عوامل موثر بر نوآوری درآموزش عالی

Question mark sign with light bulbs

 

در بحث نظری به مقوله نوآوری  از جنبه های محتلف پرداخته شد و اکنون به تعیین عوامل مؤثر بر نوآوری در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی پرداخته می شود:

 

  • امور دانشجویی، پژوهشی و آموزشی

 

امور آموزشی: آموزش و توانمند سازی نیروی انسانی در فعالیت های مربوط به نوآوری، به رشد و توسعه نوآوری در دانشگاه ها منجر خواهد شد. در واقع بایستی نیازهای آموزشی نیروی انسانی در دانشگاهها، به ویژه اعضای هیئت علمی باید شناسایی و تعیین شود. برای پاسخگویی به این نیاز ها لازم است دوره های آموزشی طراحی و با یک برنامه زمانبندی شده اجرا شود. آموزش و توانمند سازی اعضای هیئت علمی جوان به ویژه توسط اعضای هیئت علمی با تجربه باید مورد توجه قرار بگیرد(گوپتا و مکدانیل[۱]، ۲۰۰۲).
 

امور پژوهشی: دانشگاهها از طریق ایجاد یا توسعه مراکز تحقیقاتی و پژوهشی می توانند تولید علمی خود را افزایش دهند. همچنین توسعه و گسترش همایش ها، نشست ها و نمایشگاه های علمی موجب رشد و توسعه نوآوری در دانشگاه ها خواهند شد. برگزاری همایش ها و نشست ها در سطح گروه و بخش، دانشکده و دانشگاه، ملی و بین المللی فرصتی را برای اعضای هیئت علمی فراهم خواهد ساخت تا بتوانند دستاوردهای پژوهشی و یافته های دانشی خود را با دیگران در میان بگذارند و از دستاوردها و یافته های دانشی دیگران مطلع شوند (دری و طالب نژاد، ۱۳۸۷).

 

امور دانشجویی: تقویت و توسعه ی دوره های تحصیلات تکمیلی به ویژه ایجاد دوره های میان رشته ای موجب رشد و توسعه نوآوری در دانشگاه ها  خواهد شد. دانشجویان دوره های تحصیلات تکمیلی می توانند از طریق چاپ مقالات مستخرج از پایان نامه های تحصیلی و همچنین همکار و دستیار پژوهشی اعضای هیئت علمی در اجرای پروژه ها و فعالیت های علمی موجب افزایش تولید علم در دانشگاه ها شوند(درّی و طالب نژاد، ۱۳۸۷).

عوامل مختلفی وجود دارند که می تواند بر بخش آموزشی، پژوهشی و دانشجویی دانشگاهها و مراکز علمی تأثیر بگذارند که مهمترین آنها عبارتند از:

 

  • برگزاری تعداد همایش ها در دانشگاه؛
  • امتیازات پژوهشی که در اختار دانشگاه گذاشته می شود؛
  • تعاملات علمی و بین المللی دانشگاه؛
  • حمایت مالی که از طرف وزارت علوم در اختیار دانشگاه ها گذاشته می شود؛
  • تعداد مجلات پذیرفته شده و انتشار یافته در دانشگاه؛
  • ارتقاء اساتید در دانشگاه؛
  • حضور دانشجویان خارجی در دانشگاه؛
  • تعداد استادان دارای درجه دانشیاری و استادی؛
  • ایجاد اتاق های فکر در دانشگاه؛
  • رقابت فعال دانشگاه ها؛
  • کیفیت در خدمات ارائه شده توسط دانشگاه ها؛
  • مشاوره و راهنمایی گرفتن از متخصصان دانشگاهی؛
  • رفتار اداری( کارکنان)؛
  • گردش امور(نحوه انجام دادن کارها در دانشگاه ها).

 

۲-نیروی انسانی

 

در مقوله منابع انسانی در می یابیم که سازمان های نوآور، فعالانه آموزش و توسعه دانش اعضای خود را آن طور که روزآمد باشد تشویق می کنند. امنیت شغلی در سطح عالی برای کارکنان خود فراهم می آورند تا ترس از اخراج به خاطر اشتباه را کاهش دهند و به افراد جرأت می بخشند که تغییر پذیر باشند. زمانی که اندیشه جدیدی تکامل می یابد پیشتازان تغییر فعالانه و با شور و شوق این اندیشه را تعالی می بخشند و آن را حمایت می کنند، بر مشکلات چیره می شوند و اطمینان می دهند که نوآوری به مرحله اجرا در خواهد آمد (آقا جانی و همکاران، ۱۳۸۸).

عوامل مختلفی می تواند بر بعد نیروی انسانیِ دانشگاهها تأثیر گذار باشد که مهمترین آنها عبارتند از :

  • توانایی نیروی کار؛
  • مهارت های کارمنان و آموزش آنها؛
  • تشکیل دوره های آموزشی برای کارکنان؛
  • سفر به کشور های دیگر جهت فرصت مطالعاتی.

