دانلود تحقیق در مورد آموزش فنی و حرفه ای

تر تلاش می کنند، آموزش فنی و حرفه ای واجد عنصر رقابت (rivalry) می باشد. زیرا آموزش پذیران در عین جستجوی کار و شغل بر مبنای مزیت نسبی به موازات رقابت با تعداد زیادی از افراد جویای کار رقابتی مسالمت آمیز و هدفمند را سامان می دهند و بدین ترتیب شیوه های مشارکت پذیری سیاسی و اجتماعی را در عین صیانت مراعات می کند و به رسمیت شناختن حقوق دیگران سبکی مدنی مسالمت آمیز از مشارکت سیاسی و رقابت را متجلی می سازند و حتی فراتر از آن آموزش فنی و حرفه ای الزامات زیست شهروندی و حتی شهروندی جهانی را به طور غیر مستقیم آموزش می دهد. به نظر کلایو (Clive) آموزش فنی و حرفه ای دارای کارکرد دو گانه ای است که هم افراد را برای انجام کارها و مشاغل مختلف آموزش می دهد و هم آنان را برای زندگی اجتماعی شان آموزش می دهد تا روابط اجتماعی و کارگری را بفهمند و به گونه ای ثمر بخش عمل کنند (‍‍Clive 2004, 10).
آموزش های فنی و حرفه ای ضمن آموزش فنون و مهارت ها بستر گفتگوی اجتماعی تعامل مباحثه آزادانه و هم اندیشی در مورد موضوع های گوناگون اجتماعی و سیاسی است که از طریق آن شهروندان نسبت به بینش ها و هنجارهای نوین آگاهی می یابند و شیوه های تعامل با ساخت قدرت را می آموزند و به عنوان شهروندان آگاه به انجام وظایف مدنی خود می پردازند. آموزش های فنی و حرفه ای نه تنها بستر ساز تعامل دموکراتیک بحث و استدلال منطقی هم اندیشی و هم پیوندی شهروندان در سطح ملی است، بلکه به دلیل برخورداری از ظرفیت هایی خاص می تواند تحقق بخش ایدهی شهروندی جهانی نیز باشد. زیرا از راه این آموزش هاست که فرد توانایی و قابلیت لازم را برای زندگی مشارکت و تعامل فعالانه در امور جهانی احراز می کند. به طور خلاصه می توان گفت که این نوع آموزش در گسترش مدنیت ملی و شهروندی جهانی نقش به سزایی دارد. (دکتر ابراهیم صالحی ,1384 : 273-275)

2-1-10. لزوم توجه به کیفیت در آموزش های فنی و حرفه ای
دلایل توسعه و استفاده از شاخص های کیفی وسیع و گوناگون است. دو نیروی اصلی برای کاربرد شاخص های کیفی درسیستم آموزش به داشتن داده های دقیق در سازمان برای ناشی شدن به اهداف توجیهی و میل به ارتقای فرآیند به منظور نتیجه بخش بودن سیستم نیازمند می باشد. به کارگیری شاخص های کیفی نه تنها توجیح پذیری مؤسسات آموزشی را آسان تر می کند بلکه مقایسهی بین المللی را امکان می بخشد. در عین حال وجود یک چارچوب کیفیت باعث می گردد نیازهای خاص آموزش برآورده گردد و در واقع آموختن به فراگیران آموزش و کسانی که اولین مشتریان فرآیند آموزش می باشند به عنوان هستهی مرکزی نگریسته می شود.
در هر حال با مطالعه و بررسی در نظام های آموزشی فنی و حرفه ای دیگر ملل و مقایسهی آن با ایران می توان الگوهای برتر کیفیت را یافت و آینده ای روشن را برای آموزش های فنی و حرفه ای کشور ترسیم کرد. (دکتر ابراهیم صالحی ,1384 :282)

آلمان
هدف اصلی آموزش فنی و حرفه ای دولت فدرال آلمان از آموزش ابتدایی و مستمر، ایجاد فرصت های شغلی و استخدامی طولانی مدت برای یادگیرندگان است. این مسئله هم از نظر اقتصادی و هم از لحاظ اجتماعی حائز اهمیت است و تعداد مراکز آموزشی و مواد درسی و منابع انسانی مناسبی را دربر می گیرد. بنابراین مکان های آموزشی و کیفیت منابع در مؤسسات آموزش فنی و حرفه ای شاخص های مهمی در امر کیفیت سیستم آموزش فنی و حرفه ای آلمان می باشند (Federal Ministry Of Education & Research 2002). (دکتر ابراهیم صالحی ,1384 : 282)

