پایان نامه با کلید واژگان نکاح منقطع، طلاق، قانون مدنی، نفقه

پایان نامه با کلید واژگان نکاح منقطع، طلاق، قانون مدنی، نفقه

پایان نامه با کلید واژگان نکاح منقطع، طلاق، قانون مدنی، نفقه

آثار مالی بر آن مترتّب است. آثار مالی نکاح جنبه‌ی تبعی و فرعی دارد و از این رو نکاح را از صورت یک قرارداد غیرمالی خارج نمی کند؛ مهر که ممکن است ضمن نکاح و یا یک قرارداد تبعی تعیین شود جزء ماهیّت نکاح نیست، نکاح دائم حتّی بدون مهر هم صحیح است. در این صورت، پس از نزدیکی مهرالمثل به زن تعلق می گیرد. سایر آثار مالی نکاح (ارث و نفقه) هم ناشی از توافق طرفین نیست، بلکه آثاری است که قانون بر نکاح بار می‌کند و حتّی توافق بر خلاف آن از اعتبار ساقط است. بنابراین نکاح دائم که هدف آن تشکیل خانواده و شرکت در زندگی است قراردادی اساساً غیر مالی است از این رو چه بسا قواعد معاملات (قراردادهای مالی) در مورد نکاح قابل اجرا نیست. (امامی و صفایی، ۱۳۸۴، ۳۰)
۲- ماهیّت نکاح منقطع: قانون مدنی در تعریف نکاح منقطع می‌گوید «نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.»
گاهی منظور از نکاح رابطه‌ی بین زن و مرد برای تشکیل خانواده نیست، بلکه گاهی رابطه‌ای است حقوقی بین زن و مرد، برای شکل دادن و انسجام بخشیدن به روابط جنسی زن و مرد و بازداشتن آن ها از روابط نامشروع افسار گسیخته و حفظ اجتماع بشری از فحشاء و فساد. (حبیبی تبار، ۱۳۸۰، ۴۰۲)
این شکل از نکاح در فقه جعفری به صورت نکاح موقت مورد توجّه قرار گرفته است.۴ (حسینی روحانی، ۱۴۱۲ه.ق، ج۲۲، ۹)
فقهای امامیّه برای صحت این نوع نکاح به آیات قرآن به ویژه آیه‌ی ۲۴ از سوره‌ی نساء استناد کرده اند که خداوند کریم در این آیه می‌فرماید: «فَما استمتعتم به مِنهن اُجورهنّ فَریضه، زنانی که از آن ها برخوردار شدهاید مهر مقررشان را بپردازید» (نجفی، ۱۳۹۲ هـ .ق، ج۳۰، ۱۳۹)
نکاح منقطع از بسیاری جهات مانند نکاح دائم است. شرایط و موانع نکاح منقطع همان است که در نکاح دائم آمده است، به استثنای آن چه در ذیل خواهد آمد آثار آن هم اصولا جز در مورد نفقه و ارث، همان آثار نکاح دائم است؛ به ویژه از لحاظ اولاد تفاوتی بین نکاح دائم و منقطع نیست و فرزند ناشی از این نکاح کلیه‌ی حقوق فرزند ناشی از نکاح دائم را برخوردار است. (امامی و صفایی، ۱۳۸۴، ۲۵)
بین نکاح دائم و نکاح منقطع چهار تفاوت مهم وجود دارد؛ اوّل: در موضوع مدّت، دوم: در خصوص مهر، سوم: در باب نفقه و چهارم: راجع به توارث میان زن و شوهر. در ادامه به بررسی این تفاوت‌ها می‌پردازیم.
۱- مدّت: معین بودن مدت داخل در تعریف نکاح منقطع و علّت اساسی امتیاز آن از نکاح دائم است. (حسینی روحانی، ۱۴۱۲ه.ق، ج۲۲، ۲۱) ۵ ماده‌ی ۱۰۷۶ قانون مدنی تعیین مدّت را توضیح داده و می‌گوید: «مدّت نکاح منقطع باید کاملا معیّن باشد»
