دانلود پایان نامه درمورد نظریه آنتونی گیدنز درباره هویت و نظریه های مرتبط با جنسیت

Businessman choosing destination.

«من(الیس) به اتواتنوگرافی به عنوان نوعی اقدام پژوهی برای فرد فکر می کنم.گرچه ممکن است درمان، هدف اصلی درپژوهش مانباشد،اما اغلب نتیجه ی مفیدی از یک نوشته خوب است. امید آن است که پژوهش فهمی از آنچه برای شما اتفاق افتاده است را فراهم کند و به دیگران که با شرایط مشابهی مواجهند،کمک کند(الیس و بوچنر،2000،ص،754)».
هدف از رساله اسمیت- سولیوان (2008) بررسی رویکرد اتواتنوگرافی به چند شیوه متمایز است. سولیوان ابتدا کثرت گرایی در نوشتن شخصی در شمال آمریکا در چند دهه اخیر را مورد بررسی قرار داده است و پس از تاریخچه اجمالی از اتواتنوگرافی و نهضت نوشتن درمانی، به بررسی روایتهای بیماری، پزشکی روایی و ارتباط سالم روایی پرداخته که بخشی از تاکید رساله وی را تشکیل می دهد او سپس در سومین کنگره بین المللی پژوهش کیفی شرکت کرده است که در آن به پژوهش کیفی به طور کلی و بحث های رایج درباره اتواتنوگرافی و آینده های ممکن آن پرداخته شده است. وی با شرکت در این کنگره به مشاهده و مصاحبه با اتواتنوگرافان معاصر (نسل دوم ) مبادرت نموده است. موضوعاتی که در این مصاحبه ها مورد کنکاش قرار گرفته است عبارتند از اینکه: چه چیزی پژوهشگران را به نوشتن اتواتنوگرافیک ترغیب می کند، چگونه آنها اتواتنوگرافی را تعریف و ارزیابی می کنند. نظر آنها درباره کاربرد اتواتنوگرافی به عنوان عملی درمانی و تصورات آنها درباره آینده رویکرد اتواتنوگرافی چیست. وی در پایان با اشاره به رشد جهانی روشهای پژوهش کیفی به گسترش اتواتنوگرافی در سالهای اخیر بویژه در حوزه ارتباطات سلامت ، مطالعات علمی بین رشته ای و انتشار آثاری در این زمینه پرداخته است. همچنین سولیوان با اشاره به اینکه در کودکی مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته و ازدواج اول او نیز با شکست مواجه شده است، آنها را عوامل ابتلای خود به افسردگی دانسته است.او اشاره می کند که هر چند خواندن لذت بخش و سازنده است، اما نوشتن ،یک تنه و به تنهایی عامل بقای او با وجود این مشکلات بوده است. بخشی های پایانی رساله نیز به توصیف شخصی وی از تاثیر نوشتن رساله بر بهبود سلامت او می پردازد. [do_widget id=kl-erq-2]
2-6 . پژوهش های انجام شده در ایران
فاضلی (1388) در پژوهشی با عنوان «مدرسه و مدرنیته:مردم نگاری تجارب دانش آموزی مدرسه روستایی» از زاویه دید مردم نگارانه با تکیه بر تجربه های زیسته و خاطراتش از دوران تحصیل مدرسه، تحلیل و توصیفی از مدرسه روستایی در ایران ارائه کرده و ضمن تبیین نقش و کارکردهای فرهنگی مدارس روستایی در زمینه تأثیرگذاری بر شکل گیری  و گسترش شیوه زندگی مدرن یا تجدد در روستا ، چالش ها و دستاوردهای این مدارس را بیان کرده اند.ایشان در این کار علاوه بر تجربیات زیسته به منابع متعدد و تحقیقات موجود مراجعه و استناد کرده اند.
فاضلی (1390)تجربیات و مشاهدات خود را دربار ه فرهنگ معاصر انگلستان ،اسکاتلند و ایتالیا با استفاده از روش اتو اتنوگرافی درکتابی با عنوان «مردم نگاری سفر:توصیفی انسان شناختی از فرهنگ و جامعه امروز غرب»به رشته تحریر در آورده است.در بخشهای مختلف این کتاب تکنیک شرح حال نویسی برای توصیف و تبیین مسائل فرهنگی مختلف به کار گرفته شده است.
