دانلود پایان نامه ارشد با موضوع درون مایه، واقع گرایی، باورهای دینی

دانلود پایان نامه

دید.
خوشا که در دل طوفان شن روان باشیم برای خستگی خویش سایبان باشیم
بیا بلند بگوئیم، ما نمی خواهیم نماز را بگذاریم و فکر نان باشیم
(امین پور،117:1363)
یا در شعر زیر که به یکی از باورهای دینی اشاره شده می توان به نگرش او پی برد.
از راه رسیده ایم/ با قامتی به قصد شکستن/ ما را سر شکستن بتهاست/ لات و منات را که شکستیم/ عزی دیگر عزیز نمی ماند/ ما از جنس پینه کفش به پا داریم/ هر چند/ این کفش های کهنه ی ما/ درو می کند/ اما با گفتن خستگی های خود/ از راه رسیده ایم/ آهنگ شکست بتی دیگر/ بر دوشمان تبر/ میراث باستانی ابراهیم (امین پور، 1363 :24 – 23 )
در این سروده که در باره ی جنگ سروده شده، بیشتر رویارویی حق و باطل مطرح است و بیشتر سخن ازدیناست تا خاک به مفهوم ملی آن. از دیگر موضوعاتی که نشانگر بینش و اندیشه ی دینی شاعر است عاشورا و مفاهیم مرتبط با آن است که شاعر عظمت عاشورا و حرکت هدفمند عاشوراییان را از منظر عرفان به تصویر کشیده است و واژگان خاص ادبیات عرفانی، چون حیرت و سرگردانی را می توان در آن دید.
سزد گر چشم ما در خون نشیند چو دریا را به روی نیزه بیند
چو از جان پیش پای عشق سرداد سرش برنی نوای عشق سرداد
شگفتا بی سر و سامانی عشق به روی نیزه سر گردانی عشق
ز دست عشق در عالم هیاهوست تمام فتنه ها زیر سر اوست
(امین پور ، 162:1377)
موضوع دیگری که شاعر با نگاه خاص خود به آن می نگرد ، انعکاس مهدویّت در شعر است وی می کوشد به مهدویّت و انتظار از منظر جدیدی نگاه کند. انتظاری که جایی برای رخوت و سستی نیست و منتظر کسی است که در وجود او عشق به کمال موج می زند و همین عشق وی را به حرکت، ابداع و آفرینش فرا میخواند. او همان منتظر واقعی است شاعر انتظار، در این روزگار، با طرح مسائل اجتماعی و انتقادی ، سعی دارد وضعیت موجود را تغییر دهد وضعیت مطلوب و قابل قبول را جانشین آن سازد.
«روزی که دست خواهش کوتاه/ روزی که التماس گناه است/ روزی که روی درها/ با خط سادهای بنویسند/ تنها ورود گردن کج ممنوع» (همان:11)
شاعر از نگاه خود جهان موعود مطلوب را به تصویر کشیده است که به نوعی جهتدهندهی افکار و اندیشه هاست و در ضمن توصیف و بر شمردن ویژگی های مدینهیفاضله موعود، معیارهایی از زندگی درست و انسانی را به ما نشان می دهد. او التماس کردن و گردن کج کردن را امری نادرست معرفی کرده است و به این شکل سیمایی از یک انسان منتظر را ارائه می کند، انسانی که اهل تملّق ، خفّت و خواری و زبونی نیست.(محدثی خراسانی ، 296:1388) یا در بند دیگر، وقتی به نکوهش جنگ می پردازد، تصویری از آرامش جهان موعود را ارائه می دهد که از منظر شعری، ناب و در نوع خود کم نظیر است.
…خواب در دهان مسلسل ها/ خمیازه می کشد/ و کفش های کهنه سربازی/ در کنج موزه های قدیمی/ با تار عنکبوت گره می خورند/ روزی که…(امین پور ، 12:1388)
