[do_widget id=kl-erq-2]

مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2-1- مقدمه
امروزه مدیریت دانش و فعالیتهای دانایی محور همواره مورد تاکید تمامی سازمان ها و صاحبنظران عرصه های مختلف جامعه قرار دارد. دانش نخستین منبع راهبردی برای شرکت ها در قرن 21است. پژوهشگران و متخصصان تلاش می کنند دریابند، چگونه منابع دانش به صورت مؤثری گردآوری و مدیریت شود تا بتوان به عنوان مزیتی رقابتی از آن استفاده کرد. بنابراین قبل از اقدام به مبادرت برای اجرای طرح های مدیریت دانش، سازمان ها نیازمند ارزیابی سیستم های سازمانی و منابع موجود خود هستند تا مهمترین و بهترین راهبرد مدیریت دانش را برای خود شناسایی کنند.
طی چند سال گذشته بحث‌های گسترده‌ای درباره اهمیت مدیریت دانش در جامعه ما صورت گرفته است. استادان و پژوهشگران از رشته‌های مختلف مانند جامعه‌شناسی، اقتصاد و علم مدیریت توافق دارند که تحولی رخ داده است. امروزه علاقه مندی فزاینده ای به حوزه مدیریت دانش در سازمان ها و محافل علمی وجود دارد. به دلیل نوظهور بودن این مسأله، کمبود دسته بندی استاندارد و مشخص در رابطه با مدل های پیاده سازی مدیریت دانش در منابع پژوهشی و سازمانی احساس می شود.
از آنجایی که ادبیات نظری، پایه و اساس هر پژوهشی می باشد لذا برای انجام موفقیت آمیز هر پژوهشی رجوع به ادبیات نظری مربوطه ضروری می باشد. از این رو در این فصل به تفاوت اطلاعات و دانش، طبقه‌بندی انواع دانش، سیر مراحل تبدیل داده به دانش و خرد سازمانی، جریان دانش، فرآیند دانش، خصوصیات دانش، منابع دانش، دانش سازمانی، مفهوم مدیریت دانش، تاریخچه مدیریت دانش، تئوری‌های مدیریت دانش و سایر موضوعات مرتبط با مدیریت دانش و پژوهش‌های خارجی و داخلی مرتبط با موضوع پرداخته شده و در نهایت مدل مفهومی مدیریت دانش در این تحقیق مشخص میگردد.
2-2- دانش
اینکه دانش چیست، یکی از سؤالاتی است که انسان همیشه با آن درگیر بوده و این سؤال ذهن بسیاری از فلاسفه را برار قرن‌ها به خود مشغول داشته است. بنابراین در حالی که افزایش گسترده علاقه به مدیریت دانش در عصر حاضر، اهمیت دانش را بیش از پیش نمایان کرده است، اما آن بدین معنی نیست که دانش یک سؤال جدید یا بدیع است. در عین حال در عصر حاضر گرایش و توجه به موضوع دانش بیش از علاقه به موضوع مدیریت دانش است (سیف‌الهی و داوری، 1378: 32). در تلاش برای پاسخ به این سؤال که دانش چیست مارتنسون به نقل از منوریان 1385 این نکته را مطرح می‌سازد که اگر چه فلاسفه صدها سال است که در رابطه با این موضوع بحث می‌کنند ولی تلاش برای یافتن یک تعریف رسمی همچنان ادامه دارد. به عقده هوبر و نوناکا، دانش عبارت است از اعتقاد و باوری که منجر به افزایش توان بالقوه پدیده‌ها برای اقدامات و تصمیمات اثر‌بخش می‌شود (ابطحی و صلواتی، 1385: 58).
دانش ترکیبی از داده و اطلاعات است که به آن دیدگاههای تخصصی، مهارت ها و تجربیات افزوده میشود تا دارایی های ارزشمندی برای کمک به اتخاذ تصمیمات صحیح بدست آید. دانش، اطلاعات در مرحلهی عمل است. دانش به توانایی و قابلیت برای انجام عمل بستگی دارد. قدرت خلق دارد، بنابراین به سختی به تعریف در میآید و دانش به ارزش ها و تجارت کارکنان مرتبط میشود(شریف زاده و بودلایی،1387). در کل میتوان گفت، دانش فرایندی فرار و پیچیده است که برای قضاوت های ارزشمند بر اساس تجربیات و درک الگو نیاز به انسان دارد(گاندهی،1389).
در همین رابطه داونپورت و پروساک (1379) دانش را مخلوط سیالی از تجربیات، ارزش‌ها، اطلاعات موجود و نگرش‌های کارشناسی نظام یافته می‌دانند که چارچوبی برای ارزشیابی و بهره‌گیری از تجربیات و اطلاعات جدید فراهم می‌کند. نوناکا و تاکه‌اوچی 1996 استدلال می‌کنند که دانش ساخت ذهنی است که شامل باورها، مفاهیم، چشم‌اندازها، قضاوت‌ها و انتظارات، روش‌ها و معلومات خاص با هدف پیش‌بینی عواقب آینده، یا برای ساخت استنتاج است.روش مفید برای درک تعریف مناسب از دانش می‌تواند از طریق تمایز آن از اینکه چه چیزی دانش نیست به دست اید که در بخش بعدی توضیح داده میشود.
2-3- اطلاعات
نتیجه پردازش، ارتباط دادن، یا خلاصه کردن داده های خام برای پدید آوردن دانش و آگاهی است. داده ها، زمانی به اطلاعات تبدیل میشوند که ارائه دهنده آنها معنی و مفهوم خاصی به آنها ببخشد. با افزودن ارزش به داده ها، در واقع آنها را به اطلاعات تبدیل میکنیم. اطلاعات نه تنها دارای قابلیت تاثیر گذاری برگیرنده هستند بلکه خود شکل خاصی دارند، برای هدف خاصی سازمان مییابند(داونپورت و پروساک، 1388: 20_19). داده ها میتوانند واقعیتهایی را در دسترس قرار دهند، اما در این مرحله واقعیت ها تحلیل میشوند تا اطلاعاتی را به مدیران بدهند که برای تصمیم گیری بهتر به آنها نیاز دارند. بنابراین هر نظام اطلاعاتی، داده ها را جمع آوری، سازماندهی و توزیع میکند، به گونه ای که به عنوان اطلاعات معنی داری شوند(فیضی،1387).
2-4- تفاوت اطلاعات و دانش
اطلاعات، داده‌های پردازش شده موجود در رایانه‌ها هستند که به دلیل تأثیر گسترده فن‌آوری اطلاعات و جهانی شدن، به طور فزاینده‌ای برای همگان قابل دسترس است. اما درباره م
فهوم اطلاع تعابیر ضد و نقیض زیادی وجود دارد و صاحب نظران، این اصطلاح را به عنوان یک فرایند، کالا، صنعت و … نیز به کار برده‌اند.
بلکر اطلاع را به این صورت تعریف می‌کند: چیزی که به کمک آن می‌توانیم از میان مجموعه امکاناتی که نسبت به آنها چیزی نمی‌دانیم، دست به انتخاب بزنیم.
اما دانش، درک، آگاهی یا شناختی است که در خلال مطالعه، تحقیق، مشاهده یا تجربه و در طول زمان به دست می‌آید و یک گام بعد از اطلاعات قرار دارد، یعنی داده‌ها (اطلاعات خام) با پردازش در رایانه به اطلاعات تبدیل می‌شود که این اطلاعات برای همه مساوی و یکسان است و در مرحله بعد، برداشت و استفاده‌ای که از این برون‌داد یا اطلاعات می‌شود، دانشی است که تولید می‌شود. پس دانش متکی به اطلاعات است و امروزه اگر به دانش توجه بیشتری می‌شود به دلیل تولید زیاد و گسترده اطلاعات است که برای غلبه، کنترل و استفاده صحیح از آن، راهی جز تبدیل آن به دانش نیست، چرا که افراد در رویارویی با انفجار اطلاعات، به راحتی نمی‌توانند به اطلاعات صحیح و مناسب خود برای دانش ورزی و خردورزی در زمان مناسب دست پیدا کنند. پس دانش را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: دانش، درک، آگاهی یا شناختی است که در خلال مطالعه، تحقیق، مشاهده یا تجربه نسبت به جهان بیرونی در فرد ایجاد می‌شود.