سراج،عطاران و صفرنواده(1389)در پژوهشی با عنوان «اینترنت و معلم روستا»با استفاده از رویکرد روایی تغییرات ایجادشده ناشی از اعمال یک معلم جوان در روستایی در جنوب ایران را مورد بررسی قرار داده اند.دراین پژوهش با استفاده از وب نوشته های این معلم درباره دانش آموزانش،روشهای تربیتی ،محیط و اتفاقاتی که در محیط یادگیری رخ داده است و همچنین مصاحبه با وی نتیجه گرفته اند که استفاده معلم از اینترنت دامنه ارتباطات را گسترش داده و نوشته های او به سرعت در فضای مجازی انتشار یافته به حدی که دامنه ارتباطات فراتر از مرزهای ایران نیز اشاعه پیدا کرده است.استفاده از تکنولوژی اینترنت در این روستا موجب پدید آمدن تحولاتی در محیط تربیتی و اجتماعی این روستا شده است.
2-7 . تعیین چارچوب مفهومی
چارچوب مفهومی هویت حرفه ای در این رساله بر اساس مطالعه متون ومنابع تخصصی و نتایج حاصل از آنها تعیین شده است. مفهوم مورد نظر این رساله از هویت حرفه ای در قالب پنج نکته ذیل ارائه می شود.چهارنکته اول با توجه به یافته های مطالعه جامع بیجارد و همکاران(2004) و پنجمین نکته نیز از یافته های(کانلی و کلندینین،1999) استنباط شده است.
هویت حرفه ای ،فرایند مداوم تفسیر و باز تفسیر تجربه هاست(کربی،1991).این اندیشه بر این نکته تاکید می کند که رشد معلم هرگز متوقف نمی شود و می توان آن را به مثابه فرایند یادگیری مادام العمر در نظر گرفت(دی،1999،به نقل از بیجارد و همکاران،2004).بنابراین از دیدگاه رشد حرفه ای ،شکل گیری هویت حرفه ای نه تنها پاسخی به سوال “من در این لحظه چه کسی هستم” می باشد بلکه پاسخی نیز به این سوال است که “من می خواهم چه کسی باشم”.دلالت ضمنی درنظرگرفتن هویت حرفه ای به مثابه فرایند مداوم ،این است که این فرایند پویاست و ثابت و لایتغیر نیست.
هویت حرفه ای دربردارنده شخص و زمینه است.هویت حرفه ای معلم پدیده ای کاملا منحصر به فرد نیست.از معلمان انتظار می رود که حرفه ای فکر کرده و رفتار کنند، امّا نه با به کارگیری ساده ویژگیهای حرفه ای از قبیل دانش و نگرشها ،بلکه معلمان بسته به نحوه برخورد با این ویژگیها و ارزش شخصی که برای آنها قائلند،متفاوتند. از نظر فیمن – نمسر و فلودن(1986به نقل از بیجارد و همکاران ،2004)در
مدرسه تنها یک فرهنگ تدریس وجود ندارد،هر معلم هر چند که در زمینه ای محدود قرار گرفته باشد، تا حدی فرهنگ تدریس خود را دارد.
هویت حرفه ای شامل هویتهای فرعی است که بیش و کم هماهنگ و موافقند .مفهوم هویتهای فرعی با توجه به زمینه ها و روابط متفاوت است.ممکن است برخی از این هویتهای فرعی به طور گسترده ای در ارتباط با هویت حرفه ای بوده و هسته هویت حرفه ای معلم را شکل دهند، در حالی که دیگرهویتهای فرعی بیشتر پیرامونی یا ثانویه باشند. عدم تضاد بین هویتهای فرعی برای معلم حیاتی است و لازم است تعادل خوبی بین آنها برقرار باشد.اغلب دانشجویان در سال اول تربیت معلم چنین تضادی را تجربه می کنند(ولکان و آندرسون، 1998،به نقل از بیجارد و همکاران،2004).معلمان با تجربه ممکن است چنین تضادی را در مواردی چون تغییر تربیتی یا تعییر در محیط کاری موجود تجربه کنند(کانلی و کلندینین،1999).
عاملیت ،عنصر مهمی از هویت حرفه ای است ؛بدین معنا که معلم باید در فرایند رشد حرفه ای فعال باشد(کلدرن و اسمیت،1999، به نقل از بیجارد و همکاران،2004).این جزء(عنصر) شکل گیری هویت حرفه ای همسو با دیدگاه سازنده گرایی درباره یادگیری است؛یعنی یادگیری –خواه فردی ،خواه همیارانه(مشارکتی)-بواسطه فعالیت فراگیرنده اتفاق می افتد.تحقق نقش عاملیت معلم به اهداف و در دسترس بودن ِمنابع دستیابی به آن اهداف، بستگی دارد.بیجارد و همکاران(2004)نیز چنین استدلال می کنند که هویت حرفه ای چیزی نیست که معلمان دارند،بلکه چیزی است که به کار می گیرند تا معنای معلمی خود را درک کنند. شرح و توجیه معلمان از امور در ارتباط با دیگر موقعیت ها و افراد، بیانگر هویت حرفه ای آنهاست.