امینپور پس ازجنگ و پس ازفرونشستن آن شعله ی حیرت انگیزی که امکان حضوردرگرمای عشق وعرفان را فراهمکرده بود خود را در فضای دیگری یافت که کاملا با آنچه که در گذشته درتصور او میگنجید، تفاوت داشت درمجموعهی آیینههای ناگهان، ما با شاعری مواجه می شویم که«هم آرزوی دوردست تحرّک در دیدگان کاغذیش آب میشود و هم امید معصومانه همچون آتش شمعی رو به سکوت در دل او به آرامی شعله می کشد.»(یوسف نیا ،1387 : 13-11)
شاعرکه پیش ترسرودههای پایداری ودفاع مقدس، مبتنی برشعا ر و برمحور حماسی اجتماعی، می سرود اینک سروده هایش تب وتاب دیگری دارد و شاعر شعر بی قرار می شود . دراین دورهدغدغه های شاعر از نوع دیگری است تصویری ازجامعهی آنروزگار،حسرت ها وآرمان های شاعر را درخود دارد. بیان دردها و رنج ها، تأکید بر عدالت اجتماعی وآزادی فردی وجامعهیآرمانی و ایده آل. در قطعه ی ناگزیر از مجموعه ی آیینه های ناگهان(ص9 ) و قطعه ی آواز عاشقانه(ص 79) و قطعه ی نامه ای برای تو (ص 97) به اندیشه ی اجتماعی شاعر میتوانپی برد. قیصرشاعری درد آشناست و انسان بودن و انسان زیستن را مهم ترین اصل شاعری میداند و معتقد است که سرودن یک فعل مجهول است. نه از آن روی که فاعل آن معلوم نیست بلکه از آن روی که فاعل حقیقی آن معلوم نیست. به همین دلیل، قدما، آن را به سحر و معجزه مانند کرده اند. معلولی که علت آن معلوم نیست و اگر چه سرودن خودش علت است و علّت هم همان درد است. (همان: 13-11) درسال ( 73) که همهی شور و هیجان های آتشین فروکش کرده شاعر دچار تردیدی دردناک میشود و باورهای او رنگ دیگری به خود می گیرد. رنگی که هم رنگ باهزارخواهش است و آیا و پرسش و امّا، همین دگرگونی است که شاعر را وا میدارد تا«هرگز»و«هیچ»رامخاطب قراردهد و درجستجوی همان دم آخری باشد که در این میانه سنگ تمام بگذارد و نقطه ی پایان برهمه چیز باشد و درسال (75 )با غزلی مواجه می شویم که ناتوانی و عجز شاعر را در رسیدن به آنچه که پیش تردست یافتنی می پنداشت به تصویر می کشد.
توقافله ی خیال وتسخیر تو محال بخت منیکه خواب وتعبیر تو محا
ل
عنقای بی نشانی سیمرغ کوه قاف تفسیر رمز و راز اساطیر تو محال
بیچاره دچار تو را چاره جز تو نیست چون مرگ ناگزیری و تدبیر تو محال
(امین پور،119:1388)
شاعر با دریافت این مهم که هر چه تا به حال دیده است، جز بازتاب گمان و پندار او نبوده است در جستجوی حضور وجود مطلقی است که از فهم و وهم بیرون است همین نیاز اجتناب ناپذیر به حضور اوست که، شاعررا وامیدارد که علیرغم عقل ومنطق پیچیده در این قرن نوظهور به او دل ببندد حتّی اگراین او، زاییده ی نیاز او به حقیقت مطلق باشد. غزلی که درفروردین( 77) سروده شاهدی است براین مدعا که شاعر نمیخواهد و نمیتواند از ایمان خود چشم بپوشد و اینگونه اقرار می کند:
می خواهمت چنان که شب خسته خواب را می جویمت چنان که لب تشنه آب را
و
حتی اگر نباشی می آفرینمت چونان که التهاب بیابان سراب را
( همان:125)

