چهارده اصل دمینگ

چهارده اصل دمینگ

چهارده اصل دمینگ

‌ ‌بعداز جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ که‌ از کشور ژاپن‌ ویرانه‌ای‌ بیش‌ نمانده‌ بود و تنها امید و دلبستگی‌ این‌ کشور به‌ مردم‌ و مدیرانی‌ بود که‌ بتوانند با رهبری‌ و هدایت‌ صحیح، ژاپن‌ را به‌ کشوری‌ پیشرفته‌ تبدیل‌ کنند. توصیه‌های‌ بزرگانی‌ همچون‌ دکتر دمینگ‌ بسیار موثر واقع‌ شد. به‌طوری‌ که‌ اجرای‌ صحیح‌ و به‌ موقع‌ 14 اصل‌ مدیریتی‌ دکتر دمینگ‌ سبب‌ ایجاد مدیریتی‌ نوین‌ و کارساز در ژاپن‌ شد و باعث‌ شد این‌ کشور در کمتر از 5 سال‌ متحول‌ گردد و آن‌ چنان‌ رشد فزاینده‌ای‌ را طی‌ کند که‌ در سال‌ 1980 فیلمی‌ از شبکه‌CNN آمریکا پخش‌ شد تحت‌ عنوان‌ “اگر ژاپن‌ می‌تواند پس‌ چرا ما نتوانیم” . در این‌ فیلم‌ مستند یکی‌ از عوامل‌ اساسی‌ پیشرفت‌ و توسعه‌ ژاپن، اجرای‌ 14 اصل‌ مدیریتی‌ دکتر دمینگ‌ معرفی‌ شده‌ بود. از این‌ سال‌ به‌ بعد، آمریکائیها هم‌ که‌ به‌ عناوین‌ مختلف‌ از توصیه‌های‌ این‌ اندیشمند بزرگ‌ آمریکایی‌ استفاده‌ نکرده‌ بودند ادامه‌ پیشرفت‌ و توسعه‌ خود را درعمل‌ کردن‌ به‌ توصیه‌های‌ دکتر دمینگ‌ دانستند و از سال‌ 1980 این‌ اصول‌ در آمریکا و سایر کشورهای‌ جهان‌ نیز مورداستفاده‌ قرار گرفت.( دمینگ ، 1992 ،ص 11، 15)

اصل‌ اول) بهبود محصول‌ و خدمات‌ را هدف‌ ثابت‌ خود قرار دهید.[1]

‌هر سازمانی‌ دارای‌ اهداف‌ مختلفی‌ است‌ که‌ لازم‌ است‌ کارکنان‌ درجهت‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ اهداف‌ تلاش‌ کنند. اما آنچه‌ مهم‌ است‌ این‌ است‌ که‌ در دنیای‌ رقابتی‌ امروز برای‌ بقای‌ سازمان‌ و رقابت‌ با دیگر موسسات‌ باید مهمترین‌ و ارزنده‌ترین‌ هدف‌ سازمان‌ بهبود مستمر محصول‌ باشد.‌ ‌در این‌ راستا لازم‌ است‌ سازمان‌ موقعیت‌ و جایگاه‌ خود را در زمینه استانداردهای ‌جهانی‌ شناسایی ‌کرده‌ سپس ‌با  تعیین ‌بهبود مستمر محصولات ‌به ‌عنوان‌ یک ‌هدف ‌ثابت‌ و مشخص، بهترین ‌راه ‌رسیدن‌ به‌ آن‌ را نیز شناسایی‌ کرده‌ و درجهت‌ دستیابی‌ به‌ آن‌ تلاش‌ کند.  ‌کسی‌ که‌ هدف ‌ را نشناسد نمی‌تواند   راه ‌رسیدن ‌به ‌آنرا  بیابد و کسی ‌که ‌موقعیت ‌خود را نشناسد نمی‌تواند هدفی ‌را تعریف ‌کند.