از نظر بیجارد و همکاران(2004)از این 4 ویژگی می توان به عنوان چارچوب کلی برای بنیان حرفه ای بودن تدریس و تشخیص چگونگی حرفه ای شدن معلم،استفاده کرد.اما آنچه حرفه ای قلمداد می شود به عواملی چند مرتبط است مانند: راههای برقراری ارتباط معلمان با انسانهای دیگر(دانش آموزان، همکاران،والدین) ومسئولیتها ،نگرشها ،رفتارهای مورد پسند اجتماعی ودانشی که از آن بهره می برند و بیش و کم نسبت به آنها بیرونی است.بنابر این لازم است چنین ابعادی ،تم های مشترک (عمومی)پژوهش درباره هویت حرفه ای معلمان را تشکیل دهد ،آنچه آنها در مطالعات مورد بررسی خود نیافتند.
تقریبا تمامی مطالعات مرور شده در این پژوهش (مطالعه جامع بیجارد و همکاران (2004)،مطالعات کانلی و کلندینین و مطالعات اتواتنوگرافیک ) به این حقیقت اشاره کردند که تدریس معلمان علاوه بر تفکرات و تاملات آنان به عوامل زمینه ای نیز بستگی دارد.آنها از پژوهشگران بعدی خواستند تا به این مهم بیشتر توجه کنند. در این پژوهش با اتخاذ رویکرد اتواتنوگرافی هم ابعاد شخصی موثر در شکل گیری هویت حرفه ای و هم ابعاد زمینه ای و فرهنگی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
پنجمین نکته از مطالعات کانلی و کلندینین برداشت شده است.کمک اصلی آنها چگونگی ارتباطی بود که بین فهم روایی با دانش ، زمینه و هویت معلمان برقرار کردند(کانلی و کلندینین،1999،ص4). آنها با ارائه مفهوم “داستانهایی که با آنها زندگی می کنیم” بحث کردند که دانش معلم و هویت او پدیده های روایی هستند و باید به همین صورت مطالعه و فهم شوند.
2-8. تعیین چارچوب نظری
چارچوب نظری اساس یک پژوهش است.«انتخاب مدل نظری/چارچوب مفهومی…هدایت فرایند پژوهش را از طریق شناسایی مفاهیم مرتبط/ سازه ها،تعریف متغیرهای کلیدی،سوالات خاص برای بررسی،انتخاب طرح پژوهش،انتخاب نمونه و روش نمونه گیری،راهبردهای جمع آوری داده ها… تکنیکهای تحلیل داده ها و تفسیر یافته ها ،به عهده دارد»( مریم،2001).
چارچوب نظری تحقیق مثل هویت متکثر است.یک چارچوب نظری واحد برای بیان پیچیدگی های تحقیق و غنابخشی به آن کافی نیست.من از چارچوب های نظری چندگانه ای استفاده کردم که نشان دهنده ماهیت چندبعدی هویت وخودهای چندگانه من هستند.
در این رساله نظریه نقش و پارادایم های فمینیستی به منظور تبیین نقش های چندگانه ای که من در فضای خصوصی یا عمومی ایفا می کنم ،به کار گرفته می شوند.متغیر جنسیت نقش های دختر،زن و مادر را برای من رقم زده است که در شکل گیری هویت حرفه ای من تاثیر چشمگیری داشته اند.من برای تبیین این نقش های مختلف جنسیتی ،نیازمند چارچوبی نظری بودم که بر جنسیت تاکید داشته باشد. پارادایم های فمینیستی گزینه مناسبی بودند چون محور بحث آنها جنسیت و نابرابری های جنسیتی موجود در جامعه بود که من نیز تحت تاثیر آن قرار گرفته بودم.از این رو ،به فراخور بحث های مختلف به سه پارادایم شالوده شکن مفعولی،پارادیم شالوده شکن فاعلی و پارادیم هم ساخت گرا استناد کرده ام. «هدف مشترک همه شاخه های فمینیسم جنسیت زدایی از تفاوت های اجتماعی و فرهنگی و انکار هویتی است که مردان برای زنان تعریف می کنند و در جامعه ی پدرسالار تقدیس می شود.بنابراین،وجه مشترک و بنیادی نهضت های فمینیستی تلاش تاریخی،فردی،جمعی،رسمی و غیر رسمی است برای تعریف مجدد زن بودن در تقابل مستقیم با پدرسالاری؛ و ایجاد و تقویت آگاهانه و فعالانه ی هویت های جدید از طریق گردهمایی،عمل و گفتگوی خلاقانه و وادار کردن زنان به بازاندیشی و معنا دادن به زندگی روزانه»(کاستلز،1380،ص،217).
