دانلود مقاله قانون مجازات اسلامی و دیوان عالی کشور

پرونده سوم:عدم تحقق ارتداد صرف علاقه به مسیح با قبولی نبوت پیامبر اکرم(ص)
Widget not in any sidebars

کلاسه پرونده:40154159
تاریخ رسیدگی:30/10/64
شماره دادنامه:426
مرجع رسیدگی:شعبه 131 دادگاه کیفری یک تهران
موضوع اتهام: ارتداد
خلاصه پرونده:بنا به حکایات مندرجات پرونده ، اداره حفاظت و اطلاعات لشکر اعلام داشته که متهم دو سال است که از دین اسلام خارج و پیرو مسیحیت گردیده و پرسنل را تبلیغ و تشویق به قبول مسیحیت می نماید ولی متهم اظهار داشته که در جبهه زخمی شدم به نحوی که مرا جزء شهدا اعلام کردند در خواب حضرت مسیح را دیدم و به من شفا داد من هم علاقه خاصی نسبت به آن حضرت پیدا کردم و به ظهور اسلام و نبوت حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار و سایر دستورات اسلام اعتقاد دارم و تبلیغ هم نکرده ام بلکه اشخاص از من سؤال می کردند من هم در خصوص خوابی که دیده بودم و مطالعاتم برای آنها تعریف می کردم.
پرونده در دادستانی انقلاب اسلامی ارتش تشکیل با صدور کیفر خواست به این شعبه ارسال گردیده نظر به اینکه در متن پرونده دادیار محترم… استدلال به جنبه سیاسی موضوع نموده و مورد فبول دادستان محترم قرار گرفته بود لذا پرونده به دادگاه محترم انقلاب اسلامی ارتش فرستاده شد تا در خصوص اتهام سیاسی و جنبه ضد انقلابی موضوع رسیدگی و اظهار نظر نماید که در جلسه مورخه 18/8/64 شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی ارتش جنبه سیاسی و جنبه ضد انقلابی قضیه را رد نموده ولی دادستان محترم پرونده را به گمان حصول اختلاف صلاحیت به دیوان عالی کشور ارسال داشته است.
نتیجتاً شعبه دیوان عالی کشور به صلاحیت این شعبه رفع اختلاف نموده و پرونده را جهت رسیدگی به این دادگاه ارسال داشته اند که با تعیین وقت رسیدگی و استماع اظهارات نماینده محترم دادستان و مدافعات متهم و بررسی محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می نماید.
رأی دادگاه: در این پرونده گروهبان یکم(م) به اتهام ارتداد از دین مبین اسلام و قبول دین مسیحیت مورد تعقیب واقع گردیده است.نظر به اینکه متهم اظهار داشته است من علاقه فراوانی به حضرت مسیح پیدا کرده ام زیرا در حمله رمضان شدیداً مجروح شدم که همه می گفتند شهید شده ام و حضرت مسیح را در خواب دیدم و شفا یافتم و تبلیغ هم نکرده ام، لذا اظهار علاقه فراوان متهم نسبت به حضرت مسیح با قبول نبوت حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار ارتداد محسوب نبوده و دلیل کافی به انجام تبلیغات ضد اسلام و به نفع مسیحیت مشهود نیست.بنابراین حکم برائت متهم صادر و اعلام می گردد.در این پرونده قاضی صرف علاقه به حضرت مسیح با وجود قبولی نبوت پیامبر اکرم(ص) را برای احراز ارتداد کافی ندانسته زیرا عنصر لازم و ضروری برای تحقق ارتداد انکار پیامبری آن حضرت است که در این پرونده متهم ادعای مسلمانی می کند و هیچ دلیلی برای انکار و خروج از دین اسلام وجود ندارد.با توجه به آنچه گفته شد مشخص می شود که :
1 – اگر چه در قانون مجازات اسلامی ارتداد بعنوان یک عمل مجرمانه تلقی نشده است اما قاضی با استناد به اصل 167 قانون اساسی و نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه موظف است به اتهام رسیدگی کند و بر اساس منابع معتبر فقهی مبادرت به صدور رأی نماید.
2 – اساس و مبنای حکم قضات در مورد دعوای ارتداد منابع فقهی معتبر است که از میان متون فقهی فقها، منابع فقهی فقهای معاصر بیشتر مورد استناد قرار گرفته است.
فصل دوم:موجبات ارتداد
در این فصل موجبات ارتداد در دو مبحث که در مبحث نخست موجبات مطلقه ارتداد و در مبحث دوم موجبات نسبی ارتداد مورد بررسی قرار می گیرند.
مبحث نخست:موجبات مطلقه ارتداد
در این مبحث موجبات مطلقه ارتداد که عبارتند از:انکار توحید و انکار نبوت پیامبر(ص) مورد بررسی قرار می گیرند.
گفتار نخست:انکار توحید
اسلام مجموعه ای است از معارف که منابع اصیل آن یعنی قرآن و روایات، در کنار مقتضیات ضروری عقل، آمده است.این مجموعه به اصول و فروع دین اسلام معروف است.انکار هر یک از این اصول و فروع آنچانکه واقعاً ثابت است به معنای انکار اسلام، همچون مجموعه ای از آنها، می باشد.بنابراین چنین به نظر می رسد که پاسخ این پرسش که«موجبات ارتداد» چیست؟اینکه هر آنچه انکار یکی از اجزای مجموعه اسلام است.تأمّل در روایات نشان می دهد که در مقام تعیین اسلام بیش از شهادت و اقرار به الوهیت خداوند سبحان، توحید و رسالت پیامبر(ص)، اعتبار نیافته است.از جمله این روایات، موثقه سماعه است:«قُلتُ لِاَبی عَبدِالله(ع): أَخبِرنی عَنِ الاِسلام وَ الایمانِ اَهُما مُختَلِفانِ؟ فَقالَ: اِنَّ الایمانَ یُشارِکُ الاِسلامَ وَ الاِسلام لا یُشارِکُ الایمانَ.فَقُلتُ: فَصِفهُما لی، فَقالَ: الاِسلامُ شَهادَهُ اَن لا اله الّا الله و التَصدیقُ بِرَسولِ الله(ص)، بِهِ حُقِنَت ِ الدِّماءُ وَ عَلَیهِ جَرتِ المَتاکِحُ وَ المَواریثُ وَ عَلی ظاهِرِهِ جَماعهُ النّاسِ …»
بنابراین، آنچه به اتفاق همه فقها موجب ارتداد است، انکار خداوند سبحان به الوهیت و نیز انکار توحید است به گونه ای که با کریمه «لا اِله الّا الله» سازگار نباشد.
گفتار دوم:انکار نبوّت پیامبر(ص)
آنچه به اتفاق همه فقها موجب ارتداد است، انکار رسالت است که در روایت ذیل برای تحقّق اسلام معتبر شمرده شده است.
در موثقه سماعه آمده است:« :«قُلتُ لِاَبی عَبدِالله(ع): أَخبِرنی عَنِ الاِسلام وَ الایمانِ اَهُما مُختَلِفانِ؟ فَقالَ: اِنَّ الایمانَ یُشارِکُ الاِسل
امَ وَ الاِسلام لا یُشارِکُ الایمانَ.فَقُلتُ: فَصِفَهُما لی، فَقالَ: الاِسلامُ شَهادَهُ اَن لا اله الّا الله و التَصدیقُ بِرَسولِ الله(ص)، بِهِ حُقِنَت ِ الدِّماءُ وَ عَلَیهِ جَرتِ المَتاکِحُ وَ المَواریثُ وَ عَلی ظاهِرِهِ جَماعهُ النّاسِ …»

Author: مدیر سایت