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلید واژگانافغانستان، قاچاق کالا، نقش برجسته

3 – 3 – قیصر و سبک رمانتیک
دراشعارامینپور بیش از هر چیز رگه هایی از دید و دریافت های رمانتیک جلب نظرمی کند. بیشترین مایه های رمانتیسم اورا در دفتر تنفس صبح میتوان سراغ گرفت. طبیعت گرایی، گرایش به شهرگریزی و بازگشت به روستا که از درون مایه های اصلی رمانتیسم اروپایی است و از میان معاصران در شعر نیما به وضوح دیده می شود دراین دفترنموداراست.(اقتصادی نیا،139:1386 ) مثنوی« فصل وصل» که شاعرآن رادرسال 62 در زادگاهش سروده است، سرشار است از تصاویر روستایی و ستایش طبیعت بکر و هر آنچه که با آن پیوندی نزدیک دارد و آرزویی که جز با مرگ و آرمیدن در خاک روستا برآورده نشد.
بارمی بندیم سوی روستا می رسد از دور بوی روستا
(امین پور،410:1387)
و در قطعه ی« نان ماشینی» می توان به شهرگریزی و روی آوردن به طبیعت و زندگی طبیعی را دید.
من دلم می خواهد
دستمالی خیس
روی پیشانی تبداربیابان بکشم
دستمالم افسوس
نان ماشینی درتصرف دارد…..
آبروی ده مارابردند
(همان:371)
شاعر در قطعه ی «خورشید روستا» صریحا از روستا به مثابه ی سرچشمه ی الهام و شکوفایی هنری خویش نام می برد و میگوید:
ازمن گذشت
امادلم هنوز
بالهجه ی محلی خودحرف می زند
بالهجه ی محلی مردم
بالهجه ی فصیح گل وگندم
گندم
خورشیدروستاست
وقتی که بادموج می اندازد
درگیسوی طلایی گندم زار
خورشیدشعرمن آنجاست (امین پور،116:1388)
این درون مایه را در قطعه ی «خاطرات خیس» و ««یادداشت های گمشده» هم می توان دید. در قطعه ی اخیر، هنوزغم غربت شاعری دل بسته ی روستا که با زندگی خشک و بی روح شهری مانوس نشده، پیداست. یکی دیگر از نشانههای رمانتیسم ، آرمانگرایی است که در اشعارآغازین امین پور دیده می شود. او اجزای تابلوها وقطعات پازل را برجسته نمی کند. تابلوهای کلی دورنما می سازد و این از ویژگی های آثار رمانتیک است _ (سعیدی کیاسری،12:1386) این گرایش رفته رفته تعدیل وشاعرآرمانگرا به واقع گرایی کشانده می شود، رویاها را به یک سو می نهد و با خویش می گوید:
نه چندان بزرگم
که کوچک بیابم خودرا
نه آنقدرکوچک
که خودرابزرگ…
گریز از میانمایگی
آرزویی ست بزرگ
(امین پور،26:1388)
تحوّل تدریجی او از آرمان گرایی به واقع گرایی رفته رفته عمیق ترمی شود و این سیر از آرمان به واقعیت جزدلایل فردی، اسباب اجتماعی نیز دارد. با تحول اجتماعی که پس از جنگ پدیدار گشت. شاعرکه تازه از جنگ فارغ شده بود خود را در برابرجهان عینی، خشن، بی عاطفه و تردید آمیز می بیند حال آنکه او سا لها در حماسه زیسته بود. حماسهای که قصهی قوم وقبیله است نه لالایی وخلسهی فرد. نگاه شاعر به این دگرگونی دردی سنگین برایش به ارمغان می آورد (فتوحی:10.1373)
خسته ام ازآرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی.بال های استعاری
لحظه های کاغذی را ، روز وشب تکرار کردن
خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری
آفتاب زرد وغمگین ، پله های رو به پایین
سقف های سرد وسنگین ، آسمان های اجاری
…………………
. عاقبت پرونده ام را ، باغبارآرزوها
خاکخواهدبست روزی، بادخواهدبرد باری
(امین پور،95:1380)

مطلب مرتبط :   منبع تحقیق درموردجرم انگاری، افساد فی الارض، نظم اجتماعی

فصل چهارم

دیدگاهتان را بنویسید