دانلود پایان نامه درمورد مبارزه با مواد مخدر و سیستان و بلوچستان

Colors catalogue

Widget not in any sidebars

ب)   ترانزیت کالا
درباره خطوط لوله‌های نفت و گاز، پاکستان خواهان انتقال نفت و گاز حوزه دریای خزر و آسیای مرکزی از مسیر افغانستان- پاکستان به بازارهای جهانی است. همچنین این هدف پاکستان با اهداف آمریکا که خواهان حذف مسیر ایران و روسیه است، همخوانی دارد. با توافق های با عمل آمده بین پاکستان، افغانستان و ترکمنستان برای احداث خط لوله ترانس افغان، شانس عملی شدن انتقال گاز به بازارهای مصرف از طریق افغانستان و ایجاد پایانه در بندرگوادر در سواحل مکران ایالت بلوچستان پاکستان افزایش یافته است(حیدری، 1383: 27). مسئله دوم رقابت آمیز بین ایران و پاکستان در افغانستان مبحث ترانزیت کالاست.
این مبحث از زمانی که ایران و هند وارد مذاکره شدند و هند تمایل خود را برای کمک به احداث خط ارتباطی بندر چابهار- زاهدان- زابل و ادامه آن از طریق پل «میلک» به دل آرام و زرنج افغانستان ابراز داشت، وارد مراحل حساس‌تری شد. علت آن است که پاکستان امیدوار است مهمترین و شاید تنها کشوری باشد که تجارت افغانستان را با دنیای خارج تسهیل کند. واقعیت آن است که توافق های بدست آمده بین ایران و هند به زیان پاکستان تصور شده است و در صورت تحقق کامل، اعتبار جاده ارتباطی بندر گوادر به کویته، چمن و قندهار از یک طرف و کراچی، پیشاور، جلال آباد از طرف دیگر مخدوش خواهد شد. علاوه بر این، ایران مسیر دوم و  مهم دیگری از بندر عباس و مشهد و هرات در اختیار دارد که به طور اساسی‌تر می تواند پاسخ گوی نیازهای تجاری افغانستان باشد، به ویژه آنکه این مسیر تا مشهد با خط آهن مرتبط است و مسیر کوتاهی تا هرات در برنامه های ایران بر ای احداث خط آهن وجود دارد. بنابراین از نظر پاکستان هر نوع حکومتی در کابل قدرت را در دست داشته باشد و هماهنگی کاملی با پاکستان نداشته باشد، نا مطلوب خواهد بود. حکمتیار و طالبان به نوبت انتخاب‌های پاکستان در سازماندهی حکومت اسلامی در کابل بودند که هر دو به دلایل متفاوتی در کسب و حفظ قدرت ناکام شدند(ملازهی، 1382 : 165). از این رو می توان گفت که پاکستان در رقابت بر سر تسلط انحصاری نفوذ در افغانستان ناکام شده است. تردیدی نیست که حذف طالبان از قدرت برابر با کاهش نفوذ پاکستان در افغانستان بوده است و این مسئله به سود ایران رقم خورده است.
