دانلود پایان نامه درباره آمادگی برای تغییر و مدیران و کارکنان

abstract modern background

آمادگی برای تغییر در دنیای تجارت امروز نوعی ضرورت برای سازمانها شناخته میشود؛ چرا که سازمانها دائماً درمحیط اطراف خود با تغییر روبه رو هستند و نه تنها بایدنسبت به تغییرات محیط عکس العمل مناسب ازخود نشان دهند، بلکه در بسیاری موارد برای حفظ برتری خویش در رهبری بازار نیاز است تا در جهت استفاده صحیح از راهبردهای خویش به صورت کنشی وارد جریان بازار شوند. سهم بازار و حفظ آن مقوله ای نیست که خود به خود و بدون تمهیدات مناسب اتفاق بیفتد .سازمان زمانی میتواند به موفقیت فکرکندکه برای آن برنامه داشته باشد.ضرورت داشتن یک برنامه برای تغییر استراتژیک برهمگان معلوم است.درفرایند برنامه استراتژیک، شناخت محیط از اهمیت خاصی برخوردار است و یکی از اساسی ترین کاربردهای شناخت محیط در سطوح داخلی و خارجی، به رسمیت شناختن ضرورت تغییر در زمانهای مناسب است.(دکتر مشبکی،1385). [do_widget id=kl-erq-2]
گویی چنانچه سازمان توانایی تغییر در زمان مناسب را نداشته باشد، باید منتظر تغییر در وضعیت رقبا و در نتیجه تهدید جدی آنها نسبت به سهم بازارباشد.این مطلب را دانشمندان تاجایی توسعه می دهند که امکان بدیهه سرایی در سازمان را یک مزیت برای آن میشمارند(بدیهه سرایی عبارت است از یک رویکرد برای اتفاق های برنامه ریزی نشد.) (دکتر مشبک1385) معتقد است » :یک سازمان لازم است به دنبال بهسازی و ارتقای
فرهنگ سازمان و کارکنان، به وضعیتی برسد تا در آن افراد از درخواست تغییر وضعیت موجود و رفتارهای فعلی
هراس نداشته باشند. استقرار چنین فرهنگی که نوآوری و تغییر را امری عادی میپندارد، نمیتواند بدون وجود یک راهبری استراتژیک قدرتمندکه به دنبال آن تشویق مدیران و کارکنان کارآفرین و نوآور را در پی داشته باشد، تحقق یابد.«
برای تحقیق در ابعاد مختلف تغییر و داشتن فرهنگ آن در سازمان میتوان علل و عوامل آن را برشمرد. دکتر
مشبکی ( ۱۳۸۵)به پنج عامل اصلی اشاره نموده است که عبارتنداز:
۱- کهنگی فناوری وپیشرفت آن
۲- حوادث سیاسی واجتماعی
۳- حرکت سازمانها وبازارهای بزرگ به سمت جهانی شدن
۴- گستردگی ابعاد،ترکیب وتخصص سازمان ها
۵- رشدآگاهی و مهارتهای راهبردی
عواملی که در بالا اشاره شد و چندین عامل دیگر، میتواند ضرورت به رسمیت شناختن تغییر راگوشزد کندکه ازهمه آنها مهمتر این است که تغییر ضرورت بقا است و نداشتن انعطاف به معنی خداحافظی با زندگی میباشد. همان گونه که این موضوع در عالم جانداران نیز به وضوح دیده میشود؛ البته سازمانها و شرکتها برای داشتن این فرهنگ نیاز به بسترسازی مناسب دارند. در این جهت نیز اشاره ای کوتاه به سازمان یادگیرنده به عنوان نوعی فرهنگ سازمانی خالی ازلطف نیست؛چرا که سازمان هابایدبرای تغییر دارای راهبرد مناسب باشند و همچنین راهبردهای تدوین شده باید به طور مؤثر به اجرا در آیند.
یک فیلسوف مالزیایی میگوید تنها دو موضوع اصلی وجود دارد که همیشه پایدار خواهد ماند؛ اول خداوند منان به عنوان خالق و ناظم هستی و دوم وجود تغییر و تحول در عالم هستی. هر روزه شاهد گسترش و رشد سازمانهای جدید هستیم وسازمانهایی راموفق میبینیم که مأموریت و فلسفه وجودی خویش را بهتر شناخته اند و جایگاه خویش، وضعیت بازار، جایگاه رقبا و نیاز مشتریان رانسبت به زمان تحلیل کرده وبراساس آن، راهبردوآینده راترسیم مینمایند.این سازمان ها دراصل محیط خویش را خوب تجزیه و تحلیل نموده و آینده را با اطمینان بیشتری ترسیم نموده ا ند. امروزه سازمانها و شرکتها بدون داشتن یک برنامه راهبردی راهی سخت برای بقا طی خواهند کرد.تام پیترز( ۱۹۹۲) معتقد است که برای برخی سازمان ها صرفاً داشتن برنامه برای تغییر کافی نیست، بلکه راهبردها و ساختارها هم نیاز به تغییر دارند .پیتر دراکر (۱۹۹۳) میگوید سازمان ها باید آمادگی رها کردن هر آنچه را که یاد گرفته اند، داشته باشند. اعتقاد به ایجاد تغییرات فراگیر به منظورنوسازی سازمان یا به عبارت دیگر،تجدیدساختار راهبردی همواره مورد تأکید دانشمندان میباشد. گاوس (1993)باید قادر باشند تا باورها و پیش فرضهایی را که تصمیمات اجرایی و عملیاتی بر اساس آنها اخذ میشود،
تغییر داده و ماهیت آن را متحول سازند. نگاه به تغییر درنظریات اهل فن به وفور دیده میشود. اسکات فیتز جرالد نشانه فراستزیاد را در توان توجه همزمان به دو نقطه نظرمغایر با هم بدون از دست دادن توانایی حفظ کردن خود میداند. مهارتهای تغییر » مارتل در کتاب خود تحت عنوان ما در جهان تغییر زندگی میکنیم، ولی بسیاری » : میگوید از ما بر اساس ثبات اقدام میکنیم؛ زیرا آنچه بعد از تغییر به وجود میآ ید، ناشناس است و آشفتگی پدید میآ ورد تغییر تنها امری است که در سازمانها باقی میماند. اسلون وقایع » : مدیرکل اموراجرایی شرکت جنرال موتورز میگوید و رویدادهای دائمی تغییر در بازار تولید کالا میتواند هر سازمانیکه خود را در مقابل اثرات تغییر آماده نکرده است، در هم شکند. تمام سازمان ها کم و بیش در معرض تغییر برای بقا و رشد و ترقی، تجارت و بازرگانی باید .« قرار دارند توسعه یابد. شرکتهای تجاری باید از خلاقیت و نوآوری برخوردار باشند، قادر به عرضه محصولات جدید باشند و در بازارهای تازه نفوذ کنند، فناوری جدید عرضه کنند و روشهای کاری خود را تغییر دهند؛ اگر چنین رویدادهایی توجه به مختصات سازمان یادگیرنده که مؤلفه های آن در
ادامه خواهد آمد، ما این فرهنگ را بستر مناسبی در این زمینه میدانیم که تحت این فرهنگ آمادگ
ی برای تغییر به راحتی به وجود میآ ید؛ چرا که اصلی ترین مرحله آن که شناخت مشکل میباشد، در این سازمان آسانتر است؛ همچنین فرایند حل مسأله نیز در سازمان یادگیرنده زودتر انجام خواهد شد.( تغییر راهبردی،ضرورتی برای بقا،علیرضا مقتدایی،1383)
2-4- ابعاد تغییر:
١. تکنولوژی : شامل دانش، آگاهی و مهارتی می‌شود که مشخص کننده میزان شایستگى سازمان است. هدف افزایش کار آیی و عملکرد سازمان است .
٢ . ساختار سیستم : شیوه سرپرستی و مدیریت که شامل تغییراتی است که در ساختار ساز ماتی، سیاست‌ها، سیستم‌های پاداش، روابط کارمند، شیوه ایجاد هماهنگى، سیستم‌های بودجه بندى صورت می‌گیرد.
٣ . در کارکنان و اعضاى سازمان؛ منظور تغییراتی است که در شیوه نگرش، مهارت، انتظارات، باورها، توانایی‌ها، و رفتار کارکنان رخ می‌دهد.
4 . خدمات و مشترى محورى : این بعد مربوط به ارایه خدمات جدید، تغییر در شیوه خدمت رسانى یا به طور کامل ارایه شیوهاى جدید تکریم ارباب رجوع می‌باشد. (احمدی، نریمانی،1388،ص51)
2-5- انواع تغییر:
2-5-1-انواع تغییر از دیدگاه صاحبنظران
انواع تغییر رامی توان از ابعاد مختلف مورد مطالعه قرار داد که محقق از دیدگاه‌های مختلفى به معرفى آنها پرداخته است. ریچارد بک هارد و وندی پریتچارد بر دو روش اصلی تاکید کرده‌اند. به اعتقاد آن‌ها، اگر شیوه‌ی تغییرات مرحله ای (به طریق خطی) انتخاب شود، احتمالاً کار با مهم‌ترین و اساسی‌ترین برنامه شروع می‌شود و تغییرهای ضروری دیگر به نوبت انجام می‌گیرند. چنانچه تغییر به صورت بنیادی (مبتنی بر نگرش سیستمی) انتخاب شود، آنگاه کُل سازمان، اجزای آن و روابط آن‌ها، با یکدیگر به طور همزمان تغییر خواهد یافت. .(میرسپاسی، قهرمانی،1390،ص11)
ازدید shah تغییر به 2 صورت کوچک و بزرگ نمایان می‌شود که هردو ریشه در فشارهای داخلی و خارجی مرتبط با توسعه نیازهای تجاری در پاسخ به چالش‌ها دارد (Shah,2010,p2).
طباطبایی و همکاران انواع تغییرات (1388) عبارتند از:جابجایی الگوهای ذهنی، تغییرات سازمانی، تغییرات پرسنلی شامل:تقسیم کار، ایفای نقش، عهده داری مسئولیت و شیوه‌ی زندگی شغلی، تغییرات به هم پیوسته تجاری، زمینه های تکنیکی، فرایندی و رویه‌ها می‌دانند. . (طباطبایی و همکاران،1388،ص3)
هنسن معتقد است تغییر سه نوع می‌باشد که عبارتند از: