تحقیق رایگان درمورد برنامه های تلویزیونی و برنامه های تلویزیون

ما پیشنهادات خود را به حادترین شکل بزهکاری موقتی محدود می کنیم. اشکال کم اهمیت تر احتمالاً می توانند از طریق برنامه های پیشگیری برای بزهکاری موردی و برنامه های پیشگیری نوع اول بزهکاری برای مراحل مختلف زندگی، مورد استفاده قرار گیرد.
Widget not in any sidebars

داده ها نشان می دهند که کودکان مضطرب و گوشه گیر آنهایی هستند که بالاترین سطح بزهکاری را پس از کودکان پرخاشگر و گوشه گیر دارند.به کمک ابزارهای شناسایی، می توان کودکان مضطرب و گوشه گیر محیط های محروم را شناسایی و برنامه زیر را برای دوران کودکی آنها پیشنهاد نمود. این برنامه علاوه بر مولفه هایی که قبلاً برای بزهکاری مزمن در جهت آماده سازی برای رفتن به مدرسه ارائه شده اند، می تواند یک مولفه را خانواده و دیگری را اضطراب و گوشه گیری در نظر بگیرد.
اقدامات خانوادگی چند سیستمی هانگلر و دیگران(1998و1989) برای این بزهکاران مناسب به نظر می رسد، زیرا در این برنامه، ارزیابی ها نوع کاهش اضطراب و گوشه گیری را نشان می دهد این رویکرد منحصر به فرد چنین طیف را شامل می شود مانند : توسعه مهارتها برای مقابله با تقاضاهایی بیرونی، بازنگری اقدامات تربیتی والدین و فعالیتهای ایجاد اتحاد و منازعات خانوادگی .
مولفه مربوط به عملکرد روان رنجوری این بچه ها می تواند از برنامه پیشنهادی آربوتنت و گوردن(1986) الگو بگیرد؛ زیرا به جلسات مشاوره فردی ، فعالیتها و مباحثات گروهی مربوط شده و هدفشان بهبود برقراری ارتباط با هم سالان و بزرگسالان ،گسترش همدردی و درون نگری و نهادینه کردن ارزش های اخلاقی است. به این منظور، کودکان در فعالیت های مربوط به قابلیت حرف شنوی، برقراری ارتباط، حل مشکلات، تصمیم گیری و مباحثات مربوط به ارزشها شرکت می کنند.
2-19-3- شکل سوم، رفتارهای بزهکارانه ی پایدار یا مزمن است که مابقی نوجوانان را بر گرفته و حدود دوسوم از جوانان تحت پیگرد دادگاه‌ها را شامل می شود. این شیوه رفتاری ثبت شده در فعالیت‌های فرد است. (کاترین بلیسر، 1391)
2-19-3-1- پیشگیری از بزهکاری مزمن
این معرفی مختصر از بزهکاری و بزهکار مزمن که ارائه شد، یک پیشگیری ویژه، قوی، چند بعدی و زود هنگام را می طلبد. پشگیری ویژه؛ به دلیل اینکه عوامل خطرات اجتماعی و فردی به صورت ویژه هستند. قوی؛ چون که ایجاد چنین شیوه ی عملکرد سال های زیادی را مصرف داشته و به افرادی مربوط می شود که به طور ویژه در برابر تغییرات مقاوم هستند. چند بعدی؛ به علت آن که عوامل خطر متعدد می باشند و این عوامل به حوزه های بیولوژیکی، روان شناسی و اجتماعی تعلق دارند و در بسیاری از مراحل زنگدی (کودکی ، نونهالی و نوجونی) پراکنده شده اند.
زود هنگام؛ چون که درمان نوجوانی که بزهکاران مزمن محسوب می شوند در کانون های بازپروری نسبتاً بی تاثیر استو بخش اعظمی از آنها پس از 18 سالگی مجدداً مرتکب جرم می شوند.
در حال حاضر چهار نوع برنامه پیشگیری برای ارزیابی وجود دارد که بزهکاری را در دوره نوجوانی کاهشمی دهند. دو مورد از این برنامه ها مربوط به کودکان(زیر 7 سال)است، در حالی که دو برنامه دیگر به بچه های 7 تا 9 سال مربوط می شود. مخاطب این برنامه ها، خانواده ها، کودکان و حیط های فقیر و نامساعدند و هدفشان توسعه قابلیت های اجتماعی و فردی است، که سازگاری بهتر و بیشتری را مهیا می سازند.
برنامه yale child welfare research program پیشنهاد می نماید تا مددکاران اجتماعی که به طور ویژه مورد آموزش و تعلیم قرار گرفته اند، بازدیدهایی را از مادران در معرض خطر که با تربیت فرزندان خود مشکل دارند،داشته باشند. این بازدیدها باید از دوره قبل از تولد تا اواسط کودکی در فواصل زمانی منظم اجرا شود و هدف این است که به مادران در مواجهه با مشکلات پزشکی، مالی، اجتماعی، شخصی و آموزشی کمک کنند.
برنامه perry preschool projet کودکان پیش دبستانی را مخاطب خود قرار می دهد و 2سال آماده سازی برای رفتن به مدرسه برای کودکان ، به همراه جلسات پشتیبانی و کمک به والدین و بازدید از محل سکونت با هدف ارائه پیشنهاد و کمک را ارائه می دهد.
