دانلود پایان نامه ارشد با موضوع قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق و وکالت در طلاق

Asphalt highway road with direction arrow sign. Perspective view

9-اجرای هر نوع مجازاتی برای مرد که آبرو موقعیت زن را به خطر اندازد.
Widget not in any sidebars

10-بچه دار نشدن مرد پس از پنج سال.
11-غیبت طولانی شوهر ( ظرف شش ماه پس از مراجعه زن به دادگاه پیدا نشود ).
12-ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر .
در این فصل به بررسی رویه قضایی و سیر پرونده های موجود در این زمینه پرداخته می شود .
شروط ناظر بر حق طلاق زوجه ( شرایط تحقق بند ب عقدنامه ) :
1- امضای هر یک از شروط توسط زوجین : امضای هر یک از شروط مختار و آزاد هستند و شروط مندرج در سند ازدواج صرفا جنبه پیشنهادی و ارشادی دارند . ثانیا زوجه تنها در صورتی می تواند به استناد آن شروط به وکالت از زوج ، طلاق را اجرا نماید که آن شروط توسط زوج امضاء شده باشد .
2- اثبات تحقق شرط در دادگاه : از آنجا که اولا وکالت زوجه در اجرای طلاق خلاف اصل است و ثانیا در تحقق شروط مندرج در عقدنامه اصل عدم حاکمیت دارد و ثالثا چون زوجه مدعی تحقق یکی از آن شروط می باشد باید ادعای خود را ثابت کند ( البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر ) بنابراین باید تحقق این شروط در دادگاه به اثبات برسد این اثبات نیز نیازمند تقدیم دادخواست توسط زوجه به مرجع صالح و رعایت دیگر تشریفات آئین دادرسی مدنی می باشد .
3 – صدور گواهی عدم امکان سازش با رعایت قواعد آمره : مطابق قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 1371 مجمع تشخیص مصلحت نظام ، زوجینی که قصد طلاق دارند باید جهت رسیدگی به اختلاف خود به دادگاه مدنی خاص مراجعه و اقامه دعوی نمایند . دادگاه موظف است با تعیین داور از طرف هر یک از زوجین ، سعی در اصلاح ذات البین نماید و چنانچه اختلاف زوجین به سازش منتهی نشود ، دادگاه با صدور گواهی عدم امکان سازش به دفترخانه ، دستور اجرا و ثبت واقعه طلاق را می دهد .
4 – مراجعه به دفاتر رسمی طلاق در مهلت قانونی جهت اجرا و ثبت واقعه طلاق : گواهی عدم امکان سازش که توسط دادگاه صادر می شود ، دارای مدت اعتبار محدودی است و مطابق ماده واحده قانون تعیین مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش مصوب 11/8/1376، زوجه ای که با مراجعه به دادگاه و اثبات تخلف زوج از شروط مندرج در عقدنامه موفق به اخذ گواهی عدم امکان سازش از دادگاه شود ، باید ظرف سه ماه از تاریخ ابلاغ آن ، به دفتر ثبت طلاق مراجعه و درخواست اجرای آن را نماید .
مبحث اول – خودداری شوهر از دادن نفقه( خرجی ) زن و انجام سایر حقوق واجب زن به مدت شش ماه.
نفقه حقی است که با تعریف اکثریت تعاریف حقوقی ، در صورت عدم نشوز به زن تعلق می‌گیرد و این جمله یعنی صرف ادعای زن و در خواست زن ، او صاحب حق است و نیاز به اثبات اینکه به او نفقه تعلق می‌گیرد نیست و این امکان بواسطه رابطه زوجیت فراهم شده ، اما این مفهوم تعلق نفقه وابسته به تمکین کامل است یعنی تمکین عام و خاص به همراه هم باید وقوع پیدا کند.
لذا با تحقق تمکین عام و سرپیچی از تمکین خاص و یا بر عکس نفقه تعلق نمی‌گیرد و هر کدام از شرایط یاد شده معنای تمکین کامل را تداعی نمی‌کند و بنابراین حق نفقه زوجه ساقط می‌شود . در کل اثبات انفاق در صورتی که دلایل و شواهد مشخصی بر عدم تمکین زوجه نباشد با مرد است و همینطور زمانی که ادعای عدم تمکین وجود دارد مرد باید ادعای خود را با مدارک و شواهد و اسناد به اثبات برساند. در شرایطی هم که زوجه حاضر به تمکین کامل بوده و زوج سرپیچی نماید هر چند تمکینی وجود ندارد به لحاظ وفای زوجه به حقوق قانونی مرد مستحق نفقه می‌باشد و باید توجه شود مفهوم نشوز و عدم تمکین دو مفهوم جدا هستند.
در این مبحث به بررسی پرونده های موجود در این زمینه پرداخته می شود .
درخواست طلاق زوجه به دلیل استنکاف زوج از پرداخت نفقه معوقه
ایجاد وکالت در طلاق به دلیل استنکاف زوج از دادن نفقه ( موضوع بند 1 از شروط ضمن عقد نکاح ) ناظر بر نفقه جاری و نفقه معوقه است و انصرافی به نفقه جاری ندارد .
مستندات: ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی دادنامه: ۱۰۷۸ ۹۰۶۸۰ ۹۲۰۹۹۷۰ مورخ:30/07/1392
خلاصه جریان پرونده:
خانم م. م به طرفیت آقای م.پ شوهرش دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به لحاظ عدم پرداخت نفقه علی رغم الزام او به پرداخت ان مستندا به فتوکپی سند نکاحیه مورخ 8/1/74 که دلالت بر رابطه زوجیت فی مابین داشته و نیز تصاویر دادنامه ۳۵۴/۹۰ صادره از شعبه ۱۲۰ دادگاه جزایی شیراز که مفادأ دلالت بر محکومیت زوج به اتهام ترک انفاق زن و فرزندش و ۵ ماه حبس تعزیری دارد و رأی صادره قابل واخواهی و غیابی بوده است پرونده به شعبه هفتم دادگاه عمومی خانواده شیراز ارجاع شده است دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است در این جلسه دادرسی مورخ 18/11/90 وکلای انتخابی زوجین و اصحاب دعوی حضور داشته اند از جهت مذاکرات اصلاحی به پیشنهاد دادگاه و موافقت اصحاب دعوی وقت احتیاطی تعیین شده است در تاریخ 18/12/90 چون نتیجه مذاکرات اصلاحی فی مابین اعلام نشده دادگاه دستور تعیین وقت با قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است . داور زوج توسط وکیل او معرفی شده است ، داور زوجه نیز معرفی شده است نظریه داوران نیز اعلام شده است .
در جلسه مورخ 5/6/91 زوجه گفته است همسرم مرا می زند ، فحاشی می کند ، مشروب می خورد ، دائم الخمر است ، نفقه من و بچه ام را پرداخت نمی کند ، وسایل خانه را خرد می کند ، حقوق مالی ام را جداگانه پیگیری می کنم ، به هیچ وجه حاضر به سازش با او نیستم ، وکیل خوانده گفته است دعوای بی اساس زوجه که متکی به دلیل نیست وضعیت او به کیفیتی که بتواند از
شروط ضمن عقد برای طلاق استفاده کند نبوده در حالی که مدارک ارائه شده از طرف موکل فیش های بانکی پرداخت نفقه علی رغم حکم تمکین او که از دادگاه صادر شده است ، مؤید ناسازگاری خود اوست موکله نفقه او را پرداخت نموده به موجب دادنامه صادره از شعبه ۲۵ دادگاه خانواده او ملزم به تمکین گردیده است ، موکل درخواست تداوم زوجیت داشته و با طلاق موافقت نمی نماید ، خواسته خواهان قابل توجیه از نظر قانونی نیست ، ادعای زوجه مبنی بر دائم الخمر بودن موکل کذب محض است . دادگاه مقرر نموده وقت جهت دادرسی تعیین شود و حضوراً به طرفین ابلاغ نموده است و سپس از آنان خواسته است که شهود خود را حاضر نمایند .در ضمن شرحی به کلانتری مربوطه ارسال نموده است تا در مورد وضعیت اخلاقی زوجین و این که آیا زوج دائم الخمر است یا خیر و همسرش را مورد ایراد ضرب و فحاشی قرار داده یا خیر تحقیق و نتیجه را اعلام نمایند . زوجه نیز برای آزمایش بارداری به پزشکی قانونی معرفی شود .
وکیل زوجه در لایحه ای تصویر اوراق پرونده کیفری و تصویر دادنامه ۵۰۸/۹۱ شعبه ۷ دادگاه خانواده شیراز را که بر محکومیت زوج به پرداخت نفقه معوقه از تاریخ 20/5/89 به مبلغ شانزده میلیون و دویست هزار ریال و نفقه فرزند مشترک به مبلغ هشت میلیون و چهار صد هزار ریال به انضمام هزینه دادرسی و حق الزحمه کارشناسی در حق زوجه صادر شده است و پیوست لایحه وی می باشد درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش نموده است .
گزارش مامور تحقیق کلانتری در برگ ۷۲ پرونده حاکی از این است که همسایگان محلی گفته اند زوج به شغل کارگری و ۱۸ ماه در آدرس مندرج در فوق سکونت داشته بارها مشاهده کرده اند که بین زوجین درگیری ایجاد و زوج اقدام به کتک کاری زوجه نموده و با فحاشی همسرش را از منزل بیرون رانده است . مدت ۲ سالی است که هیچ گونه نفقه ای دریافت ننموده لازم به ذکر است نامبرده از مشروبات الکلی استفاده می نماید ، در این گزارش هویت همسایگان و اظهارکنندگان مراتب مندرج در گزارش درج نشده است . در جلسه دادرسی مورخ 1/8/91 دو نفر گواه گفته اند زوج فردی خوب و هیچ بدی از او ندیده اند و اهل شرب خمر نبوده و ما ندیده ایم زن و بچه اش را بزند دو نفر گفته است مستأجر منزل پدر زوجه هستند دو بار دیده اند که زوجه با چشم گریان آمده است . یک نفر از شهود تعرفه شده که هوبت خود را فرزند مشترک زوجین اعلام نموده است ، بر صحت ادعای مادرش و استفاده پدرش از نوشابه الکلی با توجه به CD تهیه شده و ایراد ضرب به مادرش پس از برخوردهای فیزیکی با آنان و قفل زدن درب منزل پس از اخراج مادرش و خودش در 5/2 سال قبل از سوی پدرش گواهی داده است .