آفریقای جنوبی
چارچوب شرایط و صلاحیت های ملی آفریقای جنوبی با تعهدی متوازن و مضاعف درصدد است تا نیازهای یادگیرندگان را برآورده سازد و نیازهای اجتماعی و اقتصادی کشور را رفع کند. در این چارچوب با تعهد قوی و شدید، اصول یادگیری مداوم مورد تأکید قرار گرفته است (South African Quilification Authority 2001b). (دکتر ابراهیم صالحی ,1384 : 285)

ایالات متحده آمریکا

آموزش فنی و حرفه ای ایالات متحدهی آمریکا یک سیستم تعریف شده و کامل نمی باشد و دقیقاً با برنامه هایی پراکنده و غیر متمرکز مشخص شده اند
تأکید اصلی آموزش فنی و حرفه ای در آمریکا از مدرسه به کار می باشد. برنامه های به اصطلاح « Tech Prep» مسیر اصلی آموزش کارآموزان یا دانش آموزانی که از دبیرستان مستقیماً وارد آموزش بعد از دورهی متوسطه می شوند را نشان می دهد. « Tech Prep» برنامه ای آموزشی است که از دبیرستان شروع می شود و در مؤسسه بعد از دورهی متوسطه ادامه می یابد و همراه با یک مدرک علوم کاربردی یا گواهینامه دو ساله یا یک دورهی شاگردی یا کارآموزی دو ساله به پایان می رسد.

بریتانیا
استانداردهای حرفه ای ملی در بریتانیا تلاش می کند تا یک سیستم کاربردی ملی را از استانداردهای کیفی حرفه ای پایه گذاری کند. این شرایط بر پایهی استانداردهای شغلی ملی هستند، در واقع استانداردهای عملکردی که از اپراتور یا افراد ماهر و کارآمد انتظار می رود را انجام دهد. اگر چه این شرایط به طور جهانی میان کارمندان و کارفرمایان تثبیت شده است. (دکتر ابراهیم صالحی ,1384 : 295-296)

نیوزلند
ستاد صلاحیت ها و شرایط نیوزلند جهت سرپرستی و نظارت توسعهی چارچوب ملی تأسیس شد. سازمان های آموزش صنایع جهت کمک به توسعهی استانداردهای خاص صنایع و شرایط مربوط به آن تشکیل شد. (دکتر ابراهیم صالحی ,1384 : 299)

2-1-11. تفاهم نامه همکاری آموزشی
بخش همکاری با وزارتخانه ها ودستگاه های اجرایی کشور
به منظور عرضه هر چه بهتر آموزشهای مهارتی و رفع نیاز بازار کار و فراهم نمودن تعامل و همکاری هر چه بیشتر بادستگاه های اجرایی و وزارتخانه های ذکر شده زیر در طول 2 سال اخیر تفاهم نامه های آموزشی و همکاری منعقد گردید.

بخش همکاریهای بین المللی
برای بهره مندی از ظرفیتهای بین المللی در ارتقاء کیفیت آموزشها , تفاهم نامه های ذیل منعقد گردید:
همکاری میان آژانس همکاریهای بین المللی ژاپن (JICA) و سازمان
تفاهم نامه همکاری آموزشی با سازمان جهانی کار (ILO)

