بررسی اثر بازار گرایی بر عملکرد دانشگاه‌ های ایران- قسمت ۱۲

بررسی اثر بازار گرایی بر عملکرد دانشگاه‌ های ایران- قسمت ۱۲

اهداف سازمان نمایانگر انتظارات و تمایلات ذی‌نفعان کلیدی است و ذی‌نفعان کلیدی تمام قدرت را از طریق ساختار حاکمیت سازمان برای هدف‌گذاری اعمال می‌کنند و ذی‌نفعان غیر کلیدی چندان در هدف‌گذاری قدرتمند نیستند و در عوض از طریق مکانیسم‌های خارجی بر روی استراتژی های سازمان اثرگذارند واز این طریق چگونگی رسیدن به اهداف با توجه به محیط خارجی را مشخص می‌کنند. لذا سیستم ارزیابی عملکرد از استراتژی ها شروع‌شده و به عنوان پلی بین رفتار مدیران و انتظارات ذی‌نفعان عمل می‌کند.
شکل ۸-۲٫ مدل تحلیل ذینفعان
منبع: لی و همکاران، ۲۰۰۱

۸-۳-۲-۲٫ مدل تعالی سازمان

یکی دیگر از چارچوب‌های اندازه‌گیری شناخته‌شده که به صورت گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد مدل تعالی سازمان (EFQM) است. این چارچوب شامل دو دسته عوامل جدا از هم است که به صورت کلی به «توانمند سازها» و «نتایج» تقسیم می‌شوند. توانمند سازها عبارتند از: رهبری، کارکنان، سیاست‌ها و استراتژی ها، منابع و ذی‌نفعان و فرایندها. همچنین نتایج عبارتند از: نتایج حاصل از افراد، نتایج حاصل از مشتریان، نتایج حاصل از جامعه و نتایج کلیدی عملکرد. تئوری سازنده و پشتیبان این چهارچوب است که توانمند سازها مانند اهرم‌هایی هستند که مدیران می‌توانند از آن برای رسیدن سریع‌تر به نتایج آتی استفاده کنند.
یکی از نقاط ضعف این مدل مشکل عملیاتی کردن آن است، چرا که عبارت‌ها و مفاهیم به‌کاررفته در این مدل به قدری کلی است که به گونه‌های مختلفی می‌توانند تفسیر شوند و هر سازمانی قادر خواهد بود با این سر عنوان‌ها ، شاخص‌های ارزیابی متفاوتی را ایجاد کند (نیلی و همکاران، ۲۰۰۰).

۹-۳-۲-۲٫ چارچوب مدوری و استیپل (۲۰۰۰)

این مدل یکی از چارچوب‌های جامع و یکپارچه برای ممیزی و ارتقای سیستم های ارزیابی عملکرد است. این رویکرد شامل شش مرحله به هم مرتبط است که در شکل(۵) نشان داده‌شده است. مانند اغلب چارچوب‌های دیگر نقطه آغاز این مدل نیز تعریف استراتژی سازمان و عوامل موفقیت آن است( گام۱). در گام بعدی الزامات استراتژیک سازمان با شش اولویت رقابتی که عبارتند از کیفیت، هزینه، انعطاف‌پذیری، زمان، تحویل به موقع و رشد آینده مطابقت داده می‌شوند. سپس انتخاب شاخص‌های مناسب با استفاده از یک چک لیست که شامل ۱۰۵ شاخص با تعاریف کامل است آغاز می‌شود (گام ۳). بعد از آن سیستم ارزیابی عملکرد موجود ممیزی می‌شود تا شاخص‌های مورد استفاده فعلی شرکت شناسایی شوند(گام۴). در گام بعد ، به چگونگی به‌کارگیری واقعی شاخص‌ها پرداخته می‌شود و هر شاخص با هشت جزء تشریح می‌شود که عبارتند از عنوان، هدف، الگو، معادله، دفعات، منبع اطلاعات، مسئولیت و بهبود (گام۵). مرحله آخر به بازنگری‌های دوره‌ای سیستم ارزیابی عملکرد شرکت می‌پردازد (گام۶)(مدوری و استیپرز، ۲۰۰۰[۴۰]).
شکل ۹-۲٫ چارچوب مدوری و استپل
منبع: مدوری و استیپل،‌۲۰۰۰
برعکس بسیاری از چارچوب‌های دیگر، این مدل فراتر از راهنمایی‌های ساده بوده و می‌تواند توسط کاربران ارزیابی عملکرد ، در عمل مورد استفاده قرار گیرد. مهم‌ترین مزیت این مدل آن است که می‌تواند هم به عنوان ابزاری برای طراحی سیستم ارزیابی عملکرد و هم برای ارتقای سیستم موجود به کار رود. همچنین در این مدل تعریفی منحصربه‌فرد از چگونگی درک شاخص‌های عملکرد آمده است. اما محدودیت اصلی این مدل در گام دوم رخ می‌دهد که شبکه ارزیابی تنها از شش اولویت رقابتی تشکیل شده است. چرا که همان‌گونه که در مدل های دیگر نشان داده شد، شاخص‌های عملکرد باید به مقولات مختلف دیگری نیز توجه کنند.

