پژوهش – تصویر سازی با صفات شاعرانه در اشعار نیما یوشیج و اخوان ثالث- قسمت ۹

پژوهش – 
تصویر سازی با صفات شاعرانه در اشعار نیما یوشیج و اخوان ثالث- قسمت ۹

۳-۲-۱گروههای شاعرانه چیست ؟
در تعریف گروه می گوییم : گروه دو یا چند کلمه است که بی آنکه ترکیب شوند و یا نیمه جمله و جمله بسازند نقش یکی از عناصر دستوری در کلام بازی کند ) یعنی مثلا نقش اسم یا صفت یا قید یا فعل را عهده داراست . بنابراین به تعداد اقسام کلمه گروه خواهیم داشت مانند گروه اسمی ، گروه وصفی ، گروههای قیدی ، و غیره .
هرکدام از این ها مجموعه ها را چنانچه وظیفه اسم را انجام دهند گروه اسمی نامیده می شوند مانند مضاف ومضاف الیه وصفت وموصوف و هرکدام نقش صفت را بازی کنند گروه وصفی نام خواهند گرفت .
یکی از راههای زیبا سازی و شاعرانه کردن سخن ، آوردن کلمات و صفات شاعرانه و زیباست که هر سخنور سحر آفرینی به شیوه خاص به این کار دست می زند و برجذابیت و تاثیر کلام خود می افزاید .
پیش از همه باید دید صفت ووصف در زبان به چه منظوری و از چه طریقی صورت میگیرد و غرض از آوردن آن در کلام چیست . نحویان در قدیم گفته اند که کار صفت وهمنقشهای آن از نظر منطقی و دستوری در کلام تخصیص یعنی خاص کردن موصوف است یعنی صفت وهمنقشهای آن موصوف عام را خاص می کنند ؛ مثلا شمشاد عامست ولی شمشاد خوشخرام خاصست ،کتاب اعم است و کتاب سفید و کتاب من و کتابی که من دارم همه اخصند . این نقش صفت است در زبان بطور عام ولی این عنصر در شعر و ادبیات نقشهای دیگری هم دارد زیرا شاعر و نویسنده زبر دست تنها به نقش زبانشناسی و منطقی اکتفا نمی کند . بلکه او از نقش دیگر آن که آفرینش زیبایی در کلامست نیز بهره می گیرد . البته همه صفت هایی که شاعران بکار می برند شاعرانه نیستند بلکه بسیاری از انها همان نقش عادی وحتی فروتر از عادی را بازی می کنند .(فرشید ورد ،۸۴۹:۱۳۸۸)
۳-۲-۲صفات منطقی و صفات شاعرانه
گفتیم نقش زبانشناسی و منطقی صفت تخصیص است اما تخصیص که معنی عامی دارد در عالم ادبیات بدست سخن آفرین والا مقام تاثیر و جذابیت و رنگ وبوئی به سخن میدهد که در کلام عادی دیده نمیشود ؛ ومزایایی در کلام ایجاد میکند از قبیل ابداع ، شخصیت بخشی ، توصیف ، تجسم وحیرت آفرینی ، همبستگی شاعرانه ، ایجاز وخیال انگیزی ، تشبیه و بسیاری از ریزه کاری های شاعرانه دیگر .
ممکنست یک صفت واحد هم سبب تجسم شود و هم موجب شخصیت بخشی وهم باعث خیال انگیزی . بنابراین این موارد را بدقت نمی توان از هم جدا کرد و شاعرانه ترین صفات آنهایی هستند که چند نقش از نقشهای یاد شده را ایفا می کنند .
اینک ما هریک از موارد را به اختصار شرح می دهیم :
۳-۲-۳ انواع کاربرد های صفت برای توصیف
توصیف هم ممکن است درمواردغیر شاعرانه و غیر ادبی بیاید مانند دیوار بلند ، درخت کوتاه ،که ما با آنها کاری نداریم وهم در موارد شاعرانه وادبی . در این حالت ممکنست در این موارد بکار رود : زیباسازی ، تجسم ، اغراق ، زشت نمایی و غیره . مثال برای زیبا سازی : کبک خوشخرام ، محبوب لاله رخ ، یار سیمین بر، سرو روان .(فرشید ورد ،۸۵۳:۱۳۸۸)
ای کبک خوشخرام که خوش میروی بناز غافل مشو که گربه عابد نماز کرد
مثال برای زشت نمایی :
دیو با مردم نیامیزد مترس بل بترس از مردمان دیو ساز(سعدی)
مثال برای اغراق و تجسم : آه آتشناک ، اشک سیل آسا ، زبان آتشین :
میان گریه میخندم که چون شمع اندر این مجلس زبان آتشینم هست لیکن در نمی گیرد
از مواردی که زیباسازی و اغراق از راه توصیف تقویت می شود و بعد اعلا می رسد تسنیق صفات یعنی پی هم آوردن چند صفت برای موصوفی واحد است بخصوص اگر این صفتها بدیع وتازه و دارای نقشهای شاعرانه دیگر هم باشند ، گیرائی آنها بنهایت درجه خواهد رسید .مثال :
جوانمرد و خوشخوی و بخشنده باش چو حق برتو پاشد تو برخلق پاش (بوستان )
خدواند بخشنده دستگیر کریم خطا بخش پوزش پذیر ( بوستان ص۱۹)
جهانسوز و بیرحمت و خیره کش زتلخی رویش جهانی ترش(بوستان ص۳۶)
که تا من ترا دیده ام مرده ام خروشان و جوشان و آزده ام ( داستان سیاووش ، ص۲۰)
بسی سرخ وزرد و سیاه و بنفش از ایران به توران ببینی درفش
بدو گفت خورشید فش مهترا جهاندار و پیروز و افسونگرا ( همان کتاب : ص۱۴۱)
به گودرز گفت ای جهان پهلوان دلیر و سرافراز و روشن روان (همان ،ص۱۷۶)
چنانچه دیده می شود یکی از عوامل زیبایی شاهنامه و بوستان همان پی آوریهای دلاویز شانست که نمونه فراوانی از آنها را دراین مبحث می بینیم . این صنعت و صنایع دیگر در بوستان و غزلیات سعدی و حافظ زیبا تر آمده است .
۳-۲-۴شخصیت بخشی بوسیله صفات
یکی از نقشهای شاعرانه صفت جان دادن و شخصیت بخشیدن به بیجانهاست . ازاین قبیلست : چرخ بازیگر ، لاله خونین کفن ، لاله شهید ، اشک غمار ، اشک پرده در ، شمشاد خوشخرام ، باده مست ، چرخ گوژپشت ، دل هرزه گرد، دل دیوانه ، ابر گریان ، گل خندان ، نسیم عطر آگین ، نسیم گره گشا ،
شاعر با آوردن اینگونه صفات که اختصاص به انسان و جانداران دارد ، به ابر وباد و ماه ، و گل و دل و اشک جان می دهد . بی شک ارزش شاعرانه چنین صفاتی بمراتب بیش از آنهائیست که این نقش را ندارد .پس یکی از ابداعات و نوآوری های مهم شاعر ، آوردن صفات شخصیت بخش است در شعر خود :
مثال از حافظ :
ترسم که اشک در غم ماپرده در شود این راز سر بمهر به عالم سمر شود
اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب خجل از کرده خود پرده دری نیست که نیست
باصبا در چمن لاله سحر می گفتم که شهیدان که اند اینهمه خونین کفنان
باد صبا در چمن لاله سحر می گفتم خجل از کرده خود پرده دری نیست که نیست
اینگونه صفات شخصیت بخش اگر تازه هم باشند درخشش و

