دانلود پایان نامه درمورد فرایندهای شناختی و راهبردهای شناختی

هدف روش‌های شناختی ، ایجاد دگرگونی در احساس‌ها و رفتارهای درمانجو به وسیله اثر گذاری بر الگوهای شناختی او است . برخی از نظریه پردازان معتقدند که بخش بزرگی از دگرگونی بالینی صرف نظر از شیوه‌های واقعی که برای اثر گذاشتن روی آن به کار رفته‌اند ، به واسطه تغییراتی در باورها و پردازش اطلاعات پدید می‌آید ( بندورا ، 1977، فرانک ، 1974 ، به نقل از مسترز و همکاران ، 1987).
گر چه می‌توان یا نمی‌توان ثابت نمود که سازوکارهای شناختی واسطه‌های دگرگونی‌ بالینی هستند ، ولی رویکردهایی وجود دارند که تنها به صورت غیر مستقیم با این سازوکارها سروکار دارند .
به گفته ماهونی ( 1977) ، همه رویکردهای گوناگون شناختی گمانه‌های زیر اشتراک نظر دارند :
Widget not in any sidebars

1- ارگانیسم انسان در بادی امر ، به جای پاسخ گویی به خود محیط ، با برداشته‌ای شناختی از آن پاسخ می‌دهد .
2- برداشت‌های شناختی از نظر کنشی به پارامترها و فرآیندهای یادگیری مربوط می‌شوند .
3- بخش بزرگی از یادگیری انسان به واسطه شناخت صورت می‌گیرد .
4- افکار ،‌احساس‌ها و رفتارها ، تعامل علت و معلولی به یکدیگر دارند ( به نقل از مسترز و همکاران 1987).
رویکردهای شناختی در عصر حاضر ، نقاط مشترک زیادی با رفتار درمانی دارند وقتی درمان به سه حوزه اصلی عملی – پویشی ،رفتاری و انسان‌گرای ( دیویسون و بنیل ، 1978، به نقل از مسترز و همکاران ، 1979) تقسیم می‌پذیرند ، مسلماً اغلب نظریه پردازان شناختی خود را رفتارگرای می دانند . تفاوت میان دو رویکرد تا اندازه‌ای ،‌یکی از نقاط تاکید است .
نظریه پردازن شناختی مانند بک ( 1976) ،‌ماهونی ( 1974) ، مایکن بام ( 1977) و الیس ( 1974 و 1971) بر این باورند که افکار هوشیار نقش عمده‌ای در طراحی رفتار وسیله‌ای و هیجانی انسان ایفا می‌کنند ، بندورا ، درنظریه رسمی‌ خویش پیرامون خود کفایی تا بدانجا پیش رفته است که می‌گوید ،‌فرایندهای شناختی واسطه‌ اصلی دگرگونی در تمامی درمان‌ها و از جمله در رفتاردرمانی هستند ، هر چند نامبرده تاکید دارد که شیوه‌های صرف موثرترین ابزار بسیج فرایندهای مزبور تلقی می‌شوند ( به نقل از کاوتلا ، 1986)
در محیط پزشکی ، به پشتوانه پژوهش‌های وسیع ، از روش شناختی با هدف یکسان بهره می‌گیرند .تغییر دادن افکار یا شناخت‌هایی که اثر منفی بر سلامت درمانجو می‌گذارند ممکن است شناخت‌های فرد ، دست کم به سه گونه ، بر بهداشت دو اثر منفی به جای نهند . اولاً ممکن است کسانی باورهای غیر منطقی درباره خود داشته باشند که خواه و ناخواه روی برخی از رفتارهای ارادی و حاکی از سلامتی آنها اثر می گذارند . به طور نمونه ، نظریه‌ای معتقد است که اختلال خوردن غالباً از باورهای غیر منطقی راجع به تصویر بدن ریشه می‌گیرد . بسیاری از افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی غذا نمی‌خورند ،‌چون به غلط تصور می‌کنند که اضافه وزن دارند .
از سوی دیگر ، غالباً کسانی که پرخوری می کنند ، گو اینکه درک درستی از وزن بدن خود دارند ، اما از رژیم غذایی یا برنامه ورزش باز می مانند ، چون بر این باور غیر منطقی هستند که توانایی ادامه و تکمیل چنین برنامه‌هایی را ندارند . ثانیاً ممکن است افرادی به علت ارزیابی شناختی ناسازگار از توان محرک تنش‌زا ، میزان شدیدی از استرس را متحمل شوند که آنها را در معرض مخاطره‌ای بس بزرگتر ، یعنی پیدایش بیماری مزمن ،‌قرار دهد .
و سرانجام ، شناخت بیمار از بیماری خود می‌تواند موجب احساس اضطراب و افسردگی او گردد که این نیز به نوبه خود ممکن است نشانگان بیماری را تشدید کند یا آشفتگی ناشی از بیماری را افزایش دهد به عنوان نمونه اگر بیمار از رفتن ، به زیر تیغ جراحی ، به شدت می‌ترسد ،‌ممکن است در عمل حال بدتری پیدا کند و عارضه‌های خفیف پس از عمل جراحی را بیشتر از بیمار دیگری که احتمالاً چنین ترسی ندارد ،احساس نماید . به هر حال ، می‌توان از راهبردهای شناختی برای تعدیل رفتار و کاهش آشفتگی ناشی از بیماری یا درمان ، سود جست .