این مطلب را هم بخوانید :
سایت مقالات فارسی - نیازسنجی آموزشی کارگزاران حج، عمره و عتبات از دیدگاه مدیران ارشد و ...

۱۰-۳-۲-۲٫ انتخاب شاخص‌ها

در زمینه انتخاب شاخص‌های مناسب برای طراحی یک سیستم ارزیابی عملکرد، برخی محققان راهنمایی‌ها و پیشنهاد‌هایی را مطرح کرده‌اند. گلوبرسون[۴۱] (۱۹۸۵) یکی از محققانی است که در این زمینه راهنمایی‌های ارزنده‌ای را ارائه کرده است. پیشنهادات او در زمینه شاخص‌های عملکرد به شرح زیر هست:
شاخص‌های عملکرد باید از اهداف سازمان منشعب گردند؛
شاخص‌های عملکرد باید امکان مقایسه سازمان‌هایی را ایجاد کند که در یک صنعت مشابه فعالیت می‌کنند؛
هدف هر یک از شاخص‌های عملکرد باید واضح و روشن باشد؛
گردآوری اطلاعات و روش‌های محاسبه هر یک از شاخص‌ها باید به روشنی تعریف گردند؛
شاخص‌های عملکرد نسبتی بر اعداد مطلق ارجحیت دارند؛
شاخص‌های عملکرد باید تحت کنترل واحد سازمانی مورد ارزیابی باشند؛
شاخص‌های عملکرد بایستی از طریق مباحثه و بررسی نظرات افراد درگیر نظیر مشتریان، کارکنان و مدیران انتخاب شوند؛
شاخص‌های عملکرد عینی نسبت به شاخص‌های ذهنی ارجحیت دارند.
به طور مشابه ماسکل[۴۲] (۱۹۸۹) نیز هفت اصل زیر را برای شاخص‌های سیستم ارزیابی عملکرد پیشنهاد می‌کند که عبارتند از:
شاخص‌ها باید به طور مستقیم به استراتژی شرکت مربوط شوند؛
شاخص‌های عملکرد غیرمالی نیز باید مورد توجه قرارگرفته و انتخاب شوند؛
باید به این نکته توجه کرد که شاخص‌های عملکرد در موقعیت‌های مختلف متفاوت‌اند. به بیان دیگر یک شاخص برای تمامی واحدها و یا سازم آن‌ها مناسب نیست؛
این موضوع درباره شاخص‌ها حائز اهمیت است که با تغییر محیط، شاخص هانیزتغییرمی یابند؛
شاخص‌های عملکرد باید برای استفاده آسان و ساده باشند؛
شاخص‌های عملکرد باید بازخورد سریعی را ارائه

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

دهند؛
شاخص‌های عملکرد باید به گونه‌ای طراحی شوند که بهبود مستمر را موجب گردند و تنها به نظارت و کنترل ساده اکتفا نکنند.

۱۱-۳-۲-۲٫ سنجش عملکرد در دانشگاه‌ها

در خصوص اثر بازار گرایی بر عملکرد مؤسسات آموزش عالی، کاتلر و فوکس[۴۳] (۱۹۸۵) بیش از دو دهه پیش بر اهمیت بازاریابی راهبُردی در آموزش عالی اشاره نمودهاند. علاوه بر این، حدود یک دهه پیش برنامه ملی کیفیت بالدریج((BNQP[44] سازم آن‌ها و واحدهای آموزش عالی را نیز در بین سازمان‌های مشمول این برنامه وارد نمود. نتیجه این اتفاق “معیارهای آموزشی بالدریج برای ترقی عملکرد” بود که در هفت گروه شامل ارزشهای اصلی و مفاهیم طراحی‌شده بود. این ارزش‌ها و مفاهیم همان باورها و رفتارهایی میباشند که در سازمان‌های با عملکرد متعالی یافت میشوند. اهداف این معیارها کمک به سازم آن‌ها در دستیابی به “بهبود دائمی منافع ارائه‌شده به دانشجویان و صاحبان سرمایه که به کیفیت آموزش کمک میکند” و “بهبود کارایی کلی سازمان” و “یادگیری سازمانی و شخصی” هست(BNQP، ۲۰۰۵).
ارزیابی معیارهای آموزشی بالدریج برای ترقی عملکرد نشان میدهد که همه اجزای بازار گرایی که در ادبیات بازاریابی(جاوورسکی و کهلی، ۱۹۹۳؛ کهلی و جاوورسکی، ۱۹۹۰؛ نارور و اسلاتر، ۱۹۹۰؛ اسلاتر و نارور، ۱۹۹۴آ و۱۹۹۴ب) توضیح داده‌شده است در معیارهای مذکور گنجانده‌شده‌اند. از دید رفتاری، آنچه در این معیارها مورد نیاز است این است که یک سازمان آموزشی باید از نیازهای حال و آینده دانشجویان آگاهی داشته و طبق این نیازها عمل کند، نقاط ضعف و قوت و سطح عملکرد خود نسبت به رقبا را بشناسد، و از هماهنگی تلاشهایی که سازمان را به سمت ایجاد، ارائه و حفظ تعادل در منافع دانشجو و صاحبان سرمایه و سطح بالایی از رضایت آن‌ها میبرد، حمایت کند. از لحاظ عملی نیز این معیارها نیاز به یک تلاش سازمانی جهت گردآوری، انتشار و عمل طبق اطلاعات مربوط به نیازها، انتظارات و ترجیحات دانشجویان دارند. واضح است “معیارهای آموزشی بالدریج برای ترقی عملکرد” نشان میدهد که (چه با طراحی و چه بدون آن)، اعمال و رفتارهایی که بر سطح بالای بازار گرایی دلالت دارند، اجزای مهم معیارها هستند که منجر به عملکرد بینقص در آموزش عالی میشوند. این امر هم راستا با ادبیات بازاریابی است که تحقیقات نظری و تجربیای ارائه میدهد که نشان میدهد سطوح بالاتر بازار گرایی منجر به توانایی بالاتر سازمان در دستیابی به اهداف میشود.
بازار گرایی (درجه اجرای مفهوم بازاریابی) می‌تواند توسط رفتارها و اعمال سازمان منعکس شوند(کهلی و جاوورسکی، ۱۹۹۰؛ نارور و اسلاتر، ۱۹۹۰). طبق “معیارهای آموزشی بالدریج برای ترقی عملکرد” منافع بالقوه برتری رفتار و اعمال سازمان غیرانتفاعی که نشان‌دهنده بازار گرایی بالاست، کمتر از توانایی برای دستیابی به “تعالی عملکرد” نیست.

این مطلب را هم بخوانید :
ارزیابی نوسانات قیمت سهام با استفاده از شبیه سازی مونت کارلو- قسمت ۲

۴-۲- پیشینه تجربی

این بخش در برگیرنده مهم‌ترین مطالعات تجربی صورت گرفته در خصوص موضوع پژوهش می‌باشد که در دو بخش مطالعات خارجی و داخلی ارائه می‌شود.

۱-۴-۲- مطالعات خارجی

مدیر سایت