حال باید دید اگر مدت نکاح منقطع معین نبود تکلیف عقد چه می‌شود. قانون مدنی در این خصوص یعنی در ضمانت اجرایی معیّن بودن مدت ساکت است. زیرا ماده‌ی ۱۰۷۶ میگوید مدّت باید معین باشد ولی نمی‌گوید مدت اگرمعین نشده باشد چه می‌شود. ( شایگان، ۱۳۷۵، ۲۳)
این مسأله در فقه اختلافی است. برخی معتقدند، نکاح به صورت دائم واقع خواهد شد؛ زیرا لفظ ایجاب می‌تواند مفید نکاح دائم یا منقطع باشد و فقط ذکر مدّت است که آن را به متعه اختصاص می‌دهد و اگر مدت ذکر نشده باشد، برای عقد دائم خواهد بود. پس اگر اوّلی منتفی باشد، دوّمی تحقق خواهد یافت به علاوه اصل در عقد صحت است و فساد بر خلاف اصل می- باشد. (شهید ثانی، ۱۴۰۳، ج۲، ۸۸)
بعضی نیز گفتهاند، اگر مدّت ذکر نشود، نکاح باطل است، زیرا هرگاه با قصد نکاح منقطع، مدت را در عقد ذکر نکنند، چون قصد به نکاح دائم تعلّق نگرفته است نکاح نمیتواند به صورت دائم واقع شود. عقد تابع قصد است و در فرض ما نکاح دائم منتفی است. در مورد اصل صحت گفته‌اند: این اصل هنگامی قابل اجراست که دلیل بر خلاف آن وجود نداشته باشد و در این‌جا دلیل موجود است. (نجفی، ۱۳۹۲ هـ .ق، ج۳۰، ۱۷۲)
نظر دوم در حقوق جدید اقوی و بیشتر قابل قبول می باشد، زیرا در حقوق امروز نیز عقد تابع قصد است و هرگاه قصد نکاح منقطع شده باشد و عقد دائم مقصود نباشد، نمیتوان قائل به وقوع نکاح دائم شد. (کاتوزیان، ۱۳۸۶، ۶۵۲)
امروزه با وضع دفاتر ازدواج این اشکال به ندرت ممکن است پیشآید زیرا چنان که یکی از‌ قیود ثبت ازدواج و قباله‌ی نکاح همین است که آیا نکاح دائم است یا منقطع و در صورت انقطاع مدّت آن چیست
۲- مهر: از شرایط خاص نکاح منقطع لزوم تعیین مهر است ذکر مهر در نکاح منقطع عنصر این عقد است و بدون ذکر آن، عقد باطل است. زیرا نکاح منقطع غالباً به قصد انتفاع صورت می‌گیرد و شبه اجاره است اما قسمی از اجاره نیست. (نجفی، ۱۳۹۲ه.ق، ج۵، ۱۳۸) .
ذکر مهر در ازدواج موقت شرط میباشد، پس اگر اخلال به آن نماید باطل است و معتبر است که مالیّت داشته باشد، چه عین خارجى باشد یا کلى در ذمّه یا منفعت یا عملى باشد که براى عوض قرار گرفتن صلاحیت داشته باشد یا حقى از حقوق مالى باشد مثل تحجیر و مانند آن. (موسوی خمینی، ۱۳۶۸، ج۳، ۵۱۵)
توافق درباره مهر و نکاح با هم ارتباط دارد و بطلان هر یک در دیگری اثر می‌گذارد به همین جهت در ماده‌ی ۱۰۹۵ قانون مدنی آمده است که «در نکاح منقطع عدم ذکر مهر در عقد موجب بطلان است.» (کاتوزیان، ۱۳۸۲، ج۱، ۱۷۵)
