تحقیق رایگان درمورد وضعیت اقتصادی و اجتماعی و نظریه کنترل اجتماعی

Time to change concept on blackboard
[do_widget id=kl-erq-2]

در مجموع، یک نوع متفاوت از پیشگیری، واکنش اجتماعی و سازگاری مجدد قابل تصور است، در واقع، شناخت ها این امکان را می دهند که در میان نوجوانان بزهکار تمایز بهتری قائل شویم و همچنین اهداف اجتماعی، حفاظت از جامعه و کمک به جوانان ، نیازهای شخصی جوانان متخلف، سیاست ها و استراتژی های مداخله مناسب را بهتر به هم مرتبط نماییم. البته این نوع تفکر در جرم شناسی زیاد نیست و علیرغم پیش بینی های ارائه شده در مقررات و ساختار خدمات به نوجوانان، از نظر ما این مقدار نیز ناکافی است.(بلیسر، 1391)
سیاست‌های اجتماعی پیشگیرانه، سرکوب و درمان نمی‌توانند بر اصول یکسانی تکیه داشته باشند. همچنین نمی شود با شدت یکسان در برابر این سه نوع رفتار بزهکارانه از خود واکنش نشان داد. متخصصین در فعالیت‌های بالینی خود، نمی توانند از ابزارهای شناسایی و تشخیص یکسان و همچنین از روش‌های اجرایی برابر برای مقابله با این نوع رفتارهای بزهکارانه استفاده نمایند. اشکال سه گانه رفتارهای بزهکارانه، استراتژی‌های متفاوت را می‌طلبد که باید در سطح پیشگیری و سازگاری مجدد تشریح شود.(معظمی، 1388)
خلاصه اینکه رفتارهای ضداجتماعی و بزهکاری نوجوانان بیش از پیش به عنوان یک نگرانی مهم مطرح می باشد. در برابر شکست‌های پی در پی در پیشگیری از تکرار جرم و تقویت تدابیر سرکوبگر پیشگیری به عنوان روشی کم هزینه و مؤثر برای مبارزه با رفتارهای ضد اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. و اگر عناصر تشکیل دهنده ی بزه و موقعیت برای ارتکاب بزه، به نحو شایسته و مطلوب مدیریت شوند، از یک سو می توان زمینه و امکان تحقق بسیاری از جرایم را کاهش داد و از سوی دیگر عوامل تحریک کننده انگیزه‌های بزهکاری را هر چند به طور نسبی، از بین برد.(همان، 56)
بزهکاری پدیده اجتماعی جهانی است که معمولاً برای جرایم نوجوانان زیر 18 سال به کار برده می شود. گرچه، جوامع گوناگون برحسب وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود با انواع متفاوتی از آن روبرو هستند. در همه جوامع انسانی اصطلاح بزهکار در مورد افرادی به کار برده می شود که اعمال خلاف قانون یا موازین مذهبی آن جامعه انجام می دهند. با توجه به این که احکام در جامعه‌های گوناگون متفاوت است، فرد متخلف در یک جامعه، ممکن است در جامعه دیگر از تخلف مبری باشد.
در کشور ما بزهکاری به مجموعه کل جرایمی گفته می شود که در صورت ارتکاب، مجازات‌هایی از قبیل قصاص، دیات، حدود و تعزیرات را در پی دارد.
هر روز در کنار ما جرایمی متعددی به وقوع می پیوندد و با تورق روزنامه‌ها، در صفحه حوادث با انواع بزهکاری آشنا می شویم: چاقوکشی، ضرب و جرح، دزدی، تجاوز و وقتی از خیابان عبور می کنیم سازمان‌هایی نظیر کانون اصلاح و تربیت، نیروی انتظامی، و دادگاه‌هایی را می بینیم که برای مجازات این گونه افراد به وجود آمده اند. ولی تا حالا فکر کرده ایم چه عواملی در به وجود آوردن فرد بزهکار مؤثر است؟ پیچیدگی عوامل مؤثر در پدیده بزهکاری سبب شده است که هر گروه از محققان آن را از دیدگاهی خاص بررسی کنند. روان شناسان و روان پزشکان از دیدگاه روان شناختی، حقوق دانان از دیدگاه جرم شناسی و مسایل کیفری، پزشکان و زیست شناسان از نظر عوامل مؤثر زیستی و بالاخره جامعه شناسان از دید آسیب شناسی اجتماعی. (پارسا،1390)
2-20-رویکردهایی در مورد بزهکاری:
انتشار اولین گزارش راجع به دادگاه ویژه نوجوان در سال 1899، باعث شده بسیاری از اندیشمندان به مطالعه بزهکاری بپردازند و عوامل موثر آن را بشناسند و از دیدگاه‌های مختلف آن را بررسی کنند ولی هیچ نظریه واحدی نتوانسته تأثیر متغیرهای مستقل فردی و اجتماعی را بر فرد بزهکار تبیین کنددو نظریه که بیش از همه به آن‌ها توجه دارد یکی«نظریه کنترل اجتماعی»دورکیم است که هیرشی آن را با مسئله بزهکاری تطبیق داده و دیگری نظریه «پیوندهای افتراقی» است که در اصل ساترلند و کرسی مطرح کرده اند.
2-20-1- رویکرد کنترل اجتماعی:
به عقیده هیرشی، بزهکاری به عنوان مسئله ای اجتماعی باید به همان گونه که در اجتماع رخ می دهد یعنی در عرصه خانواده، محله، مدرسه، همسالان و سایر ارگان‌ها یا مؤسسات اجتماعی که نوجوان به نوعی در آنها عضویت دارد، بررسی شود. از دید جامعه شناختی این بررسی باید به مجموعه ای از اصول و تعاریف متکی باشد. برخلاف دیگر نظریه‌های بزهکاری که تأکید فراوان براین موضوع دارند که فرد بزهکار می خواهد خود را تطبیق دهد ولی براساس فشارهای اجتماعی و اضطرارهای ساختاری برای رسیدن به موقعیت‌های اجتماعی ناچار می شود به کارهای خلاف و نامشروع دست بزند، هیرشی معتقد است که بزهکاری وقتی اتفاق می افتد که قیود فرد نسبت به اجتماع ضعیف شود یا به کلی از بین برود. هیرشی در کتاب قیود اجتماعی نظریه کنترل اجتماعی یا قیود اجتماعی را مطرح کرده و آن را آزموده است ولی ابتدا تعریف واژه بزهکاری را آورده است او فرد بزهکار را شخصی می داند که از قیود اجتماعی آزاد است و در واقع به عقیده وی بزه وقتی اتفاق می‌افتد که فرد نسبت به قید و بندهای اجتماعی کم اعتنا یا اصلاً بی اعتنا باشد.(پارسا،1390)
به طور خلاصه برداشت دورکیم از مفهوم آنومی (غیرقانونی و بی هنجاری) بدین گونه است:
1-نوعی نابسامانی فردی در نتیجه نبود قانون و دستورالعمل رفتار
2-وضعیت اجتماعی که در آن قواعد رفتار اجتماعی با یکدیگر در ستیز بوده و فرد برای انطباق با آنها دچار پریشانی است.
3-وضعیت اجتماعی که در آن موارد محدودی قواعد اجتماع
ی وجود دارد.
همان طور که گفتیم هیرشی با استفاده از نظریه دورکیم، مسئله بزهکاری را بیان می کند.
هیرشی بزهکاری را بی اهمیتی و بی اعتنایی به قید و بندهای اجتماعی مطرح کرده و این قیود را در چهار مفهوم کلی خلاصه می کند:
1-وابستگی:حساسیتی است که شخص نسبت به عقاید دیگران درباره خود نشان می دهد وابستگی در حقیقت نوعی قید و بند اخلاقی است که فرد را ملزم به رعایت معیارهای اجتماعی می کند. مانند وابستگی فرزندان به والدین، اقوام نزدیک، دوستان.
2- تعهد:میزان مخاطره ای است که فرد در تخلف از رفتارهای قرارداد اجتماعی می کند. بدین معنا فردی که خود را به قیود اجتماعی متعهد می داند از قبول این مخاطرات پرهیز می کند. مانند تعهد به پیروی از دستورات مذهبی یا حفظ شئون خانوادگی ملی.
3-درگیر بودن:میزان مشغول بودن فرد به فعالیت‌های گوناگون است که باعث می شود برای کار خلاف وقت نداشته باشد، مثل درگیر بودن در کار، ورزش، درس.
4-باورها:میزان اعتباری است که فرد برای معیارهای قراردادی اجتماعی قایل است و باعث می‌شود در حالی که می تواند طبق میل خود از آنها تخلف کند، پای بند به آنها باقی بماند، مانند باور به نیکوکاری، باور به حسن شهرت در بین خانواده و همالان، باور به محرمات.
هیرشی معتقد است که افراد بزهکار قادر به ایجاد وابستگی معقول و منطقی با سایرین نیستند. از اینرو، رابطه بین اعمال بزهکارانه و داشتن رفقای بزهکار رابطه ای ظاهری است. (پارسا،1390)
بر طبق نظریه هیرشی در حال حاضر سه دیدگاه اساسی بر جریان مطالعه جامعه شناسی کجرو تسلط دارد: