دانلود پایان نامه استفاده از فرصت و مطالعات فرهنگی

This illustration is a JPG File

می‏رفت و داغ لاله فراوان به سینه داشت
Widget not in any sidebars

زین خاکدان که مرتبه نینوا گرفت
گلچین زشاخه چید بسی گل در این دیار
فقدان این گل از چه چمن را فرا گرفت
فخر زنان، «امینه» ما، درس عاشقی
از مکتب امین خدا مصطفی گرفت
آن مرجع فضیلت و تقوا به راه علم
بر راهوار عشق مدد از خدا گرفت
بانویِ بانوان جهان شد شفیع او
واندر کنار کوثر میعاد جا گرفت
جاوید، خانه باد مبارک بر او که خاک
از آن گلِ معطرِ عصمت صفا گرفت
(دفتر مطالعات فرهنگی بانوان، 1374،‌ص116).
2-6- حکایت‏هایی از زندگی بانو نصرت امین رحمه‏الله
2-6-1- علاقه به آموختن
بانو امین از دوران کودکی علاقه زیادی به آموختن داشتند. ایشان خود دراین‏باره می‏گویند: «تقریبا از نه سالگی عشق خواندن و نوشتن در من پیدا شده بود. هم‏بازی‏هایم به من ایراد می‏گرفتند که چرا تو نمی‏آیی بازی کنی. ولی من عشقم فقط درس بود». در جای دیگر از استاد معروفِ خانم امین، آیت‏الله حاج میرسیدعلی نجف‏آبادی، در این باره نقل شده است: «روزی شنیدم فرزند ایشان فوت کرده فکر کردم خانم دیگر درس را تعطیل خواهد کرد، ولی برعکس، دو روز بعد دیدم خدمت‏کار ایشان به سراغ من آمد و از من خواست که برای تدریس به منزل ایشان بروم و من از این علاقه او به تحصیل سخت حیرت کردم و وقتی رفتم با کمال تعجب او را آماده‏تر از همیشه دیدم» (باقری بیدهندی، 1377،‌ ص40).
2-6-2- استفاده از همه فرصت‏ها
بانو امین در زمینه استفاده از فرصت‏های عمر خود می‏نویسند: «من در زمان کودکی و اوایل جوانی بسیار مایل و حریص به مطالعه کتاب‏های علمی و گوش دادن به مواعظ دینی بودم و هرگاه نزدیکان من مشغول تفریح می‏شدند، من به مطالعه علمی و گوش دادن به مواعظ دینی مشغول می‏شدم و آنها بیشتر اوقات به من اعتراض می‏کردند و می‏گفتند: چگونه تو مشغولِ مطالعه می‏شوی و تفریح را رها می‏کنی؟ این کار عاقلانه نیست؛ بلکه از بطالت و کسالت است و من به جهت اشتیاق شدیدی که به مطالعه داشتم سخنان ناروا و استهزاهای آنان را تحمل می‏کردم و چنان خود را می‏یافتم که گویا از امور لهو و مزخرف دنیا اعراض دارد و به اینها انس نمی‏گیرد؛ بلکه قلبم به چیز دیگری بستگی دارد. هرگاه از یک عالم یا واعظی چیزی از اوصاف حق تعالی می‏شنیدم قلبم به سخن او میل مفرطی می‏نمود. گویا سرتاپا گوش می‏شدم» (دفتر مطالعات فرهنگی بانوان، 1374،‌ ص117).
2-6-3- برداشت عرفانی از رنج‏ها
خانم امین به مراتب بالایی از عرفان دست یافته بودند و تمام پیشامدها و گرفتاری‏ها را مایه امتحان و تهذیب نفس انسان می‏دانستند. یکی از فرزندان ایشان می‏گوید: «مرحوم والده متأسفانه در طول زندگی درد و رنج جسمی فراوان کشیدند. به یاد دارم که پا درد خیلی شدیدی داشتند که بر اثر آن گاهی مواقع فریادشان به آسمان بلند می‏شد… ولی یک کلمه حرفی که بوی ناشکری بدهد، هرگز از ایشان شنیده نشد. روزی به ایشان گفتم: شما که یک زن عالمه فاضله موحّده به تمام معنا هستید، چرا باید این قدر زجر و درد بکشید؟ ایشان در پاسخ فرمودند: صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی. من باید خالص بشوم. اینها امتحان است من باید امتحان بدهم» (باقری بیدهندی، 1377،‌ ص41).
2-7- سخنانی از بانو امین رحمه‏الله
2-7-1- بیداری از خواب غفلت
بانو امین در وصیت‏نامه خود می‏نویسد: «ای اولادان و خویشان و اقوام من، عمده غرض این جانب گنه‏کار توصیه به حق است. توصیه می‏کنم شما را که تقوا را شعار خود گردانید و از نافرمانی حق‏تعالی و متابعت هوای نفسانی خودداری کنید و بدانید راه پرخطری در پیش دارید. قدری از خواب غفلت بیدار شوید و خانه خود را از غیر خدا خالی گردانید و به تمام قوا روی خود را به طرف آن معبود یگانه قرار دهید و حتی‏الامکان محبت غیرخدا را از دل بیرون کنید؛ زیرا که یگانه ملجأ و پناه‏دهنده ما اوست و قلب خود را از اوصاف ضمیمه و صفات نکوهیده تخلیه کنید و خود را آراسته گردانید به صفات نیکو» (طیبی، 1380، ص75).
2-7-2- اصول سعادت
بانو امین در وصیت‏نامه خود می‏نویسد: «بدانید که اصول سعادت از سه چیز تحقق‏پذیر است. اوّل ایمان کامل، دوم اخلاق و صفات نیکو، سوم اعمال خوب که مطابق باشد با دستورات شرع اسلام و در تمام حالات در خوشی و غم، در صحت و مرض، [و] در نعمت و بلا، به دل و زبان شکرگزار حق و گویای ذکر او باشید و در هر حال مراقب حال خود باشید و احکام و دستورات شرع مطهر اسلام را محترم دارید. راضی نشوید ساعتی از عمر شما بیهوده و یا در گناه صرف شود و مرتکب نافرمانی حق تعالی گردید» (باقری بیدهندی، 1377،‌ ص42).