پایان نامه با کلید واژگان نکاح منقطع، نفقه، پایان نامه، قانون مدنی

پایان نامه با کلید واژگان نکاح منقطع، نفقه، پایان نامه، قانون مدنی

پایان نامه با کلید واژگان نکاح منقطع، نفقه، پایان نامه، قانون مدنی

ن نامه توصیفی، تحلیلی میباشد و برای گردآوری مطالب از منابع مکتوب موجود در کتاب خانه ها شامل کتاب، مقالات، پایان نامه ها و نرم افزارهاو… استفاده شده است.
۸-ساماندهی طرح تحقیق
این پایان نامه، بنابر ضرورت انجام آن و اقتضای موضوع مورد بحث، در دو فصل تدوین شده است. در فصل اوّل به منظور آمادگی ذهنیت خواننده، به کلیّات موضوع مورد نظرپرداخته شده است. این فصل دارای دو بخش میباشد؛ در بخش اوّل، تعریف نکاح و انواع آن و در بخش دوّم، انحلال نکاح و عوامل آن مورد بررسی قرار گرفته است. فصل دوّم، با عنوان آثار و احکام مالی انحلال نکاح، دارای چهار بخش میباشد. بخش اوّل به مهریه اختصاص داده شده است. در بخش دوّم چگونگی نفقه و جهیزیه پس از انحلال مورد بحث قرار گرفته است. در بخش سوّم، تنصیف دارایی، اجرت المثل و نحله مورد بررسی قرار گرفته و بخش چهارم، در مورد ارث که یکی دیگر از آثار مالی انحلال نکاح است، میباشد.
فصل اول: کلیات
در این فصل به منظور آمادگی ذهنیت خواننده به بیان توضیحاتی مقدماتی میپردازیم. اصولا مرسوم می‌باشد که پیش از ورود به مباحث اصلی به بیان توضیحاتی مقدماتی و مختصر از موضوع می‌پردازند. ما نیز به پیروی از این سنت مرسوم و پسندیده پرداختیم. لذا در این فصل مباحثی از قبیل نکاح و انواع آن، انحلال نکاح و عوامل انحلال نکاح دائم و منقطع مطرح می‌شود و سپس در فصل بعد در مورد مباحث اصلی که بررسی آثار مالی انحلال نکاح می‌باشد؛ بحث خواهیم نمود. امید است مقبول واقع گردد.
بخش اول: نکاح و انواع آن
نکاح یک سنت فطری و نهاد اجتماعی است که از دیرباز وجود داشته و همهی شرایع و قوانین آن را ترغیب کردهاند. مصلحت فرد و اجتماعی در این است که زن و مرد پیمان ببندند و خانواده تشکیل دهند.
نکاح دارای فواید فردی و اجتماعی فراوانی میباشد از جمله فوایدی که میتوان برای نکاح بیان نمود این است که نکاح مانع آلودگی فرد و غوطه ور شدن او در ورطهی فساد است. کسی که به تنهایی زندگی میکند و از ازدواج میگریزد و به ارضاء غریزه ی جنسی نظمی صحیح و اخلاقی نمیدهد، دستخوش فساد و تباهی و بیماری است و نمیتواند سلامت جسمی و روحی خود را حفظ کند. ازدواج موجب آسایش و آرامش انسان و موجب دلبستگی به زندگی است. ( صفایی و امامی، ۱۳۸۴ ، ۳۰)
قرآن کریم در این باره می‌فرماید: از آیات خدا این است که برای شما از خودتان همسرانی آفرید تا بدان ها آرام گیرید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد که در این برای گروهی که اندیشه می‌کنند آیت‌هاست. سورهی روم (۳۰)، آیه ۲۱.۱
نکاح علاوه بر فواید فردی، از لحاظ اجتماعی نیز از ارزش فراوان برخوردار است؛ جامعهای سعادتمند است که رابطه جنسی، توالد و تناسل در آن منظّم و بر اساس صحیح استوار باشد؛ هسته‌ی مرکزی جامعه، خانواده است که با ازدواج تشکیل میشود. جامعهای که افراد آن از تشکیل خانواده و قبول مسئولیت آن شانه خالی میکنند روی خوشبختی و ترقی را نخواهد دید. فرزندان ناشی از نکاح و تربیت شده در خانواده هستند که میتوان در گرداندن چرخ های اجتماع به آنها امید بست. فرزندان ناشی از روابط آزاد اغلب از تربیت صحیح محروم و عناصری بزهکار و سربار جامعه هستند. (صفایی و امامی، ۱۳۸۴، ۳۰)
نکاح نخستین گام در لجام زدن به خودخواهی ها و پذیرفتن بار مسئولیت های اجتماعی است. بیهوده نیست که پیامبران و عالمان اخلاق در لزوم آن پافشاری کرده اند، چون نیک میدانستهاند که این پیمان آغاز اجتماعی شدن انسان و نشانهی احترام به نظام های اخلاقی است. (کاتوزیان، ۱۳۸۲، ج۱، ۲۲)
