تحقیق با موضوع فرآیند مدیریت دانش و نیازهای اطلاعاتی

تحقیق با موضوع فرآیند مدیریت دانش و نیازهای اطلاعاتی

شکل 2-4- مدل مک الروی و همکاران (2002)
Widget not in any sidebars

مدل بوکوویتز و ویلیامز
اجزای فرآیند مدیریت دانش ارایه شده از سوی بوکوویتز و ویلیامز (1999) شامل هفت مرحلۀ کسب، بکارگیری، یادگیری، تسهیم، ارزیابی، تولید و نگهداری، و واگذاری دانش است که باید برای ایجاد سرمایه بر پایه دانش به صورت یکپارچه مدیریت شوند.
الف) کسب دانش: نکات اساسی که در یافتن اطلاعات درست، باید در زمان مناسب مد نظر قرار گیرند، عبارتند از:
آیا همکاران می توانند نیازهای اطلاعاتی خود را دقیق فرموله کنند؟
آیا منابع و دارندگان دانش مشخص اند؟
آیا ابزارهای کمّی و قواعد موجود، از جستجوی اطلاعات حمایت می کنند؟
آیا شالوده ساختار دانشی، قابل فهم بوده و خوب سازماندهی شده اند؟
ب) بکارگیری دانش: به این معنا است که بتوان خلاقانه و مشتری گرایانه، راه حل های مناسب را به دست آورد. این امر از طریق پیشنهاد راه های گوناگون برای استفاده از دانش های بالقوه انجام می شود. نکاتی که باید برای تحقق این موضوع مورد توجه قرار گیرد، عبارتند از:
جریان آزاد ایده ها در داخل سازمان.
همکاری تنگاتنگ بخش های مختلف سازمان.
ایجاد مکان های (مجازی / فیزیکی) آزاد برای تبادل دانش و بروز خلاقیت در سازمان.
پ) یادگیری دانش: به معنی بررسی در خصوص یافتن دلایل موفقیت یا عدم موفقیت پروژه های انجام شده به منظور لحاظ کردن نتایج آن در پروژه های آتی برای انجام اثربخش آنها می باشد.
مواردی که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرند، عبارت اند از:
ایجاد این تفکر که یادگیری در سازمان، به استفاده اثربخش در عمل منجر شود.
در تمام سازمان، جمع آوری تجربیات و آموخته ها به رسمیت شناخته شود.
ت) تسهیم دانش: در این فرآیند، همکاران، دانش خود را به دیگران انتقال می دهند و این امر، موجب گسترش پایه های دانش سازمانی می شود. تسهیم دانش در سازمان، به زمان و بسترسازی مناسب نیاز دارد، چرا که ممکن است، این حالت به دلایل گوناگون در برخی از همکاران، احساس خطر را برانگیزد. نکات اساسی در تسهیم دانش عبارتند از:
همکاران برانگیخته شوند و تمایل داشته باشند که دانش خود را ارائه دهند.
سیستمها و ساختارها از فرآیند تسهیم دانش حمایت کنند.
در تمام سازمان، تسهیم دانش رسمیت یافته و از آن حمایت شود.
ث) ارزیابی دانش: در این فرآیند باید دانش های موجود و نیازهای فعلی و آتی دانش ارزیابی شوند. برای این کار لازم است، میزان رشد پایه های دانش و نیز دستاوردهای سرمایه گذاری مرتبط با آن،
اندازه گیری شود. عواملی که امکان اندازه گیری پایه های دانش را ممکن می سازند، عبارتند از :
تأثیر دانش بر کارآیی سازمانی به رسمیت شناخته شود و در تفکر استراتژیک سازمانی، قرار گیرد.
انواع شاخص‌ها، معیارها و نکات اساسی برای اندازه‌گیری ارزش دارایی‌های سازمانی ایجاد شود.
ج) تولید و نگهداری دانش: باید دانش های مهم و راهبردی در این فرایند توسعه یابند و دارایی های دانشی، نیز مورد توجه قرار گیرند. برای تولید و نگهداری دانش، باید عوامل زیر فراهم شود:

مدیر سایت