دانلود پایان نامه درمورد استراتژی فراگیری فردی و فراگیری سازمانی و استراتژی توسعه منابع انسانی


Widget not in any sidebars

توسعه و پرورش آگاهی عاطفی:
آگاهی عاطفی چنین تعریف می شود: ظرفیت و توان درک احساسات خودمان و احساسات دیگران، به منظور انگیزش خودمان، به منظور مدیریت عواطفمان هم در درون خود و هم در پیکره روابطمان. یک رهبر برای موفق شدن باید از سطح آگاهی عاطفی بالا برخوردار باشد. گولمن چهار جزء آگاهی عاطفی را چنین تعریف کرده است:
مدیریت خود: توانایی کنترل یا تصحیح حالات نامناسب خود و تنظیم رفتارهای خود همراه با تقویت انگیزه خود برای پیگیری اهداف با پشتکار بسیار و صرف انرژی. شش شایستگی همراه این جزء عبارت اند از: کنترل خود، قابل اعتماد بودن/درستکاری، خلاقیت، قابلیت سازگاری با تغییرها و میلی زیاد به موفق شدن.
خودآگاهی: توان شناسایی و درک حالات، عواطف و انگیزه های خود و تاثیر اینها بر دیگران. این توانایی با سه شایستگی در ارتباط و در واقع تابع آنها می باشد: اعتماد به نفس، ارزیابی واقع بینانه خود و آگاهی از عواطف خود.
آگاهی اجتماعی: توان درک ترکیب عاطفی (عواطف مختلف) دیگر کارکنان و مهارت برخورد با کارکنان بر اساس واکنش های عاطفی شان. این موضوع به شش شایستگی بستگی دارد: همدردی، تخصص در ایجاد و حفظ استعدادها، آگاهی سازمانی، حساسیت بین فرهنگی، احترام گذاشتن به تنوع و تفاوت ها و خدمت رسانی به مشتریان و کارفرمایان.
مهارت های اجتماعی: مهارت در مدیریت روابط و ایجاد شبکه های ارتباطی به منظور دستیابی به نتیجه مطلوب و مورد انتظار خود از دیگران و حصول به اهداف شخصی و توانایی پیداکردن زمینه و نقطه ای مشترک و ایجاد رابط حسنه. پنج شایستگی همراه با این مهارت عبارت اند از: رهبری، کارایی در هدایت تغییر، مدیریت تعارض، ارتباطات/نفوذ و تخصص در ایجاد و هدایت گروه ها(آرمسترانگ، 1381، ص 269).
توسعه قابلیت استراتژیک:
قابلیت استراتژیک عبارت است از توانایی انتخاب مناسب ترین استراتژی و سلسله اقدامات لازم برای اجرای آن استراتژی، از جمله نیازهای منابع. یک استراتژی توسعه منابع انسانی برای تقویت قابلیت استراتژیک شامل برنامه ریزی نوع فعالیت های یادگیری که به بهبود موارد زیر منجر خواهد شد:
درک محیط های به سرعت در حال تغییر؛
توانایی خلق بینشی استراتژیک؛
درک فرایندها و ابزارهای تصمیم گیری استراتژیک؛
درک مدل های مختلف ساخت و طراحی استراتژی؛
انتخاب و ارزیابی عملکرد کسانی که تصمیم های استراتژیک می گیرند؛
ارتباط بین استراتژی و اجرای عملیات؛
کیفیت تفکر و یادگیری استراتژیک؛
مدیریت و توسعه پایه دانش شرکت(آرمسترانگ، 1381، ص 270)
2-2-4-2-2) استراتژی فراگیری فردی و فراگیری سازمانی
استراتژی های پویایی فردی به دنبال نیاز سازمان به منابع انسانی، ضرورت مییابند. نیازهای سازمان به منابع انسانی در قالب واژه هایی چون نوع مهارت ها و رفتارهای مورد نیاز برای تحقق اهداف سازمان بیان می شوند. نقطه آغاز باید روش های پذیرفته شده برای فراهم آوردن فرصت های توسعه و پویایی باشد، ضمن آنکه باید توجه داشت که بین پویایی یا یادگیری با توسعه ساخته و پرداخته پدلر و همکارانش (1989) تفاوت وجود دارد. پدلر یادگیری یا پویایی را افزایش دانش و مهارت های فعلی کارکنان تعریف می کند، در حالی که توسعه را حالت بودن یا نحوه عملکرد آنها می داند. استراتژی یادگیری یا پویایی فردی باید موارد زیر را در بر گیرد:
تعیین روش شناسایی نیازهای یادگیری؛
نقش برنامه ریزی توسعه فردی و یادگیری خودمدیر؛
پشتیبانی لازم از یادگیری یا فراگیری به شکل های مختلفی چون راهنمایی، تربیت، مراکز منابع یادگیری، شاگردی کردن، دوره های بیرونی طراحی شده برای تامین نیازهای خاص افراد، برنامه های آموزش داخلی یا خارجی و دوره های طراحی شده به منظور تامین نیازهای گروه های کارکنان(آرمسترانگ، 1381، ص 261).

Author: مدیر سایت