سایت مقالات فارسی – تصویر سازی با صفات شاعرانه در اشعار نیما یوشیج و اخوان ثالث- قسمت ۳

سایت مقالات فارسی – 
تصویر سازی با صفات شاعرانه در اشعار نیما یوشیج و اخوان ثالث- قسمت ۳

۲٫قافیه بند ی: به این معنا که قافیه ، صرفا زنگ پایان هر بند می شود و خود در تشکیل شکل ظاهری شعر ، یکی از ستون ها ، بویژه در شعر هایی که از نظر شکل بیرونی می توان به آن ونوعی (ترکیب بند ) نوگفت . همچو شعر (روی جاده نمناک )
سوم قافیه معمول : که در برخی از شعر ها ی نو به ضرورت زنگ مطلب ( پایان قسمت قبل و آغاز قسمت بعد ) مربوز و نامربوط ، هر چند مصراع یکبار آورده می شود :
در پرده حریر بلند ی
خوابیده مخمل شب تاریک مثل شب
آئینه سیاهش چون آینه قدیم
تا اینجا که :
شب را چو گریه ای که بخوابد به دامنم
من ناز می کنم
و پند سطر بعد : آنجا نگاه کن
نام ترا به شادی آواز می کنم
ودر آخر:
امشب به سوی قدس اهورایی
پرواز می کنم .
۲-۲-۶شگرد ها وتناسب محتوا در شعر اخوان
یکی دیگر از شگردهای بیانی اخوان تشبیه مشبه به همان مشبه : شب به شب و آینه به آینه ، که کاری است نو. همچنان که نوع تشبیه محسوس به معقول زیر که شاید در شعر فارسی شبیهی برای آن نتوان یافت .گرچه بیرون تیره بود وسرد ، همچون ترس
قهوه خانه گرم و روشن بود . همچون شرم(محمد حقوقی۱۳۸۷ :۲۲)
شیوه های بیان گوناگون که در سیر سال های شاعری اخوان بتدریج در خط تحول و تطور زبان وبیان او هرسال از سال پیش ، بیشتر و بارزتر جلوه یافته اند . واز تسلط تدریجی او به مصالح کارش حکایت کرده اند .برای مثال اخوان دو بار از (مرداب ) به مناسبت سخن گفته و در دو شعر به همین نام با فاصله سرایش چند سال حالات خود را توصیف کرده است .
(مرداب اول در چهارپاره و مرداب دوم در قالب نیمایی
دو شعری که چون در ترازوی تطبیق و انطباق قرار گیرند ، کفه ترازو ضعیف و سبک نخستین و کفه قوی دومین خود به معاینه گویاست که در عرض چند سال چگونه قالب چار پاره و بیان و فضای رمانتیک شعر اول به شعر نیمایی با بیان و فضای عینی و زبان ویژه اخوان در شعر دوم تبدیل شده است : شعر های که از نظر بیان وتوصیف و احساس و اندیشه مطلقا قابل مقایسه نیستند.
زبان شعر او و مهارت او در بیان ، غالبا در استفاده از همین آرایش ها ی سخن متجلی می شود . آنها به راستی سخن را می آراید .مثلا انواع جناس ، و تناسب و مراعات نظیر . به عبارت دیگر ، اوبا شعر کلاسیک پارسی و به تبع آن با دنیای واژه ها چنان اخت و آشناست که نمی تواند مثلا از موسیقی کلمات مشتر ک الحروف چشم پوشید :
نه زیاری نه زدیار و دیاری ، باری…
برعبور از ابر عبرت ها و باران عبارتش
چنان اخت است که نمی توان به ترصیع و لف ونشر متوجه نشد.
نوازش های این آن را تسلی بخش
تسلی آن این را نوازشگر
جمله تن چو در دریا ،چشم
پای تا سر چون صدف گوش است
چنان اخت است که هر کلمه برمدار ذهن او جز همتا و همجنس خود را از نظر وزن و هماوایی و اشتراک حروف و قوافی درونی جذب نمی کند :
ای برایم نه به رایم ساخته منزل
من اما خیره در آیات آنات
همگان را همچنان می برد هر سویی به گام خود
و اینها همه طبیعی است .
بسیار مشکل به نظر می رسد که بتوان از آن همه فوت وفن صرف نظر کند . اگر چه در شعرهای نیمایی اش در حد ایجاب تربیت ذهنی خود از صنایع متصنعانه بدیعی دست برداشته و به همان تشبیه ، استعاره و تناسب و مراعات نظیر اکتفا کرده است و ما این سیر تحول و تکامل را با مقایسه تصاویر شعری پیش از (زمستان ) تا تصاویر اشعار نیمایی اش که از بعد از زمستان بتدریج به آن دست یافته است می توان دید: نخست تصویر های چارپاره اش که گویی از ان نظر زبان و فضا ، همچون شعرهای مشیری و زهری و هنرمندی و رحمانی و ابتهاج در آن سالهاست : اما بتدریج ازقالب چارپاره و از زبان و فضای رمانتیک و تشبیهات و استعاره اتی از آن دست که دیده شد ،رد میشود ودر می گذرد ورفته رفته به شعر های نیمایی بازبان و فضای ویژه خود همراه با تشبیهات و استعارات عمیق تر و دقیق تر و خاصه با توجه به شخصیت بخشی به اشیا دست می یابد.(حقوقی ،۱۳۸۷: ۳۸)
۲-۲-۷تصویرهای شعری اخوان
باغ بی برگی
خنده اش خونی است اشک آمیز
جاویدان اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصل ها پاییز

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

مدیر سایت