بخش دوم:
2-2-1. تعاریف کارآفرین
در دایره المعارف بریتانیا، کارآفرین اینگونه تعریف شده است:
« شخصی که کسب و کار و یا مؤسسه اقتصادی جدیدی را سازماندهی و مدیریت نموده و خطرات ناشی از آن را می پذیرد.»
واژه کارآفرینی از قرن ها پیش و قبل از آنکه به زبان امروزی مطرح شود، در زبان فرانسه متداول گردید. این واژه معادل کلمه فرانسوی Enterprendre به معنای «متعهد شدن» (معادل under take) در زبان انگلیسی ترجمه شده است. (جلال همتی ,1388 :16)
اصطلاح کارآفرین (Entrepreneur) در معنا و مفهوم فعلی را اولین بار ژوزف شومپیتر به کار برد. این اقتصاددان اطریشی الاصل ساکن آمریکا که او را پدر علم کارآفرینی می نامند بر این باور بود که رشد و توسعه اقتصادی در یک نظام زمانی میسر خواهد بود که افرادی در بین سایر آحاد جامعه با خطرپذیری , اقدام به نوآوری کرده و با انی کار روش ها و راه حل های جدید جایگزین راه کارهای ناکارآمد و کهن قبلی شود (تخریب اخلاق) تفکرات و آراء “شومپیتر” با انقلاب اطلاعات و شروع عصر فراصنعتی از ارزش و اهمیت خاصی برخوردار شد. زیرا کارآفرینان به عنوان عاملین تغییر و فرآیند کارآفرینی به عنوان فرایند تغییر و تحول در نظام اقتصادی مورد توجه قرار گرفت. و حجم قابل توجهی از تحقیقات و تحقیق های مرتبط با آن طی دهه های 70 و 80 و 1990 میلادی صورت پذیرفت.
“پیتر دراکر” معتقد است کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه خود شروع می نماید. کارآفرین ارزش ها را تغییر می دهد و ماهیت آنها را دچار تحول می نماید و همچنین مخاطره پذیر است و به درستی تصمیم گیری می نماید . برای فعالیت خود به سرمایه نیاز دارد ولی هیچگاه سرمایه گذار نیست , کارآفرینی همواره به دنبال تغییر است و به آن پاسخ می دهد و فرصتها را شناسایی می کند و کارآفرینی به عقیده دراکر همانا به کاربردن مفاهیم و فنون مدیریتی, استانداردسازی محصول , بکارگیری ابزارها و فرایند طراحی و بنا نهادن کار بر پایه آموزش و تحلیل کار انجام شده است . او کارآفرینی را یک رفتار می انگارد . نه یک صفت خاص در شخصیت افراد .
– کارآفرین کسی است که تعهد می کند تا سازماندهی و مدیریت کسب و کار جدیدی را که توأم با ریسک است، بپذیرد. (دکتر محمود احمدپور داریانی – دکتر سیدمحمد مقیمی ,1385 :45)
کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند.
کارآفرین فردی است که تخصص وی در تصمیم گیری عقلائی و منطقی در خصوص ایجاد هماهنگی در منابع کمیاب مؤثر می باشد (کاسون، 1982).
جی ترمن (J.Torman) و مورنینگ استار (G.Morningstar) در کتاب «نظام های کارآفرینانه» در دهه 1990 می نویسد: کارآفرین یعنی ترکیب متفکرانه نظام اجتماعی و اقتصادی جامعه که به کمک هم نظام جدیدی را به وجود می آورند. (جلال همتی ,1388 :20-22)
از نظر اقتصاددآنان کارآفرین کسی است که ارزش افزوده ایجاد نماید . یعنی اینکه با زمان و انرژی لازم , سرمایه ها را به گونه ای به کار گیرد که ارزش آنها و یا محصولات بدست آمده نسبت به حالت اولیه اش افزایش یابد.
“جفری تیمونز” کارآفرین را ایجاد کننده یک چیز ارزشمند از هیچ می داند بنابراین کارآفرین کسی است که دارای قدرت بالا می باشد و توان پیدا کردن خلا و فرصتها را دارد و می تواند در جامعه از طریق پرورش ایده و تبدیل فکر خود به یک محصول جدید اقدام به ارزش آفرینی از هیچ نماید.

2-2-2. تعاریف کارآفرینی
به طور کلی «کارآفرینی» از ابتدای خلقت بشر و همراه با او در تمام شئون زندگی حضور داشته و مبنای تحولات و پیشرفت های جامعه بشری بوده است. لیکن تعاریف زیاد و متنوعی از آن در سیر تاریخی و روند تکامل موضوع بیان شده است، که برخی از این تعاریف ارائه می گردد:
– روند شکل گیری تفکرات تولید ارزش افزوده از طریق تولید کالاها، خدمات و یا هرگونه خروجی اقتصادی که به همراه خود ایده سازی و خلاقیت های ذهنی، فرصت شناسی (کشف فرصت ها)، ابتکار عملی، پشتکار و سخت کوشی را داشته باشد، کارآفرینی گویند.
– فرآیندی که بتواند با استفاده از خلاقیت چیز نویی را همراه با ارزش جدید و با استفاده از شناخت، منابع و به کارگیری ریسک در زمان مشخص کارآفرینی نامیده می شود.
– کارآفرینی پلی است بین جامعه به عنوان یک کل، به ویژه جنبه های غیر اقتصادی جامعه و مؤسسات انتفاعی تأسیس شده برای برخورداری از مزیت های اقتصادی و ارضاء آرزوهای اقتصادی (جلال همتی ,1388 :17)
– کارآفرینی به عنوان یک تسریع کننده، جرقه رشد و توسعه اقتصادی را فراهم می آورد (ویلکن Wilken،1980).

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-2-3. سیر تاریخی مفهوم کارآفرینی
ریشه واژه کارآفرین از کلمه فرانسوی Entre prendre، اصطلاحاً به معنای واسطه یا دلال، مشتق شده است این واژه در طول زمان همراه با تحول شیوه های تولید و ارزش های اجتماعی دچار دگرگونی و افزایش مفاهیم در برگیرنده شده است. از آنجا که بررسی این تحولات و موارد کاربردی این واژه تا حد زیادی در راستای توسعه نظریه کارآفرینی حرکت کرده است در اینجا به مرور به پنج دوره دگرگونی در مفهوم کارآفرینی می پردازیم.

