دانلود تحقیق در مورد تاریخ ادبیات فارسی و مدیران و کارکنان

Ballpoint pen and pencils.closeup shot. With copy space.

فصل اول
Widget not in any sidebars

کلیات
1-1.هدف تحقیق:
هدف از این تحقیق، نقد و بررسی شیوه های طنز در مجموعه مقالات چرند و پرند و غنی تر کردن آثار انتقادی،به ویژه نقدهایی است که درباره ی طنز نویسی در مقالات دهخدا به کار رفته و نمودن راهی است برای کسانی که می خواهند به نکته های تازه ای در باب فهم عمیق تر آثار طنز آمیز و انتقادی دست یابند.
1-2.روش تحقیق :
این تحقیق به روش کتاب خانه ای است. و نگارنده کوشیده است برای شناخت دقیق تر و جزیی تر علامه علی اکبر دهخدا ، رفتار، گفتار، کردار، طنز، مقالات و آثار او را مورد پژوهش قرار دهد. و با توجه به آثار مختلف به نقد و بررسی طنز در مجموعه مقالات چرند و پرند بپردازد .
پیشینه ی تحقیق :
درباره ی علامه علی اکبر دهخدا و سیر و حوادث زندگی پر ماجرای او از نظر تاریخی تاکنون آثار گوناگونی پدید آمده است . از جمله : تاریخ مشروطه ی ایران از احمد کسروی که در خصوص اوضاع و احوال زمان دهخدا و مسائل روزمره و مسائل داخلی کشور سخن به میان می آورد ، از صبا تا نیما از آرین یور در مورد زندگی نامه دهخدا و چگونگی روزگار و آثار و افکار و مسائل سیاسی زمان او بحث می کند ، قصه نویسی از دکتر رضا براهنی در خصوص طنز ومقایسه ای بین طنز عبید با دهخدا و روزنامه ها و قصه ها به بحث وگفتگو می پردازد و حاج زین العابدین مراغه ای در خصوص مسائل اقتصادی و مادی و ظلم و بیدادگری زمان و دهخدا سخنی به میان آورده است و همین طور ، تاریخ ادبیات فارسی از برتلس ، آندر یوگنی یویج ، مجله ها ، ماهنامه ها و غیره .
بنا براین در این تحقیق تنها به اثار و افکاری اشاره می شود که رویکرد ادبی به این موضوع داشته باشد . در خصوص نقد و بررسی شیوه های طنز نویسی دهخدا در مجموعه مقالات چرند و پرند تاکنون کاری انجام نگرفته است و تنها در بعضی از مجله ها و ماهنامه ها و کتاب ها فقط در خصوص طنز و مقالات دهخدا توضیحاتی داده شده ، اما ضمن ارج نهادن به کار آنها باید گفت : این تحقیق در نوع خود تازه ترین کاری است که به طور گسترده به نقد و بررسی طنز در مقالات چرند و پرند پرداخته است .
فصل دوم:
دهخدا، آثار و افکار او
2-1. دهخدا
علامه علی اکبر دهخدا درحدود سال1297هجری قمری (1256هجری شمسی) در تهران محله ی سنگلج؛ محل فعلی “پارک شهر” به دنیا آمد. پدردهخداخان باباخان ازملاکین متوسط قزوین بود. درباره ی خانواده ی دهخدا جز اینکه یک خواهر و دو برادر به نام های یحیی خان و ابراهیم خان داشته چیزی نمی دانم دهخدا نه ساله بودکه پدرش را از دست داد و تحت سرپرستی مادرخود به تحصیل پرداخت و تحت تعلیم شیخ غلام حسین بروجردی که ازفضلای بزرگ عصربود به فراگیری زبان عربی و معارف اسلامی پرداخت. این استاد نقش موثری در پرورش اندیشه ی دهخدا داشت، بطوری که دهخداخود معتقد بود که هر چه دارد بر اثرتعلیم آن بزرگ مرد است .گذشته ازاین از محضرآیت الله حاج شیخ هادی نجم آبادی نیزسود فراوان برد و پس از افتتاح مدرسه ی سیاسی درتهران ، دهخدا در آن مدرسه به تحصیل پرداخت و زبان فرانسه را نیز آموخت
( آرین یور، 1351، 78- 77)
نظری به زندگی نامه استاد علی اکبر دهخدا نشان می دهد که وی از خردسالی تا واپسین روزهای حیات ، حوادث عظیم و درشت بسیار دیده و رنج و راحت به یک اندازه نداشته است .
