دانلود مقاله امر به معروف و نهی از منکر و آموزه های اسلامی

2 – احادیث
Widget not in any sidebars

گر چه به روایاتی که بطور صریح دلالت کند مردم از حق انتخاب برخوردارند و کسی به بهانه پذیرش دین نمی تواند خون، ناموس و اموال مردم را خدشه دار کند دست نیافتیم اما از طریق دلالت التزامی برخی از احادیث و سخنان ائمه معصومین(ع) می توان به این مسأله مهم واقف شد . بعنوان نمونه امیر المؤمنان(ع) در نامه ای به مالک اشتر می نویسد:زنهار از ریختن خون بناحق بپرهیزید زیرا هیچ چیز در نزدیک ساختن کیفر انتقام، بزرگ ساختن مجازات، سرعت زوال نعمت و پایان بخشیدن به زمامداری همچون ریختن خون به ناحق نیست.از این فرمایش امیر(ع) اهمیت خون انسان ها استفاده می شود.به بیان دیگر حضرت امیر(ع) در سخن خود به حق حیات انسان ها اشاره می کند.روشن است مفهوم پذیرش حق حیات این است که اگر عده ای عقیده ای بر خلاف عقاید مسلمانان، دارند این موضوع موجب سلب حق حیات و برخورد فیزیکی با آنان نمی گردد.
پیامبر عظیم الشأن اسلام فرموده است:سیدالشهدا، حمزه بن عبدالمطلب است و هر کسی که در مقابل امام ظالمی قیام کرده و او را امر و نهی نموده و در این راه کشته شود.
امام علی(ع) فرموده است:بالاترین( مرحله) امر به معروف و نهی از منکر گفتن سخن عدل در برابر پیشوای خودکامه است.
حضرت علی(ع) فرموده است:از گفتن سخن حق خودداری نکنید زیرا من به عنوان یک انسان، خویشتن را ما فوق آن که اشتباه کنم نمی دانم و از آن در کارهایم ایمن نیستم مگر این که خداوند مرا حفظ کند.همانا من و شما بندگان مملوک خداوندی هستیم که جز او خدایی نیست.
علی(ع) فرموده است:«مَن اِستَقبَلَ وُجوهُ الاراءِ عَرَفَ مَواقِعَ الخَطا» : هر کس که با آراء گوناگون روبرو شود موارد خطای آنها را خواهد شناخت.
اعتراض مردم به برخی از خلفا از جمله داستان فردی که خلیفه دوم را به نقض عدالت در تقسیم غنائم متهم کرد و به پوشیدن برد یمنی بلند وی انتقاد نمود تا آن که خلیفه توضیح داد که بلند بودن جامه اش به آن دلیل بوده که فرزندش عبدالله سهمش را به او بخشیده است.ملاحظه می گردد که آزادی بیان در حیطه مسائل اجتماعی در اسلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است.از نظر اسلام مردم می توانند در امور مربوط به حکومت و طرز اداره آن به بحث و گفتگو و انتقاد بپردازند. اصل اساسی امر به معروف و نهی از منکر به عنوان جلوه گاه روشن آزادی عقیده و بیان، سلامت جامعه را در برابر فسادها تضمین کرده و آیات مختلف قرآن و روایات معصومین(ع) آن را به عنوان یکی از مهم ترین فرائض توصیه نموده است.
ب:دلایل رفتاری معصومین(ع)
بهترین شاهد این مدعا سیره پیامبر(ص) است که ایشان هیچ گاه افراد را به اسلام آوردن مجبور نمی کردند چرا که پیامبر در تمام غزوات 26 یا 27 مورد که مهمترین آنها جنگ بدر، احد، خندق، حدیبیه، خیبر، فتح مکه، صفین، طائف و تبوک بوده در هیچ یک جنبه تهاجمی نداشته است و تمامی آنها پاسخی بود به توطئه ها، اذیت، آزار ها، ایجاد نا امنی ها، پیمان شکنی هایی که از ناحیه مشرکان و کفار و اهل کتاب برای مسلمانان و یا پیامبر صورت می گرفت و به این شکل نبود که پیامبر قصد کشور گشایی یا تسخیر شهر ها و مناطق را برای قدرت طلبی و مالکیت داشته باشد. درست است که توحید جزء حقوق بشری است اما جنگ برای تحمیل توحید جائز نیست نه به خاطر این که نباید از توحید دفاع کرده و یا از حقوق اساسی نیست، بلکه به خاطر این که عقیده قابل اجبار نیست که قرآن هم گفته:«لا اِکراهَ فِی الدّینِ» نکته قابل توجهی که در منش و سیره اولیاء دین در برخورد با مخالفان اعتقادی به چشم می خورد، این است که مخالفان بدون نگرانی از پیامد های مواضعشان به طرح دیدگاه مخالف می پرداختند و بزرگان دین هم با تحمل منطقی در مقابل آنها موضع می گرفتند. از باب نمونه ، مفضل ابن عمر می گوید: من روزی اِبن اَبی العوجا و یارانش را دیدم که درباره پیامبر و حتی خداوند مطالبی کفرآمیز می گفتند.من از خشم و عصبانیت نتوانستم خویشتن را نگاه دارم و گفتم ای دشمن خدا در دین خدا الحاد می ورزی و خداوند سبحان را انکار می کنی.