‌اصل‌ دوم) ایجاد فلسفه‌ جدید مدیریت‌ در سازمان‌[1]

هدف شما شما چیست؟ اگر از مدیریان اجرایی این سوال پرسیده شود ؛ قطعات خواهند گفت پول( کسب درآمد) . دکتر دمینگ اعتقاد دارد بهترین روش برای کسب درآمد ساختن کیفیت است . هدف اصلی شما در شرکت باید کیفیت باشد . فلسفه جدید کیفیت است.[2]دکتر دمینگ میگوید:” هزینه زندگی با کالا و خدمات که پول برایش پرداخت میکنید نسبت معکوس دارد. سرویس قابل اعتماد هزینه را کاهش میدهد. تاخیر و اشتباه هزینه را افزایش میدهد”.

‌از آنجا که‌ مدیران‌ ما عمدتاً‌ دارای‌ تجاربی‌ هستند که‌ براساس‌ آنها سالیان‌ سال‌ است‌ که‌ به‌ امر مدیریت‌ مشغولند و مسلماً‌ تغییر دادن‌ این‌ ذهنیات‌ هم‌ کار ساده‌ای‌ نیست‌ ، لازم‌ است‌ بعداز مشخص‌ کردن‌ هدف‌ اصلی‌ سازمان‌ (بهبود مستمر محصولات) فرهنگ‌ صحیح‌ اجرای‌ اصول‌ دمینگ‌ در سازمان‌ ایجاد شود تا

مدیران‌ آمادگی‌ لازم‌ را برای‌ پذیرش‌ این‌ اصول‌ پیدا کنند. کیفیت بایددرتمام سازمان یکپارچه اجرا شود. این شامل خدمات، تولید، مدیریت و پشتیبانی است. با تمرکز مداوم روی بهبود کیفیت .

‌ اصل‌ سوم) به‌ منظور بهبود کیفیت‌ به‌ بازرسی‌ اتکاء نکنید [1]

‌بسیاری‌ از مدیران‌ براین‌ عقیده‌اند که‌ به‌ منظور بهبود کیفیت‌ باید مراحل‌ بازرسی‌ را افزایش‌ دهیم‌ و با دقیق‌تر کردن‌ بازرسیها، کیفیت‌ محصولات‌ را افزایش‌ دهیم. این‌ طرز تفکر که‌ از دهها سال‌ پیش‌ بیان‌ و اجرا شده‌ است‌ در سالهای‌ متمادی‌ هم‌ در کشور ما مورداستفاده‌ قرار گرفته‌ است‌ و مشکلاتی‌ همچون‌ موارد ذیل‌ را به‌وجود آورده‌ است.

الف) اختلاف‌ بین‌ کارکنان‌ تولید و بازرسی؛

ب) تبانی‌ بین‌ کارکنان‌ قسمت‌ تولید و بازرسی؛

ج) افزایش‌ هزینه‌های‌ همچون‌ دوباره‌کاری، ضایعات‌ و غیره؛

د) اشتباه‌ در شناسایی‌ عامل‌ یا عوامل‌ اصلی‌ ایجاد محصولات‌ معیوب.

‌به‌همین‌منظورلازم‌است‌به‌جای‌بازرسی‌صددرصدمحصولات‌بااعمال‌نظارت‌وکنترل‌دقیق‌ترروی‌فرایندتولیدازتولید محصولات‌ معیوب‌ جلوگیری‌ کرد نه‌ اینکه‌ بعداز تولید با جداکردن‌ محصولات‌ معیوب‌ از محصولات‌ سالم‌ سعی‌ کنیم‌ که‌ کیفیت‌ آنها را بهبود بخشیم.

شما چطور میتوانید بازرسی را از بین ببرید؟ ابتدا نیازمند ساخت محصول با کیفیت هستید وساخت محصول با کیفیت از مرحله طراحی شروع میشود. اگر تولید از مرحله طراحی گذشته ، شما میتوانید با

استفاده از نمودار پارتو عیوب را دسته‌بندی کنید و برای از بین بردن عیوب بالا متمرکز شوید. با استفاده از روش حل مسئله 8D  ایرادات را کاهش دهید.  البته این به معنای حذف کامل بازرسی نیست ،بازرسی نمونه ‌ای و کنترل محصول نهایی و فرآیند لازمست

