تصویر سازی با صفات شاعرانه در اشعار نیما یوشیج و اخوان ثالث- قسمت ۲

تصویر سازی با صفات شاعرانه در اشعار نیما یوشیج و اخوان ثالث- قسمت ۲

شبنم آجین – روند -پدام -. غرفه های خاطر –چاهسار گوش – باران طلا و…..
که فضای تصویری و شاعرانه شعر خود را نمایش می دهد و همراه با ترکیب های چند واژه ای یا عبارات و جملات شاعرانه یا تعبیرها وتصویرهای که اغلب (ساخت ) کارخانه خیال اوست و بیشتر آفرینش آن در فضای زبان صورت می گیرد در حرکت داستانی – روایی شعر او برمرز حساس زبان نثر ، شعرش را از خطر سقوط در دامن زبان معمول و منطق نثری صرف باز می دارد .:
گهواره فرسوده آفاق (=زمین )نثار شاهوار آسمانی (_=برف )مرغ دو پرواز (=بمب وموشک )و..
و آنگاه کابرد و بیان این لغات عامیانه وواژهای ادبی و ترکیب ها و تعبیرهادر حرکت مصراع ها به سوی مرکز شعر : همراه با روابط سطرها وبندهاست که شکل بیرونی و درونی شعر رانشان می دهد و تجسم می بخشد . و هم این حرکت مصراع هاست که از سال ۲۴-۲۵ آغازسال شاعری او تا اوج کار وی در سال های ۴۳و ۴۴وسیر متحول و متکامل زبان و بیان و اندیشه و ذهنیت و فضا و عینیت شعر به تدریج تا ارائه بهترین نمونه ها و استوار ترین (ساخت ) شعری به صور مختلف ودر جلوه های گوناگون خود پیش می رود .
۲-۲-۵وزن در اشعار اخوان
هرچند شعر منطق نثری دارد . همان منطقی که در مجموعه (زندگی می گوید اما ) برهمه کتابها حکمفرماست. اما در واژه ها را از نشستن در جای اصلی دستوری خود باز می دارد .طبیعی ترین نوع از انواعش را می توان همان دو بحر (رمل ) و هزج دانست که به طبیعت زبان و نثر نزدیک تر است . و شاید از همین روست که اخوان به این دو وزن سخت دل می بندد . چرا که اوزانی است آرام و با خصوصیات روحی شاعر و نیز نحوه حرف زدن آرام و آرامش پیرانه و بریده بریده سخن گفتن او رابطه مستقیم دارد . و دیگر این دو وزن ، با ارکان (فاعلاتن ) ومفاعیلن برای شعر های وصفی و داستانی وروایی سخت مناسب تر است و شاعر به دلیل سادگی و روانی اوزان متفق الارکان نسبت به بحور مختلف الرکان دست باز تری دارد. اما بعد ، گذشته از بحر رجز (مستفعلن ) به بحور سخت که چندین غزلواره اخوان در گهواره نواخت آن متحرک و مترنمند خاصه ( مستفعلن فاعلاتن فعولن …) بیشتر متوجه است ضمن اینکه اخوان گهگاه – و البته به ندرت –از اوزان های غیر معمول نیز (هم آرام و هم تند ) استفاده می کند و باز دو علت : یکی به قصد نمایش تسلط در وزن و دیگر به ضرورت محتوا : مثلا شعر ساعت که با وزن آن گویی می خواهد ساعت ایستاده بی تیک تاک را به حرکت در می آورد :
یادمان نمانده کز چه روزگار
از کدام روز هفته در کدام فصل
ساعت بزرگ
مانده بودیادگار
وجالب اینکه اخوان در دو بحر ( مجتث ) ومضارع که وزن برخی از مشهور ترین شعرهای امروز ماستتنها یکی دو شعر سروده است ( بازگشت زاغان ) (مجتث ) .
در آستان غروب
برآبگون به خاکستری گراینده
هزار زورق شوم وسیاه می گذرد
وغزل چهار (مضارع ) :
در پرده حریر بلندی
خوابیده مخمل شب تاریک مثل شب
آینه سیاهش پون آینه عمیق
اما موسیقی شعر اخوان نه به اعتبار این بحور آرام هزج و رمل که بیشتر براساس جاذبه کلمات همخوان ، مشترک الحروف ، همبار و خوش نشین در کنار هم و قافیه های درونی و نیز اصل قافیه است ، که خود چهار منظور متوجه آنست . به عبارت دیگر چهار نوع قافیه را می توان در شعر او دید.
۱٫قافیه قطعه ای – به این معنی که ناگهان در وسط یک شعر ، چندین مصراع یا یک بند می آورد که از آن به عنوان یک قطعه مستقل از نظر صورت و مرتبط از نظر معنی می توان یاد کرد . اخوان در کتاب( زندگی می گوید اما ) از این گونه قطعات زیاد دارد ، مثلا آنجاکه ناگهان یکی از قهرمانان داستان را که یک رو حانی است به مناسبت شخصیت روحانی است به مناسبت شخصیت روحانی و ادبیت و عربیت دانیش چنین قافیه عربی را ثقیل آن هم قافیه ملتزم که برطنین کلام می افزاید توصیف می کند .
خلق وخوی آدمیت داشت
نه همین تنها برای دین
که برای مک وملت نیز
غیرت و درد و حمیت داشت
نه همین تنها به فکر متعه و فکر متاع وبضع
نه همه هر ما وقع را خیر دانستن
و همه هر منکر منفور را گفتن که ( رخصت از مشیت )
نه همین تنها مسائل دان ، رسائل خوان
از تنها نه ، بل عمق و رویت داشت .
آنچه را در دل می گذشت او ، را ، جه بی رعب و ریا ریا می گفت
راست پنداری و جود او ترازویی
با دو کفه همتراز از نطق ونیت داشت .
از این دست قافیه در اشعار اخوان بسیار دیده میشود . گاه بی اینکه فضای شعر لزوم آن را ایجاد کند و گاه به صرف موسیقی کلام . خاصه وقتی که پشت سرهم می آیند . و چون تک زنگی در پایان هر مصزاع نواخته می شود:
هر جا که من گفتم آمد
در کوچه پسکوچه های قدیمی
میخانه های شلوغ و پر از انبوه ، غوغا
از ترک ، ترسا ، کلیمی
اغلب چو تب مهربان و صمیمی

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

مدیر سایت