دانلود پایان نامه ارشد درمورد استراتژی های مدیریت دانش و مدیریت دانش در سازمان


Widget not in any sidebars
شکل 2 – 6 استراتژی های مدیریت دانش با توجه به ابعاد مبتنی بر دانش آشکار و دانش پنهان (Cho & Lee,2003)
استراتژی ایستا
شرکتهایی که از استراتژی ایستا استفاده می کنند، در هماهنگی جریان های متفاوت دانش و استفاده از دانش های جدید در داخل سازمان غیر فعال عمل می کنند. آنها از دانش موجود به خوبی بهر برداری نمی کنند، دانش سازمان را به شکلی سیستماتیک اداره نمی کنند و اهمیت تسهیم دانش در داخل سازمان را تشخیص نمی دهند. سازمان ها با این گونه استراتژی در مدیریت دانش در محیط به سرعت در حال تغییر امروز، رقابتی باقی نمی مانند.
استراتژی سیستم – محور
استراتژی سیستم – محور تلاشی آشکار برای افزایش کارایی سازمانی به وسیله کدگذاری و استفاده مجدد از دانش از طریق ایجاد سیستم های فناوری اطلاعاتیی پیشرفته است. این استراتژی تهدید ترک سرمایه های دانش سازمانی را، وقتی که کارکنان از سازمان بیرون می روند، کاهش می دهد. صرفه به مقیاس و اثربخشی سازمانی قابل دست یابی اند.
استراتژی انسان- محور
استراتژی انسان – محور با رویکرد شخصی سازی در جاهایی که دانش پنهان از طریق تعاملات فرد به فرد قابل دستیابی است، بکار می رود. تاکید این استراتژی بر کسب و تسهیم دانش پنهان و تجربه های درون فردی است. اعضای سازمان از یکدیگر و محیط سازمانی شان می آموزند. اعتماد و وابستگی بین افراد اهمیت زیادی دارد. شرکت هایی که این نوع استراتژی را اجرا می کنند، از روش هایی چون گروه ها و انجمن های استراتژیک، مربی گری و داستان گویی برای افزایش اثر مدیریت دانش سود می برند.
استراتژی پویا
استراتژی پویا بر هماهنگی استراتژی های سازمانی، مشخصات و ویژگیهای دانشی آن تمرکز دارد و نقشی پیشرو در استراتژی های کدگذاری و شخصی سازی با منابع نامحدودی بازی می کند. شرکت ها با انتخاب این نوع استراتژی به پیشتازی در بین رقبا، استفاده پیشروانه از دانش موجود و ایجاد سریع تر دانش از رقبایشان تمایل دارند. استراتژی پویا در سازمان های ارتباط محور که دانش را بهره برداری می کنند، ضمن اینکه مفاهیم جدید را استخراج و کشف می کنند، بکار می رود و مناسب است(اعرابی، موسوی،1388).
2-2-8 مزایای مدیریت دانش
سرمایه های دانشی حاوی ارزش هایی واقعی هستند که در بسیاری از موارد می توان آنها را به کمیت درآورد. به عنوان مثال: ارزش ثبت اختراعات از اینگونه است. در عین حال، دانش دارای اثرات ناملموس دیگری نیز است که به سادگی نمی توان آنها را به کمیت تبدیل نمود. بطور نمونه، مزایای یافتن زود هنگام راه حل یک مشکل خاص در مقایسه با راه حل دیرتر یا ارزش یک ایده خلاق و نوآور از این جمله اند. اما در هر دوی این موارد، دانش را می توان دارای ارزش علمی ملموسی دانست که در رویکردهای مختلف سازمانی تجلی می یابد. دنهام هشت مزیت خاص را برای مدیریت دانش در سازمان ها شناسایی می کند:
– جلوگیری از افت دانش:
سازمان ها را قادر می سازد تا تخصص فنی حیاتی خود را حفظ کرده، از افت دانش حیاتی که از بازنشستگی، کوچک سازی، اخراج و تغییرات حافظه انسانی اش می شود، جلوگیری کند.
-بهبود تصمیم گیری:
نوع و کیفیت دانش مورد نیاز را برای تصمیم گیری اثربخش شناسایی می کند و دسترسی به آن دانش را تسهیل می بخشد. در نتیجه تصمیمات سریع تر و بهتر می توانند در سطوح پایین تر سازمانی نفوذ نمایند.
– انعطاف و انطباق پذیری:
به کارکنان اجازه می دهد درک بهتری از کار خود به عمل آورده،راه حل های خلاق مطرح کنند و در نتیجه در موقعیت های چند وظیفه ای فعال باشند.
مزیت رقابتی:
سازمان ها را قادر می سازد تا کاملاً مشتریان، دیدگاه ها و بازار و رقابت را درک کرده و بتوانند شکاف ها و فرصت های رقابتی را شناسایی نمایند.
– توسعه دارایی:
توانایی سازمان را در سرمایه گذاری در حفظ قانونی برای مالکیت معنوی بهبود می بخشد.

Author: مدیر سایت