دانلود پایان نامه درباره توانایی مدیریت و معیار ارزیابی

Circular economy concept. Silver sheet metal in arrow infinity recycling symbol with light sweep effect, with dark background.

[do_widget id=kl-erq-2]

3.ضربه های اقتصادی
4.رقابت
5.روند اجتماعی
6.سیاست های جهانی
2-6-2- استراتژی‌های اساسی برای مدیریت تغییر :
برنامه مدیریت تغییر به طور معمول چهار استراتژی اساسی را به کار می‌گیرد:
۱ اجتناب از فشار زیاد برای رشد (تغییر) : به جای سرعت بخشیدن به رشد باید سرعت آن را کاهش داد. در مرحله اول رشد، زمانی را به مذاکره درباره محدودیت‌هایی که در اجرای طرح تغییر با آن برخورد می‌کنید اختصاص دهید.
۲ آینده نگری: الگوی محدودیت‌های رشد (تغییر) به ما توصیه می‌کند که برای شناختن چالش‌های پیش رو به جلو نگاه کنیم و منابع و ماهیت مقاومت و تأثیر بالقوه آن‌ها را بر گروه بشناسیم.
۳ گرفتن بازخورد (ارزیابی صحت نتایج فعلی) : کسانی که شروع به تغییر می‌کنند پاسخی برای چالش‌های پیش رو ندارند. پاسخ از دل آزمایش و تجربه بیرون می‌آید.
۴ تعدیل اهداف از طریق ایجاد الگو های ذهنی: با فکر کردن به این موضوع که چرا افراد در مورد تغییر و ابهام مقاومت می‌کنند، می‌توان از الگوهای ذهنی برای عملیاتی نمودن اهداف استفاده نمود. (طباطبایی و همکاران،1388،ص4)
فرلیه و همکاران با تعریف و ارائه یک معیار ارزیابی تجربی به منظور قضاوت راجع به چگونگی رخداد تغییر در یک مقیاس، دو نوع اصلی از استراتژی‌های اجرای تحول دگرگون ساز را مورد تاکید قرار داده‌اند که عبارتند از :
1- استراتژی اجرای کلان یا همزمان که بر مبنای آن تغییرات چندگانه و تعاملی در مقیاس وسیع و در گستره‌ی سیستم، اجرا می‌شوند.
2- استراتژِی اجرای جزئی که بر اساس آن اعمال تغییر به صورت جزئی، در مقیاس محدود و غیر سیستمی است. (میرسپاسی، قهرمانی،1390،ص11)
مکانیسم‌های بکار رفته در پیاده‌سازی تغییرات بزرگ باید کاملاً قابل درک و گویا باشند. از این رو برخی از شرکت‌ها تمایل بیشتری به پشتیبانی از پروژه‌های تدریجی و قابل پیش‌بینی نشان می‌دهند (Alblas and Wortmann,2012,p2).
2-6-3- مهارت‌های لازمه ی مدیران برای ایجاد تغییر:
کار مدیران به وجود آوردن محیط ذهنی و فیزیکی مطلوب است تا کارکنان بتوانند با آرامش و با به‌کارگیری توانایی خود در جهت رسیدن به اهداف شخصی و سازمانی تلاش کنند. مدیران با ید به وسیله کنترل، تأثیرگذاری و به وجود آوردن تسهیلات، تغییرات را عملی نمایند. (خاچیان و همکاران،1391،ص81) یکی از مهم‌ترین و ضروری‌ترین مهارت‌های مورد نیاز مدیران در مدیریت جدید مهارت مدیریت تغییر است. (احمدی، نریمانی،1388،ص52)
توانایی مدیریت چالش‌های پیچیده و موازی و توانایی پیش‌بینی و کنترل واکنش‌های مختلف نسبت به تغییر میان کارکنان، ازجمله چالش‌های مدیریتی کلیدی است Inger et la,2012,p1)) .
در زیر مهارت‌های مورد نیاز در هر یک از مراحل چهارگانه از دید کار نال (١٩۴٧) آمده است:
1- آمادگى براى تغییر: در این مرحله مدیر باید قادر به ریشه یابی اصولى مسایل و مشکلات سازمانى، مسایل مشارکت دادن کارکنان در ایجاد تغییر، ایجاد فضای باز براى تصمیمم گیرى، بررسى دقیق اهداف.
٢ .برنامه ریزى براى تغییر : در مرحله برنامه ریزی مدیر نیازمند مهارت در شناسایى فرصت‌ها محدودیت‌ها و امکانات فردى، سازمانى، ارزیابی دقیق تمام راه حل‌های جمع آورى شده به صورت آگاهانه و منطقى، شناسایى منابع لازم براى برنامه ریزى و در نهایت قادر به ارایه راه حل‌های خلاقانه د ر سازمان باشد.
٣ • اجراى برنامه تغییر : در این مرحله یک مدیر باید بداند که جه باید بکند و توانا در به‌کارگیری و مشارکت نیروها به طور منطقى و اصولى باشد وسعی کند با نشان دادن آثار مثبت تغییر، کارکنان را به مشارکت و همکاری فراخواند.
۴ .تثبیت و پایداری تغییر : مرحله حساسى است که مدیر نیازمند یک سرى مهارت‌هایی می‌باشد تا تغییر همیشگی بوده و در رقابت سرآمد همگان باشد که عبارتند از: زمانى را به بررسى پیشرفت و مطالعه مسائل اختصاص دهد، ارائه بازخورد مثبت، شناسایى زمینه هاى بهبود و پیشرفت، ایجاد روحیه کار گروهى در افراد سازمان، مصمم بر استفاده بیشتر از منابع و تأکید بر موفقیت‌ها جهت بالا بردن انگیزه کارى در کارکنان . (احمدی، نریمانی،1388،ص52و53)
مدیران آگاه و بصیر نه تنها به مهارت‌ها و تخصص‌ها از یکسو و وسایل موجود در سازمان‌ها از سوی دیگر می‌اندیشند، بلکه در تلاش و جستجوی پویایی سازمان نیز بوده، با مشکلات و مسائلی که از تغییرات محیط داخلی و خارجی ناشی می‌شوند برخوردی منطقی و عقلایی می‌کنند. آنان الگوهای رفتاری محیط کار را مدنظر قرار داده، فرا گردهای اجتماعی پیچیده انسان‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کنند، شیوه‌های عملی و مفاهیم و تئوری‌های جدید در مدیریت تغییر را به کار می‌گیرند و به الگوهای غیرقابل رؤیت تفکر و رفتار که در زیر کوه یخ شناور قرار دارند می‌پردازند تا وضع موجود سازمان را درک کرده، آن را تعریف کنند و در صورت عدم سازگاری آن با محیط داخلی و خارجی، به تغییر یا دگرگونی آن بپردازند.
با توجه به تغییرات و تحولات ساختارى در سازمان‌های آموزشى ایجاب می‌نماید که مدیران از مهارت‌های متناسب وجدید برخوردار باشند که در زیر به بعضى از آن‌ها اشاره می‌گردد:
الف- مهارت شناختى و شخصیتى:
١ . علاقه درونى به مردم، افکار، رویدادها و پدیده‌ها، همراه با شکیبایى ویژه حرفه مدیریت.