دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تصاویر خیالی، قیصر امین پور، شعر معاصر

دانلود پایان نامه

(امین پور، 391:1387)
شاعر با آهنگ درونی کلمات، موسیقی خاصی ایجاد کرده است. این موسیقی بیانگر اقتدار و خشم و سینهندگی او ست. وی در این شعر از واژگانی مانند نیزه، آتش، خنجر، غلاف، رعد، سرفه های گران، استفاده کرده تا روحیّه ی حماسی خود را به تصویر بکشد و با بیان تند و قاطع و حماسی، مخاطب را به حرکت وهجوم و مبارزه فرا بخواند.
در شعر راز پرواز :
ای خـــــوشا خــــــروشیدن ، جـــاودانه جـــوشیدن
هــــــمچو رود نـــــــاآرام ، زیــــن کرانه کوچیدن
ای خـــوشـــا ز خــود رفتن، مست خلسه ای خونین
سر خوش از سماعی سرخ، عـــارفانه رقـــــصیدن
معنـــی شـــکوفـایی است، ترجــمان والایی است
مثــل غنــچــه خندیـــدن ،چــون جوانه روییدن
امین پور،405:1387)
شاعر، با به کار گرفتن واژگانی مانند خروشیدن، جاودانه جوشیدن ، رود ناآرام، کوچیدن، خندیدن غنچه، روییدن جوانه و پرواز ، به نوعی حرکت و پویایی را در قالب واژگانی هم نوا به تصویر کشیده است که شاعر با بکار بردن واژگان خوش تراش طبیعی و رعایت تناسب، بر موسیقی و روانی شعر خود افزوده است.
وبا واژگانی چون جوشیدن، خروشیدن، کوچیدن، روییدن. به عنوان قافیه کناری، موسیقی کلام خود را نمایان ساخته است و موجب ایجاد فضای موسیقیایی بیشتری شده است. در سروده ی «شعری برای جنگ » :
تنها میان ساکت شبها/ بر خواب نا تمام جسدها/ خفّاش های وحشی دشمن/ حتی ز نور روزنه بیزارند/ باید تمام پنجره ها را/ با پرده های کور بپوشانیم اینجا/ دیوار هم/ دیگر پناه پشت کسی نیست./ کاین گور دیگری است که استاده است/ در انتظار شب/ دیگر ستارگان را/ حتی/ هیچ اعتماد نیست/ شایدستاره ها/ شبگرد های دشمن ما باشند.(هما ن،384)
دراین شعر، شاعر، با استفاده از واج آرایی و تکرار صامت ها، موسیقی و تناسب خاصی در شعر ایجاد کرده است و این موسیقی به کمک واژگانی شکل گرفته که ریشه در طبیعت و عناصر آن دارند.

4-2 – 2- 2 – ایماژها و تصاویر حسی
عنصر اصلی سازنده ی شعر، خیال است. هیچ تجربه ای از تجربه های انسانی که می تواند موضوع شعر قرار گیرد، بی تاثیر وتصرّف نیروی خیال، ارزش هنری و شعری پیدا نخواهد کرد و هر حادثهای، هنگامی موضوع شعراست،که از شهود حسی وخیال شعری انسان شاعر رنگ پذیرفته باشد.(شفیعی کدکنی، 27:1380) صور خیال یکی از عوامل مهم شاعرانگی است.” خیال شاعر با یاری گرفتن از عنصر تصویر، بسیاری از امور ذهنی را دیداری می کند و تصورّات خودرا ازاین راه به تماشا می گذارد (حسن لی، 282:1383)
تصاویر خیالی، ظرفیت زبان را برای برانگیختن عاطفه افزایش می دهد و در گسترش دادن معنی در ذهن نقش اساسی دارد. «صور خیال سبب می شود که جهانی که شاعر در شعر عرضه می کند با جهان واقعی که ما به آن عادت کرده ایم تفاوت پیدا کند و همین تازگی و غرابت جهان شعر که بی تردید عناصر خیال در پدید آوردن آن نقش بسزایی دارد سبب می شود که توجه ما به متن بیشتر گردد.» (پورنامداریان، 1385: 60-62)
تحوّلات در عرصه ی صور خیال در شعر فارسی از حیث کمّی و کیفی کاملاً مشهود بوده است به همین منوال در شعر معاصر ایران تصاویر خیالی اصالت سبک خاص خود را دارد. (ذوالفقاری ، 1387: 1) ساختار تصاویر خیالی شعر معاصر در اشعار قیصر امین پور نمود پیدا کرده و از این حیث ممتاز است. یکی از ویژگی های بارزی که در شعر او دیده می شود، این است که عناصر طبیعی بیشترین نقش را در زیر ساخت تصاویر شعری او ایفا می کنند. (همان) استفاده از ایماژها و تصاویر حماسی زودگذر به مدد عناصر طبیعی، شعر او را از حرکت و پویایی خاصی برخوردار کرده است.
یکی ازتصاویری که بطوربرجسته ای درشعر امین پور نمود پیداکرده است،« تشخیص» است، در ساختن تصاویری که برمبنای تشخیص شکل گرفته اند، طبیعت و جلوه های آن، مهمترین نقش را دارند، ذهن شاعر دراشیاودرعناصر بی جان طبیعت تصرف می کند و از رهگذر نیروی تخیّل به آنها حرکت وجنبش می بخشد طبیعت در تصاویر تشخیصی شعر او، سرشار اززندگی وحرکت وحیات است.
در زیر به نمونه هایی از این تصاویر اشاره می شود.
صبح از سفر سخت زمان می آید زان سوی زمی و آسمان می آید
شب را به فراسوی زمین رانده به خشم صبحی که نفس نفس زنان می آید
(امین پور،449:1387)

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوعاجتناب مالیاتی، گزارشگری مالی، عدم تقارن اطلاعاتی

آنسان که نسیم برگ را می بوسد یا حادثه زین و برگ را می بوسد
وقتی لب پلک خسته اش را می بست گویی که لبان مرگ را می بوسد
(همان:424)
برخیز که روح آب بر خاک افتاد آن راکب خونرکاب بر خاک افتاد
چشمان شفق به سوگ خون می گرید همسایه ی آفتاب بر خاک افتاد
(همان: 425)
بادبان را ناخدا باد است . (همان: 375)
صبح خورشید آمد / دفتر مشق شبم را خط زد (همان: 376)
برگ ها می روند شاد ولی / زخم ها روی شاخه می مانند (همان :403)
ناگه رجز هجوم خواندند برگرده یگرد باد راندند
شستند به خون شب زمین را شمشیر به آسمان رساندند
(همان :404)
باران گرفت نیزه وقصد مصاف کرد آتش نشست و خنجر خود را غلاف کرد
گویی آسمان سر نطقی فصیح داشت با رعد سرفه های گران سینه صاف کرد
تا راز عشق ما به تمامی عیان شود با آب دیده آتش دل ائتلاف کرد
(همان :39)

قیصر امین پور، با استفاده از عناصر طبیعی، تصاویر استعاری جذّاب و بالنده ای را آفریده است تصاویری که بیان کننده ی روح حماسی شعر اوست.
در زیر به نمونه هایی از این تصاویر، اشاره می شو د
لبخند تو خلاصه خوبیهاست لختی بخند خنده ی گل زیباست
پیشانیت تنفس یک صبح است صبحی که انتهای شب یلداست
در چشمت از حضور کبوترها هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست
(امین پور، 1388: 407)
در شعرفوق امین پور با استفاده از عناصر طبیعت ، چون گل، صبح، شب، کبوتر، تصاویر استعاری پویا و زنده ای را آفریده است که بازتاب روح حماسی شعر اوست.
در شعر «کوچه های خراسان»
چشمه های خروشان ترا می شناسند موج های پریشان ترا می شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی ، جوابی ریگ های بیابان ترا می شناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت زین سبب برگ و باران ترا می شناسند
از نشابور بر موجی از لا گذشتی ای که امواج طو.فان ترا می شناسند
(همان: 408)
در این شعر شاعر با اسناد دادن فعل« می شناسند »، به عناصر طبیعی و روح بخشیدن به آن تصاویر جذّابی را خلق کرده است
آنسان که نسیم برگ را می بوسد یا حادثه زین و برگ را می بوسد
وقتی لب پلک خسته اش را می بست گفتی که لبان مرگ را می بوسد (همان،:424)
شاعر فعل بوسیدن را به نسیم و حادثه نسبت می دهد و با این شیوه تصویر استعاری طبیعی زیبایی خلق می کند.
بر خیز که روح آب بر خاک افتاد آن راکب خونرکاب بر خاک افتاد
چشمان شفق به سوگ خون می گرید همسایه ی آفتاب بر خاک افتاد
(همان: 420)
در شعرمزبور نیز شاعر با ترکیب هایی همچون روح آب، راکب خونرکاب، چشمان شفق، همسایه آفتاب به تصویر آفرینی پرداخته است.
نوشیدن نور ناب کاری است شگفت این پرسش را جواب کاری است شگفت
تو گونه ی یک شهید را بوسیدی بوسیدن آفتاب کاری است شگفت
(همان:430 )
امین پور با به کار بردن ترکیبهای نوشیدن نور ناب و بوسیدن آفتاب، با طبیعت و عناصر آن ، تصاویراستعاری زیبایی خلق کرده است .
گفتم در شهر ما/ دیوارها پر از عکس لاله هاست …… کابوس آشنای شب کودکان شهر/ هر شب لباس واقعه می پوشد (همان: 383-389)
مبادا خویشتن را واگذاریم امام خویش را تنها گذاریم
زخون هر شهیدی لا له ای رست مبادا روی لاله پا گذاریم
(همان: 455)
بیا ای دل از اینجا پر بگیریم ره کاشانه دیگر بگیریم
بیا گمکرده ی دیرین خود را سراغ ازلاله ی پرپربگیریم
(همان: 458)
که در سه شعر فوق، شاعر “لاله” را در معنای استعاری به کار برده است
در نمونه های زیر «گل» و « غنچه » استعاره از رزمندگان و شهداست
در این چمن که زگل های بر گزیده پر است برای چیدن گل انتخاب لازم نیست
(همان:390)
دل مسافر من به یادساقه ات ای گل شکسته خواند نمازی اگر درست بگویم
(همان: 397)
گرچه گل دسته دسته پر پر شد باز از این دسته گل فراوانند
(همان: 403)
در خاک شد صد غنچه در فصل شکفتن ما نیز جز خاکستری بر سر نکردیم
(همان: 392)
در شعر« تقصیر عشق بود» ، قصد مصاف کردن باران و غلاف کردن خنجر، توسط آتش و سینه صاف کردن رعد در معنای استعاری به کار

پاسخی بگذارید