تصویر سازی با صفات شاعرانه در اشعار نیما یوشیج و اخوان ثالث- قسمت ۱۶

تصویر سازی با صفات شاعرانه در اشعار نیما یوشیج و اخوان ثالث- قسمت ۱۶

-تیرگی
شبی بس تیرگی دمساز با آن(شب است )
-وحشت زا
در شبی از شب ها
یک شب وحشت زا که در آن تلخی برپا بودپا برجا (همه شب )
شوم ووحشت انگیز :
هان ای شب شوم وحشت انگیز
تا چند زنی به جانم آتش ( ای شب )
– بیدارگر وتنگی آور
در شبی این گونه با بیدادش آیین
رستگاری بخش ای مرغ شبا هنگام ما را…
در شبان گاهی چنین دل تنگ می آید نمایان (مرغ آمین )
-تشویش آور
در خلوت شبان مشوش
با زندگان دیگر شان هست زندگی
این راست است ، زندگی این سان پلید نیست ؟ ( اندوهناک شب )
-خستگی آور :
چه فراوان روشنایی در اتاق توست
باز کن در برمن
خستگی آورده شب من (شب پره ی ساحل نزدیک )
-شب موذی گرم ، دراز ، سمج ،
چه شب موذی گرمی و دراز
چه شب موذی وطولانی
چه شب موذی گرمی و سمج
چه شب موذی وسنگین ، آری (کار شبپا )(همایش نیماشناسی ،۱۹۹)
همانطور که دیده شد دراشعار بالا نیما از تضاد ،مراعات نظیر ، تشبیه ، تشخیص ، اغراق ، و..استفاده نموده که به زیبایی وانگیزه مخاطب می افزاید. وی بین موصوف وصفت کسره اضافه نمی آورد و صفت را به اسم اضافه می نمایدکه این از ویژگی های صفت در آثار وی می باشد .
یکی از راههای شناخت شب در شعر نیما ، تصویر سازی نیما با واژه شب است در بسیاری از اشعار نیما ، شب با کریه ترین وجهی تصور شده است . تا به وسیله زشتی شب سیاه استبداد و ستم وظالت و جهالت به گونه ای ملموس و مشخص در نظر گاه خواننده مبهم شود .از نمونه هایی که ذیلا ارائه میشود . این نکته خوبی استنباط می شود .
در آغاز شعر (پادشاه فتح ) که در آن چهار بار ، واژه شب تکرار شده است نیما شب را به انسانی سیاه وسالخورده تشبیه می کنند که انبوه دندانهای او ریخته است . شبی که تیرگی های آن (مزور ) است : شبی در آن سایه ها ی قبر های مردگان و خانه های زندگان ئر هم ریخته است : در تمام طول شب :
کاین سیاه سال خورد انبوه دندان هایش می ریزد
وزدرون تیرگی مزور
سایه های قبر ها ی مردگان و خانه های زندگان در هم می آمیزد .(پادشاه فتح)
این که نیما با دیدن شب به یاد ( سایه های قبر های مردگان می افتد ؛ این مفهوم مرگ را با مفهوم (مرگ ) و (قبر ) پیوند می زند . در چندین شعر دیگر نیما نیز تکرار شده است و حاکی از چهره های منفور و مرگ آورشب در نظر نیماست ؛ برای نمونه
هم چو زندانی شب چون گور
مرغ از تنگی قفس جسته است ( خروس می خواند )
شب است
جهان با آن چنان چو مرده ای در گور (شب است )
در شب تیره پو گوری که کند شیطانی
وندر آن دام دل انسانش را

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

مدیر سایت