پارادایم شالوده شکن مفعولی برای توصیف وضع موجود زنان در ایران مناسب است.این پارادایم به توصیف زن از نظر تاریخی پرداخته و نشان می دهد که زنان همواره به عنوان جنس فرودست معرفی شده و در
حاشیه بوده اند.اصل قدرت و سلطه مردان نیز باعث شده تا فرودستی زنان طبیعی جلوه کند. از نظر پارادیم شالوده شکن فاعلی ، اگر زنان (و همچنین مردان) کنش گران فعال در زمینه ی خلق هویت به عنوان موجودیت مذکر و مؤنث باشند، در آن صورت می توانند این هویت ها را رد کنند و با عدم پذیرش این ساخت فرهنگی و نمادین ، از حالت ناتوانی درآمده و هویت و فردیت دیگری را بپذیرند.طرفداران پارادایم هم ساخت گرا معتقدند که تحقیقات فمینیستی می تواند از دو دیدگاه صورت بگیرد که این دیدگاه ها عبارتند از دیدگاه کور جنسی و دیگری دیدگاه جنسیتی بر اساس تجربه زنانه که این نظریه اخیر توان جوابگویی به خیلی از مسائل را دارا می باشد و رویکرد مورد نظر این رساله نیز می باشد.
چنانکه در بخش چارچوب مفهومی اشاره شد،رویکرد پژوهشگران در این رساله نسبت به هویت این است که آن را امری سیال و پیوسته در حال شدن می دانندو برای تایید نظری آن به نظریه آنتونی گیدنز درباره هویت و رویکرد سازنده گرایی کالهون (1994) استناد می کنند.
نظریه سازنده گرایی و رویکرد سازنده گرایی کالهون(1994)به شکل گیری هویت بستر نظری مناسبی برای تایید نقش عاملیت معلم و تاکید بر این نکته که معلم باید در فرایند رشد حرفه ای فعال باشد،فراهم می کنند.
هویت حرفه ای دربردارنده شخص و زمینه است. اهمیت تاثیر زمینه وبافت و تعامل اجتماعی با دیگران در شکل گیری هویت در نظریه های بسیاری مورد بحث قرار گرفته است.نظریه های ونگر(1998) ،سازنده گرایی و سازنده گرایی ویگوتسکی و نظریه باختین بر وجه اجتماعی شکل گیری هویت اتفاق نظر دارند.از نظر ونگر(1998)، ساخت هویت ها در ارتباط با اجتماع صورت می پذیرد.ویگوتسکی معتقد است تجربه و تعامل با جهان اجتماعی و فیزیکی نقشهای اساسی در رشد دانش دارند.دانش بین الاذهانی ساخته می شود،بدین معنا که به طور اجتماعی بین اعضای یک جامعه که قادر به اشتراک معانی و دیدگاه های اجتماعی زیست جهان مشترک هستند،مورد بحث قرار می گیرد.از نظر باختین انسانها را تنها در رابطه با دیگران می توان شناخت. برای باختین هر خودی بیگانه است و به تنهایی قادر نیست به درک و شناختی برسد. ازاین‌رو آگاهی و معرفت انسان از خودش تنها از طریق ارتباط و پیوند با دیگران ممکن است.
اعمال و کنش های اجتماعی برای یادگیری انسان ها و شکل گیری هویت ضروری هستند.رویکرد تجربی دیویی و نظریه یادگیری ونگر(1998) و نظریه های سازنده گرایی بر اهمیت تجربه زیسته تاکید می کنند و به عنوان بخشی از چارچوب نظری این رساله در نظر گرفته شده اند.داستان ها و تجربه های ما بیان روایی ما درباره این است که ما در زیست جهان خود چه کسی هستیم. اتخاذ رویکرد تجربی در شکل گیری هویت معلم،تجربه های یادگیری معلمان و تجربه های تدریس آنها را شامل می شود.
این نظریه ها که چارچوب نظری رساله را تشکیل می دهند به ترتیب ذیل، به تفصیل تشریح می شوند:
2-8-1.نومفهوم گرایان
2-8-2. نظریه های مرتبط با جنسیت