دانلود مقاله انسان موجودی اجتماعی است و رادیو و تلویزیون


Widget not in any sidebars

4 – ممکن است، با عنایت به سیره های مختلف اصحاب، چنین استظهار کنیم که آنچه مسلم است احترام نداشتن جان مرتدّ است،امّا وجوب قتل او الزاماً و در هر شرایطی بر حاکم شرع نیست.
5 – ممکن است اصل مباح بودن خون مرتدّ را ناشی از کفر او و خارج بودن از اسلام بدانیم، امّا معلوم نیست موضوع وجوب قتل او صرف تغییر عقیده یا داشتن عقیده کافرانه باشد.محاربت و مفارقت از اجتماع مسلمانان، حداقل، در برخی از روایات، مقیّد موضوع تغییر عقیده است.که اگر نگوییم برای تغییر، برای مشکوک نمودن موضوع کافی است .
6 – تفصیل بین مرتدّ ملی و مرتدّ فطری که در فقه شیعه مشهور است و حداقل در برخی از روایات هم آمده است، در روایات اهل سنت، به چشم نمی خورد.
7 – در روایات اهل سنت فقط مجازات های مستقیم مانند قتل، زندان و… و برخی از مسائل مربوط به آن، مانند توبه و مدّت آن، سخن به میان آمده است.امّا دیگر احکام مربوط به او در زمینه های ارث، نکاح، مالکیّت و… مسکوت مانده است.فقهای اهل سنت در این موارد، به اجتهادات خود، از روی کلیّاتی که درباره مطلق کافر وجود دارد و مانند این ها، تمسّک جسته اند.
فصل سوم:جایگاه آزادی در انتخاب دین در حقوق اسلام
این فصل در دو مبحث تنظیم شده که در مبحث اول اقسام آزادی و اصول آزادی عقیده در حقوق اسلام و در مبحث دوم دلایل آزادی انتخاب دین در حقوق اسلام مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرند.
مبحث نخست:اقسام آزادی و اصول آزادی عقیده در حقوق اسلام
پس از تأسیس اصل عقلی بر آزادی عقیده، در چهار چوب منابع اصیل اسلام، یافتن دیدگاههای درونی اسلام در این زمینه مد نظر می باشد.این مبحث شامل دو گفتار است که در گفتار اول اقسام آزادی و در گفتار دوم اصول آزادی عقیده در حقوق اسلام مورد بررسی قرار می گیرند.
گفتار نخست:اقسام آزادی
در این گفتار اقسام آزادی که عبارتند از:آزادی تفکر، آزادی عقیده و آزادی بیان مورد بررسی قرار می گیرند.
الف- آزادی تفکر
اسلام به عنوان دین خاتم، عقل و خرد آدمی را گرامی داشته و دائماً توصیه و تشویق و حتی امر به تعقل، تدبر و تفکر در امور دینی نموده و همچنین با پاسخ به ابهامات پدید آمده در مورد نهی از سؤال و تفکر و کاربرد عقل در بعضی از موارد این نکته مورد تأکید بیشتر قرار می گیرد که اسلام هرگز با تعقل و خرد ورزی در علم و کشف حقایق دینی مخالف نیست و هرگز عقل و اندیشه آدمی را رقیب نا سازگار خود ندانسته بلکه آن را بزرگترین حتی وسیله منحصر، برای اثبات مواضع اساسی خود می داند که بدون آن دین از رونق و استحکام خواهد افتاد و بدین جهت آدمی در فکر و خرد ورزی و سؤال و تحقیق و تعمیق در فهم امور دینی کاملاً آزاد است و هیچگونه محدودیت و منعی از این جهت برای او فراهم نکرده تنها چیزی که اولیای دین در آن مسیر تذکر داده اند، دو نکته روشنگر برای استفاده صحیح از عقل و خرد در امور دینی است که عبارتند از اول:شخصی که می خواهد از این ابزار برای کشف و فهم حقایق دینی کمک گیرد، باید صلاحیت استفاده صحیح از آن را داشته باشد به این معنا که آدمی باید با تعلیم منطق توانائی داشته باشد.برهان را از مغالطه و مقدمات منتج را از غیر منتج تشخیص دهد تا با چینش مقدمات صحیح و نتیجه درست به مطلوب نائل گردد.والّا کسی که توانائی بهره گیری از عقل و استدلال در امور معرفتی را ندارد نباید در این راه قدم بگذارد و دوم:توجه به استفاده از عقل صرفاً در حوزه و قلمرو هایی که عقل کارایی دارد و اجتناب در بکار گیری آن در قلمروهای اختصاصی نقل همچنانکه باید از کاربرد نقل در آموزه های اختصاصی عقل اجتناب ورزید و مسلماً دو نکته فوق هرگز به معنای محرومیت استفاده از عقل و نا محدود کردن آزادی آن نیست بلکه اشاره به دو واقعیت است؛ یکی واقعیت تفاوت اراده و ذهن ها و اینکه هر ذهنی توان درک و فهم مطالب دقیق معرفتی را ندارد و به خاطر عدم توانائی نباید در چنین حوزه هایی با ابزار عقل وارد شود.
دیگری واقعیت تفاوت علوم و معارف و قلمرو های مختلف آنهاست که هر کدام ابزار خاص خود را طلب می کند.بنابراین پذیرش هر مطلبی مستلزم پذیرش لوازم آن است.به عبارت دیگر نمی توان عقیده ای، معرفتی، راهی، علمی و مسلکی را پذیرفت اما لوازم آن را نپذیرفت. پس پذیرش هر سخن با پذیرش لوازم آن همراه است و نمی توان اصل مطلب را پذیرفت ولی لوازم عقلی و حتی عرفی آن را نپذیرفت.در بحث کنونی نیز اگر با توجه به آن همه شواهد از آیات قرآن و روایات پذیرفتیم که اسلام عقل را گرامی می دارد و کاربرد آن را در کشف و فهم حقایق دینی مجاز می شمارد بلکه بدان توجه و امر نیز می کند و حتی فهم و اثبات اصول اساسی خود را تنها از طریق عقل ممکن می داند می گوئیم از لوازم قطعی عقل و خرد آدمی، خطا پذیری آن است بدان معنا که با تمام دقتی که در استفاده صحیح از عقل می شود باز هم ممکن است که در مسئله ای عقل به خطا برود و اصولاً علمی مانند منطق بر صیانت و حفظ اندیشه و خرد آدمی از اشتباهات و خطا هایی است که در مسیر تفکر و استدلال پیدا می کند ولی با این وجود هیچ کس نیست که بتواند ادعا کند خطا و اشتباه را از خرد و عقل آدمی می توان زدود و بنابراین اگر گفته شود اسلام به کاربرد عقل در فهم و درک دین موافق است می توان ادعا کرد که لوازم احتمالی مانند خطا و اشتباه در برداشت و نتیجه گیری آن را نیز پذیرفته به این معنا که اگر کسی به توصیه شرع با ابزار عقل وارد عرصه فهم و کشف حقایق دینی گردید، اما دچار خطا و اشتباه گردید.خداوند او را بخاطر این خطا
و عقیده حاصله از آن عذاب نمی کند زیرا خطا و اشتباه از لوازم فکر و اندیشه آدمی است هر چند به این عقیده نا صواب اجر و ثواب مترتب نخواهد کرد.
یکی از بارزترین امتیازات انسان بر حیوان، داشتن فکر و اندیشه است.گرچه در علم منطق از انسان به «حیوان ناطق» تعبیر شده است لیکن آنچه آدمی را از حیوانات متمایز می سازد همان توانایی تفکر و انتخاب عقیده اوست نه قوه تکلم و سخن گفتنش.
مولوی در شعری حقیقت انسان را اندیشه او دانسته است:ای برادر تو همه اندیشه ای/مابقی، خود استخوان و ریشه ای.
از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است اندیشه اش نمی تواند در حصاری محبوس بماند.از تبادل اندیشه ها بوده است که میراث های فرهنگی، نسل به نسل انتقال یافته، مکاتب گوناگون فکری و فلسفی زاییده شده، انقلابات عظیم اجتماعی پدیدار گشته و بشر امکان آن را یافته که خطاهایش را اصلاح نماید.همه این آثار مستلزم آن است که آدمی در ابراز عقاید از فراغت خاطر برخوردار باشد.از همین رو عرصه فراخ تاریخ، مشحون از نبردها، جنگ و جدال های دو گروه بوده است.در یک سو متفکران و توده های حقیقت جوئی که در راه بیان عقیده خود تا مرز ایثار جان پیش رفته و در سوی دیگر خودپرستانی که ناآگاهی ملت ها را مایه دوام قدرت خود دانسته و در راه مبارزه با آگاهی مردم از هیچ جنایتی فروگذار نکرده اند.
