی از سران این فرقه را به جرم جاسوسی ، محکوم کرد.64 امام خمینی هم با مشاهده ی این طرفداری جانبداری ریگان از بهائیان دستگیر شده را دلیل به وابستگی سیاسی آن به امپریالیسم آمریکا شمرد و فرمود : اگر ما دلیل نداشتیم به اینکه اینها جاسوس آمریکا هستند جز طرفداری ریگان از آنها همین برای اثبات مدعا کافی بود … بهائیهان یک مذهب نیستند ، یک حزب هستند یک حزبی که در سابق انگلستان از آنها پشتیبانی می کرد و حال هم آمریکا دارد پشتیبانی می کند. این ها هم جاسوسند مثل آنها…65 علاوه بر این حمایت ها رسانه های امپریالیستی آمریکا نیز در کنار دولتمردان این کشور به حمایت از بهائیت پرداخته اند و به روشهای مختلف ضمن استفاده از همه رسانه ها به تبلیغ بهائیت می پردازند که برخی نمونه های مهم آن ذکر می شود :
1- نشریات مهم آمریکایی مانند تایم ، لوس آنجلس تایمز ، دیلی نیوز به هر بهانه ای به تبلیغ بهائیت می پردازند. مثلا در زمستان سال 1326 یکی از سران بهائیت به نام طرازالله سمندری برای تبلیغ به آمریکا سفر کرد و چهار ماه در آن مناطق حضور داشت که با انعکاس رسانه ای مفصل همراه بود مانند اینکه روزنامه دیلی نیوز شیکاگو مصاحبه ای از او چاپ کرد که عنوان آن را پیام دیانت بهائی ، صلح و عدالت گذاشته بود. همچنین به نوشته ی نشریه ی بهائیان علاوه بر اعلانات و اخباری که در این مورد در روزنامه ها ، رادیو ها و تلویزیون ها انتشار یافت و طی آن شمه ای از شرح حال جناب سمندری پخش گردید ، شرح مسبوطی نیز به وسیله ی جورج کورنل سردبیر مذهبی خبرگزاری آسوشیتوپرس انتشاریافت. این نشریه در ادامه می افزاید که جورج کورنل مصاحبه ای با سمندری ترتیب داد که در بیش از 4000 روزنامه ی مختلف در سرتاسر آمریکا در کشورهای مجاور مثل پاناما منتشر گردید.66 همچنین در روزنامه ی تایم در شماره 26 آوریل 1963 در مقاله ی مشروحی به معرفی فرقه ی بهائیت و درج مصاحبه ای با روحیه ماکسول همسر شوقی افندی می پردازد. بر کسی پوشیده نیست این پوشش وسیع خبری جز با حمایت همه جانبه ی امپریالیسم آمریکا ممکن نیست.
2- به نوشته ی رسمی بهائیان ایران ، در فیلمی که توسط یکی از کمپانی های معروف فیلمبرداری آمریکا که با نام « اسرائیل از دریا» تهیه شده بود ، صحنه هایی از قبر باب و مرکز جهانی بهائیت به چشم می خورد.67 همانگونه که مشاهده می شود تبلیغ و حمایت از بهائیت گرچه به طور غیر مستقیم در رسانه های آمریکایی به گونه ای شاخص مشاهده می شود.
3- در جریان کنفرانس بهائیان در شهر شیکاگو ، رسانه های آن کشور به طور یکپارچه و با هماهنگی کامل به پوشش خبری آن مراسم پرداختند تا آنجا که به نوشته فردی به نام جلال صحیحی از بهائیان شرکت کننده در آن اجلاس اخبار مربوطه به کنفرانس در قریب چهارصد روزنامه منتشر گردید.68
این حمایت ها به طور علنی تر ادامه یافت به گونه ای که نشریه ی کنگره ی آمریکا به حمایت از این فرقه در مقاله ای به قلم سناتور کیتینگ اقدام می کند. به نوشته ی نشریه ی رسمی بهائیان در 18 فوریه سال 1963 سناتور فوق الذکر در مقاله ای به حمایت از بهائیان برخاسته که در آن ایام در مراکش دستگیر و به جرم اقدامات سوء خود به اعدام محکوم شده بود.69
پیوند بهائیت با دولت انگلیس در سده ی اخیر از مسائلی است که مورخان و مطلعان رشته ی تاریخ و سیاست بر روی آن به نوعی اجماع دارند که از قرن 20 میلادی به بعد شکلی نمایان تر به خود گرفته است. این اجماع به دلیل تعصبات دینی مخالف بهائیت نیست بلکه برداشت طبیعی و معقول این نویسندگان از یک واقعیت مسلم تاریخی است.یکی از دلایل این نویسندگان وجود روابط آشکار سران فرقه ی بهائیت با انگلیس در طول تاریخ و اعطای لقب سر و شوالیه از سوی پادشاه انگلیس به عباس افندی در اوایل قرن بیستم میلادی می باشد که تصویر آن در کتب مختلف آمده است.70 عباس افندی با قبول این نشان و لقب به تابعیت انگلیس درآمد و تبعه ی آنها شد. تنها در این زمینه نبود که انگلیسی ها به حمایت از این فرقه پرداختند. بلکه پیشوای بهائیان مورد حمایت آشکار چرچیل وزیر مستعمرات انلگیس ، هربرت ساموئل کمیسر عالی بریتانیا در فلسطین و رونال استورز فرماندار حیفا قرار داشت و حتی یک شاعد عینی نیز برای این نکته صحه می گذارد که بهائیان آنجا مورد توجه و اطمینان کامل مقام های انگلیسی حکومت انگلیس بودند و اکثر آنها در مقام های حساس دولتی مانند فرمانداری ، ریاست ثبت اسناد و ماموریت های خیلی بالایی در این سرزمین مشاهده می شدند.71 اینها تنها نمونه هایی از مواردی است که نشان دهنده ی سوء استفاده ی سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی پیر استعمار در حمایت از این فرقه ی انحرافی است.
علاوه بر این دو کشور استعماری بهائیت از دیرباز با روسیه ی تزاری نیز تعامل و پیوند داشته است و حتی در آثار خود بهائیان شواهد و دلایل تاریخی وجود دارد که بیانگر وابستگی سران فرقه ی بهایی به روسیه ی تزاری است. از جمله ی این موارد می توان به حبس میرزا حیدرعلی اسکویی و جمعی از بهائیان در تبریز اشاره کرد که کنسول روسیه به شجاع الدوله حاکم وقت تبریز ، تغیر نمود و شخصا شبا
نه به زندان رفته بهائیان را آزاد کرد و با درشکه ی شخصی خود به کنسول گری برد و از آن ها پذیرایی کرد.72 هم چنین عباس افندی صراحتاً به نقش دولت تزاری درگردآوری الواح وکتب در مسائل بهاییت و بررسی آن توسط همین دانش آموختگان زبان و علوم شرقی در روسیه تصریح می کند.73 هم چنین در موارد متعددی وجود ارتباط و همکاری بهاییان با موسسات و مراکز سیاسی اقتصادی وابسته به روس تزاری وجود دارد که به موردی از موارد مهم آن اشاره می شود. میرزا ابوالفضل گلپایگانی نویسنده و مبلغ مشهور بهاییان است که نزد آن ها از اهمیت زیاد و برجسته ای برخوردار است . عباس افندی در انجام ماموریت های مهم تبلیغی و نگارش کیفی مهم این فرقه از ابوالفضل گلپایگانی کمک می گرفت .74 ابوالفضل گلپایگانی در ایام قامتش درسمرقند رساله ای اسکندریه را به نام کاپیتان تومانسکی از جاموسان روس ها بود منتشر کرد و بخشی از آن را در مجله ی روسی وابسته به انجمن همایونی روسی آثار عتیقه به چاپ رساند. 75