دوره اول: قرن 15، 16 میلادی «صاحبان پروژه های بزرگ»
اولین تعاریف کارآفرینی در این دوره ارائه شد. این دوره همزمان با دوره قدرتمندی ملاک و حکومت های فئودالی در اروپا است. کارآفرین کسی است که مسئولیت اجرای پروژه های بزرگ را بر عهده می گیرد و البته در این راه مخاطره ای را می پذیرد، زیرا عموماً منابع توسط حکومت محلی تأمین می شود او صرفاً مدیریت می کند. نمونه بارز کارآفرین در این دوره معماران مسئول ساخت کلیساها، قلعه ها و تأسیسات نظامی هستند.

دوره دوم:
در این دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی بعد جدیدی به کارآفرینی اضافه شد؛ کانتیلون کارآفرین را اینگونه تعریف می کند: کارآفرین کسی است که منابع را با قیمت مشخص می خرد، روی آن فرآیندی انجام می دهد و آن را به قیمتی نامشخص و تضمین نشده می فروشد، از این رو مخاطره پذیر است. کارآفرین در این دوره شامل کسانی نظیر بازرگآنان، صنعتگران و دیگر مالکان خصوصی اند.

دوره سوم:
قرون 18 و 19 میلادی و اوایل قرن بیستم که کارآفرینان از دیگر بازیگران صحنه اقتصاد متمایز می گردند. یعنی کسی که مخاطره می کند با کسی که سرمایه تأمین می کند، متفاوت است. ادیسون به عنوان یکی از کارآفرینان این دوره، پایه گذار فن آوری های جدید شناخته می شود، ولی او سرمایه مورد نیاز فعالیت های خود را از طریق اخذ وام از سرمایه گذاران خصوصی تأمین می کرد. همچنین در این دوره میان کارآفرینان و مدیران کسب و کار نیز تفاوت گذارده می شود. کسی که سود حاصل از سرمایه را دریافت می کند با شخصی که سود حاصل از توانمندی های مدیریتی را دریافت می کند تفاوت دارد..

دوره چهارم:
دهه های میانی قرن بیستم میلادی (نوآوری) مفهوم نوآوری در این دوره به یک جزء اصلی تعریف کارآفرینی تبدیل می شود. از تعاریف برآمده این دوره می توان موارد زیر را نام برد. کارآفرین فردی نوآور و توسعه دهنده فن آوری های به کار گرفته نشده است , کارآفرینان کسب و کاری جدید را شروع می کنند در حالی که دیگران بر خلاف آنان تغییرات اندکی در محصولات موجود می دهند (ویکلن،1979). مفهوم نوآوری می تواند شامل همه چیز، از خلق محصولی جدید تا ایجاد یک نظام توزیع نوین یا حتی ایجاد یک ساختار سازمانی جدید برای انجام کارها باشد. اضافه شدن این مفهوم به خاطر افزایش رقابت در بازار محصولات و تلاش در استفاده از نوآوری برای ایجاد مزیت رقابتی در کسب و کارهای موجود و بقای آن هاست.

دوره پنجم:
دوران معاصر (از 1980 تا کنون: رویکرد چند جانبه) در این دوره همزمان با موج جدید ایجاد کسب و کارهای کوچک و رشد اقتصادی و شناخته شدن کارآفرینی به عنوان تسریع کننده این ساز و کار توجه زیادی به این رشته جلب شد. تا این زمان کارآفرینی فقط از دیدگاه محققان اقتصادی مورد بررسی قرار می گرفت، ولی در این دوره توجه جامعه شناسان و روان شناسان نیز به این رشته معطوف گردید. عمده توجه این محققان بر شناخت ویژگی های کارآفرینان و علل حرکت فرد به سوی کارآفرینی است. (جلال همتی ,1388 :47-49)

2-2-4. ویژگی های کارآفرینان
چناچه گفته شد کارآفرینان طیف متنوعی را شامل می شوند که این موضوع موجب شده صاحب نظران و محققین کارآفرینی ویژگی ای مختلفی برای کارآفرینان تعریف نمایند که در زیر به مهمترین آنها اشاره می شود:

2-2-4-1. ویژگیهای شخصیتی کارآفرین ها
نوآوری (Innovation)
خلاقیت (Creativity)
مخاطره پذیری (Riskbearing)
اعتماد به نفس (Self-confidence)
دانش فنی (Technical Knowledge)
استقلال (Independent)

هدف گرا (Goal- Oriented)
مرکز کنترل داخلی (Enternal Locud of control)
عکس العمل مثبت نسبت به مشکلات و موانع (Positive Reaction to set back)
توانایی به ایجاد ارتباطات (Ablility Communication)
توفیق طلبی (need

Author: مدیر سایت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *