دانلود پایان نامه مدیریت در مورد اضطراب اجتماعی

دانلود پایان نامه

) مدیریت تعارض
الف) ترفند عدم مقابله: وضعیتی است که فرد میخواهد در آن، از تعارض کناره گیری کرده و یا از برخورد جلوگیری کند.
ب) ترفند راهحل گرایی: موقعیتی است که در آن، طرفین برای رسیدن به سود پافشاری می کنند ولی همچنین خواهان همکاری نیز هستند و به سود طرف دیگر نیز توجه دارند.
ج) ترفند کنترل: موقعیتی است که در آن، تلاش برای رسیدن به سود بیشتر، بدون توجه به این که این کار میتواند به رویارویی با دیگران بیانجامد، صورت میگیرد (کرامتی و روشن، 1384).
1-7-2. تعریفهای عملیاتی:
خویشتنشناسی: در این پژوهش خویشتنشناسی یک ذهنیت و تصور از خویشتن است که از طریق پرسشنامه خویشتن شناسی (SCS) مورد بررسی قرار میگیرد و منظور از آن، نمرهای است که آزمودنیها از این پرسشنامه کسب می کنند.
مؤلفه های خویشتنشناسی
الف- خودآگاهی عمومی: در پژوهش حاضر منظور از خودآگاهی عمومی، میزان نمرهای است که افراد از سوالات مختص خودآگاهی عمومی، در پرسشنامه خویشتنشناسی کسب میکنند.
ب- خودآگاهی خصوصی: در این پژوهش منظور از خودآگاهی خصوصی میزان نمرهای است که افراد از سوالات مختص خودآگاهی خصوصی، در پرسشنامه خویشتنشناسی کسب میکنند.
ج-اضطراب اجتماعی: در این پژوهش منظور از اضطراب اجتماعی، میزان نمرهای است که افراد از سوالات مختص اضطراب اجتماعی، در پرسشنامه خویشتنشناسی کسب میکنند.
ترفندهای مدیریت تعارض: در این پژوهش منظور از ترفندهای مدیریت تعارض میزان نمره کسب شده توسط آزمودنیها از پرسشنامه ترفندهای مدیریت تعارض پوتنام و ویلسون می باشد.
مؤلفه های (ترفند) مدیریت تعارض
الف) ترفند عدم مقابله: در این پژوهش، منظور از این ترفند، نمره کسب شده توسط افراد در سوالهای مربوط به ترفند مقابله، در پرسشنامه ترفندهای مدیریت تعارض میباشد.
ب) ترفند راهحل گرایی: در این پژوهش، منظور از این ترفند، نمره کسب شده توسط افراد در سوالهای مربوط به ترفند راهحل گرایی، در پرسشنامه ترفندهای مدیریت تعارض میباشد.
ج) ترفند کنترل: در این پژوهش، عبارت است از میزان نمرهای که افراد در سوالهای مربوط به ترفند کنترل، در پرسشنامه ترفندهای مدیریت تعارض کسب میکنند.
1-8. قلمرو تحقیق
1-8-1. قلمرو موضوعی تحقیق
در این پژوهش به موضوع ترفندهای مدیریت تعارض و خویشتنشناسی در بین مدیران پرداخته شده است. همچنین رابطه بین دو متغیر بالا مورد تاکید این پژوهش است.
1-8-2. قلمرو زمانی تحقیق
فرایند انجام این پژوهش از فروردین ماه 1393 آغاز، و در آبانماه 1393 به پایان رسیده است.
1-8-3. قلمرو مکانی تحقیق
پژوهش حاضر در شرکت بهرهبرداری نفت و گاز گچساران انجام شده است.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش
ادبیات و پیشینه پژوهش

2-1. مقدمه
این فصل در دو بخش به بررسی ادبیات و پیشینه پژوهش می پردازد: الف: مبانی نظری مربوط به متغیرهای پژوهش(خویشتن شناسی و ترفندهای مدیریت تعارض). ب: پیشینه تجربی مربوط به موضوع پژوهش. در بخش اول این فصل به مفهوم خویشتن شناسی، تاریخچه، مراحل خویشتن شناسی، جنبه های خویشتنشناسی، خویشتنشناسی در عرصه مدیریت و…در موضوع مدیریت تعارض، به مفهوم تعارض، ترفندهای مدیریت تعارض، انواع تعارض، راهکارهای ایجاد تعارض سازنده در سازمان و…می پردازیم. بخش دوم این فصل نیز مختص پژوهش های تجربی است که در زمینه خویشتنشناسی و سبکهای مدیریت تعارض توسط محققان داخلی و خارجی انجام پذیرفته است. در انتهای این فصل به جمعبندی پیشینه تجربی موضوع پژوهش پرداخته میشود.
2-2. بخش اول: خویشتنشناسی
2-2-1. تعریف مفهوم خویشتنشناسی

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

خویشتنشناسی عبارت است از “من کیستم، به کجا میروم، چه میکنم”. خویشتنشناسی بخش اساسی هویت ما را تشکیل میدهد. تا مادامی که ندانیم چه میکنیم و به کجا میرویم و از زندگی چه میخواهیم ، نمیتوانیم هویت واقعی خود را تشکیل دهیم. به عبارت دیگر به این درجه از خودآگاهی برسیم که به این سئوالات بدرستی جواب دهیم و گرنه نمیتوانیم هویت واقعی خود را شکل دهیم. مفهوم خود با مفاهیم اجتماعی و هویتی که شخص با آن درگیر است ، همراه است. حقیقت وجود ما همانی نیست که هستیم بلکه چیزی است که از خویشتن می سازیم. آنچه فرد را می سازد، وابسته به اعمال و رفتارهای سازنده ای است که فرد در پیش میگیرد. (جنکینز، 1380).
چنین به نظر میرسد هرچه انسان بیشتر خود را بشناسد و دید بهتری از ویژگیهای خود داشته باشد، احتمال رشد استقلال و اعتماد به نفس را در خود افزایش داده و زمینه را برای پذیرش بهتر دیگران تقویت کرده است. بنابراین خویشتنشناسی در تصمیمگیری های مهم و سرنوشت ساز زندگی و سازگاری فرد، نقش بسیار مهمی ایفا میکند و در کنترل هیجانها و روش های مقابله با استرس، تاثیر چشمگیری دارد (آلبرتین و همکاران،2001).
در ادبیات مربوط به خویشتنشناسی تعریفهای گوناگونی از سوی صاحبنظران ارائه شده است. در زیر به برخی از تعاریف میپردازیم:
خویشتنشناسی، بررسی واقع گرایانه باروها، ارزش ها، احساس ها و توانایی های بالقوه و بالفعل خود و استفاده از آنها در تصمیمگیری ها است، به گونه ای که به نفع خود و روابطمان با دیگران باشد. در واقع مهارتی است که به حس پرورشیافته ای از عزت نفس منجر خواهد شد. افرادی که شناخت وسیعی از خود دارند، دیگران را بهتر میتوانند درک کنند و پیشبینی دقیقتری از رفتار سایرین خواهند داشت و بدین ترتیب مشکلات کمتری را در روابط بین فردی با دیگران تجربه خواهند نمود (برنان و همکاران، 2007).
خویشتنشناسی، توسط برخی صاحب نظران تحت عنوان خودآگاهی نیز مورد توجه قرار گرفته است و عبارت است از اینکه فرد چه برداشتی از خود دارد و بر اساس این برداشت چه احساسی پیدا میکند. خودآگاهی ما، پیشبینی کننده احساس رضایت ما از خود و زندگی ما است. به نظر می رسد احساس رضایت، نیازی است که تقریباً تمامی فعالیتهای ما معطوف به آن است. احساس راضی نبودن از خود، به فرد هشدار می دهد که نیازمند تغییر است. اصلیترین و اساسیترین بخش این تغییر، با اهتمام به خودشناسی شکل میگیرد (اشرفی و همکاران، 1393).
خویشتن شناسی، توانایی شناخت خود، نقاط ضعف و قوت، خواستهها، ترس ها و انزجارها است. افرادی که دارای خودآگاهی هستند احساسات خود را شناسایی می کنند و نسبت به آنها آگاهی کسب کرده و این احساسات را کنترل میکنند، از نقاط ضعف و نقاط قوت خود آگاه میشوند و با تکیه بر نقاط قوت، نقاط ضعف خود را کاهش می دهند (براد و همکارن، 2009 ).
به زعم یونگ، انسان در اثر ارتباط متقابل با محیط و دیگران به یک ذهنیت و تصور از خویشتن میرسد که روان شناسان به آن مفهوم خود یا خویشتنشناسی می گویند. خودشناسی، آگاهی داشتن، درک کردن و شناخت دنیای بیرون و همچنین شناخت خود در رابطه با دنیای بیرون است(یونگ، ترجمه بفروزی، 1380).
2-2-2. ابعاد خویشتن شناسی
در فرایند رشد و تحول شخصیت، انسان نه تنها نسبت به ویژگی ها و حالات خود، آگاهی بدست میآورند، بلکه به طور همزمان قادر به درک آن میگردد که دیگران نیز نسبت به او آگاهند و این آگاهی دو جانبه، اندیشه ها و عواطفی هستند که میتوانند خوشایند یا نا خوشایند باشند. یافته های پژوهشی نیز مؤید این موضوع هستند که سازه خویشتن شناسی یا خودآگاهی، مشتمل بر سه جزء است:
الف- خودآگاهی عمومی: آگاهی کلی در مورد خود، به عنوان فردی اجتماعی و آن گونه که دیگران او را در می یابند.
ب- خودآگاهی خصوصی: عبارت است از تمایل به تفکر و توجه به اندیشه ها، احساس و اندیشه های درونی و فردی.
ج-اضطراب اجتماعی: توصیفکننده نگرانی و پریشانی فرد از قرار داشتن در حضور دیگران و میل به تنهایی است (فنسین، شیر و باس، 1975).
2-2-3. جنبه های خویشتن شناسی
در ادبیات، خویشتنشناسی به شناخت خود، پی بردن به تمایلات شخصی خود، کنترل رفتار و کردار و چیرگی بر آن دلالت دارد و بر فراگیری دانش خویشتنشناسی به عنوان عامل موثر در محیط تاکید شده است. افزون بر این خویشتنشناسی به عنوان پیش شرط بهداشت روانی و شناخت دیگران یاد شده است. در بررسی پیشینه مفهوم خویشتنشناسی، جنبه های مهم خویشتن شناسی عبارتند از: ارزشهای شخصی، سبک شناختی، گرایش به تغییر و گرایش به روابط انسانی. ارزش های شخصی بر دیگر جنبه های رفتار سایه میافکنند و در شکل گیری شخصیت، کارکردی عمده دارند. سبک شناختی به روش گردآوری و پردازش اطلاعات اشاره دارد. گرایش به تغییر، به روشهایی اشاره دارد که افراد برای رویارویی با تغییرات محیطی و سازگاری خود با آن به کار میبرند. گرایش روابط انسانی نیز به تعامل با دیگران مربوط است (کرامتی و روشن، 1384).
خودشناسی موارد زیر را در بر می گیرد
-خود واقعی

خود واقعی همان ویژگیهایی است که با فرد به دنیا می آید. کودک وقتی با جنسیت مذکر به دنیا می آید، این بخشی از خود واقعی اوست. گذشته از جنسیت، مزاج، توان عصبی و هوش، تعدادی دیگر از ویژگیها نیز هنگام تولد با کودک متولد میشوند. شناخت این خود واقعی یکی از حوزه های بسیار مهم خودشناسی است. زیرا بسیاری از توانایی های ما در این خود واقعی است که به دلیل اینکه در مسیر اجتماعی شدن یاد میگیریم که فرد دیگری باشیم، این موهبت ها را نادیده میگیریم. در زمینه تحقیقات انجام گرفته در حوزه خودشناسی و مدیریت، بخشی از نتایج بدست آمده، گویای آن است که حتی مدیران رده بالا نیز گاهی از این موهبت بی بهره هستند.
– خود کاذب
در هنگام قرار گرفتن در شرایط آسیب زا، برای حمایت از “خود” افراد گاه مجبورند که یک لایه امنیتی برای خود تشکیل دهند که این لایه امنیتی تبدیل به بخشی از شخصیت افراد می شود. این لایه هم اکتسابی است و هم غیرضروری. به همین دلیل است که عده ای نام آن را خود دروغین نام نهاده اند. بنابر این در روند خویشتن شناسی این “خود” خود کاذب به شمار رفته و عامل اصلی جدا شدن انسان از واقعیت محسوب می شود.
– خود ناظر
به این خود، در متون عرفانی به وفور اشاره شده است و عنصر کلیدی در مغز انسان برای شناسایی خودهایی است که در بالا به آنها اشاره شد. هر چه قدرت خود ناظر بیشتر باشد، فرایند خودشناسی سریع تر و عمیق تر انجام می شود. خود کاذب مانع بزرگی در فعال شدن خود ناظر است. دانشمندان علوم عصب شناختی نیز به این مساله پی برده اند که در ذهن انسان کیفیتی است که می تواند خود را ببیند. این همان خود ناظر است (ایمانی راد، 1392).
2-2-4.خویشتن شناسی در عرصه مدیریت
در ادبیات مدیریت، از مهارت خویشتنشناسی به عنوان پیش شرط بهداشت روانی و توانایی شناخت دیگران یاد شده است. درک، بینش و آگاهی مدیر موجب بهرهوری، تخصص و بهبود در روابط انسانی او می شود. بنابراین باید مدیران را یاری کرد تا ویژگی های اصلی شخصیت و نقاط ضعف و قدرت خود را بشناسند (نیستانی و منفردی راز، 1388). رمز موفقیت مدیران در شناخت خواسته ها، انتظارات و نیازهای سرمایه های انسانی سازمان است و این مهم میسر نخواهد شد مگر این که مدیران بتوانند خود را بشناسند و بر اعمال و افکار خود تسلط داشته باشند و همکاری را در سازمان افزایش دهند(قربانی و همکاران، 1383).
مدیران می توانند با خودارزیابی در زمینههایی همچون کیفیت تصمیم گیری، خلاقیت و نوآوری، ارتباط ها، نوع احساس به کار، انگیزش و کار گروهی، شناختی نظاممند از کارکرد خود در سازمان به دست آورند و از این راه مهارتهای مدیریتی خود را پرورش دهند و به درکی ژرف تر از رفتار دیگران برسند (کرامتی و روشن، 1384). از این رو مدیران خویشتنشناس با فراهم کردن محیط مناسب در سازمان مانع پنهان شدن تعارض کارکنان میشوند و از این طریق برای شناسایی و حل تعارض تلاش کرده و آن را به فرصتهایی برای رشد تبدیل میکنند (اچیتوا، 2002).
کاندنسه گروه از افراد را مشخص می کند که این افراد خود را برای مدیریت مناسب می دانند:
1-افرادی که خود را واجد شرایط مدیریت میدانند.
2- افرادی که احساس می کنند نیازمند به رهبری و مدیریت بر دیگران هستند؛ این احساس نه به خاطر پاداش، بلکه بخاطر ویژگیهای مطلوبشان است.
3- افرادی که الزاما بخاطر وظیفه اجتماعی تمایل به مدیریت و رهبری دارند؛ نه بخاطر اینکه خود را واجد صلاحیت می دانند(کاندن،2011).
لفرانچویس(1996) مفاهیم عزت نفس، خودپنداره یا مفهومخود و خودشکوفایی را از اجزای خودآگاهی یا خویشتنشناسی معرفی می کند و هر یک را به شرح توضیح میدهد:
عزت نفس، برداشت مثبت یا منفی افراد از خودشان است. مفهوم خود عبارت است از نگرشی که فرد نسبت به خود دارد و خودشکوفایی عبارت است از فرایندی که فرد طی آن “خودش” می شود و استعدادهای خود را رشد داده و نسبت به هویت خویش آگاهی یافته و خویشتن را تکمیل میسازد (دیر، 2005).
خویشتنشناسی، خود آگاهی یا خود شناسی، در ذیل مهارت های مرتبط با هوش هیجانی یا هوش عاطفی نیز مورد توجه محققان قرار گرفته است که با توجه به تعریف (گلمن، 1999) از هوش عاطفی، ابعاد هوش هیجانی در مدیریت و رهبری به شرح زیر است:
1 ـ خویشتنشناسی: خودآگاهی یا تشخیص احساس در لحظه وقوع است و بخش مهم و کلیدی هوش عاطفی را تشکیل می‌دهد. توانایی کنترل و اداره لحظه به لحظه احساس‌ها نشان از درک خویشتن و بصیرت روانشناسانه دارد. مدیران و رهبرانی که درجه‌ بالایی از خودآگاهی دارند، با خود و دیگران صادق هستند و می‌دانند که چگونه احساس‌ بر آنها، سایر مردم و عملکرد شغلی‌شان تأثیر می‌گذارد آنها با یک احساس قوی از خود آگاهی و اعتماد به نفس، در استفاده از قابلیتها کوشا هستند.
2 ـ خود کنترلی (خود مدیریتی): کنترل و اداره احساسات مهارتی است که بر پایه خودآگاهی شکل می‌گیرد. مدیران و رهبران قادرند محیطی از اعتماد و انصاف خلق کنند. عامل خودنظمدهی به دلایل رقابتی بسیار مهم است. زیرا در محیطی که سازمان‌ها مستهلک می‌شوند و فناوری کار با سرعتی گیج کننده تغییر شکل می‌یابد، فقط افرادی که بر هیجان‌ تسلط یافته‌اند، قادر به انطباق با این تغییرات هستند.
3 ـ خود انگیزی: هدایت احساس‌ خود به منظور هدفی خاص همچون تمرکز، توجه و ایجاد انگیزه در خود دارای اهمیت است. کنترل احساس‌ زمینه ساز هر نوع مهارت و موفقیت است و کسانی که قادرند احساس‌ خود را به موقع بر انگیزانند، در هر کاری که به آنها
واگذار شود، سعی می‌کنند مولد و مؤثر باشند.

 
 
4 ـ همدلی: توانایی دیگری که بر اساس خود آگاهی عاطفی شکل می‌گیرد، همدلی با دیگران است که نوعی مهارت فردی محسوب می‌شود، افراد که از توانایی همدلی برخوردارند، با ملاحظه و فکر، احساس‌ کارکنان را همراه با سایر عوامل در تصمیم گیری‌ها در نظر می‌گیرند. امروزه همدلی به عنوان جزئی از رهبری، بسیار مهم است. رهبران همدل همدردی بیشتری را با افراد اطرافشان نشان می‌دهند.
5 ـ مهارت‌های اجتماعی یا تنظیم روابط با دیگران: هنر برقراری ارتباط با مردم، هنر کنترل و اداره کردن

دیدگاهتان را بنویسید