رفتن سایه ی پدر از کودکی ، تیمار داری مادر بینا ومهربان ، مراقبت و راهبری استادان دلسوز و دل آگاه ؛ یک زمان از آموختن نیاسودن ، تلاش در آغاز جوانی برای گذران و معاش خانواده تحت تکفل ، رو آوردن به نویسندگی و در افتادن با زورمندان استبداد پیشه ، محاکمه وتطمیع و تهدید و تبعید شدن و وطن دردیار غربت سرکردن و پس از بازگشت به وطن هنوز از گزند حوادث دمی نیاسودن باز متواری شدن و مهاجرت کردن این همه نیمی از عمر استاد علی اکبر دهخدا است.
استاد علی اکبر دهخدا درزندگی مادی وسعتی نداشت ، گشاده دست و بی تکلف بود و گاه بخشش تا حد ایثار داشت . شک را بزرگترین حربه ای می دانست که خداوند به بشر داده است . معتقد بود که در همه چیز و همه کار نخست باید شک و تردید به کار برد تا به حققیت رسید. می گفت: هر چیزی که در آن « اگر و مگر » و کش و تردید به کار رود از حقیقت خالی است زیرا جایی که حقیقت باشد در آن تردید و « اگر و مگر » راهی ندارد . از شک به حقیقت رسیدن هنر استاد علی اکبر دهخدا بود.
و بعدهاکه معاون الدوله غفاری به سفارت ایران در کشورهای حوزه ی بالکان منسوب شد دهخدا با وی به اروپا رفت و دو سال در اروپا و بیشتردر وین پایتخت اتریش زیست و زبان فرانسه را کامل تر فراگرفت و بادانش های جدید آشنایی یافت. یادگیری زبان فرانسه راهی بود برای آشنایی بیشتر دهخدا با دنیای پیشرفته ی عصرخود.
بازگشت دهخدا به ایران همزمان با آغاز مشروطیت بود و از همین جا تجربه ی بزرگ زندگیش آغاز شد.با سری پرشوربه آزادیخواهان پیوست و در سال 1324 هجری قمری به استخدام اداره ی شوسه ی خراسان درآمد که انین الضرب مهدوی آن را اداره می کرد امّا در این شغل تنها شش ماه دوام آورد و از آن کار کناره گرفت ، و به روزنامه نگاری و مقاله نویسی ( در پشتیبانی و پیشرفت مشروطه طلبان و آزادیخواهان) روی آورد.
دراوایل سال 1325میرزاقاسم خان تبریزی (که بعدهابه صوراسرافیل معروف شد)به مشروطه خواهان پیوست و در اندیشه ی تاسیس یک روزنامه به همراهی میرزا جهانگیرخان شیرازی برآمد، میرزاجهان گیرخان نیز از آزادیخواهان بنام ایران و مردی پرکاروزحمت کش و سرسخت بود و تمام س
عیش براین بودکه خیانت رجال حکومت و بند و بست آنان را با عمّال بیگانه فاش وآنان را رسوا سازد و بنا براین همیشه منفور محافل ارتجاعی بود.
( آرین پور ؛ 1351: 80- 77)
با اوج گرفتن مبارزات آزادی خواهان بر ضد حکومت وقت روزنامه صور اسرافیل که روزنامه ای بود جهت ابراز عقاید و نظریات آنها در معرض خطر و توقیف قرارگرفت در این بین برای علی اکبر دهخدا مشکلات فراوانی بوجود می آمد و به هر طریقی که ممکن بود توانست خود را از این مشکلات و مصائب برهاند .