۳- نفقه: وقتى نفقۀ زن بر شوهر واجب است که زن دائمى باشد‌، پس زن منقطعه نفقه ندارد و باید از شوهر اطاعت کند در آن چیزى که اطاعتش از شوهر واجب است؛ پس زن ناشزه نفقه ندارد و بین زن مسلمان و زن ذمیّه فرقى نیست. (موسوی خمینی، ۱۳۶۸، ج۳، ۵۵۹)
در نکاح دائم، مرد ملزم است نفقه‌ی زن خود را فراهم کند، ولی در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر این‌که شرط شده یا‌آن که عقد مبتنی بر آن جاری شده باشد. (ماده ۱۱۱۳ ق.م)
بدین ترتیب در نکاح موقت حدود تکلیف شوهر در تأمین معاش زن واگذار به قرارداد خصوصی آنان شده است. در صورتی حکم به پرداخت نفقه در عقد انقطاع می شود که دو طرف بر آن تراضی کرده باشند، یعنی یا در نکاح شرط شود یا بنای آنان بر این امر باشد و به طور، ضمنی التزام به دادن نفقه را از توابع نکاح قرار داده باشند به همین جهت آن را از قواعد تکمیلی پیمان زوجیت قرار نمی دهند. (کاتوزیان، ۱۳۸۲، ۱۵۰)
۴- توارث: با این عقد، بین زوجین، توارث ثابت نمى‌شود‌؛ پس اگر شرط کنند که از همدیگر ارث ببرند یا یکى از آن ها ارث ببرد، در ارث بردن، اشکال است. بنابراین، احتیاط با ترک این شرط، ترک نشود، و با (وجود) آن (شرط)، مصالحه ترک نشود. (موسوی خمینی،۱۳۶۸، ج۳، ۵۲۰)
ماده۱۰۷۷ قانون مدنی می‌گوید: «در نکاح منقطع احکام راجع به وراثت زن … همان است که در باب ارث …. مقرّر شده اشت» ماده‌ی ۹۴۰ قانون مدنی نیز ارث را بین زوجین که نکاح ایشان دائم باشد برقرار دانسته است. بنابراین زن و شوهری که نکاح ایشان موقتی است از یکدیگر ارث نمی‌برند. (شهیدی، ۱۳۸۴، ۱۹۱) ارث نبردن طرفین نکاح منقطع نظر اقوی و مشهور فقهای امامیه است. (کاشف الغطاء، ۱۴۲۲ ه.ق، ۱۵۳)
در این قسمت با ماهیت نکاح دائم و نکاح منقطع آشنا شدیم و تفاوت های نکاح دائم و منقطع را دانستیم از آن جا که نکاح ممکن است در اثر علل و عوامل دچار انحلال شود به همین جهت در ادامه راجع به انحلال نکاح مطالبی را بیان مینمائیم.
بخش دوم: انحلال نکاح و موجبات آن
انحلال نکاح به معنای قطع رابطه‌‌ی زوجیت است؛ در محلی که اقتضای ادامه داشته باشد. از آن جا که در این تحقیق در صدد بررسی آثار مالی انحلال نکاح هستیم لذا ضروری میباشد با مفهوم انحلال و عوامل آن آشنا شویم.
مبحث اول: انحلال نکاح
مقصود از انحلال، قطع رابطه‌ی زوجیّت است؛ در محلی که اقتضای ادامه داشته باشد. ماده‌ی ۱۱۲۰ قانون مدنی در این باره می‌گوید: «عقد نکاح به فسخ یا به طلاق، یا به بذل مدّت در عقد انقطاع منحل می شود.»
این مادّه از فوت سخنی نگفته ولی شک نیست که فوت یکی از زوجین نیز موجب انحلال نکاح است و شاید بدیهی بودن مطلب سبب شده است که قانون گذار در ماده‌ی ۱۱۲۰ از آن یاد نکرده است. به هرحال علل انحلال نکاح دائم فوت و فسخ نکاح و طلاق است. البته فوت و فسخ اختصاص به نکاح دائم ندارد و در نکاح منقطع نیز موجب انحلال است. لیکن طلاق ویژه ی نکاح دائم است. (صفایی و امامی، ۱۳۸۴، ۱۸۱)
فسخ در مادّه‌ی ۱۱۲۰ شامل انفساخ یعنی انحلال و برهم خوردن نکاح به یک علّت قانونی بدون اراده‌ی زوج یا زوجه نیز میشود. بنابراین لعان یا مرتد شدن زوج که موجب انفساخ نکاح است مشمول ماده‌ی ۱۱۲۰ خواهد بود. (لنگرودی، ۱۳۸۶، ۲۰۰)
عقد نکاح به فسخ یا بطلان یا به بذل مدت در عقد انقطاع، منحل میشود. (ماده‌ی ۱۱۲۰ ق.م) این ماده در مورد نکاح منقطع ناقص است زیرا نکاح منقطع علاوه بر بذل مدت از راه سپری شدن مدت هم منحل میشود و خود قانون گذار این مطلب را در مادهی ۱۱۳۹ و ۱۱۵۲ ق.م بیان کرده است. شاید لغت انحلال اختصاص به قطع رابطه‌ی زوجیت داشته باشد که رابطه را در نیمه‌ی راه قطع می‌کند. اما پایان یافتن مدت یک عقد به معنای انحلال نیست. (جعفری لنگرودی، ۱۳۷۶، ۱۹۹)
این نظر که عقد انقطاعی نیز با پایان مدت منحل میگردد، صحیح نیست، زیرا در عقد مدت دار و منقطع زوجیّت از اوّل محدود بوده و پس از انقضای مدّت دیگر زوجیّتی وجود ندارد تا منحل گردد. (محقق داماد، ۱۳۷۲، ۳۳۸)
با بررسی نظر حقوق دانان در مورد انحلال نکاح می‌توان به این نتیجه رسید که برخی از علل انحلال نکاح مختص به نکاح دائم و برخی مختص نکاح منقطع و برخی از علل انحلال نکاح بین دو نوع نکاح، مشترک می‌باشند. علل انحلال نکاح که مشترک بین نکاح دائم و منقطع می‌باشد عبارتند از: ۱- فوت ۲- فسخ ۳- انفساخ
بنابراین با ذکر مراتب مذکور، در ماده‌ی ۱۱۲۰ قانون مدنی یک خطا مشاهده می شود زیرا این ماده فسخ و طلاق را اختصاص به نکاح دائم داده است. طلاق از جمله علل انحلال است که مختص نکاح دائم است و بذل مدّت نیز مختص نکاح منقطع می‌باشد. قانون مدنی عوامل انحلال نکاح را فسخ، طلاق و بذل مدت در عقد انقطاع دانسته است. از آن‌جا که نکاح به دو دسته‌ی نکاح دائم و نکاح منقطع تقسیم می شود؛ بنابر ضرورت، عوامل انحلال نکاح را در دو مبحث جداگانه بحث مینمائیم.
مبحث دوم: موجبات انحلال نکاح دائم
عوامل انحلال نکاح دائم با توجه به قانون مدنی عبارتند از ۱- طلاق ۲- فسخ ۳- انفساخ ۴- فوت. در این گفتار این عوامل را به طور اختصار بررسی خواهیم نمود.
گفتار اوّل: طلاق
یکی از عوامل انحلال نکاح طلاق میباشد که اختصاص به نکاح دائم دارد. آن چه در این مورد قابل بررسی میباشد عبارتند از الف: مفهوم طلاق ب: انواع طلاق
۱- مفهوم طلاق
طلاق در لغت به معنی گشودن گره و رها کردن است. (لویس معلوف، ۱۳۷۱، ۴۷۰) هم چنین به معنای

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه درموردزنجیره تأمین، سطح معنادار، CRM

admin2

No category

No description. Please update your profile.

You must be logged in to post a comment