مقاله – تصویر سازی با صفات شاعرانه در اشعار نیما یوشیج و اخوان ثالث- قسمت ۱۵

مقاله – 
تصویر سازی با صفات شاعرانه در اشعار نیما یوشیج و اخوان ثالث- قسمت ۱۵

-ساختن صفت با افزودن(ب) بر سر اسم همچون : بسخا مرد بزرگا که تویی (مانلی:۳۷۸ )
– ساختن صفت جدید با ترکیب دو صفت رایج :
کور موذی چشمشان در کاسه سر از پریشانی (مرغ آمین:۴۹۵)
-اطلاق صفت انسان و هر دی روحی به اشیا
از پس خنده یک برق سمج (مادری وپسری:۳۳۱) ، دیوارها سمج همه بر گرد هم رده( سرباز فولادین:۱۲۷) لوس وسمج دیوارها (کار شب پا :۴۱۵) چه شب موذی وسنگین، آری : ۴۱۶ ، در همه این لحظات خودسر (سوی شهر خاموش :۴۶۲)) هواگرم استاده ۷ (پادشاه فتح:۴۲۷ ) همچو ورم کرده تنی گرم استاده هوا (هست شب :۵۱۱) هوا دراستاده سرد (مرگ کاکلی :۴۵۵)
مطابقه صفت و موصوف در جمع (همچو متون قدیم )
حذف پسوند (الف از صفت فاعلی )
همچون : گوارا =گوارا ؛ بر لبت باشد هر چیز گوار : (مانلی ) حذف واجهای مختلف از آخر صفت در شعر قدیم هم بسیار دیده می شود.( سعید حمیدیان ، ۱۳۸۱:۳۱۷)
-جابجایی ضمیر و فاصله انداختن میان موصوف وصفت : ضمیر ملکی صفت به موصوف می پیوندد : مثل با تنش گرم / مرده را مانده در گورش تنگ /به تنم خسته که می سوزاند /…
-با کفم خالی از رزق خدایا چه مرا /
-تیز پروازی به سنگین خواب روزانش زمستانی
-کاسه ام چوبین
-اندیشه های من ملال انگیز
-با نغمه هایش دریایی
-تیغ هامان تیز
۴-۱-۳ کاربرد صفت شاعرانه برای تصویر سازی
توصیف ممکن است در موارد شاعرانه وادبی بیاید در اشعار نیما کم نیستند که گاه برای زیباسازی ، زشت نمایی ، اغراق ، تجسم و… بکار روند مثلا :
۱٫صفت و زشت نمایی
در شعر ( شب ) می توان مشاهده نمود این نکته را که شب در شعر نیما شبی معمولی نیست بلکه شبی است سمبولیک ونمادین و القا کننده ی معانی و مفاهیم گسترده و پیچیده از اوصافی که نیما در اشعارش برای واژه شب قائل شده است ، میتوان استباط کرد ودریافت که شب از نظر نیما موجودی است واقعی وملموس که می توان چهره وحشتناک آن را دید و صدای مهیب آن راشنید : گرما وگرفتگی و سرما وسوز آن را با پوست و گوشت و استخوان حس کرد . نکته در خور توجهاین که جز در ان موارد همواره صفاتی که نیما از شب ارائه می دهد صفاتی است نکوهنده و مذموم ، که در مجموع چهره پلید و از شب بدست می دهد . مثال :
-سنگین وخون آلود
به شب آویخته مرغ شب آویز
و شب سنگین و خون آلود برده از نگاهش رنگ (مرغ شباویز)
-سنگین و بزم آشوب
بس شب دوشین بر او سنگین و بزم آشوب بگذاشته (پادشاه فتح )
-دیجور و دل فریب
که می خندد ، که گریان است
شب دیجوردارد ، دل فریبی باز(که می خندد..)
سردی آور و زمستانی
گرم شد از دم نواگر او
سردی آور شب زمستانی
کرد افشای رازهای مگو
روشن آرای صبح نورانی (خروس می خواند )
-کور باطن :
این شبان کور باطن را
که زدل نور خورده (پادشاه فتح )
-خاموش
کیکن چه گریستن ، چه طوفان
خاموش شبی است ، هر چه تنهاست ( هنگام که گریه می دهد ساز )

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

مدیر سایت