تحقیق با موضوع الگوبرداری در و محیط خانواده

تحقیق با موضوع الگوبرداری در و محیط خانواده

اهداف و استراتژی اسکریم و امیدون، 1997، داونپورت و همکاران، 1998، لیبویتز، 1999، مرکز کیفیت و بهرهوری آمریکا، 1999، زاک، 1999، وانگ و اسپینوال، 2005، رحمان و همکاران، 2010، والمحمدی، 2010.
سیستم ارزیابی هالساپل و جوشی، 2000ف داونپورت و همکاران، 1998، حسنلی، 2002، مرکز کیفیت و بهرهوری آمریکا، 1999، احمد و همکاران، 1999، وانگ واسپینوال، 2005، اخوان وهمکاران، 2009، والمحمدی، 2010.
Widget not in any sidebars

زیرساختهای سازمانی داونپورت وهمکاران، 1998، لیبویتز، 1999، حسنلی، 2002، هرشل و نعمتی، 2000، وانگ واسپینوال، 2005، اخوان و همکاران، 2009، رحمان و همکاران، 2010، والمحمدی، 2010.
فعالیتها و فرایندها اسکریم و آمیدون، 1997، هالساپل و جوشی، 2000، داونپورت و همکاران، 1998، بات، 2000، وانگ و اسپینوال، 2005، رحمان و همکاران، 2010، والمحمدی، 2010.
مشوقهای محرک داونپورت و همکاران، 1998، لیبویتز، 1999، یحیی و گاح، 2002، هاسچیلد و همکاران، 2001، وانگ و اسپینوال، 2005، رحمان و همکاران، 2010، والمحمدی، 2010.
منابع هالساپل و جوشی، 2000، داونپورت و والپل، 2001، وانگ و اسپینوال، 2004، وانگ و اسپینوال، 2005.
آموزش هوراک، 2001، یحیی و گاح، 2002، مکادم، 2001، وانگ و اسپینوال، 2005، والمحمدی، 2010.
الگوبرداری درو، 1997، اودیل و گرایسون، 1998، دی و وندرلر، 1998، مافت و همکاران، 2003، هانگ و همکاران، 2006، چانگ، 2006، والمحمدی، 2010.
بخش دوم- مبانی نظری فشار روانی
واژه کاوی استرس
واژه نامه علوم رفتاری ولمان (1973) فشار روانی را نوعی فشار جسمی یا روانی تعریف می کند که موجب تغییراتی در دستگاه عصبی خود مختار می شود. فشار روانی نوعی وضعیت فشار زا است که مطالبات بی حد و حصر بر فرد تحمیل می کند. بعضی اوقات ممکن است فشار روانی بیش از توان سازگاری موجود زنده باشد. در کتاب فرهنگ روانشناسی، کلمه ی فشار روانی (stress) به معنی فشار روانی، تنیدگی، استرس، فشار هیجانی ، تنش، فشار روحی، تکیه (صدا) و فشار به کار رفته است (خداپرست، 1379: 368).
ولی اصطلاح فشار روانی در کتاب فرهنگ جامع روانشناسی روانپزشکی اصطلاحی است که در طب و زیست شناسی به طور گوناگون به کار گرفته شده است: گاهی به معنی یک رویداد یا موقعیتی که تأثیر مضر بر ارگانیسم دارد و گاهی به معنی تنش روانشناختی ناشی از این رویدادها و موقعیت ها است. به مفهوم دقیق هر چیزی که در تمامیت زیست شناختی ارگانیسم اختلال به وجود آورد و شرایطی ایجاد کند که ارگانیسم طبیعتاً از آن پرهیز می کند، فشار روانی شمرده می شود.
فشار روانی ممکن است به صورت محرک های فیزیکی، عفونت و واکنش های آلرژیک و نظایر آن باشد، یا به صورت تغییر کلی در جو اجتماعی – روانی. فرق آن ها در این است که اولی یک عامل فشار روانی زای فیزیولوژیکی است که از طریق هیپو تالاموس ، غده ی فوق کلیوی و سلسله اعصاب سمپاتیک و با ترشح هورمون های مختلف تأثیر می گذارد، دومی نه تنها با قدرت تهدیدی که اصولاً در عامل فشار روانی زا نهفته است، بلکه با کیفیت درک شخص از آن عامل ارتباط دارد (پور افکاری، 1383: 45).
از نظر پزشکی، استرس، «میزان استهلاک جسمانی»است (اشتاین متز، 1377: 9).
فشار روانی در و اقع نوعی اضطراب، فشار روحی، خستگی، نگرانی، وحشت و ترس است. فشار روانی موجب بروز انواع بیماری ها، افسردگی، ناراحتی و رنج می شود (نایک، 1383: 12).
