طبقه بندی ادوینسون و مالون و مدل ادوینسون و مالون


Widget not in any sidebars

ویگ، تفسیری از اجزای منفرد الگوی سرمایه های فکری اسکاندایا ارائه نموده است که بر اساس آن:
سرمایه های انسانی اشاره به شایستگی کارکنان و قابلیت آن ها دارد. برای مثال، اگر یک سازمان کارکنانش را آموزش دهد، در حقیقت سرمایه انسانی اش را توسعه داده است.
سرمایه ساختاری نتیجه ای از سرمایه فکری و به صورت اطلاعات، منابع دانش یا اسناد و مدارک منعکس می شود. همان طور که قبلا توضیح داده شد، سرمایه های ساختاری، آن چیزهایی است که پس از رفتن کارکنان در سازمان باقی می ماند.
سرمایه مشتریان نیز در ارزش ارتباطات سازمان با مشتریان نمایانگر می شود.
سرمایه سازمانی شامل دارایی های دانشی نهادینه شده در بستر فرآیندها و نوآوری های سازمانی می باشد.
سرمایه فرآیندی اشاره به فرآیندهای ارزش افزای سازمانی مانند ساختار سازمانی، تجارب مدیریتی، سیستم ها و رویه ها، زیرساخت ها و سیستم های کامپیوتری دارد.
سرمایه نوآوری شامل دانش آشکار همراه با دارایی های فکری می گردد. که شناسایی هر دوی آن ها در سازمان مشکل است، همانند فرهنگ مثبت.
مالکیت معنوی، بیانی است برای دانش مستند شده و جمع آوری شده مانند نوآوری ها، تجارب عملی، حق اختراع، فناوری، برنامه های تحصیلی، زیرساخت های دانشی شرکت، طراحی ها و هم چنین ویژگی های خاص تولیدات و خدمات.
الگوی ارزش اسکاندایا، توجه تمرکز زیادی بر قابلیت های نوسازی دارد. این الگو، سرمایه نوآوری و فرآیندی را به عنوان بخشی از سرمایه سازمانی در نظر می گیرد.
2-1-2-2- مدل بروکینگ
بروکینگ در سال 1997 از سرمایه فکری تحت عنوان مجموعه ای از دارایی های نامشهود نام می برد، که شرکت ها را قادر به ادامه فعالیت می کند.
طبقه بندی ارائه شده توسط بروکینگ مشابه با طرح ادوینسون و مالون است، اما در این طبقه بندی بروکینگ، مالکیت معنوی را از دارایی های زیرساختی جدا کرده و در یک دسته مجزا قرار داده است. دیدگاه آن ها اگر چه یکسان نیستند اما مکمل یکدیگر هستند. هدف ادوینسون و مالون توضیح اهمیت سرمایه فکری در سازمان ها بوده و موضوعات مهمی مانند ویژگی های کلیدی، اندازه گیری رویکردهای مدیریت بر آن ها را در بر می گرفت. آن ها مدیریت بر سرمایه فکری را به عنوان گام نهایی برای ساخت سازمان هایی با ارزش بالا و سازمان هایی که می خواهند ارزش در آن ها به صورت مداوم افزایش بیابد معرفی کردند. با اینکه بروکینگ دارای اهداف مشابهی با ادوینسون و مالون بود، اما او اجزای سرمایه فکری را طوری تعیین کرد که بتوان از آن در امر ممیزی نیز استفاده نمود و بدین خاطر وی بر روی فرآیندهای تعریف، مستندسازی و اندازه گیری سرمایه فکری تاکید کرده است. بروکینگ عقیده دارد که هدف نهایی هر کسب و کاری به دست آوردن ارزش پولی به ازاء هر جزیی از دارایی ها است. او تصریح کرده است که این امر برای شرکت ها بسیار مهم است ، که میزان دارایی هایشان را ارزیابی کرده و از این طریق مدیران را از محل وجود ارزش های واقعی در سازمان آگاه سازند. به همین دلیل آن ها نیاز دارند تا شاخص هایی برای ارزیابی موفقیت و رشد در دست داشته و مبناهایی را برای افزایش احتمال دریافت وام از موسسات مالی به وجود بیاورند.
شکل 2-2- مدل سرمایه فکری بروکینگ (سال 1997)
2-1-2-3- مدل روس و همکاران
روس و دراگونتی و ادوینسون در سال 1997 شاخص سرمایه فکری را برای اندازه گیری سرمایه فکری معرفی کردند. آن ها تشریع کردند که دیدگاه هایشان در رابطه با سرمایه فکری، دانش محور بوده و اشتباهاتی با مباحث دانش دارد. از سوی دیگر بعدها آن ها از مدلی استفاده کردند که مشابه با مدل ادوینسون و مالون بود (اما دقیقا همانند آن ها نبود).
شکل 2-3- مدل سرمایه فکری روس و همکاران (سال 1997)
اگرچه ادوینسون و مالون پیشرفت های زیادی در رابطه با اندازه گیری سرمایه فکری داشته اند اما روس و همکاران پیشرفت های ملموسی در یکپارچگی معیارهای سرمایه فکری و حرکت به سمت یک معیار واحد (رویکرد کل نگر به ارزش) داشتند آن ها در تحقیقی دیگر و در طبقه بندی شبیه به طبقه بندی ادوینسون و مالون، سرمایه فکری را به سرمایه انسانی، سرمایه سازمانی و سرمایه ارتباطی تقسیم کرده و این سه دسته را در یک سطح افقی قرار داده اند. (چانگ، 2007) در این طبقه بندی اجزاء سرمایه های فکری با جزئیات بیشتری معرفی شده است. سرمایه انسانی شامل دانش فنی، مهارت ها، ویژگی های رهبری مدیران ارشد، نوآوری ها و قابلیت سازگاری است.
سرمایه ساختاری شامل فرهنگ شرکت، ساختار، فرآیندها و رویه های کاری.
سرمایه رابطه ای شامل مشتریان، میزان رضایت آن ها از محصولات (خدمات)، مشتریان (تعداد آن ها)، ارتباط با تامین کنندگان. (برنان، 2000)
شکل 2-4- طبقه بندی سرمایه های فکری روس و همکاران (سال 1997)
2-1-2-4- مدل استیوارت
استیوارت در سال 1997 و در مجله فورچون سرمایه فکری را عبارت از دانشی که از طریق تبدیل مواد
خام آن ها را ارزشمند می سازد. معرفی کرده است. مقاله ارائه شده توسط وی همانند یک کاتالیزور می باشد و سرمایه فکری را به عنوان یک مفهوم اصلی در تفکر مدیریتی مطرح کرد.
شکل 2-5- مدل سرمایه های فکری استیوارت (سال 1997)
2-1-2-5- مدل سالیوان
الگوی سالیوان برای تجسم و نمایش تصویری سرمایه های فکری، به صورت زیر می باشد:

Author: مدیر سایت