ارتباطات سازمانی و فرهنگ سازمانی

Business Trends Graphs and charts 3d image Reference Earth Map taken from open source: http://visibleearth.nasa.gov/view_rec.php?vev1id=11656 Software used: 3dsMax Date of creation (rendered) - 26.08.2011 All layers used

[do_widget id=kl-erq-2]

الف) مدیریت دانش در جهت استراتژی سازمان باشد
ب) مدیریت شرکت نسبت به مزایای دانش آگاه باشد
ج) رهبری و مرجعیت دانش در شرکت وجود داشته باشد
د) هدف عملیاتی دانش در یک چشم‌انداز مشخص باشد
ه) فرایندهای اطلاعات و دانش به طور نظام‌مند ایجاد شده باشد
و) امکانات تکنولوژیک مناسب در سازمان وجود داشته باشد
ز) فرهنگ سازمانی حامی تولید دانش و فراگیری دانش باشد (رمضانپور، نرگسی، 1381: 59).
2-10- منابع دانش
هر کسی قادر به دانستن هر چیزی نیست- اما ما بایستی بدانیم هر آنچه را که نیاز داریم در کجا بابیم- مسیر توسعه‌ها را می‌توان به راحتی گم کرد زیرا حجم دانش با سرعت سرسام‌آوری در حال افزایش است و محتوای آن به طور روز‌افزون تخصصی می‌شود. منابع دانش درونی و بیرونی خود به خود قابل رویت نیستند، بنابراین سازمان باید در این موارد شفاف‌سازی کند.
اسکیرم هفت قلمرو را به عنوان قلمرو‌های مدیریت دانش معرفی کرده است (ابطحی و صلواتی، 1385: 97- 96).
الف) دانش مشتری: سازمان‌ها نوعاً بیشتر از آنچه فکر می‌کنند دارای دانش از مشتریان خود هستند. اغلب، این دانش به صورت دانش ضمنی در ذهن کارکنان یا در نامه‌ها، پیشنهادها و اسناد طبقه‌بندی شده که در تمام سرورهای گروه کاری و رایانه‌های شخصی افراد پخش شده‌اند. سازمان می‌تواند دانش مشتری خود را با پژوهش‌های دولتی در مقایسه با سازمان‌های بخش خصوصی در قبال جامعه و مشتریان خود از مسئولیت بیشتری برخوردارند.
ب) روابط سایر ذینفعان: عرضه‌کنندگان، کارکنان، صاحبان سهام، جامعه محلی، مقامات دولتی و سایرین دارای دانش نهفته و آشکار هستند که می‌توانند ارزش بالایی برای سازمان داشته باشند.
ج) محیط کار: محیط کار سازمان منبعی غنی از دانش است. انتشارات، خبرنامه‌ها، سازمان‌های شبکه، کارگزارهای دولتی، سمینارها، کنفرانس‌ها و نمایشگاه‌های تجاری، همگی فرصت‌هایی را برای در اختیار گرفتن دانش فراهم می‌آورند.
د) حافظه سازمانی: سازمان‌ها قبل از دانش‌هایی را در پایگاه‌های داده‌ای، مهارت‌ها، کتاب‌های راهنما، ذخایر، منابع انسانی، آئین‌نامه‌ها و نظایر اینها در اختیار داشته‌اند.
ه) فرایندهای مربوط به کسب و کار: دانش آشکار به طور گسترده در فرایندهای کسب و کار بکار گرفته می‌شود. سازمان‌ها باید دانش نهفته را در این فرایندها آشکار سازند تا همه کارکنان در آن سهیم شوند.
ی) نیروهای انسانی: کارکنان و ارتباطات سازمانی در بر گیرنده منبعی غنی از دانش‌های آشکار و نهفته است که می‌توان آن را شناسایی کرده و بهبود داد. قلمروهای دانش بسته به نوع سازمان و اهداف سازمانی، کاربردهای متفاوتی خواهند داشت و هر کدام در برخی از سازمان‌ها بر برخی دیگر اولویت دارند.
شرکت‌ها بخش مهمی از دانش خود را از منابع بیرونی وارد می‌کنند. کارشناسان، استادان، مشاوران، تهیه‌کنندگان، مشتریان همه حاملان دانش‌اند؛ آنها دارای اطلاعات و قابلیت‌هایی می‌باشند که الزاماً در داخل شرکت عرضه نمی‌شوند. انجمن‌های شرکت، آرشیو‌ها، بانک‌های داده خارجی، مجلات تخصصی و اینترنت، منابع دانشی هستند که اطلاعات مرتبط با مشکلات شرکت را در خود دارند (پورست و همکاران، 1385: 119).