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

تلا لو بی نظیر ی به شعر می دهند ؛از این قبیلند : سرو صنوبر خرام ، نسیم عطر گران ، بادگره گشا .
۳-۲-۵خلق صفات تازه
دیدیم که آفرینش صفات زیبایی نو یکی از ابداعات و نوآوریهای شاعر است .
هر صفت متداولی اگر دلنشین باشد نوعی ابداع شاعرانه هم هست تاچه رسد به صفات شور آفرین تازه که لطفشان در حد اعلاست . مانند سرو صنوبر خرام ، دل هرزه گرد ، تن پیلور ، سپهدار سهراب نیزه بدست ، سپاهی گران ، ترک بدپیشه ،شاد دل ، گرسیور دام ساز ، خم خسرو آرا ، صبح افسانه فام ، گل خوش نسیم ، باره تیز تک ، باره گامزن ، گرد نخجیر جوی ، مام سینه پستان ، کمر برمیان ، روشن قیاس ،مرد صاحب نیاز ، پاکیزه بوم ، مرد پراکنده روز ، زلف آشفته ، صراحی در دست ،صبح ملمع نقاب .در آوردن این گونه صفات ، خاقانی ، ونظامی سر آمد دیگران بوده اند .
۳-۲-۶صفت آوری برای ایجاد همبستگی شاعرانه

مدیر سایت