دانلود پایان نامه ارشد با موضوع پدیده های طبیعی، قیصر امین پور، تصاویر خیالی

دانلود پایان نامه

احساس رمانتیک بیان میکند.
در شعر” فلسفه ی ساده “
لحظه ی ویران شدن خانه هاست
جشن چراغانی ویرانه هاست
مزرعه ی شمع که آتش گرفت
خرمن خاکستر پروانه هاست
حیرت دریا شدن قطره ها
خواهش جنگل شدن دانه هاست
چشم به ره گوش به رنگ صداست
حلقه ی خاموش در خانه هاست
هق هق بغض است به تسکین درد
دست تسلی به سر شانه هاست
گمشده درنقشه ی جغرافیا
ناحیه ی قاف در افسانه هاست
مسئله ی مشکل فرزانگان
فلسفه ی ساده دیوانه هاست
( همان : 340 – 341)
در شعر “فلسفهیساده”، شاعر دردهای خود را در قالب پدیده های طبیعی چون آتش گرفتن مزرعه، خرمن خاکستر، حیرت دریا شدن قطره ها، جنگل، دانه، ناحیه قاف بیان می کند احساس خود را به طبیعت سرایت می دهد و در آن استحاله می شود. گویی طبیعت نیز در این احساس با او شریک می شود و با او همدردی می کند.
«در شعر باران زرد »
اخبار تازه را نشنیدی
گفتند:
وضع هوا خراب است
گفتند: آسمان همه جا ابری است
گفتند:
از سقف های کاذب سربی
باران زرد
باران شیمیایی
می بارد
گفتند:
گل های شرحه شرحه ی مارا
با داغ های کهنه مادرزاد
تشریح می کنند
گفتند: ……..
اما
با این همه خبر
در عصر شب
در عصر خستگی
در عصر بی عصب
در روزنامه عصر
از شرح حال ما اثری نیست
در عصر خواب و خلسه و خمیازه
در عصر آخرین خبر تازه
از نام ما
در روزنامه ها خبری نیست . ( همان : 331- 332 )
شاعر در شعر« باران زرد »، با پدیده هایی چون: هوا، آسمان، باران درد، باران شیمیایی، گل های شرحه شرحه، و عصر شب، ارتباط برقرار میکند و راز اشیا را با توسّل به دریافت های شخصی خویش بیان می کند. او با تجربه های تخیّلی و شخصی به بیان هیجانات فردی و غمگنانه ی خود می پردازد.
پنجره ( برای فلسطین )
در انتهای کوچه ی شب زیر پنجره
قومی نشسته خیره به تصویر پنجره
این سوی شیشه شیون باران و خشم باد
در پشت شیشه بغض گلو گیر پنجره
اصرار پشت پنجره گفتگو بس است
دستی برآوریم به تغییر پنجره
تا آنکه طرح پنجره ای نو در افکنیم
دیوار ماند و حسرت تصویر پنجره
ما خواب دیده ایم که دیوار شیشه ای است
اینک رسیده ایم به تعبیر پنجره
تا آفتاب را به غنیمت بیاوریم
بک ذره راه مانده به تسخیر پنجره
جز با کلید ناخن ما وا نمی شود
قفل بزرگ بسته به زنجیر پنجره
(همان : 348 – 349 )
شاعر در این شعر احساس خود را به صورت حدیث نفس و در قالب عناصر طبیعی بیان میکند و همدردی خود را با مردم دربند فلسطین نشان می دهد و این احساس خود را در پدیده ها طبیعی گسترش می دهد تا هر پدیده ای به نمادی تبدیل شود برای بازگویی افکار وی .
قیصر امین پور با بهره گیری از واژگانی همچون کوچه ی شب، پنجره، شیون باران و خشم باد، دیوار شیشه ای، آفتاب، آرزوی دیرینه خود را که آزادی سرزمین فلسطین است بیان می کند.

4 – 3 -2 – فردیّت در تصویر و کارکرد ایماژها و تصاویر
تصویر رمانتیک حامل عواطف شخصی هنرمند است. از این رو خاص اوست و رنگ مخصوص شخصیت و هویت فردی او را دارد فردیت تصویر در عین حال نوعی عمومیّت را نیز در بر دارد یعنی سرشت تصویر رمانتیک آن است که این تجربه شخصی را به همگان تعمیم می دهند. (فتوحی، 1384: 165) همه شاعران احساسگرا از عناصر طبیعی خاصی برای بیان تصورات و احساسات خود استفاده میکنند امّا هر کدام از آنها احساس و تلقّی خاص خود را بیان می کنند و نگاه آنها به این عناصر کاملا متمایز از دیگری است زیرا هر کدام نگرش خاص و فردیت جداگانه ای دارند. شاعر موضوع و محتوای عاطفی و احساسی خود را در شکل و صورتی تخیّلی خلّاقانه بتصویر در می آورد و هیجانات و تجربه های فردی خود را با تصویر شکل می دهد و به مدد تصویرگری حالات و نفسانیات روحی خود را کشف می کند. او در ارتباط با پدیده های طبیعی رنج و اندوه خویش را بیان می کند و آنها را تابع و همدل و همزبان خویش می کند. این پدیده ها در تصویر پردازی شاعر مفاهیم ضمنی و حاشیه ای و حتی رمزی دارند و در دلالتی ضمنی رنگ دردهای نگفتنی و نهفتنی او را پیدا می کند.
به عنوان نمونه به بعضی از تصاویر وکارکردهای پر بسامدی که شاعر آن را در معنای مورد نظر به کار برده است اشاره میکنیم در شعر”روز ناگزیر” یکی از واژگانی که در تمام شعر تکرار شده است. (روز) است. شاعر به کمک روز تصاویر ویژه ی خود را ساخته است به طوری که می توان ویژگی های روحی و دردهای ویژه ی او را از این تصاویر دریافت.
«این روزها که می گذرد هر روز …. آهنگ آشنای صدای او مثل عبور نور/ مثل عبور نوروز/ مثل صدای آمدن روز است/ آن روز ناگزیر که می آید/ روزی که عابران خمیده/ یک لحظه وقت داشته باشند/ تا سربلند باشند.» (امین پور،235:1387) شاعر در این بخش از شعر با استفاده از روز، تصاویر ویژه ای ساخته و حتّی آهنگ آشنای صدای محبوب و دوست آرمانی او، به صدای آمدن روز تشبیه شده و روز، محملی شده برای بیان آرزوهای آرمانی شاعر.
«آن روز/ پرواز دست های صمیمی/ در جستجوی دوست/ آغاز می شود/ روزی که روز تازهی پرواز/ روزی که نامه ها همه باز است/ روزی که جای نامه و مهر و تمبر/ بال کبوتر را امضا کنیم و مثل نامه ای بفرستیم/ صندوق های پستی/ آن روز آشیان کبوترهاستروزی که دست خواهشی کوتاه/ روزی که التماس گناه است/ و فطرت خدا / درزیرپای رهگذرا ن پیا
ده رو / بر روی روز نامه نخوابد .»( امین پور ، 1387 : 236و237 )
شاعر در این بخش از شعر نیز با استفاده از پدیده ی طبیعی ( روز ) حالات و روحیّات خود را به تصویر می کشد و آرزوهای آرمانی خود را در قالب روزی موعود بیان می کند. این تصویر که ویژه ی اوست، در احساس و ذهنیّات او راه یافته و به افکار و احساسات او شباهت پیدا می کند.
این تصویر، در شعر ادامه می یابد تا جایی که شاعر با روز، احساس هماهنگی و وحدت می کند و چون همدمی او را مورد خطاب قرار می دهد تا جایی که حتی آمدن معشوق آرمانی خود را به آمدن روز مانند کرده است.
ای روزهای خوب که در راهید
ای جاده های گم شده در مه
ای روزهای سخت ادامه !
از پشت لحظه ها به در آیید
ای روز آفتابی
ای مثل چشم های خدا آبی !
ای روز آمدن
ای مثل روز آمدنت روشن
این روزها که می گذرد هر روز
در انتظار آمدنت هستم
اما
با من بگو که آیا من نیز
در روزگار آمدنت هستم ( همان : 240 )
در شعر (روز مبادا)
…… در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند
شاید
امروز نیز روز مبادا
باشد!
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها
هر روز بی تو
روز مباداست.
( همان : 251 – 252 )
دراین شعر نیز شاعر به کمک روز، تصاویری ساخته که رنگ احساسات او را دارد. او سرخوردگی های خود از نرسیدن به معشوق آرمانی خود را ، در قالب روز ، به تصویر می کشد و در نبودن معشوق همه ی روزها مثل هم می شوند و به روز مبادای شاعر تبدیل می شوند. گویی روز مبادا، تصویر مورد نظر شخصی این شاعر است
نه گندم نه سیب
…………..
نام تو را
روزی تمام غار نشینان
بر سنگ ها نوشتند
و سنگ ها از آن روز
جنگل شدند
امروز هم
از کیمیای نام تو
این واژه های خام
در دست های خسته من
شعر می شوند
من در ادای نام تو
دم می زنم
شعرم حرام باد
اگر روزی
تا بوده ام
جز با طنین نام تو
شعری سروده ام
(همان : 265 )
شاعر در این شعر نیز با تصویرهایی که از روز، ارائه می دهد،گذشته و امروز و شاید آینده را به تخیّل خود راه می دهد بطوری که تصاویر مربوط به روز با تصاویری که از زمان آمدن معشوق خود در ذهن دارد در هم می آمیزد و هر دو در خدمت ذهنیّات و احساس او قرار می گیرند.
در شعر « قطعنامه ی جنگل» :
طوفانی از تب/ ناگه به جان جنگل/ افتاد/ و هر چه را که کاشته بودیم/ طوفان به باد داد/ در گرگ و میش آتش و خاکستر جنگل ولی هنوز/ نفس می کشد/ جنگل هنوز هم/ جنگل بود/ هر چند در دلش/ جای هزار خاطره تاول بود/ جنگل بلند و سبز/ بپا خاست/ و با تمام قامت/ این قطعنامه را/ با نعره ای بلند و رسا خواند/ جنگل،هجوم طوفان را/ تکذیب می کند/ جنگل هنوز جنگل/ جنگل همیشه جنگل/ خواهد ماند ( همان : 325 -326 )
شاعر در میان، تصویری که از جنگل ارائه می دهد، با تصویری که از دردها و تخیلات خود دارد همانندی برقرار می کند و همان طوری که جنگل در برابر ناملایمات، مقاومت می کند، روح بلند اونیز از مشکلات هراسی ندارد و با آن مقابله می کند .
در شعرهای من/ خورشید/ از موضع مضایقه می تابد/ خورشید های زرد مقوایی/ آسمان سربی/ با بادهای سرد در شعرهای من جریان دارد ……
اما/ خورشید های شعر من، اینجا/ خورشید نیستند/ اینجا/ خورشیدهای شعر مرا باد می برد/ …../گندم/ خورشید روستاست/ وقتی که باد موج می اندازد/ در گیسوی طلاییگندمزار/ خورشیدهایشعرمنآنجاست. ( همان : 322-324 )
شاعر با تصاویری که از خورشید ارائه می دهد، در پی بیان عواطف شخصی و نمایش روح افسرده ی خویش است و بر آن است که دلهره ها و دغدغه های خویش را به مدد تصویر غم انگیزی که از خورشید خلق کرده است، نشان می دهد .وی با تصرف خیالی در پدیده ها و ساخت تصاویری همچون از در مضایقه تابیدن خورشید، خورشید های زرد مقوایی یا خورشیدهای شعری من اینجا خورشید نیستند یا خورشیدهای شعر مرا باد می برد: حس گریزان بودن روح زخم خورده خویش را از شهر و مدنیّت شهری بیان میکند و درجستجوی جایی است که همه چیز حتی خورشیدهای شعر او نیز معنای واقعی خود را داشته باشد.

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه ارشد دربارهحقوق جزا، مسلوب الاراده، حسن و قبح

4 – 3 – 3 – تنوّع ایماژها و تصاویر خیالی در طبیعتگرایی تألیفی و تأویلی
یکی از ویژگی های شاخص تصاویر این دوره ی شعر او، آمیخته شدن آن ،با صور خیال است به طوری که او با این ویژگی سبک خاصی را در صورت پردازی ایجاد کرده است در تصاویر به کار رفته در شعر این دوره عناصری چون تشبیه، استعاره، متناقض نما و تضاد، ایهام به عنوان برجسته ترین عناصر خیال مطرح می شود. یکی از امتیازات تصاویر او، استفاده از وازگان طبیعی چون: آب و آتش، خاکستر، آسمان، باد، پاییز، واحه، دریا، جنگل، باران، گل، خار، خورشید است که این واژگان طبیعی به عنوان سازنده ی تصاویر این مجموعه شاخصهی اصلی و اصا لت واژگانی تصویرساز را در شعر او تشکیلمی دهد ( ذوالفقاری ، 1387: 2 )
تشبیه
در ذیل به نمونه های از کاربرد انواع تشبیه در مجموعه آینه های ناگهان اشاره خواهدشد:
کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی
( امین پور ، 1387 : 305 )
صدا تمام شد سرم به صخره ی سکوت خورد
روزی که باغ سبز الفبا/ روزی که مشق آب عمومی است (همان : 239 )
واحه های دور دست دل کجاست تا بیاساییم در خود یک نفس
(همان:306)
مزرعه ی شمع که آتش گرفت

پاسخی بگذارید