دانلود پایان نامه درباره ویژگی های جمعیت شناختی و سیستم پاداش مغزی

Futuristic glowing AI head.

دینر(1984)، در تحلیل مطالعات انجام شده در زمینه شادی بین دو رویکرد تمایز قائل شد: رویکرد پایین به بالا و رویکرد بالا به پایین.
Widget not in any sidebars

در رویکرد اول پژوهشگران بیشتر بر رویدادهای بیرونی،‌ فاکتورهای موقعیتی و ویژگی های جمعیت شناختی مؤثر بر شادی می پردازند. در حالیکه در رویکرد دوم غالباً به دنبال درک فرآیندهای درونی زیر بنای شادی هستند و معتقدند که افراد به شرایط یکسان به گونه های متفاوتی واکنش نشان می دهند و شرایط و موقعیت ها را بر اساس باورها،‌ ارزش ها، انتظارات و تجربیات منحصر به فرد خود، ‌ارزیابی می کنند(بردبار ، ‌1385).
آرگیل(1999)، با مرور تعداد زیادی از تحقیقات پیشنهاد می کند که فاکتورهای جمعیت شناختی فقط 15 درصد واریانس شادی را تبین می کنند. این گونه بود که تحقیقات در حوزه ی شادی به سمت رویکرد بالا به پایین گرایش یافتند. پژوهشگران به این نتیجه دست یافتند که شناخت ها، باورها و ‌ارزش ها عواملی هستند که تأثیر فاکتورهای موقعیتی را تعدیل می نمایند.
شادی به عنوان یک تجربه ی درونی مثبت که حاصل ارزیابی شناختی ـ عاطفی افراد در زندگی شان می باشد،‌ مورد توجه روانشناسان بسیاری در سه دهه ی اخیر قرار گرفته است. شادی مفهوم گسترده ای است و دارای دو مؤلفه ی شناختی و عاطفی می باشد. مؤلفه ی عاطفی به معنی توازن لذت (توازن بین عاطفه ی خوشایند و ناخوشایند) و مؤلفه ی شناختی به معنی رضایت فرد از زندگی (ارزیابی فرد از زندگی بر اساس ارزیابی های ذهنی اش) می باشد (دینر،‌2000). بنابراین شادکامی کلی بسته به ارزیابی های شناختی فرد در مورد رضایت در حوزه های مختلف از قبیل خانواده، کار،‌ محیط زندگی و ‌همچنین تجارب هیجانی او در این حوزه ها می باشد. جنبه های عاطفی و شناختی شادی، جنبه های نسبتاً مستقل هستند.
شادی مفهومی است که چندین جزء اساسی دارد:
1ـ جزء عاطفی: فرد شادکام، از نظر خلقی،‌ شاد و خوشحال است.
2ـ جزء اجتماعی: فرد شاد، ‌از روابط اجتماعی خوبی با دیگران برخوردار است و می تواند از آنها حمایت اجتماعی دریافت کند.
3ـ ‌جزء شناختی که باعث می شود، فرد شاد، اطلاعات را به روش خاصی پردازش کرده و مورد تعبیر و تفسیر قرار دهد که در نهایت باعث احساس شادی و خوشبختی می گردد(مطلب زاده،‌1383).
2 ـ 1 ـ 2 ـ 1. دیدگاه های موجود درباره شادی
وینهوون (2006)، دیدگاه های موجود درباره شادی را این گونه معرفی می کند:
2 ـ 1 ـ2 ـ 1 ـ 1. نظریه نقطه ثابت:
این دیدگاه بیان می دارد که ما به صورت مغزی، برای داشتن سطح خاصی از شادی، برنامه ریزی شده ایم. این دیدگاه معتقد است که شادی متأثر از گرایش ذاتی فرد است که منجر می گردد از زندگی لذت ببریم یا نه. یکی از سرشناسان این نظریه لیکن (1999)، است که بیان می دارد 80 درصد مسأله ارثی است. هرچند قطعیتی راجع به اصل این مسأله وجود ندارد ولی برخی آن را متأثر از سیستم پاداش مغزی می دانند که مرتبط با عواطف منفی و مثبت است(وینهوون، 2006).
2 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 2. نظریه مقایسه:
این دیدگاه بیان می دارد که شادی ناشی از محاسبات ذهنی و منطقی است که شامل مقایسه با استانداردهای زندگی خوب می شود. این نظریه می گوید که ما استانداردهایی از زندگی خوب در ذهن خود داریم و دائما واقعیت های زندگی مان را با آن معیارها می سنجیم. ما گرایش داریم تا زندگی مان را با آنچه که می توانست باشد، مقایسه کنیم. این مقایسه می تواند شامل مقایسه عملکرد فعلی با عملکرد گذشته خودمان بوده و یا ناشی از مقایسه عملکردمان با عملکرد دیگران باشد. مایکالوس (1985)، این مقایسه نه تنها براساس خواسته های ما و یا عملکرد دیگران بلکه براساس نیازهای ماست و این که چه چیز را منصفانه می پنداریم(همان).
2 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 3. نظریه عاطفه:
شادی ناشی از تجربه عاطفی غیر منطقی است که کامرواسازی نیازها را نشان می دهد. در این دیدگاه شادی انعکاسی است از احساس کلی ما. مردم هنگامی که نیاز های اساسی شان از جمله گرسنگی، احساس خطر و تنهایی نادیده گرفته شود، احساس ناراحتی می کنند. این نظر با نتایج موجود درباره میانگین شادی کمتر در کشورهای فقیر همخوانی دارد(همان).
2 ـ 1 ـ 2 ـ 2. الگوی شادی از دیدگاه شلدون و لیبومیرسکی:
الگوهای چندی درباره شادی و عوامل مؤثر بر آن وجود دارد. الگوی ارائه شده توسط شلدون و لیبومیرسکی (2004)، درباره شادی از تازه ترین نمونه ها در این زمینه می باشد. آن ها به معرفی سه سازه اولیه تأثیر گذار بر شادی فردی پرداخته که عبارتند از: نقطه ثابت، عوامل موقعیتی و فعالیت های ارادی.
ـ نقطه ثابت به آمادگی های ژنتیکی و ارثی اشاره دارد که در هر فرد عاملی ثابت است و بیانگر سطح شادی فرد، در زمان صفر بودن سایر عوامل الگو است.
ـ براساس مدل، تغییرات مثبت زندگی باعث ایجاد شادی می شوند. عوامل موقعیتی اثرگذار بر شادی اشاره دارد بر عوامل دموگرافیک، جغرافیایی و موقعیتی شامل: سن ، وضعیت تأهل، موقعیت شغلی و درآمدی، خانه و منطقه ای که فرد در آن زندگی می کند، تسهیلاتی که در زندگی از آن برخوردار است و دارایی های فردی.
ـ فعالیت های ارادی در واقع فعالیت هایی است که فرد به صورت ارادی و هدفمند درآن ها وارد می شود که می توانند شناختی( داشتن نگرش های سازگارانه، خوش بینانه و مثبت)، رفتاری( محبت به دیگران و داشتن فعالیت ورزشی) و ارادی(مشخص کردن اهداف شخصی معنادار و تلاش جهت رسیدن به آن ها) باشد.
2 ـ 1 ـ 2 ـ 3. نظریه های مختلف روانشناسی درباره شادی
2 ـ 1 ـ 2 ـ 3 ـ 1. دیدگاه فروید:
فروید پن
ج مرحله رشد روانی جنسی را برای آدمی برشمرده است که در هریک از این مراحل بخشی از بدن، نقش غالب را داشته و برجستگی خاصی در زندگی آن دوره و نقش آن دوره در تشکیل شخصیت بر عهده دارد. دیدگاه فروید با تاکید بر نهاد و اصل لذت شناخته می شود. فروید معتقد بود که شادمانی انگیزه نهایی انسان است و هدف زندگی پیروی از اصل لذت می باشد، به طوری که افراد درصدد هستند تا لذت را به حداکثر رسانده و درد را کاهش دهند (به نقل از امیریان،1390).