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوعامام زمان، امام زمان (عج)، شیخ احمد احسایی

مبحث دوم:اصول اعتقادات از منظر بهائیان

هر دین و آئینی از اصول اعتقادی و فروع و احکام عملی تشکیل شده است. لیکن تمام ادیان توحیدی در چند اصل با هم مشترکند:
برای توضیح اصول عقاید بهائیان ابتدا لازم است که اصول مشترک تمام ادیان توحیدی را بیان کنیم و عقیده تحریفی بهائیان و رهبران آن‌ها راجع به این اصول ذکر کنیم، اصول مشترکی که تمام ادیان الهی به آن‌ها اتفاق‌نظر دارند، سه تا اصل است. توحید ،نبوت ، معاد. یعنی تمام ادیان الهی و توحیدی در این اصول مشترکند و اختلافی نسبت به آن‌ها ندارند.

گفتار اول: اعتقاد به تجلی و تجسد خداوند در میرزا حسینعلی بهاء
توحید به معنی یگانگی خداست، یکی از اعتقادات بهائیان اعتقاد به خدا بودن میرزا علی‌محمد باب و حسینعلی بهاء است، در جای جای کتاب‌های مختلف محمدعلی باب و حسینعلی بهاء به این موضوع اشاره شده است. مثلاً حسینعلی بهاء در زمانی که در زندان عکا بود گفته است که: «واسمع ما یوحی من شطر البلاء علی بقعه المحنه و الا قبلاً من سوره القضاء انه لا اله انا المجون الفرید: « بشنو آنچه را که وحی می‌شود از مصدر بالا بر زمین غم و اندوه از مصدر قضا بر ما به این که نیست خدایی جز من زندانی تنها76»
– «تفکر فی‌الدنیا و شأن اهلها ان الذی خلق العالم لنفسه قد حبس فی اخرب الدیار بما اکتسبت ایدی الظالمین .77در خصوص دنیا و حالات مردم آن بیندیش زیرا آن‌که جهان را برای خود خلق کرد در خراب‌ترین مکان‌ها به زندانی ستمکاران است.
– ان الذی خلق العالم لنفسه منعوه ان ینظر الی احد من احبائه78.
از بهاءالله پرسیدند که شما که خود را خدا می‌دانید چرا بعضی از مواقع می‌گویی، ای خدا و در بعضی از نوشته‌هاست از او استمداد می‌کنی؟ بهاءالله جواب داد «یدعو ظاهری باطنی و باطنی ظاهری لافی الملک سوای رکنی‌الناس فی غفله مبین» باطن من ظاهرم را می‌خواند و ظاهرم باطنم را.»در جهان معبودی جز من نیست، لیکن مردم در غفلت آشکارند.79
باز در جای دیگر می‌گوید: «ای گروه انشاء بشنوید ندای صاحب اسماء را که ندا می‌کند، از مصدر زندان بزرگ خویش، این که نیست خدایی جزمن توانای کبریا، متکبر، متعالی و دانای حکیم .80
در کتاب تاریخ الصدور از عباس‌افندی به خدایی میرزا حسینعلی چنین اذعان و اعتراف شده است «ای تقبل الی الله و منقتطع الی الله» مقام ظاهر قبل نبوت کبری و مقام حضرت اعلی الوهیت مشهودی و مقام جمال اقدس احدیت ذات هویت وجودی و مقام این عبد عبودیت محضه صرفه بحته و هیچ تأویل و تفسیری ندارد .81
در جایی دیگر می‌گوید گوش دار که از مصدر بالا بر زمین سخت و ابتلا این وحی نازل شد که نیست خدایی جزء من تنها که در زندان به دست بندگان ظالم خود گرفتارم82
از عباس‌افندی راجع به آیه‌ ای از باب پرسیدند در مورد مرد شومی که به هیکل خدا می‌نشیند، عباس‌افندی پاسخ داد: مقصود از مرد شوم میرزایحیی ازل برادر میرزا حسینعلی است. 83
بنابراین همانطور که از بیانات رهبران بهایی بر می‌آید آن‌ها اصلاً اصل توحید را نپذیرفتند. همه را به اطاعت و خضوع و خشوع از خودشان وا می داشتند در حالی که خداوند در قرآن کریم به پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: قل انما بشر مثلکم… من هم بشری هستم مثل شما، تنها تفاوت من این است که به من وحی می‌شود… در حالی که رهبران بهایی به صراحت تمام ادعای خدایی و مالکیت جهان را دارند، حسینعلی بهاء می‌گوید: «به تحقیق ظاهر شده است. محبوب عالمین، مقصود عارفین، معبود اصل آسمان‌ها در زمین و محل سجده و سجود اولین و آخرین84

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان دربارهحسابداران، پردازش اطلاعات، حسابرسان مستقل

گفتار دوم: منسوخ شدن ادیان گذشته و تشریع دین جدید
بهائیان مانند بابیان معتقدند که با ظهور بهاءالله، شریعت اسلام پایان یافته است و دوره‌ی رسالت حضرت‏ محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم سپری شده است و این دوره، دوره‌ی زمامداری جمال اقدس ابهی- بهاءالله- و آئین اوست. رهبران بهائی چنین می‌گویند که هر دین و شریعتی، مدت محدود و معینی دارد و این دوره‌ی محدود تقریباً هزار سال است و هرگاه دوره‌ی هر دینی به پایان رسیده آن دین به وسیله دین و شریعت جدید، نسخ می‌شود. بهائیان دلیل عقلی این نسخ را مقتضیات زندگی بشر و تکامل و رشد عقل و فکر او می‌دانند و معتقدند دین و شریعت همیشه در حال تحول و دگرگونی است85
حسینعلی در ابتدای امر خود را من یظهره‌الله موعود نامیده بود. ولی از نوشته‌های ضد و نقیضی که راجع به پیامبر و نبوت دارد بر می‌آید که علی‌رغم اقرار
و اعتراف خود به ختم نبوت ادعای نبوت و پیامبری نیز دانسته است: حسینعلی بهاء در مورد خاتمیت رسالت می‌گوید: کما انتم تقرون فی‌الکتاب بان الله لما ختم النبوه العلیاء بلقائه و کان ذلک حتم مختوم.86
یا در جای دیگر می‌نویسد الصلوه و السلام علی سید العالم و مربی الامم الذی به انتهت الرساله و النبوه و علی آله و اصحابه دائماً ابداً سرمداً: سلام و درود به آقای اهل عالم و پرورش دهنده امت‌ها کسی که به نبوت و رسالت پایان یافته و بر خاندان و دوستانش سلام و درود دائمی و ابدی و سرمدی باد87
و باز می‌گوید: از این گذشته خاتم النبین از محکمات آیات کتاب رب‌العالمین است، اگر هزار و دویست و هفتاد سنه احدی به معنی آن مطلع شد حال هم معانی کلمات منزله بیان را نفی دون‌الله می‌تواند ادراک نماید.88
با این‌‌که حسینعلی بهاء به صراحت ختم رسالت را بیان می‌کند با این همه عباس‌افندی می‌نویسد: آن مظاهر نبوت کلیه که با او استقلال اشراق نموده‌اند. مانند حضرت موسی، حضرت مسیح و حضرت

دیدگاهتان را بنویسید