تحقیق رایگان درمورد عزت نفس در قرآن مجید و ویژگی‌های شخصیتی

مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان،اعتباروشرف خود رادر گرو آن بگذارد؟
مگر پول،چقدر مقدس است که انسان،عزت نفس خویش رابا آن مبادله کند؟
Widget not in any sidebars

آیا باید به هر خواسته ای رسید؟وهرچه رادلخواست،باید تامین کرد؟پس عفاف وکف نفس وکنترل غرایز وتمنیات ومهار زدن برحرص وآز،برای کجاوکی وچه کسانی است؟!در این داد و ستد،چه می دهیم وچه به دست می آوریم؟سخنی زیبا ازحضرت علی(ع)نقل شده است:«واکرم نفسک عن کل دنیه وان ساقتک الی الرغائب،فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا»؛خویشتن را از هرچه که پست باشد،والاتر بدان و پرهیز کن.هر چند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از خویش می دهی چیزی عوض نخواهی یافت.
مسئله بر سر شرافت و کرامت انسان است . وقتی در این داد و ستد، در مقابل دنیا و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد. چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن» افتاده اند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.نخواه ، تا عزیز بمانی . طمع مدار ، تا سربلند باشی و قانع باش ، تا اسیر نگردی .
این رهنمود مولای آزادگان حضرت علی (ع) است که فرمود:«القناعه تودی الی العز» قناعت ، عزت می آورد . و نیز سخن او است که : «العز مع الیاس»عزت ، همراه با نا امیدی از دست مردم است. به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز ، تا عزیز باشی.(محمدی،1392)
2-3-3- حفظ گوهر عزت:
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد . انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند ، تا از این طریق، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه ، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام و نااهلان ، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خواصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد ، رابطه ای بر مبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمع ها و خواهش ها.
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه ، مجبور نشد، باید چنان کار کرد ، که مورد توبیخ و ملامت قرار نگرفت، باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران ،توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.
هم در برخورد با قدرتمندان باید عزت دینی خود را پاسدار باشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران ، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. اینگونه می توان موسی عزت را در برابر فرعون قدرت، سربلند نگه داشت.اگر کسی، ثروتمندی را بهخاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش ، له کرده است به تعبیر حضرت علی (ع): «من اتی غنیا فتواضع له لغناه ذهب ثلثا دینه» هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش در مقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است!شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.این منش و رفتار را باید به کودکان آموخت، تا با عزت نفس بار آیند و در مقابل دارایان(ثروت مندان)، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت، انسان و مناعت تبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شوند.بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همتها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنها است. در سایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته ، اینگونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی (ع) شعری است با این مضمون: «جابجا کردن صخره ها از قله کوهها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تر است. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از سوال و در خواست نیست» و به قول ناصر خسرو :
به آب روی ، اگر بی نان بمانم.بسی به زان که خواهم نان ز دونان
2-3-4- اهمیت عزت نفس:
همه انسان‌ها صرف نظر از سن، جنسیت، زمینه فرهنگی، جهت و نوع کاری که در زندگی دارند، نیازمند «عزت نفس» هستند، که در این راستا عزت نفس بر همه سطوح زندگی انسان اثر می گذارد.