از جمله منابع دانش بیرون شرکت‌ ذینفعان می‌باشند که معمولاً عبارتند از: مشتریان، تهیه‌کنندگان، مالکان، کارکنان/ نمایندگان کارکنان، سیاستمداران، رهبران رسانه‌ها و صاحب‌نظران و عامه‌ی مردم، ایجاد کانال‌های ورود برای دانش ذینفعان عامل مهمی در اکتساب دانش (یکی از عناصر بنیادی مدیریت دانش) است. هر گروه ذینفعی می‌تواند حائز اهمیت باشد اما از همه مهمتر منابع دانش مشتریان می‌باشد که شرکت‌ها بایستی به دانش و اعتقاداتی که در نزد مشتریان است دسترسی یابند. محقق نوآور، فون هیپل، نشان داده است که در صنعت پردازش امروز، ایده‌های مشتریان منبع اصلی نوآوری برای شرکت‌ها است (پروست و همکاران، 1385: 153).
تیوانا به نقل از لین و همکاران (2006) منابع ذیل را جزء منابع دانش مشتری به شمار آورده است:
اطلاعات بازار، رقبا، مشتریان، سفارش‌ها، خدمات و محصولات، شکایات مشتریان و بهترین شیوه‌ها.
2-11- دانش سازمانی
توانایی سازمان برای یادگیری، ایجاد و حفظ دانش و همچنین شرایطی که چننی توانایی را توسعه دهد، برای عملیات و سلامت استراتژیک سازمان حیاتی است. این امر بدیهی است زیرا بر اساس منابع مشاهده شده، دانش یک منبع استراتژیک است که کپی کردن آن سخت است و برای صاحب آن منحصر به فردی فراهم می‌کند و به طور ذاتی برای کسی که از آن نگهداری می‌کند مزیت ایجاد می‌کند. بنابراین، هر روش رویکردی که تسهیل رشد دانش و کاربرد آن را در نظر داشته باشد به عنوان موفقیت کسب و کار حیاتی است. با این حال، آن تا زمانی موفق است که اهمیت دانش سازمانی مورد تأکید باشد (لی، 2007: 11).
روندهای مختلف در دنیای کسب و کار امروز از جمله ارتقاء اجتماع و زندگی اقتصادی، استفاده گسترده از فن‌آوری‌های اطلاعات و ارتباطات، افزایش نیروی کار باسواد، افزایش وابستگی اقتصادهای پیشرفته در جهت خدمات و گسترش همکاری‌های حرفه‌ای، همگی بستگی به دانش تخصصی و
یا نظری دارد.
بنابراین مطالعات دانش سازمانی برای یادگیری نحوه‌‌ی سازماندهی آنچه که می‌دانند و در اختیار گذاشتن تجربه و دانستنی‌های افراد به یکدیگر در سازمان مهم می‌باشد.
برای برخی دانش سازمانی، فرزانگی است که نتیجه یادگیری و تجربه است، برای برخی دیگر دانش سازمانی یا فقط یادگیری است و یا فقط تجربه است و برای برخی دیگر دانش سازمانی اطلاعات یا داده است (ابطحی و صلواتی، 1385: 59).
دانش سازمانی فراگیری و عموماً به عنوان سرمایه‌های فکری شامل هر دو دانش شخصی افراد شاغل در سازمان و دانش گروهی است که در سیاست‌های سازمانی، روش‌ها و رویکردها جاسازی شده است. هر دو دانش افراد و گروه‌ها دارای دو شکل اساسی هستند: آنهایی که به راحتی می‌توان مدون کرد و به صورت‌های خاص ارسال نمود که آن را دانش صریح می‌نامند. در حالی که نوع دیگری از دانش است که بیشتر شخصی و ذهنی در کیفیت و تجربه و حسی در ماهیت است، بنابراین برای انتقال و به اشتراک گذاری دشوار است و به عنوان دانش صمنی شناخته شده است. وسکانسیلس و همکارانش (2000) نمودار هستی‌شناسی دانش سازمانی (نمودار 2-2) را ارائه دادند این طبقه‌بندی از دانش همچنین روابط مختلف انواع دانش در حوزه سازمان را نشان می‌دهد (لی، 2007: 14).