4-2- ابعاد داخلی ناامنی
4-2-1- انزوای جغرافیایی
در شکل گیری مسائل امنیتی در استان سیستان و بلوچستان، گسست هایی وجود دارد که یکی از آ نها، گسست این استان به لحاظ اقلیمی و جغرافیایی با دیگر مناطق کشور است. گستره جغرافیایی زیاد و شرایط نامناسب طبیعی، افزون بر رفت و آمد آسان و زیاد مردم این منطقه با کشورهای همجوار که به دلیل نزدیکی به آن سوی مرز صورت می گیرد؛ مشکلاتی را برای عاملین تامین امنیت در این مناطق ایجاد می کند. همچنین، این منطقه به واسطه تمایز مذهبی و فاصله جغرافیایی نسبت به مرکز، از نواحی ای می باشد که زمینه های امنیت ملی و ناحیه ای کشور را آسیب پذیرمی سازد )کوساری و حیدری(103:1388 بنابراین، رابطه حاشیه ای بودن با پدیده نا امنی در مرزها رابطه ای معنی دار است و مناطق دور از مرکز جولانگاه قاچاقچیان و فراریان از قانون می تواند باشد. به طوری که منطقه جنوب شرق، سرزمین فقر، عقب ماندگی، قاچاق مواد مخدر، گرما و کم آبی شناخته می شود (حافظ نیا، 1381 :174)
4-2-2- جنبش های قومی دسته جمعی بالقوه
عوامل سهیم در مرحله بالقوه جنب شهای دسته جمعی شامل عناصر عینی مانند : نابرابری بین اقوام از لحاظ اقتصادی- اجتماعی و مشارکت سیاسی و متغیرهای ذهنی مانند: امیال جمعی قوم برای احیاء هویت گروهی، نمادهای فرهنگی، تمایزهای منزلتی و ایدئولوژیکی بین اقوام می گردند. این عوامل، خواست ههای غیرقابل مذاکره و قابل مذاکره و این خواستها مشروعیت منافع رقیب را می پذیرند و نیاز به فرمو ل های بده- بستان دو جانبه با حکومت را شدت می بخشند که خود، با افزایش نارضایتی قومی دست هجمعی شرایطی را فراهم می کنند که منجر به شکل گیری سازما نهای سیاسی قومی می شود )شیخاوندی،178 :1379) ملی می تواند منبع قدرت و غرور ملی و یا منبع شکاف و منازعه، بسته به وضعیت اجتماعی- اقتصادی، سیاسی و فرهنگی اقلیت ها در ساختار یک کشور باشد
4-2-3- تنش های قومی – مذهبی و عوامل تاثیر گذار:
تکثر قومی، زبانی و مذهبی از ویژگ یهای جمعیتی سه کشور ایران، پاکستان و افغانستان می باشد. افزون بر اقلیت های قومی، زبانی و مذهبی این کشورها عمدتاً در مناطق مرزی و حاشیه ساکن هستند. و با توجه به تمایزات و فاصله آنها از مرکز، تمایلات واگرایانه در این مناطق بیشتر بوده و در موارد حاد قابلیت تبدیل به تنش های قومی را دارند. تنش های قومی- مذهبی در این مناطق عمدتاً ریشه در فرایند ناقص شکل گیری دولت سرزمینی و ماهیت ساختگی مرزها دارد . و علاوه بر اینکه با مدیریت کوتاه سیاسی قابل حل نیست، تحت تاثیر تقویت کننده دیگر عوامل بحران زا نیز قرار می گیرد. چنانکه نقش عوامل خارجی را در فعال
کردن تنش های قومی، مذهبی و زبانی نمی توان نادیده گرفت . در طرح خاورمیانه بزرگ نیز مانور زیادی روی اختلافات و شکا ف های قومی، زبانی و مذهبی منطقه شده است که این مسئله نشانگر این است که تنش های قومی – مذهبی به عنوان یکی از تهدیدهای پیش روی امنیت ملی کشورهای این منطقه مد نظر می باشد و بر این اساس عملکرد دولت ها در ایجاد همبستگی ملی و ایجاد همگرایی سنگین تر می شود.
