سایت مقالات فارسی – تصویر سازی با صفات شاعرانه در اشعار نیما یوشیج و اخوان ثالث- …

سایت مقالات فارسی – 
تصویر سازی با صفات شاعرانه در اشعار نیما یوشیج و اخوان ثالث-  …

دهد آهسته صفا
زیک و زیک ، زیک زایی
لحظه ای نیست که بگذارم آسوده به جا (شب تیره )
در شعر چراغ نیز ، نیما شب را به کفن تشبیه می کند که مفهوم مرگ بار آن را منتقل کند . در برخی از اشعار نیز نیما شب رابه ((زندان))آن هم زندان تاریک ، تشبیه می کند :
این منم مانده به زندان شب تیره که باز
گوش برزنگ کاروانستم (شب همه شب )
در شعر دیگر نیما ترسناک بودن شب را با تشبیه آن به انسانی که دو چشم در شت دریده دارد ، به خواننده القا می کند ؛ دو چشم درشتی که قرمز و خون گرفته و خشم آلود نیز به نطز می رسد :
قرمز به چشم ، شعله خردی
خط می کشد به زیر دو چشم درشت شب (ققنوس )
در شعر دیگر از نیما ، شب به بیابان هولناکی مانند می شود که همانند دزدان و راهزنان (روشنی )) را به غارت می برد و در نتیجه (ره مقصود ) بر مسافران شب نورد گم می شود :
وبیابان شب هولی
که خیال روشنی می برد با غارت
و ره مقصود در آن بود ، گم ، ( مرغ آمین )
یکی از مهیب ترین ومرگ آور ترین تصویر هادر باره شب را در شعر (هست شب ) نیما در سال ۱۳۲۴ (ذو سال پس از کودتای ۲۸ مرداد ) در سخت ترین سال های اختناق و استبداد سروده شده است ، شاهد هستیم . در این شعر نیز ، همچو برخی از اشعار ی که نقل شد (شب ) ، هم چو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا
هم از این دوست نمی بیند اگر گمشده ای راهش را
با تنش گرم ، بیابان دراز
مرده ای را ماند در گورش تنگ
به دل سوخته که می سوزد از هیبت تن
هست شب ، آری ، شب (هست شب )( نخستین همایش نیما شناسی جلد ۲،۲۰۶:۱۳۸۱)
در مثالهای فوق شاعر با استفاده از صفات بخوبی به تصویر سازی شب و توصیف آن بپردازد از این موارد در اشعار نیما بسیار است . کوشش نیما از بین تمام تصاویر ، بیشتر متوجه تشبیه است یعنی که ذکر شباهت و همانندی که از جهتی یا جهاتی میان دو چیز مختلف وجود دارد .
۴-۱-۴کاربرد صنایع ادبی در تصویر سازی با صفات شاعرانه نیما :
۱٫تشبیه آوری درصفات
کوشش نیما از بین تمام تصاویر ، بیشتر متوجه تشبیه است و بیش از ۱۵۵ مورد از صور خیال او را تشبیه تشکیل می دهد . در بین تشبیهات نیما به دشواری می توان تصویری یافت که امری انتزاعی را به امر انتزاعی دیگر پیوند داده باشد . مانند (( وز زنگ دراز آرزو هایی / هم چون خود آرزو عمیق (۱۸۵) تشبیه امور محسوس به امور انتزاعی نیز شاید جزچند مورد محدود در بین اشعار او موجود نباشد : از قبیل :
(جهان افسا ) بر سریر حکم رانی ، چون خیال مرگ ، بنشسته (۳۱۰) ؛ زانفجار خنده ی امید زایش / سرد می آید (چنان چون نا روا امید بدجویان ) هر بد انگیزانفجار ی که از آن طفلان در اندیشه اند (۳۱۱) ؛ وشب تاب از نهان جایش به ساحل می زند سو سو / به مانند خیال عشق تلخ من که می خواند (۳۳۴) ؛ آنم که دل نهاد در آتش / می دیدمش که می رود از من / چون جان من که از تن نابود / آخر زجای من که از تن نابود / آخر زجای خاست چو دودی / چو آرزوی روز جوانی (۲۱۶).
بیشتر ین نوع تشبیه در دیوان نیما در حوزه ی ارتباط میان اشیای مادی و محسوس با اشیای محسوس دیگر است ؛ ( نخستین همایش : جلد ۲،۱۳۸۱:۱۹۲)
:تشبیهات شعری نیما متحرک و جاندارند و همان طور که در مثال ها استنباط می شود هردو طرف یا حداقل یک طرف آن ، عنصری طبیعی است .
۲٫صفت و شخصیت آوری
یکی دیگر از نقش های شاعرانه صفت جان دادن و شخصیت بخشیدن به بی جان هاست . با توجه به علاقه نیما به طبیعت ، بعد از تشبیه ، بیشترین آرایه های ادبی که در سرو ده های او بچشم می خورد ، تشخیص است و تنها در اشعار آزادنیما که اکثر از نوع مفصل است وجود دارد در نظر نیما موج افسرده می شود و فکر جهان را بهم میزند(۱۷۶) چشم شب ، گریان و راز مگویش را به شاعر می گوید (۲۱۸) مهتاب سخن چین (۲۱۰) و صورت چرکین است (۳۳۸) تمشک تیغ دار : صف آراسته (۲۵۷) باد به پا ایستاده (۲۷۸)باغ غارت دیده از همین نمونه هابخوبی می توان دریافت که عناصر خیال او را دروصف طبیعت بی جان انسان و جانوران دیگر که دارای حس وحرکتند تشکیل می دهد و همین امر سبب زهده بودن طبیعت در شعر نیماست . صور تشخیص در شعر نیما از نوع مفصل است .
پیت پیت … چراغ را / درآفرین دم سوزش / هر دم سماجتی است /با او زبه گردش شب دیرین /پنهان شکایتی /تشییع می کند دم سوزان رفته .
چراغ توصیف شده و کل قطعه شعر ، شرح حال چراغ و هم دمی او با شاعر است . بصورت مفصل دارای شخصیت انسانی پنداشته شده است .(همایش نیما شناسی(۲)، ۱۹۰:۱۳۸۱)
مثال :مهتاب سخن چین (۲۱۰)، و صورتش ، چرکین است (۳۳۸) ؛ بیابان خیال روشنی را به غارت می برد (۲۳۵)؛ تمشک تیغ دار صف آراسته (۲۵۷) نارون خموش ، و باغ غارت دیده به حرف ها گوش بسته (۳۳۷)و همین امر سبب زنده بودن طبیعت وایجاد تصویر در اشعار نیما شده است . (همایش (۲)،۱۹۳:۱۳۸۱)
۳٫صفت آوری با استعاره
شاعر با افزودن صفت یا صفات در تصویر های خیالی که بصورت استعاره ارائه گردیده ، قدرت نیما در القای مسائل وجدانی بیشتر وبهتر آشکار می گردد. و از آن جایی که زبان نیمایی زبانی سمبلیک ونمادین است ، کابرد استعاره مصرحه در میان این صورت خیالی چشمگیر می باشد. اما نسبت بکار گیری استعاره در اشعار نیما به تشبیه کمتر و حتی یک سوم آن هاست.حال به جملات زیر که در توصیف ماه و خورشید و استعاره صفات بکار گرفته شده اند توجه فرمایید :
((صبحگاهان که بسته می ماند / ماهی آبنوس در زنجیر / دم طاووس پر می فشاند /روی این بام بشسته به قیر (۲۵۹) که ماهی آبنوس استعاره از ماه و (دم طاووس ) استعاره از اشعه خورشید و بام استعاره از آسمان است .که صفات بکار رفت
ه شده ۱٫ آبنوس ۲٫ بشسته به قیر در وصف ماهی و بام که نماد وسمبل بترتیب ۱٫ماه ۲٫ آسمان می باشند .(مصطفوی ،۱۶۹:۱۳۸۹)
الف )از جمله اضافه های استعاری در اشعار نیما۱٫ نقاب صبح (م/۱۴۲/۵) زبان باطن (م /۲۰۸/۴)حافظه تاریخ (م ۸۰۵/۶)رخ شب (م /۴۹۵/۳)رخ شب ،کله سرد شب (م/۴۶۰/۱۰)(،جبین شب دلتنگ(م/۶۶۸/۴)
این دل آرا فراخنای کجاست (نیما /مجموعه اشعار :ص۲۸۶)
فانوس نفس مرده : جاده خاموش ایستاد /….چو فانوس نفس مرده (م/۷۳۹/۵)
– اضافه وصفی : آتش آشفته –ماه غمگین – گل خونین (م/۷۱/۴)

مدیر سایت