اِبن اَبی العوجا گفت:ای مفضل اگر اهل کلام هستی با تو سخن می گویم و اگر دلیلت ثابت گشت از تو پیروی می کنم و اگر از اهل کلام نیستی سخن با تو نیست و اگر از اصحاب امام صادق(ع) هستی او هرگز با ما چنین سخن نمی گوید.و با شیوه تو با ما مجادله نمی کند و او سخنان ما را بیش از آنچه شنیده ای، شنیده است ولی در گفتگو با ما هرگز به ما دشنام نداده و به ما تعدی نکرده است.هر آینه او بردبار و با وقار و عاقل و استوار است و نادان و بی پروا نیست.به سخن ما گوش فرا می دهد و کلام ما را می شنود و به سخنان ما خوب توجه می کند تا آنکه سخنان خود را خوب و کامل بگوییم و سپس صحبت ما را با دلیلی ساده و خطابی کوتاه، باطل و ما را ملزم می کند و اگر تو از شاگردان او هستی همانند او با ما سخن بگو.
ج:عقاید متفکران دینی
میرزا مصطفی خان منصورالسلطنه ، از حقوقدانان متأخّر دوران مشروطیت، می گوید:«… اشخاصی که به دین اسلام متدیّن هستند می توانند بدون اینکه احدی حق اعتراض داشته باشد، شعائر دین خود را معمول دارند و همچنین یهود و گبر و نصارا بدون اینکه کسی بتواند متعرّض آنان بشود، مراسم آئین خود را علناً اجرا نمایند.فقط در دو مورد آزادی عقاید مذهبی محدود می شود:اولاً، وقتی که اجرای عقاید مخلّ نظم و امنیت عموم باشد، ثانیاً هیچ مسلمانی نمی تواند عقاید دین اسلام را انکار نموده اختیار مذهب دیگری نماید.معلوم می شود آزادی مذهب مفهوم محدودی دارد
که نباید آن را به میل شخصی توسعه داد و اشخاصی که می خواهند این عبارت را تفسیر نموده و آزادی عقیده را نامحدود کنند از جاده شریعت اسلام منحرف و به نکاتی که ذکر نمودیم ملتفت نیستند».نامبرده در مورد آزادی عقیده، بدون تحلیل، به عبارات فوق بسنده کرده است.
برخی از اندیشمندان، بر این باورند که می توان اصول عقایدی دموکراسی را در آموزه های اسلامی پیدا کرد.یکی از کسانی که بیشترین تلاش را در جمع بین اسلام و دموکراسی کرده است، احمد شوقی الفنجری، است.وی تلاش کرده از اصول دموکراسی غربی معادل آن را در کتاب، سنت و سیره پیامبر(ص) و خلفای راشدین ارائه دهد.در مورد آزادی عقیده، بدلیل فقدان دلیلی صریح و برابر با آنچه تفکّر غربی را خرسند سازد، از طریق مفاهیم مخالف وارد می شود.دسته ای از اسلام شناسان، این نسبت را که اسلام طرفدار آزادی عقیده است و اجازه می دهد هر کس هر دینی را خواست انتخاب کند صحیح نمی دانند.مرحوم علامه طباطبائی را می توان نماینده این تفکّر دانست.
استاد شهید مطهری، در سخنرانیهای خود پیرامون جهاد گفته است:اوّلاً، دفاع مشروع که از ناحیه هیچ کس قابل انکار نیست، دفاع از حقوق فطری انسان است.ثانیاً توحید خواهی و یکتا پرستی از حقوق فطری انسان است.بنابراین دو مقدّمه، جهاد اسلامی این گونه توجیه می شود که چون انگیزه جهاد در اسلام دعوت به توحید است، پس، جهاد ماهیت دفاعی دارد، دفاع از حق فطری توحید خواهی انسان چنانکه دفاع از دیگر حقوق فطری مورد پذیرش همه عقول سلیمه است، دفاع از این حق نیز چنین باید .
زین العابدین قربانی در تألیف مفصلی تحت عنوان اسلام و حقوق بشر سعی کرده دیدگاههای اسلام را درباره آنچه که در آموزه های غربی حقوق بشر نامیده می شود ارائه دهد.چهار اصل مورد نظر نویسنده فوق در آزادی عقیده از دیدگاه اسلام چنین است:
1 – اکراه و اجبار در اعتقادات قلبی راه ندارد.
2 – بحث و مناظره بر اساس منطق و استدلال .
3 – کلیه ادیان آسمانی کلاس های یک مدرسه اند.
4 – زندگی بر اساس نیکی و عدالت.
بخش دوم:ادله شرعی و موجبات ارتداد در فقه و حقوق جزای ایران
در این بخش برای بررسی مبانی ارتداد لازم است ابتدا مبانی قرآنی و روایی و سپس مبانی فقهی و قانونی ارتداد مورد تحلیل و بررسی قرار گیرند و پس از بیان مبانی ارتداد در فصل دوم به بیان موجبات ارتداد می پردازیم.
فصل نخست:مبانی ارتداد
فصل نخست این بخش شامل دو مبحث می باشد، که مبحث نخست این فصل اختصاص دارد به مبانی قرآنی و روایی و مبحث دوم این فصل اختصاص دارد به مبانی فقی و قانونی ارتداد که در دو گفتار مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

Author: مدیر سایت