در نتیجه این کشورها از نقطه نظر تامین امنیت داخلی، هر راهبر
دی را که در پیش م یگیرند باید مبتنی بر وحدت تمامی گرو هها و قومی تها باشد تا بلکه بتواند زمینه بروز ناامنی در حواشی مرزها را مهار نموده و جریا نهای بحران زا را به خارج از مرزها هدایت نمایند)راستی و رحیمی، 1387،166-167)
چالش های ایدئولوژیک بعد از قدرت گرفتن طالبان در قندهار از سال 1994 میلادی شدت بیشتری گرفته
و به تدریج منطق هی سیستان و بلوچستان را تحت تاثیر خود قرار داده است. در عین حال به نحو آشکاری اندیشه طالبانی در چالش با انقلاب اسلامی قرار گرفته و در کویتیه مرکزایالت بلوچستان پاکستان ناسیونالیزم بلوچ را نیز به مبارزه کشانده است )ملازهی، 95 :1380)
عربستان که یکی از کانو نهای مدارس عالی دینی در جهان و منطقه است، خدمات آموزشی مذهبی رایگانی در اختیار طلب ههای سنّی مذهب ایران قرار م یدهد. اثر این تبلی غهای سازمان یافته، حداقل از دو جنبه برای امنیت ملی ایران خطر آفرین بوده است؛ تخفیف و کاهش هویت ها و تابعیتهای ملی به نفع هوی تهای مذهبی، نخستین تهدید ناشی از گسترش تفکر وهابی گری به ویژه در خاور و جنوب خاوری است. ترویج این تفکر به ویژه تلاش برای تکوین تشک لهای متعدد مذهبی، علاوه بر تقویت انرژی واگرایی این مناطق نسبت به هسته مرکزی حکومت، موجب افزایش همگرایی های اهل تسنن ساحل جنوب و بلو چهای حنفی خاور و جنوب خاوری ایران شده است.) کریمی پور،1379: 182-181)
4-3- عوامل خارجی ناامنی در مناطق جنوب شرق
از جمله عوامل فرامنطق های که سبب ایجاد ناامنی در منطقه جنوب شرق ایران شده اند، می توان موارد زیر را ذکر کرد:
نمودار شماره 4-4: عوامل خارجی دخیل در ناامنی جنوب شرق ایران
4-3-1- حضور قدر تهای فرامنطقه ای
معمولاً حضور قدر تهای فرامنطق های در یک منطقه با توجه به شرایط حساس آن منطقه زمینه ساز ناامنی خواهد بود. همکاری این قدر تها با برخی از کشورهای منطقه و خصومت با برخی دیگر زمینه تضاد و ناامنی را فراهم می سازد. برای مثال، حضور نظامی آمریکا در افغانستان و پاکستان و پیامدهای ناخوشایند این حضور برای کشورهای این منطقه، نا امنی و بی ثباتی را به ارمغان آورده است. گسترش یا کاهش روابط این کشورها با ایالات متحده آمریکا برای ایران تاثیر مستقیم داشته و می تواند اثرات جدی بر امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران به ویژه در جنوب شرق کشورمان داشته باشد و ایران را در محاصره کامل آمریکا از طرف مرزهای جنوب شرقی و شرقی قرار دهد. از طرفی هم کاهش روابط آمریکا با پاکستان ضمن آنکه مشکلات اقتصادی برای پاکستان در پی خواهد داشت؛ زمینه گسترش فرقه گرایی و تحریک گرو ههای داخلی پاکستان نیز خواهد بود که در این صورت نیز به نفع امنیت ملی ایران نخواهد بود (پورخسروانی، 1388 ) هر چند حضور آمریکا و کشورهای غربی در منطقه به بهانه مبارزه با مواد مخدر و تروریسم در افغانستان می باشد، اما ما نه تنها شاهد آثار مثبتی از این مبارزه نیستیم بلکه دست های پنهان آ نها را در حمایت از گرو ههای تروریستی که به ایجاد تفرقه و اختلاف بین شیعه و سنی، فارس و بلوچ می پردازند، شاهد می باشیم. بدیهی است که، مخالفان با آنالیز شرایط کنونی به این باور رسیده اند که مهمترین ضرب های که آنان از سوی ایران تاکنون متحمل شده اند، یکپارچگی ایرانیان بویژه شیعه و سنی بوده است.
4-3-2- وجود گرو ههای تروریست
آنچه در حادث ههای تروریستی در مناطق جنوب شرق ایران، حائز توجه و اهمیت است، امنیت تروریسم در خاک پاکستان می باشد. پاکستان در سا لهای اخیر همواره کانون اقدا م های تروریستی و خشونت های بی شمار بوده است . حوادث تلخ شهادت هموطنان مان در سا لهای اخیر در مرزهای شرقی و جنوب شرقی کشور، مبین این حقیقت است که ساماندهی و هدایت جریانهای تروریستی از خاک پاکستان صورت می گیرد و تروریس تها و عوامل نفوذی به راحتی قادر به عبور از مرزهای این کشور به داخل ایران و بازگشت دوباره هستند.