ازدواج در توسعه‌ی اقتصادی جامعه نیز موثر است. آنان که ازدواج کرده و تشکیل خانواده می‌دهند، فعالیت اقتصادی بیشتری از خود نشان میدهند تا بتوانند زندگی خوبی برای خود و خانواده شان فراهم کنند و این در توسعه اقتصادی کشور نقش موثری دارد. (صفایی و امامی، ۱۳۸۴، ۳۰)
با توجه به اهمیت و ضرورت بحث نکاح، در مبحث اول، در مورد مفهوم نکاح و درمبحث دوم، راجع به انواع نکاح بحث خواهیم نمود.
مبحث اول: مفهوم نکاح
اصل نکاح برای پیمان بستن و عقد است.سپس برای همبستری استعاره شده است. محال و ناممکن است که معنی جماع و همبستری برای اصل معنی آن وضع شده باشد و سپس برای عقد استعاره شود. زیرا اسم هایی که به معنی همبستری و جماع است تماماً به طور کنایه است به خاطر قباحت ذکر و یاد آن امر. آیات ۳۱ نور و ۴۹ احزاب و آیات متعدد دیگر، در این معنی، یعنی عقد و پیمان همسری می‌باشد. (راغب اصفهانی،۱۴۱۲ ه.ق،۸۲۳ )۲نکاح فی نفسه مستحب است و کتاب، سنت متواتره و اجماع دلیل بر استحباب این مسئله دارد. (حسینی روحانی، ۱۴۱۲ه.ق، ج۲۱، ۱۰)
کلمهی نکاح در زبان حقوقی به دو معنی به کار رفته است:
۱-عقدی که بنیان خانواده است و باعث ایجاد رابطهی زوجیت بین زن و شوهر میشود.
۲- رابطه‌ای که در اثر این عقد بین زن و مرد به وجود میآید.
قانون مدنی نکاح را تعریف نکرده و فقهاء نیز خود را با این مسأله آشنا نساختهاند شاید دلیل این سکوت روشنی مفهوم نکاح باشد. همه میدانند که معنی انتخاب همسر چیست و اگر خود نیز بار این مسئولیت را به دوش ندارند، گرفتاریها و خوبی‌های آن را در دیگران دیده یا شنیدهاند. زن و شوهری مفهومی تازه نیست. تاریخ به یاد دارد انسانیت همیشه این پیوند را میشناخته است و همه‌ی قوانین دربارهی آن گفتگو کردهاند. (کاتوزیان، ۱۳۸۲، ج۱، ۲۵)
تعیین هدف اصلی زناشویی و ماهیت و تعریف آن بسیار دشوار است و یکی از علل این دشواری میتواند این باشد که مقصود از زناشویی امور گوناگونی است که نمیتوان به طور قطع یکی از آنها را به عنوان هدف اصلی برگزید. رابطه‌ی جنسی زن و مرد بدون شک از مهمترین آنها میباشد، ولی همکاری در زندگی اجتماعی و تربیت فرزندان را نیز نباید در این اتحاد فراموش کرد. به همین جهت تعریف هایی که تنها بر مبنای تمتّع جنسی یا همکاری در زندگی از نکاح شده، قابل انتقاد است. (کاتوزیان، ۱۳۸۲، ج۱، ۲۵)
یکی از اساتید حقوق در تعریف نکاح میگوید: «نکاح عبارت است از رابطه‌ای حقوقی که به وسیله‌ی عقد بین زن و مرد حاصل می گردد و به آن ها حق می دهد که تمتع جنسی از یکدیگر ببرند» (امامی، ۱۳۷۷، ج۴، ۲۶۸)
تعریف یاد شده از این لحاظ که امکان رابطه‌ی جنسی بین زن و مرد را از آثار اساسی نکاح می‌شمارد، درست است. زیرا، پیوندی را که در آن زن و مرد حق تمتّع جنسی از یکدیگر نداشته باشند، نباید نکاح نامید. اشکال وارد شده به این تعریف آن است که اگر حق همخوابگی جزو مقتضای نکاح باشد؛ باید زناشویی پیران و کسانی که توانایی جنسی ندارند، ممکن نباشد در حالی که قانون هیچ منعی در این باب ندارد. پس هدف اصلی از نکاح را نمی‌توان ایجاد رابطه جنسی دانست. (کاتوزیان، ۱۳۸۲، ج۱، ۲۶)
یکی از مولّفان در تعریف نکاح مینویسد: «عقدی است که به وسیله‌ی آن مرد و زن به قصد شرکت در زندگانی و کمک با یکدیگر قانوناً متحد میشوند» (شایگان، ۱۳۷۵، ۲۱۳) این تعریف هم ناقص است زیرا، اگر مقصود از نکاح شرکت در زندگی و یاوری کردن به هم باشد، دو زن یا دو مرد هم می توانند برای به دوش کشیدن بار زندگی و یاری با هم متّحد شوند، درست است که از خودگذشتگی و تعاون از هدف های مهم پیمان زناشویی است، ولی نمی‌توان ادّعا کرد که مشروع ساختن رابطه‌ی جنسی زن و شوهر در برابر آن به حساب نمی‌آید. (کاتوزیان، ۱۳۸۲، ج۱، ۲۷)
منظور از عقد (مفهوم شرعی نکاح) نه تنهای صیغه، بلکه مراد حاصل از آن است که در فارسی به «زن گرفتن» و «شوهر کردن» تعبیر می شود. بنابراین نکاح را می توان چنین تعریف کرد. «نکاح رابطهای است، حقوقی-عاطفی که به وسیله‌ی عقد بین زن و مرد حاصل میگردد و به آنها حق میدهد که با یکدیگر زندگی کنند؛ مظهر بارز این رابطه حق تمتّع جنسی است» این تعریف شامل هر دو قسم نکاح دائم و منقطع است. (محقق داماد، ۱۳۷۲، ۲۲)
نکاح عقدی است که به موجب آن زن و مردی، به منظور تشکیل خانواده و شرکت در زندگی، با هم متّحد میشوند. نکاح از عقودی است که جنبه‌ی مالی و غیرمالی، هر دو را دارد زیرا، از طرفی، در اثر عقد نکاح مرد موظف می شود که نفقه‌ی زن و سایر اعضای خانواده را بپردازد و مالی را به عنوان مهریه به زن بدهد، از سوی دیگر زن و مرد مکلّف می شوند که برای تشیید مبانی خانواده و تربیت فرزند با هم همکاری کنند. (کاتوزیان، ۱۳۸۲، ج۱، ۲۰)
در انتها می‌توان در جمع بندی تعریف و مفهوم نکاح به این تعریف از نکاح بسنده نمائیم «نکاح از مصادر سماعی و از ریشه ی نَکَحَ می باشد و در لغت به معنای تقابل است و در اصطلاح عقدی است که بر اساس و به موجب آن مرد و زن، حداقل برای عدم محرومیّت جنسی (چه بسا در نکاح منقطع) یا علاوه بر نفی آن محرومیّت به منظور تشکیل خانواده و زندگی مشترک خانوادگی قانوناً با هم متّحد شوند، مانند نکاح دائم و اصطلاحات ازدواج و زناشویی تقریبا مترادف نکاح است» (جعفری لنگروی، ۱۳۷۲، ۷۲۱)
نکاح، چون عقد است، باید شرایط اساسی سایر عقود را داشته باشد، یعنی زن و مرد باید قاصد، بالغ و عاقل و رشید باشند و جهت عقد نیز مشروع باشد ولی آنچه عقد نکاح را از بیشتر قراردادها ممتاز میکند این است که در این پیمان نمیتوانند آزادانه آثار آن را معیّن کنند. نتایج عقد به طور امری از طرف قانون گذار معیّن میشود و مجموع مقررات آن «موقعیّت قانونی» خاصّی را به وجود می آورد که زن و مرد فقط می توانند به تراضی خود را در آن موقعیّت قرار دهند و حق ندارند نظمی را که قانون گذار برای اداره‌ی درست خانواده لازم دیده است برهم زنند. (کاتوزیان، ۱۳۸۲، ج۱، ۲۱)
با استفاده از مطالب بیان شده در این مبحث به این نتیجه می‌رسیم که نکاح عامل اساسی برای تشکیل خانواده به منظور نظم بخشیدن به روابط جنسی و ایجاد مسئولیت مشترک و فراهم کردن محیط مساعد برای پرورش کودکان می باشد.
مبحث دوم: انواع نکاح
در برخی از منابع فقهی نکاح به سه قسم تقسیم شده است. (حسینی روحانی، ۱۴۱۲ه.ق، ج۲۱، ۱۰)۳ به موجب قانون مدنی نکاح به دو قسم میتواند شکل گیرد. ۱- نکاح دائم ۲- نکاح منقطع. هر چند قانون گذار به صراحت نکاح دائم را تعریف نکرده، ولی با توجه به مادّه‌ی ۱۰۷۵ ق.م که در مورد نکاح منقطع است تعریف نکاح دائم روشن می گردد. (محقق داماد، ۱۳۷۲، ۲۱۱) پس نکاح دائم نکاحی است که برای همیشه و بدون تعیین مدت باشد و نکاح منقطع برای مدت معینی واقع شود.
در این قسمت، ابتدا به ماهیت نکاح دائم و نکاح منقطع میپردازیم و سپس آن دو را مقایسه کرده و تفاوت های این دو نوع نکاح را بیان می‌داریم.
۱- ماهیت نکاح دائم: نکاح دائم اساساً یک قرارداد غیر مالی است، هرچند که پاره‌ای از

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلید واژگانزنجیره تأمین، فناوری اطلاعات، عملکرد سازمانی، عملکرد سازمان

admin2

No category

No description. Please update your profile.

You must be logged in to post a comment