پژوهش در زمینه مداخله رفتاری – شناختی و دارویی
گاهی از اصطلاح درمان چند وجهی برای اشاره به مجموعه درمانی فراگیر ، شامل مداخله رفتاری و شیوه های غیر رفتاری استفاده می‌شود بنیاد آمیخته‌ای از درمان‌ها با ابعاد گوناگون را ، امید به اثر ترکیبی یا فزاینده‌ای که بیشتر و بزرگتر از هر گونه مداخله به صورت تنها است ، پی‌ریزی می‌کند .
آمیزه‌ای رایج در این زمینه ، رفتار درمانی و درمان دارویی است . به طور نمونه ، تیلور ، فارگوتا ،‌نلسون واگرایی ( 1977) ، 31 تن بیمار مبتلا به پرتنشی تحت درمان دارویی را به یکی از سه وضعیت زیر اختصاص دادند.
آموزش تن آرامی به اضافه دارو ،‌روان درمانی غیر اختصاصی و دارو ، دارودرمانی تنها . همه بیماران پیش از شرکت درمطالعه ،‌ دست کم به مدت دو ماه تحت مراقبت دارویی برای پرتنشی قرارگرفتند و در طی این مدت ، میزان داروی مصرفی آنها تثبیت گردید .
در پایان درمان ، بیمارانی که آموزش تن ارامی و دارو گرفته بودند ، به گونه معناداری ، فشار خون پایین‌تری داشتند تا بیماران هر یک از دو وضعیت دیگر .
در پایان شش ماه دوره پیگیری ، فشار خون بیماران گروه تن آرامی و دارو همچنان پایین‌تر بود هر چند تفاوت موجود ، دیگر از نظر آماری معنادار نبود .
این نتایج نشان می‌دهند که رفتار درمانی اثر داروی تنها را روی کاهش فشار خون افزایش داد . این نکته را باید متذکر شد که گروه تن آرامی تنها برای مقایسه وجود نداشت ، بنابراین ، شاید برخی این بحث را پیش بکشند که ممکن بود تن آرامی تنها به اندازه مجموعه چند وجهی تن آرامی و دارو موثر باشد با این همه باید به یاد داشت که برخی از محیط‌های پزشکی ، از نظر اخلاقی درست نیست که مداخله دارویی را از فرد دریغ نمود ،‌حتی اگر این کار یک طرح آزمایشی کاملاً متوازن را فراهم آورد . در این صورت پرسش مهم این است که آیا درمان رفتاری به اثر طبی مناسب چیزی می افزاید یا خیر ، همان طور که در مطالعه تیلور و همکاران اشاره شده ، در بسیاری از موارد پاسخ مثبت است ( به نقل از مسترز و همکاران 1987)
بنیادهای علمی رفتار درمان شناختی

Author: مدیر سایت