به عنوان یک پدیده روحی و روانی، فشار روانی حالتی است که اکثر ما در زندگی روزانه چه در محیط خانواده و چه در اجتماع و محیط کار آن را تجربه می نماییم و این تجربه، منجر به نتایج گاه مثبت و گاه منفی می گردد (اشتاین متر، 2000، 9).
هانس سلیه فشار روانی را چنین تعریف می کند: «فشار روانی یک پاسخ غیر اختصاصی است که بدن در مقابل درخواست هایی که با آن مواجه می شود از خود نشان می دهد» (هنری لو، 1371: 25).
از کلمه استرس یا (فشار روانی) زیاد استفاده می شود و در این دوره زمانی که ما زندگی می‏کنیم این کلمه به صورت نشانه و لقب این عصر در آمده است. در سال های آتی ممکن است عصر ما نه به عنوان «عصر فن آوری پیشرفته» بلکه به عنوان «دوران فشارهای روانی» تلقی شود.
هر فردی در زندگی خود فشار روانی را تجربه کرده است، از کشاورز روستایی گرفته تا یک مادر عامی یا مدیر بلند پرواز یک شرکت تجاری. انسان در سراسر تاریخ فشار روانی را تجربه کرده است، در حقیقت فشار روانی بخش جدایی ناپذیر زندگی آدمی است که در خلال قرن ها در آیینه ی هنر و ادبیات به تصویر کشیده شده است (آبلارد ، 2003: 123).
گسترش فشار روانی در جامعه به شیوه های گوناگون در گفتار ما جلوه گر می شود، شما ممکن است بگویید «احساس کوفتگی، فرسودگی ، فشار، تنش ، وحشت زدگی ، سستی و نگرانی می کنم». این عبارت ها حکایت از آن دارند که فشار روانی در زندگی همه ما وجود دارد. در زندگی روزانه فشار روانی به شکل های گوناگون جلوه گر می شود:
پاسخ توأم با تحکم و خشم به یک پرسش بی غرض، سردردی شدید پس از یک روز کار سخت و طاقت فرسا یا راننده ای که به هنگام راه بندان روی فرمان اتومبیل خود رنگ می گیرد. موارد بالا از جمله فشارهای روانی بهنجارند. اما در اغلب موارد چنان چه فشار روانی شدت و دوام بیشتری یابد مردم دچار نشانه های مشکل سازی خواهند شد که به نگرانی آن ها درباره ی این نشانه ها می انجامد.
لغت قدیمی دیسترس بر اثر حذف به کلمه ی متداول و روزمره فشار روانی مبدل شده است. استراتژی ما باید در جهت به حداقل رساندن فشار روانی منفی و به حداکثر رساندن فشار روانی مثبت باشد (گملچ و والترچ، 1375: 12).
مطالعه
متون کهن نشان می دهد که اولین بار «بقراط» ناراحتی هایی را که به علت بیماری ها به وجود می آمد از رنج هایی که به دلیل مقاومت و پیکار با آن ها وجود داشت جداگانه در نظر می گرفت در انجام این عمل او به جنبه ای از بیماری که شبیه به فشار روانی بود، یعنی نیرو و دفاع به وجود آمده به وسیله تلاش برای فائق آمدن بر بیماری اشاره می کند (مجتهدی، 1383: 21).
قرن ها است که طرفداران طب بقراطی و طب ارسطویی هر دو به این نتیجه رسیده اند که اختلافات احساسی و روانی باعث بروز تغییراتی چشمگیر در بدن می شود. در متون اسلامی مانند کتاب قانون ابن‏سینا نیز آمده که واکنش های روانی بر قلب تأثیر می گذارند تا آن جا که ممکن است منجر به مرگ فرد شوند. واژه ی فشار روانی به معنای نیرو، فشار و اجبار ، واژه ای است انگلیسی و در زبان های مختلف با همین لفظ به کار برده شده است. در زبان فارسی واژه ی فشار روانی به عنوان برابر نهاده فشار روانی به‏کار برده اند که با مفهوم دقیق فشار روانی سازگار نیست.
مفهوم فشار روانی در فرآیند تحول خود از زمان دیرین یا عصر پسین هر چه بیشتر شهرت یافته از دقت آن کاسته شده است در واقع امروزه مردم هنگامی که به هر گونه ملالتی از خستگی گرفته تا خشم دچار می‏شوند می گویند تحت تأثیر فشار روانی اند یا فشار روانی بر آن ها وارد می شود. هر گاه کلمه ی desserts به معنای دسر را بر عکس هجی کنید، می شود stressed به معنی تحت فشار (اپستاین، 1384: 174).

مدیر سایت