برای درک تفاوت میان داده، اطلاعات و دانش، و همچنین تشخیص جایگاه آنها در فرایند تفکر به حیات در اینحا الگوی فرایند تولید دانش آورده شود:
بیت (Bit) —> بایت (Byte) —> داده (Data) —> اطلاع (Information) —> اطلاعات ویژه (Intelligence) —> دانش (Knowledge) —> خرد (Wisdom)
الگوی فرایند تولید دانش (فتاحی،1381)
درسازمان دانش آنچه افراد درباره مشتریان، تولیدات، فرایندها، خطاها و موفقیت‌های سازمانی خود می‌دانند، تعریف می‌شود. دانش می‌تواند در پایگاه‌های اطلاعاتی، بخش‌های اداری و یا دیگر منابع داخلی و خارجی سازمان وجود داشته باشد. دانش سازمانی در طول زمان به دست می‌آید و سازمان را قادر می‌سازد تا به درک عمیق‌تری نائل شود و با زیرکی و ذکاوت که از مشخصه‌های خرد است تشکیلات سازمانی خود را رهبری کند. خرد وقتی در سازمان‌ها به دست می‌آید که دانش جدید را همراه با تحولات، تجربیات و تخصص‌های گروهی به کار گیرد و از دانش به وجود آمده برای به کارگیری فن‌آوری لازم در سازمان و برای رسیدن به هدف‌های برنامه‌ریزی شده با اشتراک مساعی همه بخش‌ها استفاده کند.
2-5- طبقه‌بندی انواع دانش
یکی از اولین طبقه بندی ها در مورد دانش در سال 1948 توسط پولانی ارائه شد، وی دانش را به دو دسته تقسیم بندی نمود،اولی دانش آشکار است که قابلیت کدگذاری دارد و میتوان آن را به صورت مکتوب و مستند بیان نمود. این دانش را می توان به شکل کلمات و اعداد و نیز به شکل خصوصیات کالا، دستورالعمل ها و قواعد کار تبدیل کرد. و دومی دانش نهفته، که دانشی است شخصی که به سختی میتوان آن را مستند و کد گذاری نمود، به همین دلیل انتقال آن بسیار مشکل است. این نوع از دانش بیشتر ناشی از تجارب و مهارت های کارکنان است(شریف زاده و بودلایی،1387). بررسی طبقه بندی های ارائه شده در خصوص دانش این نکته را آشکار میکند که فصل مشترک اکثر صاحبنظران در مورد دانش حول محورهای دانش آشکار، دانش نهفته، دانش فردی و دانش گروهی متمرکز شده است. بنابراین دانش میتواند آشکار، نهفته، فردی ویا جمعی (سازمانی) باشد(ابطحی و صلواتی،1385).
2-5-1- انواع دانش از نظر نوناکا
یکی از معروف‌ترین طبقه‌بندی‌ها از دانش توسط نوناکا انجام گرفته است که مبتنی بر نگرش پولانی (1962) در خصوص دانش است. وی دو نوع دانش را معرفی می‌کند که عبارتند از:
الف) دانش آشکار: دانشی است که عینی بوده و می‌توان به صورت رسمی و زبان سیستماتیک بیان شود، نوناکا معتقد است این نوع دانش مستقل از کارکنان بوده و در سیستم‌های اطلاعات کامپیوتری، کتاب‌ها، مستندات سازمانی و نظایر اینها وجود دارد. (ابطحی و صلواتی، 1385: 16- 15).
دانش صریح یا آشکار دانشی است که قابلیت کد‌گذاری دارد و می‌توان آن را از طریق گویش و یا به صورت مکتوب و مستند بیان نمود. دانش صریح را می‌توان به شکل کلمات و اعداد و نیز به شکل خصوصیات کالا، دستورالعمل‌ها و قواعد کار تبدیل کرد.
ب) دانش نهان (نهفته): دانشی است که انتزاعی بوده و دستیابی به آن آسان نیست. لی و چوی به نقل از پولانی دانش نهان را به این صورت تعریف می‌کنند: دانشی که منابع و محتوای آن در ذهن نههفته است و به آسانی قابل دستیابی نبوده و غیرساختار‌مند است. این دانش از طریق تجربه و یادگیری عملی کسب می‌گردد و قابل کدگذاری نیست.