از اهم این مشکلات یکی اینکه محمد علی شاه با فرستادن پول و هدیه می خواست او را از جرگه ی مبارزان خارج سازد و به دربار بکشاند امّا علاّمه علی اکبر دهخدا به هیچ عنوان زیر بار نمی رفت. ( دهخدا؛ 1355:16-14)
دیگر تهدید شدن به مرگ است از طرف حاکم گیلان که دهخدا توانست با زیرکی خاص از این بلا خود را نجات دهد. یکی دیگر تهمتی است که از طرف طلاب وقت در اعتراض به بعضی مقالات وی در روزنامه ی صور اسرافیل صورت گرفته بعد موضوع را در مجلس پی گیری می کنند و سرانجام علاّمه علی اکبر دهخدا از بند تهمت رهایی می یابد . درباره ی این تهمت خودش می گوید : در یکی از شماره های صور اسرافیل مقاله ی تندی بر ضد روحانیون نوشته بود . جمعی از آخوندهای مفسدجو طباطبایی را ملاقات کرده و او را بر ضد نویسندگان آن مقاله خشمگین می کنند وبه او می گویند که مندرجات مقاله ی صور اسرافیل بر خلاف موازین شرع مبین وتوهین به دین اسلام است . مرحوم طباطبایی که گاهی عصبانی می شد ، به قول معروف از کوره در می رفت به بهبهانی می گوید آقا شما مقاله ی صور اسرافیل را خوانده اید، بهبهانی با خونسردی جواب می دهد، بلی، طباطبایی با عصبانیت می گوید نویسندگان این مقاله کافرند و به اسلام توهین کرده اند و واجب القتلند. این خبر به محمد علی شاه می رسد و او که آرزومند بود نفاقی مابین مشروطه خواهان پیش بیاید وبه مقصود نهایی خود نزدیکتر شود یک دسته سوار در حدود دویست نفر برای محافظت اداره و مدیران و کارکنان روزنامه ی صور اسرفیل که در خیابان علاء الدوله بود می فرستند . عده ی زیادی سوار دو طرف خیابان و مقابل اداره روزنامه صف می کشند و صاحب منصب آنها طرف علی اکبر دهخدا و میرزا جهانگیر خان رفته و می گوید: چون اعلی حضرت استنباط کرده اند که جان شما در خطر است ما را برای حفاظت جان شما فرسناده اند و ما در اختیار شما هستیم و منتظر اوامر شما می باشیم . جهانگیر خان و علامه علی اکبر دهخدا به او جواب می دهند که ما مشروطه خواه و مطیع قانون هستیم و هر تصمیمی را که مجلس شورای ملی بگیرد و لو حکم قتل ما باشد با کمال میل استقبال می کنیم و از لطف شما ممنون هستیم تشریف ببرید و به شاه عرض نمایید ، پنج تومان که تنها دارایی روزنامه بود و می خواستند با آن پول کاغذ روزنامه بخرند به صاحب منصب داده و گفتند چون سواره ها شناخته شده اند این پول را برای خوردن چای میان آنان تقسیم کنید .
«خبر گفتگوی جهانگیر خان و علامه علی اکبر دهخدا با صاحب منصب مذکور به گوش مرحوم طباطبایی می رسد و آن سید خوش فطرت چنان متاسف می شود که مدتی گریه می کند و حس قانون دوستی آنها را تقدیر می کند و می گوید : تا ایران این گونه مردمان را دارد هرگز نخواهد مرد، و مشروطه جاویدان خواهد ماند . علامه علی اکبر دهخدا مبارزات خود را همراه دیگر مبارزان راه آزادی و مشروطیت ادامه می دهد. » ( دهخدا ، 1355: 66- 64)