برنامه seattle social development program کودکانی که مدرسه ابتدایی را شروع نموده اند را مورد توجه قرار می دهد. این برنامه، آموزش مدیریت کلاس برای اساتید و همچنین یک برنامه تحصیلی با تمرکز بر حل مشکلات را پیش بینی نموده است. به علاوه والدین نیز در یک برنامه فراگیری مهارت های مربوط به خود، شرکت می کنند.
«برنامه مونترال» نیز کودکان پرخاشگر را هدف قرار می دهد و شامل پنج مولفه است: آموزش مهارت های مربوط به والدین، حمایت و پشتیبانی از استادانی که این بچه ها را در کلاس آموزش می دهند، برنامهمهارت های اجتماعی برای کودکان و جلساتی برای نقد برنامه های تلویزیونی به ویژه خشونت و نقد فعالیت هایی که محرک زندگی خیالی هستند.
تاثیرات این برنامه بسیار زیاد بوده و بزهکاری کودکان شرکت کننده در این آموزش ها را در طول نوجوانی کاهش می دهد، البته ثابت نشده که این آموزش ها شروع فعالیت بزهکاری را دربین آنها به تعلیق می اندازد یا اینکه بزهکاری مزمن را تحت تاثیر قرارمی دهدو در نتیجه، ما برنامه های بهتر را پیشنهاد کرده ایم که بزهکاران مزمن را هدف قرار می دهد و شناسایی بزهکاران مزمن را امکان پذیر می نماید. در واقع، تحقیقات فرینگتون و وست نشان می دهند که شناسایی بزهکاران مزمن در 8 سالگی می تواند بدون خطر انگ زدن انجام شود. البته حتی اگر کودکان آسیب پذیر، در ادامه به خاطر یک تخلف مجرمانه محکوم نشوند، اما مانند
بزهکاران مزمن در شروع 30 سالگی از خود ناسازگاری نشان خواهند داد.
شناسایی در شروع کودکی می تواند به فقر و تک والدینی دو معیار دیگر را اضافه نماید: یعنی شخصیت خطرناک و روش های آموزشی نارسا، که هر دو از عوامل خطر بزهکاری مزمن محسوب می شوند. همچنین به برنامه های پشتیبانی خانوادگی می توان روش آموزش مهارت های والدین پترسون(1982) که به احساسات، اعتقادات مشترک و تعاملات زوج ها مربوط می شود را افزود.
برنامه آماده سازی برای رفتن به مدرسه می تواند به نوبه خود کودکان دارای مشکلات وسوه و پیش فعالی را که از عوامل بزهکاری مزمن محسوب می شوند، هدف قرار دهد.
به برنامه های عادی، مولفه ی خود کنترلی و کمک به والدین نیز اضافه می شود. برنامه های شروع مدرسه ابتدایی، به نوبه خود می توانند به دوره های آموزشی که به کنترل عصبانیت،وسوسه، ایجاد تمرکز و تمدد اعصاب مربوط می شوند، کمک نماید.
همچنین بخش مربوط به خانواده می تواند عناصر مذکور را در بر گیرد، زیرا این امکان وجود دارد که شناسایی زود هنگام کودکان یا والدین موجب شود از شرکت در برنامه های ارائه شده خودداری کنند.
2-19-4- نتیجه گیری نهایی بعد از ارائه سه روش پیشگیرانه
در زمینه فعالیت های جرم شناختی، دستیابی به یک شیوه درمانی کلی مطروداست، زیرا کار آمدترین برنامه ها، حتی آنهایی که به دقت مورد ارزیابی قرار گرفته اند، تنها می توانند نتایج متوسطی را ارائه دهند. به علاوه،با توجه به فعالیت های اجرا شده که تنها تعداد بسیار محدودی از عوامل را مورد توجه قرار می دهند، هیچ یک از این فعالیت ها به تنهایی کافی نمی باشند: ولی شاید برای پیشگیری و درمان بزهکاری نوجوانان مفید واقع گردند. در مقابل موقعیتی چنین پیچیده و با در نظر گرفتن عدم کارایی نسبی فعالیت های رایج، دو حالت امکان پذیر است: از یک طرف، منتظر باشیم که برنامه ها به وضوح کارایی خود را نشان دهند، ازسوی دیگر، با استناد به منطق زیر از همین حالا شروع به کار نماییم.
چنانچه برنامه های امیدوار کننده کارایی متوسط داشته باشند، ممکن است استعمال همزمان بسیاری از این برنامه ها نتایج خوبی را برای پیشگیری و درمان بزهکاری ارائه دهد، به شرط آنکه با دنبال کردن هم زمان شیوه های مختلف،جامعهنسبت به کودکان و نوجوان در معرض خطر بزهکاری بیشتر اعتدال داشته باشد. با این وجود،حتی با چنین رویکردی، خوش خیالی است که تصور کنیم روزی می توان از فعالیت بزهکارانه نوجوانان ممانعت به عمل آورد.
البته نیل به این هدف ممکن نیست،چون همیشه عواملی وجود دارند که به صورت اتفاقی و غیر منتظره ظاهر می شوند. با این همه، اقدامات پیشگیرانه و درمانی بسیار امیدوار کننده هستند.

Author: مدیر سایت