اصل‌ چهارم) برچسب‌ قیمتها عامل‌ تعیین‌کننده‌ در انتخاب‌ تامین‌کنندگان‌ نیست‌[1]

‌گاهی‌اوقات‌بنابه‌دلایل‌مختلف‌همچون‌کمبودبودجه،کاهش‌دادن‌هزینه‌مواداولیه،عدم‌تخصص‌لازم‌درقسمت‌تدارکات‌ و غیره‌ اقدام‌ به‌ خرید مواد اولیه‌ و محصولات‌ موردنیاز با قیمت‌ ارزان تر می‌شود. این‌ عمل‌ اگرچه‌ به‌ ظاهر سبب‌ کاهش‌ هزینه‌ مواد اولیه‌ می‌شود ولی‌ درعمل‌ باعث‌ کاهش‌ کیفیت‌ محصولات‌ شده‌ و نامرغوب‌ بودن‌ مواداولیه‌ سبب‌ افزایش‌ ضایعات‌ و دوباره‌کاریها و درواقع‌ افزایش‌ هزینه‌ها می‌شود.‌ ‌به‌ همین‌ منظور توصیه‌ می‌شود تا حد امکان‌ یک‌ تامین‌کننده‌ انتخاب‌ شود تا بتوان‌ با ایجاد رابطه‌ صحیح‌ و بیان‌ نیازهای‌ واقعی، مواد با کیفیت‌ و قیمت‌ مناسب‌ را خریداری‌ کرد. همچنین‌ درصورت‌ امکان‌  ،بهتر است‌ از تامین‌ کننده‌دعوت‌ شود تا با بازدید از خط ‌تولید و محصولات‌ و نحوه‌ استفاده‌ ازمواد خریداری‌ شده،در زمینه ‌کاهش‌ هزینه ‌مواداولیه‌ بامدیران‌ سازمان ‌همکاری‌ کند.‌با اجرای‌ این‌ اصل‌ هنگام‌ خرید فقط‌ به‌ “قیمت‌ کمتر” توجه‌ نمی‌کنیم‌ بلکه‌ درجهت‌ کاهش‌ دادن‌ قیمت‌ تمام‌ شده‌ حرکت‌ خواهیم‌ کرد و تلاش‌ می‌کنیم‌ تا رابطه‌ پایدار، همراه‌ با اعتماد و وفاداری‌ با تامین‌کنندگان‌ ایجاد کنیم.

وقتی که تامین کنندگان را تغییر میدهیم ‘ تغییرات زیادی در فرآیندهای تولیدی خواهیم داشت. تامین کننده جدید بطور حتم مشخصه های کیفی تعریف شده را نخواهد داشت لذا ما برای رسیدن به مشخصه

های کیفی محصول مجبور به تغییر پروسه ها و فرآیندهای تولید خواهیم شد که برای ما هزینه بر میباشد. کیفیت محصول نهایی به مواد اولیه‌ایی که در تولید استفاده میشود وابسته است ، وقتی تغییرات نامطلوبی ایجاد میکنیم مانند اینست که فرآیندهای دیگر را گلوله باران میکنیم. بنابراین بهتر است بجای اینکه منابع و زمان را صرف تهیه مواد اولیه ارزان قیمت از تامین کننده دیگر بکنیم ، بجای آن منابع خود را صرف بهبود محصول تامین کننده فعلی بکنیم و با تامین کننده خود در راستای بهبود مواد و فرآیندهای آن فعالیت داشته باشیم. کاهش تعداد تامین‌کنندگان برای یک ماده و حذف تامین‌کنندگانی که کیفیت لازم را ندارند -البته بر اساس شواهد آماری- حرکت به سمت یک تامین‌کننده برای هر ماده و ایجاد یک رابطه بر اساس وفاداری و اعتماد در درازمدت.

مطلب مرتبط :   ماهیت، مفهوم، تعریف و ویژگی‌های سند الکترونیکی

هدف به حداقل رساندن هزینه کل است نه تنها هزینه های اولیه.[1]

در دنیای واقعی، البته یک تامین ‌کننده واحدی که بتواند قادر باشد نیازمندیهای کیفی شما را برآورده کند وجود ندارد . ممکن است تامین‌کننده واحدی که به اندازه کافی از نظر کیفیت خوب باشد و قابل اعتماد و مسئولیت پذیر باشد که بتواند تنها تامین‌کننده شما باشد وجود نداشته باشد.

چه بایدکرد؟ پاسخ کوتاه : کاهش تنوع.

تنوع و تغییرات منابع بسیار بد است . بعلاوه تغییرات ایجاد‌شده بر اثر تغییر منابع از یک تامین‌کننده به تامین‌کنندگان دیگر به خود آسیب رساندن است. هدف در اینجا رابطه مشتری،تامین‌کننده است و

های کیفی محصول مجبور به تغییر پروسه ها و فرآیندهای تولید خواهیم شد که برای ما هزینه بر میباشد. کیفیت محصول نهایی به مواد اولیه‌ایی که در تولید استفاده میشود وابسته است ، وقتی تغییرات نامطلوبی ایجاد میکنیم مانند اینست که فرآیندهای دیگر را گلوله باران میکنیم. بنابراین بهتر است بجای اینکه منابع و زمان را صرف تهیه مواد اولیه ارزان قیمت از تامین کننده دیگر بکنیم ، بجای آن منابع خود را صرف بهبود محصول تامین کننده فعلی بکنیم و با تامین کننده خود در راستای بهبود مواد و فرآیندهای آن فعالیت داشته باشیم. کاهش تعداد تامین‌کنندگان برای یک ماده و حذف تامین‌کنندگانی که کیفیت لازم را ندارند -البته بر اساس شواهد آماری- حرکت به سمت یک تامین‌کننده برای هر ماده و ایجاد یک رابطه بر اساس وفاداری و اعتماد در درازمدت.

هدف به حداقل رساندن هزینه کل است نه تنها هزینه های اولیه.[1]

در دنیای واقعی، البته یک تامین ‌کننده واحدی که بتواند قادر باشد نیازمندیهای کیفی شما را برآورده کند وجود ندارد . ممکن است تامین‌کننده واحدی که به اندازه کافی از نظر کیفیت خوب باشد و قابل اعتماد و مسئولیت پذیر باشد که بتواند تنها تامین‌کننده شما باشد وجود نداشته باشد.

چه بایدکرد؟ پاسخ کوتاه : کاهش تنوع.

تنوع و تغییرات منابع بسیار بد است . بعلاوه تغییرات ایجاد‌شده بر اثر تغییر منابع از یک تامین‌کننده به تامین‌کنندگان دیگر به خود آسیب رساندن است. هدف در اینجا رابطه مشتری،تامین‌کننده است و

اصل‌ ششم) آموزش‌ درخصوص‌ شغل‌ را برگزار کنید[1]

‌باتوجه‌ به‌ پیشرفت‌ فزاینده‌ علم‌ و تکنولوژی‌ لازم‌ است‌ مدیران‌ امکانات‌ لازم‌ را برای‌ فراگیری‌ اطلاعات‌ و علوم‌ جدید فراهم‌ کنند اما متاسفانه‌ بسیاری‌ از مدیران‌ توجه‌ به‌ آموزش‌ کارکنان‌ خود نمی‌کنند چرا که‌ نتایج‌ آموزش‌ غیرملموس‌ و نامشهود است‌ و نمی‌توان‌ نتایج‌ آن‌ را بویژه‌ در کوتاه‌مدت‌ مشاهده‌ کرد. و مدیران‌ نتیجه‌گرایی‌ که‌ عمدتاً‌ با آمار و ارقام‌ کار می‌کنند و هر فعالیتی‌ را برای‌ رسیدن‌ به‌ نتایج‌ قابل‌ ملموس‌ آن‌ انجام‌ می‌دهند، به‌ آموزش‌ کارکنان‌ توجه‌ لازم‌ را مبذول‌ نمی‌دارند. این‌ درحالی‌ است‌ که‌ آموزش‌ یک‌ امر کیفی‌ است‌ و تبدیل‌ فعالیتهای‌ کیفی‌ به‌ کمی‌ و اندازه‌گیری‌ آنها بسیار مشکل‌ است. درواقع‌ آموزش‌ یک‌ سرمایه‌گذاری‌ پنهان‌ است‌ که‌ نتایج‌ آن‌ در درازمدت‌ مشخص‌ می‌شود و با ایجاد آموزش‌ مستمر است‌ که‌ علاوه‌ بر ارتقای‌ مهارت‌ و دانش‌ کارکنان‌ باعث‌ افزایش‌ انگیزه‌ دربین‌ آنها خواهیدشد.

‌اصل‌هفتم) رهبری‌کنید[2]

‌همواره‌ سعی‌ کنید بر کارکنان‌ خود رهبری‌ کنید تا کارکنان‌ نیز خود را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ سازمان‌ مهم‌ دانسته‌ و بدون‌ آنکه‌ کنترل‌ شوند و تحت‌ فشارهای‌ مختلف‌ قرار گیرند وظایف‌ خود را انجام‌ دهند، درواقع‌ با رهبری‌ کردن‌ است‌ که‌ کارکنان‌ حتی‌ بدون‌ حضور مدیران‌ و سرپرستان‌ سعی‌ می‌کنند وظایف‌ خود را به‌ بهترین‌ نحو ممکن‌ انجام‌ دهند چرا که‌ به‌ کار خود عشق‌ می‌ورزند و شیفته‌ آن‌ شده‌اند و این‌ به‌خاطر آن‌ است‌ که‌ یک‌ رهبر خوب‌ توانائیها و استعدادهای‌ افراد را شناسایی‌ کرده‌ وهرکس‌ را در جای‌ به‌خاطر آن‌ است‌ که‌ یک‌ رهبر خوب‌ توانائیها و استعدادهای‌ افراد را شناسایی‌ کرده‌ وهرکس‌ را در جای‌ مناسب‌

خود قرار می‌دهد. این‌ چنین‌ رهبری‌ اگر قرار باشد کسی‌ را سرزنش‌ کند هیچ‌گاه‌ خود شخص‌ را سرزنش‌ نمی‌کند بلکه‌ عملکرد نامناسب‌ او را مورد سرزنش‌ قرار می‌دهد.

‌اصل‌ هشتم) ترس‌ را در محیط‌ کار ازبین‌ ببرند[1]

‌ترس‌یکی‌ازعواملی‌است‌که‌در ظاهر باعث‌ افزایش‌ فعالیت‌ کارکنان‌ می‌شود ولی‌ واقعیت‌ آن‌ است‌ که‌ ایجاد ترس‌ نه‌ تنها باعث‌ افزایش‌ فعالیت‌ کارکنان‌ نمی‌شود بلکه‌ با برهم‌ زدن‌ افکار کارکنان‌ و مغشوش‌ کردن‌ ذهن‌ آنها سبب‌ ازبین‌ رفتن‌ خلاقیتها و نوآوریها می‌شود. ‌ترس‌ باعث‌ می‌شود تا زمانی‌ که‌ عامل‌ ایجاد ترس‌ وجود دارد افراد به‌ فعالیت‌ بپردازند ولی‌ به‌ محض‌ برطرف‌ شدن‌ عامل‌ ترس، شخص‌ به‌ همان‌ شکل‌ دلخواه‌ خود عمل‌ می‌کند. پس‌ سعی‌ کنید همواره‌ با ازبین‌ بردن‌ ترس‌ و اعمال‌ رهبری‌ صحیح، کارکنان‌ را به‌ فعالیت‌ بیشتر و تولید محصولات ‌باکیفیت‌ ترغیب‌ سازید ، نه‌ اینکه ‌آنهارامجبور به ‌فعالیت‌ بیشترکنید.

همچنین‌همواره‌به‌یادداشته‌باشیدکه‌ملاک، تنها کارکردن‌ بیشتر نیست‌ بلکه‌ مهم‌ با فکر کارکردن‌ است‌ و هیچ‌گاه‌ نمی‌توانیم‌ بااعمال‌ ترس‌ از کارکنان‌ انتظار کار با تفکر صحیح‌ و کیفیت‌ بالاتر را داشته‌ باشیم. پس‌ سعی‌ کنید نگرانیها را از سازمان‌ دور کرده‌ و با ایجاد امنیت‌ و اطمینان‌ شغلی‌ در سازمان، به‌ کارکنان‌ اجازه‌ دهید با فکری‌ آسوده‌ و به‌ صورتی‌ کارا و موثر در سازمان‌ فعالیت‌ کنند. تشویق ارتباط دوطرفه موثر و سایر ابزاری که بتواند در سراسر سازمان باعث غلبه بر ترس افراد و کارکنان بشود برای سازمان

سازنده است. ترس یک مانع بهبود است : هرجا که ترس وجود دارد ‘ آمار و ارقام اشتباه داریم. ترس درکار نقطه مقابل لذت بردن از کار است.ترس از تغییر یک مانع بزرگ است که باید برطرف شود:

به خاطرداشته باشید که مردم در مقابل تغییر مقاومت نمیکنند ‘ آنها در برابر تغییر کردن مقاومت میکنند.[1]

مطلب مرتبط :   هشتمین جشنواره تجارب برتر تربیتی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

نیاز است که هرکسی باید بخشهایی را تغییر بدهد ،و باید خودش مالک تغییرات فرآیندش باشد.

پایه و اساس هر برنامه بهبود ‘ ابتدا باید یک جو مناسب و پرانرژی و پذیرای تغییر در سازمان ایجاد نمود. سازمان باید به اصول زیر توجه کند:

  • غنی سازی جلسات بین کمپانی و اتحادیه‌ها
  • مشورتبایک متخصص درباره مشکلات کارکنان
  • آموزشمدیران و سرپرستان درباره روابط صحیح صنعتی
  • اطلاع‌رسانی به کارکنان درباره طرحها و برنامه‌های شرکت به منظور ارتقاء اپراتورها

اصل‌ نهم) حذف‌ محدودیتها و موانع‌ موجود بین‌ قسمتها[2]

‌هر سازمانی‌ از بخشها و قسمتهای‌ مختلفی‌ تشکیل‌ شده‌ است‌ که‌ این‌ بخشها درمجموع‌ تشکیل‌ یک‌ سیستم‌ واحد را می‌دهند، برای‌ آنکه‌ این‌ سیستم‌ بتواند به‌ اهداف‌ موردنظر خود برسد لازم‌ است‌ تمامی‌ اجزای‌ تشکیل‌دهنده‌ سیستم‌ با یکدیگر روابط‌ منطقی‌ و اصولی‌ داشته‌ باشند و با تبادل‌ صحیح‌ اطلاعات‌ سعی‌ در کمک‌ کردن‌ به‌ یکدیگر و رساندن‌ سازمان‌ به‌ اهداف‌ موردنظر را داشته‌ باشند.

هرکسی که در سازمان کار میکند میخواهد کار مفیدی برای سازمان مطبوعش انجام دهد .همینطور هر گروههای کاری و مدیریتهای مستقل . اما اگر اهداف این اشخاص و گروهها با اهداف سازمان تعارض داشته باشند ایجاد مشکل خواهنمد نمود. بطور مثال سازمان فروش ؛ هدفش فروش بیشتر تا جایی که تولید میشود اما شاید مدیریت در قراردهای فروش سقفی معین کرده باشد.

باید موانع بین گروههای کاری شکسته شود و این برای بقای شرکت لازمست چند پیشنهاد در این خصوص میتواند:

  • برگزاری جلسات منظم بین مدیران ارشد
  • برنامه‌ریزی گسترده بین گروهها
  • تمرکز بر پیشگیری از مسائل
  • تجزیه و تحلیل کاملا هداف بین گروه ها و اطمینان از حذف موانع بین گرووها

‌ اصل‌ دهم: پرهیز از دادن‌ شعارهای‌ بی‌محتوا (ازبین بردن اهداف عددی برای نیروی کار)[1]