اهمیت مناعت طبع و عزت نفس در وجود هر شخص به هر نحوی که خودش فکر و تصور می کند در کارها، وظایف روزانه و غیره به طور قطع جلوه گر خواهد شد. پاسخ به حوادثی که برای هرکس رخ می دهد نشانگر آن است که به چه نحو درباره خویشتن فکر و قضاوت می کند. واکنش در برابر حوادث زندگانی دیدگاه شخص را در برابر آن حوادث نشان می دهد. لذا داشتن عزت نفس و مناعت طبع نه تنها کلید موفقیت و فقدان آن سبب شکست است، بلکه موجب می شود تا شخص خود و دیگران را بهتر بشناسد. داشتن مناعت طبع و بلند نظری همانا احساس اطمینان به زندگی است. یعنی دارا بودن صلاحیت و شایستگی و ارزشیابی است و برعکس اگر در عزت نفس و مناعت طبع نقصانی وجود داشته باشد، انسان خود را به عنوان یک وصله ناجور و ناهماهنگ نسبت به زندگی احساس می کند. (براندن، 1374)
یکی از نیازهای اساسی انسان، داشتن عزت نفس سالم است و چیزی است که ما پیوسته برای رسیدن به آن تلاش می کنیم. بهترین سرمایه گذاری در زندگی ارتقاء عزت نفس است. نظر فرد نسبت به خویشتن و حس عزت نفس به تدریج در طول زندگی تکامل پیدا می کند
. این حس از کودکی آغاز و طی مراحلی که به تدریج پیچیده تر می شود، پیشرفت می کند. فرد در هر یک از مراحل عقاید، احساس‌ها و بالاخره افکار پیچیده جدیدی نسبت به خویشتن دارد و در مجموع همه این‌ها موجب می شود که وی به طور کلی خویش را موجودی ارزشمند یا بی کفایت بداند. (شیهان، 1378).
شناخت ویژگی‌های شخصیتی، قابلیت‌ها، توانایی‌ها یا خودپنداره از مهم ترین مسائل بهداشت روانی است. تصور مثبت و متعادل از خود نشانه سلامت روانی و تصور منفی به معنی روان ناسالم است. البته بیشتر افراد به ارزشیابی ثابت، استوار و به طور معمول عالی و خوب از خودشان تمایل دارند، روان شناسی، جامعه شناسی و در سطح متعالی تر یعنی، دین بر اهمیت عزت نفس مثبت تأکید دارد. بررسی‌های گوناگون روان شناسی حاکی از آن است که چنانچه نیاز به عزت نفس ارضاء شود، نیازهای گسترده تری همچون نیاز به آفریدن، پیشرفت و پرورش استعدادهای بالقوه نیز رشد خواهند کرد. هنگامی که احساس خوبی نسبت به کارشان دارند، می توانند با اطمینان و مسئولیت‌های کاری مواجه شوند و از عهده آنها برآیند. برخورداری از اراده و اعتماد به نفس، قدرت تصمیم گیری و ابتکار، خلاقیت و نوآوری، سلامت فکر و بهداشت روان، رابطه مستقیمی با میزان و چگونگی عزت نفس و احساس خودارزشمندی فرد دارد. (اسماعیلی، 1380).
سازمان‌های امروزی نه تنها به دانش و اطلاعات بسیار وسیع تری نیاز دارند، بلکه به استقلال، خوداتکائی، اعتماد به خود و توانایی ابتکار بسیار بیشتری نیازمندند، به عبارت دیگر، عزت نفس بسیار بیشتری نیاز دارند. معنای این حرف این است که در بخش‌های وسیع مؤسسات و سازمان‌ها به اشخاصی نیاز است که از عزت نفس کافی برخوردار باشند. به لحاظ تاریخی این یک پدیده جدید و بدیع است. (براندن، 1386).
2-4-وجه تمایز عزت نفس و اعتمادبه نفس:
اعتماد به نفس و عزت نفس مفاهیم پیچیده ای هستند و با وجود اینکه به یکدیگر مرتبط هستند اما دقیقاً شبیه به هم نیستند. این در حالی است که این دو عبارت به جای یکدیگر به کار برده می شوند. تعریف اعتماد به نفس بسیار محدودتر از عزت نفس است، اما به طور کلی ، اعتماد به نفس به عقیده یک فرد درباره توانایی ها و اسنادهای او در توجه به ابعاد خاص خود یا موقعیت های خاصی که با آن مواحه می شود، برمی گردد که به اعتماد به نفس فرد اشاره دارد. اما عزت نفس به معنای داشتن احساس ارزشمندی یا احساس خوبی در مورد خود و یا احساس کارآیی یا شایستگی تعریف شده است. عزت نفس اعتماد به توانایی هایمان برای فکر کردن، اعتماد به توانایی هایمان در مقابله به چالش های بنیادی و اساسی زندگی و اعتقاد به حق مان برای موفقیت و شادکامی و همچنین احساس شایستگی، استحقاق دفاع از نیازها و خواسته ها و دستیابی به ارزش اطلاق می شود. مثلاً یک فرد ممکن است به طور کلی یک سطح ثابت از عزت نفس را دارا باشد؛ اما وقتی در مقابل یک گروه بزرگ از تماشاگران قرار می گیرد اعتماد به نفسی نداشته باشد.( سایت مددکاری اجتماعی)
2-5- عزت نفس از دیدگاه اسلام و قرآن:
در این مبحث به دیدگاه اسلام و قرآن در مورد عزت نفس پرداخته می شود.
در اسلام واژه‌ی عزت نفس با اصطلاحات مختلف از جمله:کرامت نفس احترام نفس،هویت نفس،شرافت نفس و نفاست نفس آمده ولی همگی مفهوم واحدی را بیان می کنند(سوری-هاشمی،1386) عزت نفس یکی از لوازم زندگی موفقیت آمیز است. فردی که می خواهد در راه اهداف والای خویش تمام مشکلات و موانع را از سر راه خود برداشته و به مراحل تعالی و تکامل برسد، باید عزت و کرامت نفس داشته و این موهبت خدادادی را در وجود خود بارور کند. ریشه بسیاری از محرومیت ها، ناکامی ها، عدم موفقیت ها، انتخاب راه های خلاف عرف و شرع، شکستن هنجارهای مقدس جامعه، خیانت ها، جنایت ها و بزهکاری های گوناگون را می توان در نداشتن عزت نفس و وجود عقده حقارت جستجو نمود.
الف)عزت نفس در قرآن مجید:

Author: مدیر سایت