آزادی عقیده و بیان در حقوق عمومی به عنوان زیر مجموعه بخش بزرگتری تحت نام «آزادی فکر» مورد مطالعه قرار می گیرد.آزادی فکر، آزادی هایی از جمله آزادی اجتماعات، آزادی قلم و مطبوعات، آزادی آموزش و پرورش، آزادی تئاتر و سینما، آزادی رادیو و تلویزیون، آزادی مذهب و آزادی سیاسی را در بر می گیرد.
ب:آزادی عقیده
آزادی عقیده عبارت است از این که هر شخصی، هر فکری اعم از اجتماعی، فلسفی، سیاسی یا مذهبی را که می پسندد و یا آن را عین حقیقت می پندارد آزادانه انتخاب کند بی آنکه مواجه با نگرانی یا بیم و یا تجاوزی شود. تعریفی که در ترمینولوژی حقوق برای آزادی عقیده ارائه گردیده:«آزادی عقیده قسمی از آزادی های فردی که به موجب آن افراد حق آزادی ابراز اندیشه ها و اعتقادات و نظریه های خود را دارند.»
اسلام، مکتب آزاد فکری و آزاد اندیشی است؛ آیات فراوانی از قرآن کریم، مردم را به تفکر و گزینش عقیده صحیح می خواند.اسلام، عقیده صحیح را، دین توحید و اعتقاد به مبدأ و معاد می داند و انسان را به گزینش این عقیده هدایت می کند و هر شخص را نزد خداوند مسئول می داند که برای پیدا کردن عقیده صحیح توحیدی تلاش کند و از کفر دوری جوید ولی اجبار را در دین نفی می کند، تمام کوشش بر این است که دین حق با برهان برای انسان تبیین شود و آن زمان او آزاد است که آن را انتخاب کند یا باز هم از پذیرش آن سرباز زند و در گمراهی بماند، یعنی خویشتن را در مرحله پست فکری نگاه دارد و از فضیلت عبودیت حق محروم گرداند و مستوجب عذاب الهی گردد:«لا اِکراهَ فِی الدّینِ قَد تبََیّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیِّ فَمَن یَکفُر بِالطاغوت و یؤمِن بِالله فَقَد استَمسَکَ بِالعُروَه الوُثقی لَا انفِصامَ لَها وَاللهُ سَمیعٌ عَلیمٌ»(بقره:256). «قَد جائَکُم بَصائِر مِن رَبِّکُم فَمَن اَبصَرَ فَلِنَفسِه وَ مَن عُمی فَعَلَیها و ما اَنا عَلَیکُم بِحَفیظ»(انعام:104). آنچه در مورد برخورد با کفار در قرآن کریم آمده در رابطه با توطئه آنها علیه اسلام و مسلمین و خیانت آنان است.
ج:آزادی بیان:
آزادی یعنی قانون، و آزادی بیان یعنی حق بیان مطالبی که آزادی های افراد دیگر و قانون را نقض نکند. عقیده و اندیشه در ضمیرپنهانی انسان است و زمانی نمود خارجی پیدا می کند و از ارزش برخوردار می باشد که در قالب های گوناگون مانند آزادی بیان، آزادی اجتماعات، آزادی قلم و مطبوعات، آزادی مذهب و نظایر آن از طریق گفتار، نوشتار و رفتار ظاهر شود.بنابراین آزادی عقیده و بیان دو مقوله تفکیک ناپذیرند. هر کسی حق دارد بدون ترس و واهمه باورهای خود را به هر شیوه ای که می پسندد بیان کند. هر چند که اجرای آن به طور کم و بیش در برخی از کشورهای جهان همچنان با کمبود و مشکل مواجه است. وقتی که شخص در انتخاب عقیده آزاد است و کسی را نمی توان به داشتن عقیده خاصی مجبور کرد و یا برای داشتن عقیده بخصوصی او را مجازات نمود، بنابراین ابراز آن عقیده نیز باید آزاد باشد و هرگز نمی توان آزادی فکر را از دو آزادی همزاد دیگر یعنی آزادی گفتار و آزادی نگارش مجزا کرد.

Author: مدیر سایت