‌بعضی‌ از مدیران‌ با ارائه‌ قول‌ و وعده‌های‌ بی‌اساس‌ و شعارهای‌ بی‌پایه‌ و اساس‌ سعی‌ در کاهش‌ تشنجها و تنشها می‌کنند و با این‌ عمل‌ سعی‌ دارند نیروی‌ لازم‌ را برای‌ فعالیت‌ بیشتر کارکنان‌ ایجاد کنند اما شعارهای‌ صوری‌ با گذشت‌ زمان‌ نه‌ تنها باعث‌ افزایش‌ فعالیت‌ کارکنان‌ نمی‌شود، بلکه‌ انگیزه‌ لازم‌ را هم‌ از کارکنان‌ سلب‌ می‌کند و سبب‌ می‌شود آنها نسبت‌ به‌ سازمان‌ و مدیرانشان‌ بی‌اعتماد شوند

‌لذابه‌مدیران‌توصیه‌می‌شودبه‌جای‌ارائه‌شعارهای‌صوری‌عملاً‌درجهت‌مواردموردنظرگام‌بردارندوکاردانی‌ولیاقت‌خودرادرعمل‌ثابت‌کنند.

‌اصل‌ یازدهم) حذف‌ سهمیه‌ها و اهداف‌ کمی‌[1]

‌ ‌بسیاری‌ از مدیران‌ براین‌ باورند که‌ با تکیه‌ کردن‌ بر آمار و ارقام‌ و اهداف‌ مقداری‌ می‌توان‌ کارایی‌ کارکنان‌ را افزایش‌ داد درحالی‌ که‌ این‌ عمل‌ بویژه‌ در درازمدت‌ نه‌ تنها کارایی‌ افراد را افزایش‌ نمی‌دهد بلکه‌ سبب‌ بروز مشکلات‌ ذیل‌ می‌شوند:

الف) ارائه‌ آمار و ارقام‌ غلط‌ توسط‌ کارکنان؛

ب) کاهش‌ کیفیت‌ محصولات‌ به‌ علت‌ توجه‌ بیش‌ از اندازه‌ به‌ مسائل‌ کمی؛

ج) ازبین‌ رفتن‌ انگیزه‌ و اعتمادبه‌ نفس‌ کارکنان‌ به‌ علت‌ بهاندادن‌ به‌ مسائل‌ کیفی.

‌ ‌لذ امدیران‌ سعی‌کنندتوجه‌به‌کیفیت‌واهداف‌کیفی‌رادر اولویت‌ قرار دهند و در مرحله‌ بعدی‌ مسائل‌ کمی‌ را در نظر بگیرند. و از بکارگیری‌ شیوه‌ مدیریت‌ برپایه‌ نتیجه‌ (مدیریت‌ نتیجه‌گرا) خودداری‌ کنند.

اصل‌ دوازدهم) افزایش‌ غرور و لذت‌ از کار[2]

‌آنچه‌که‌باعث‌ می‌شود کارکنان‌ با حداکثر توان‌ خود فعالیت‌ کنند عشق‌ و علاقه‌ آنها نسبت‌ به‌ کارشان‌ است. حال‌ اگر مدیران‌ بتوانند این‌ علاقه‌ به‌ کار را در بین‌ کارکنان‌ گسترش‌ دهند دیگر نیازی‌ به‌ کنترل‌ و نظارت‌ مداوم‌ آنها نیست‌ چرا که‌ کارکنان‌ به‌ خاطر اینکه‌ کنترل‌ می‌شوند کار نمی‌کنند بلکه‌ به‌ خاطر علاقه‌ای‌ که‌ به‌ کار خود دارند و لذتی‌ که‌ بعد از انجام‌ دادن‌ آن‌ برایشان‌ حاصل‌ می‌شود، فعالیت‌ می‌کنند.

برای‌ این‌ منظور لازم‌ است‌ با فرد مطابق‌ شخصیت‌ و ذهنیات‌ درونیش‌ رفتار شود و با استفاده‌ از مواردی‌ همچون‌ تشویق‌ به‌ موقع‌ کارکنان، نظرخواهی‌ کردن‌ از آنها در امور مختلف، ایجاد شرایط‌ مناسب‌ در محیط‌ کار، افزایش‌ صمیمیت‌ و احترام‌ متقابل‌ دربین‌ کارکنان، ارائه‌ آموزشهایی‌ در زمینه‌ افزایش‌ اعتماد به‌ نقش‌ و خودباوری‌ و غیره‌ غرور و لذت‌ از کار در بین‌ کارکنان‌ افزایش‌ داد.

اصل‌ سیزدهم) برنامه‌ریزی‌ به‌ منظور آموزش‌ و خوداصلاحی‌ کارکنان‌[1]

‌در اصل‌ ششم‌ درمورد اهمیت‌ آموزش‌ و اجرای‌ آن‌ برای‌ مشاغل‌ مختلف‌ توضیحاتی‌ داده‌ شد. اما در این‌ مرحله‌ کارکنان‌ باید به‌ خود اصلاحی‌ کامل‌ برسند و این‌ امر مستلزم‌ آن‌ است‌ که‌ مدیریت‌ انگیزه‌ لازم‌ را برای‌ کارکنان‌ فراهم‌ آورد تا هریک‌ از آنها بنابر نیازهایی‌ که‌ در محیط‌ کار خود احساس‌ می‌کنند و با استفاده‌ از روشهایی‌ همچون‌ استفاده‌ از شبکه‌ جهانی‌ اینترنت، نوارهای‌ آموزشی، مطالعه‌ کتاب‌ و مجلات، حضور در کلاسهای‌ داخل‌ و خارج‌ از صنعت‌ و غیره‌ اقدام‌ به‌ پویایی‌ و بهنگام‌ سازی‌ خود کنند. در این‌ مرحله‌ است‌ که‌ کارکنان‌ باید به‌ اهمیت‌ آموزش‌ و فراگیری‌ علم‌ و دانش‌ با همه‌ وجود پی‌ برده‌ باشند تا با افزایش‌ مداوم‌ آگاهیهای‌ خود اقدام‌ به‌ بهبود مستمر کیفیت‌ محصولات‌ کنند. در این‌ زمینه‌ لازم‌ است‌ مدیریت‌ سازمان‌ با فراهم‌ کردن‌ برنامه‌ مدون‌ آموزشی‌ (طرح‌ جامع‌ آموزشی) کارکنان‌ را بنابر تخصصی‌ که‌ دارند و بنابر ضعفها و نقصانهایی‌ که‌ در محیط‌ کار دیده‌ می‌شود و با استفاده‌ از نظرات‌ و پیشنهادات‌ خود آنها به‌ صورت‌ فراگیر کارکنان‌ را تحت‌ پوشش‌ آموزشی‌ مداوم‌ قرار دهد تا کارکنان‌ به‌ خوبی‌ ثمرات‌ لذت‌ حاصل‌ از آموزش‌ را درک‌ کنند.

اصل‌ چهاردهم) برای‌ دگرگونی‌ همه‌ کارکنان‌ را به‌ کار بگیرند ‌[1]

‌در این‌ مرحله‌ است‌ که‌ مدیریت‌ باید نتایج‌ حاصل‌ از فعالیتهایش‌ در اجرای‌ 13 اصل‌ قبلی‌ را دریافت‌ کند و درصورتی‌ می‌تواند به‌ نتایج‌ دلخواه‌ خود برسد که‌ در پیاده‌سازی‌ صحیح‌ 13 اصل‌ قبلی‌ دقت‌ لازم‌ را کرده‌ باشد.‌ ‌در این‌ مرحله، مدیران‌ باید کارکنان‌ را به‌ نقطه‌ای‌ از تفکر و اندیشه‌ برسانند که‌ همه‌ آنها با تمام‌ وجود قبول‌ کنند که‌ دگرگونی‌ درسازمان‌ به‌گونه‌ای‌ که‌ درجهت‌ اهداف‌ سازمان‌ و بهبود مستمر کیفیت‌ محصولات‌ باشد به‌ نفع‌ همه‌ آنها خواهدبود و هرکسی‌ در هر رده‌ و پست‌ سازمانی‌ که‌ هست‌ باید سازمان‌ را درجهت‌ رسیدن‌ به‌ اهدافش‌ یاری‌ کند.( دمینگ ،1872و1986)

 

 

92

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~