انعطاف پذیری شناختی و محیط های یادگیری

انعطاف پذیری شناختی و محیط های یادگیری


Widget not in any sidebars

نظریه ی خبر پردازی یادگیری فرایندهای یادگیری، به یاد سپاری، و یادآوری را مورد بحث و بررسی قرار می دهد. در این نظریه، نظام یادگیری به سه مرحله ی اصلی حافظه ی حسی، حافظه ی کوتاه مدت، و حافظه دراز مدت تقسیم شده. ابتدا محرک های محیطی به وسیله ی گیرنده های حسی دریافت می شوند و وارد حافظه ی حسی می گردند. بعد اطلاعاتی که به حافظه ی حسی وارد شده اند اگر مورد دقت یا توجه قرار بگیرند وارد حافظه ی کوتاه مدت می شوند. سپس اطلاعات وارد شده به حافظه ی کوتاه مدت در ارتباط با اطلاعات قبلی موجود در حافظه ی دراز مدت رمزگردانی شده، به این حافظه وارد می شوند و جزو آموخته های فرد در می آیند (بیابانگرد، 1384).
گنجایش حافظه ی حسی تقریباً نامحدود است، اما مدت زمان ذخیره سازی اطلاعات در این حافظه بسیار کوتاه (1 تا 3 ثانیه) اسـت. در این حافظه اطـلاعات دقیقاً مطابق با محـرک های حسـی ذخیره می شوند.در حافظه ی کوتاه مدت یا حافظه ی فعال، اطلاعات معمولاً به شکل صوتی یا شنیداری رمزگردانی می شوند، هر چند که ممکن است از رمزهای دیگری نیز مانند رمز دیداری یا معنایی استفاده شود. مدت زمان ذخیره سازی اطلاعات در حافظه ی کوتاه مدت 15 تا 30 ثانیه است. گنجایش این حافظه محدود است وبا ارقام 2 7 ماده یا قطعه مشخص شده است. وقتی که این گنجایش پر می شود، یک ماده یا اطلاع جدید تنها زمانی می تواند وارد حافظه ی کوتاه مدت شود که جانشین یک ماده ی پیشین گردد. فایده مهم حافظه ی کوتاه مدت این است که به ما کمک می کند تا اطلاعات را برای مدتی که به منظور درک معنی دسته ای از کلمات، حل مسائل، یا تصمیم گیری لازم است، در اختیار داشته باشیم. پس از رفع نیازهای آنی، اطلاعات موجود در حافظه ی کوتاه مدت به سرعت محو می شوند (همان منبع).
اطلاعات به کمک سه فرایند شناختی عمده با نام های تکرار یا مرور، بسط یا گسترش و سازمان دهی به حافظه ی دراز مدت انتقال می یابند (بوشر، 1989). وقتی که مطلبی از حافظه ی کوتاه مدت وارد حافظه ی دراز مدت شده گفته می شود که آن مطلب یاد گرفته شده است. هم گنجایش حافظه ی دراز مدت و هم مدت زمان حفظ اطلاعات در این حافظه نامحدود است. چندین نظریه برای فراموشی اطلاعات از حافظه دراز مدت ذکر شده که عبارت اند از سرکوبی اطلاعات، تداخل اطلاعات و مشکلات بازیابی اطلاعات. از میان این عوامل مشکلات بازیابی مهم ترین عامل به حساب آمده است. گفته شده اطلاعاتی که فرد قادر به یادآوری آنها نیست در حافظه موجودند، اما او نمی تواند سرنخ بازیابی آن ها را پیدا کند. وقتی که اطلاعات در حافظه ی دراز مدت سازمان یافته باشند، نارسایی بازیابی کمتر است و شخص آنها را آسان تر به یاد می آورد. این حافظه از سه جزء حافظه ی رویدادی، حافظه ی معنایی و حافظه ی روندی تشکیل می شود (سیف، 1387).
4) نظریه ی ساختن گرایی یادگیری
نظریه ساخت گرایی یا سازندگی یادگیری به فلسفه نسبیت گرایی وابسته است. در فلسفه نسبیت گرایی دانستن امری نسبی تلقی می شود و بر نقش یادگیرنده در ساختن دانشی تأکید می شود. در نقطه مقابل فلسفه نسبیت گرایی، عینیت گرایی قرار دارد؛ در فلسفه عینیت گرایی چنین فرض می شود که جهان عینی مستقل از یادگیرنده وجود دارد و یادگیرنده در ضمن یادگیری نسخه ای از این جهان خارج از ذهن را به درون ذهن خود می فرستد. در نظریه ی یادگیری سازندگی فرض نمی شود که یادگیرنده در ضمن یادگیری نسخه ای از جهان عینی خارج از ذهن را به درون می فرستد بلکه این گونه تصور می شود که خود او به طور فعال به ساختن دانش می پردازد. لذا، طبق نظریه ساختن گرایی، بنا به ویژگی های مختلف افراد و ادراکات متفاوت آنان، دانش هر کسی منحصر به خود اوست و هیچ نوع قانون علمی ثابت و جهان شمولی وجود ندارد، بلکه هر گونه دانشی نسبی است و از شخصی به شخص دیگر و از زمانی به زمان دیگر فرق می کند (سیف، 1387).
روش چندحسی یکی از روش های ساختن گرایی می باشد زیرا ساخت گرایی یکی از دیدگاه های یادگیری است که به یادگیری همچون فرایندی پویا می نگرد. در این فرایند یادگیرندگان فعال اند و به سبب تعامل با محیط اطراف، دانش مورد نیاز خود را می سازند.روش چند حسی یک روش شناختی است؛ زیرا کلماتی که از این طریق یاد گرفته می شوند همواره از سوی دانش آموز ابداع می شوند و تداعی بافتی یا معنایی دارند. درک یک کلمه به عنوان یک کل، پایه و اساس روش فرنالد را تشکیل می دهدو همان گونه که می دانیم روش شناختی بر اساس نظریه ساختن گرایی است. از این رو بیشتر به بحث در زمینه نظریه ساختن گرایی می پردازیم (رضوی، 1386).
 نظریه ساختن گرایی برخاسته از نسبیت گرایی است. در فلسفه نسبت گرایی، هر چیزی نسبت به چیز دیگر مورد قضاوت و داوری قرار می‌گیرد و هیچ چیز قطعی تلقی نمی شود ( سیف، 1388) .
ساختن گرایان وجود واقعیت و دانشی را که مستقل از یادگیرنده باشد، رد می‌کنند و از این اندیشه حمایت می‌کنند که «دانشی مستقل از معنی نسبت داده شده به تجربه، که یادگیرنده یا جامعه ی یادگیرندگان می سازند، وجود ندارد. دانش توسط یادگیرنده یا یادگیرندگان ساخته می شود» (احدیان، 1382).
نظریه ساختن گرایی بیشتر بر ایجاد و طراحی محیط های یادگیری به جای طراحی آموزشی تأکید دارد. محیط هایی که دانش آموز محور، مشارکتی، مبتنی برتکالیف اصیل و ارزشیابی زمینه ای باشد و با  تصورات شناخت موقعیتی، آموزش پیوندی، انعطاف پذیری شناختی و کارآموزی شناختی همخوانی داشته باشد (رضوی، 1386).
بر اساس این نظریه، دانش توسط فرد ساخته می شود و
تولید دانش، فرایندی مستمر است که تجربه انفرادی افراد از جهان را سازمان می بخشد. ساختن گرایان، یادگیری را با خلق معنا از تجربه معادل می دانند، ذهن را مانند صافی ای که درونداد های جهان را از خود عبور می دهد تا به واقعیتی منحصر به فرد دست یابد، تلقی می کند. و این عبور دادن صرفاً از طریق تجارب مستقیم شخصی انجام می شود. بنابراین ساختن گرایی برخلاف رفتارگرایی و شناخت گرایی دانش را مستقل از ذهن نمی داند و با وجودی که جهان خارج از ذهن را نفی نمی کند ولی دانش فرد از جهان خارج را بر تفسیرهای منتج از تجارب فرد استوار می داند. بنابر این معنا ایجاد کردنی یا خلق کردنی است نه کسب کردنی (فردانش، 1387).
بنابراین نقش آموزش فراهم کردن بستر و امکاناتی است تا دانش توسط دانش آموز ساخته شود. اندیشه های دیویی، پیاژه، برونر و… که بر ظهور نظریه ی ساختن گرایی تأثیر شگرفی داشته است، همگی بر اهمیت تجربه ی مستقیم و شخصی کودک در محیط پیرامون دلالت می کنند.اگر در یک روش تدریس یادگیرنده محور، قصد آموزش شکل گیری یادگیری معنادار و مادام العمر در دانش آموزان است، ابزارها و رسانه های آموزشی به گونه ای انتخاب و به کار برده می شوند که بیشترین نقش را در شکل گیری تجربه های مستقیم و عینی داشته باشند (رمی زفسکی، ترجمه فردانش، 1386).
1-4) محیط آموزشی ساختن گرا:
سانتراک هشت ویژگی را برای محیط های یادگیری سازنده گرا پیشنهاد می کند:
محیط های یادگیری سازنده گرا بازنمایی های چندگانه از واقعیت را فراهم می کنند.
بازنمایی های چندگانه از ساده سازی زیاد اجتناب کرده وپیچیدگی دنیای واقعی را نشان می دهد.
محیط های یادگیری ساختن گرا یا سازنده گرا برساختن دانش به جای تولید مجدد آن تأکید دارند.
محیط های یادگیری ساختن گرا برتکالیف اصیل در بستر معنادار تأکید دارند.
محیط های یادگیری ساختن گرا، محیط های یادگیری ازقبیل موقعیت های دنیای واقعی یا یادگیری مبتنی بر مورد را به جای توالی از پیش تعیین شده آموزش فراهم می کند.
محیط های یادگیری ساختن گرا تأمل فکورانه در تجربه را تشویق می کند.
محیط های یادگیری ساختن گرا، ساخت دانش را براساس موقعیت انجام می دهند.
محیط های یادگیری ساختن گرا از ساخت جمعی دانش از طریق مذاکره اجتماعی میان یادگیرندگان ونه رقابت حمایت می کنند (سانتراک، ترجمه سعیدی و همکاران، 1387).
2-4) چگونگی طراحی محیط یادگیری ساختن گرا:

مدیر سایت