 

 

۳-فناوری اطلاعات

 

شبکه دانش دانشگاه ها که با بهره گیری از ابزار های فناوری اطلاعات و ارتباطات به صورت یکپارچه و منسجم به دو طریق زیر از فرآیند نوآوری حمایت و پشتیبانی می کند (شِریف و کینگ[۲]، ۲۰۰۶):

  1. فراهم ساختن امکان برقراری ارتباط بین افراد و گروه ها به منظور تبادل و تسهیم دانش؛
  2. فراهم ساختن امکان ذخیره سازی، پردازش، انتشار و جستجو در مخازن دانش داخل و خارج از سازمان.

درّی و طالب نژاد (۱۳۸۷) مهمترین چالش های نظام آموزشی کشور در استفاده از فناوری اطلاعات را ضعیف بودن زیر ساخت ها، کمبود نیروی انسانی کارآمد، ضعف در سیاست گذاری، کمبود محتوای الکترونیکی، وجود نداشتن نهادهای حقوقی تعیین کننده مالکیت فکری و پشتیبانی مالی و فنی از شبکه ها می داند.

مهمترین عواملی که بر بعد فناوری اطلاعات در دانشگاهها تأثیر گذار می باشد عبارتند از:

  • استفاده از تکنولوژی و منابع آن؛
  • یادگیری مهرتهای فنی و آموزشی؛
  • تاثیر فناوری اطلاعات؛
  • استفاده از منابع دانشی؛
  • ایجاد سازمان یادگیرنده؛
  • ایجاد مکان هایی برای اساتید و کارمندان جهت به روز رسانی اطلاعات؛
  • باز سازی ساختار فضایی دانشگاه؛
  • به روز کردن امکانات دانشگاهی.

 

۴-فرآیند نوآوری

 

فرآیند نوآوری مستلزم تبادل اطلاعات در بخش های مختلف دانشگاه و خارج از آن است و همچنین واحد های مختلفی درگیر فرآیند نوآوری می شوند. منبع بسیاری از ایده ها نیز فراتر از بخش های مختلف سازمان و ناشی از تبادل اطلاعات بین رشته های مختلف است (سلطانی تیرانی، ۱۳۸۷). فرآیند نوآوری در دانشگاه ها، در تمام نمونه های بررسی شده یک فرآیند جستجو و یادگیری است. در برخی موارد، ساختارهای سیستماتیک دایره ای این فرآیند را در سازمانهای استراتژی محور می توان یافت (نصیرزاده و ناجی، ۱۳۸۷).
عوامل موثر بر فرآیند نوآوری دانشگاهها عبارتند از:

  • ایجاد و توسعه ایده در مورد نوآوری دانشگاه ها؛
  • فنون مربوط به انتخاب و ارزیابی عملکرد نوآوری؛
  • مکامیزم بکارگیری نوآوری در دانشگاه ها.

 

۵-ساختار و فرهنگ سازمانی

 

ساختار سازمانی: ساختار سازمانی به روابط بین افراد و واحد های سازمانی بر می گردد و در دانشگاه ها باید به گونه ای طراحی شود که همکاری و تسهیم دانش بین افراد و واحدهای سازمانی تسهیل شود و دانشگاه ها به سازمان های یادگیرنده تبدیل شوند. ساختار سازمانی باید امکان ایجاد گروه های دانشی را در دانشگاه ها فراهم سازد (دری و طالب نژاد، ۱۳۸۷). فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی عبارت است از ارزش ها، اعتقادات، و هنجارهای مشترک یک سازمان که آنان را به هم مرتبط می کند (هوئِنر[۳]، ۲۰۰۱). همکاری بر اساس اعتماد در بین دانشگاه ها مهمترین جنبه فرهنگ سازمانی دانشگاه ها به شمار می رود. تمایل اعضای هیئت علمی به تسهیم دانش با دیگران به میزان اعتماد میان آنان بستگی دارد. فرهنگ نوآوری در دانشگاه ها اشاره به فرصت هایی می کند که در اختیار دانشگاه ها گذاشته می شود تا به دنبال خلق و تسهیم دانش باشند (دری و طالب نژاد، ۱۳۸۷).

مهمترین عوامل مربوط به بعد ساختار و فرهنگ سازمانی در دانشگاهها عبارتند از:

  • میزان تفکیک پذیری در ساختار سازمانی دانشگاه؛
  • وجود ساختار سازمانی متمرکز در دانشگاه؛
  • رسمس بودن امور دانشگاه؛
  • انعطاف پذیر بودن ساختار دانشگاه؛
  • ایجاد شبکه های ارتباطی در دانشگاه؛
  • فرهنگ همکاری در دانشگاه؛
  • فرهنگ ریسک پذیری در دانشگاه؛
  • محدودیت محور بودن دانشگاه؛
  • بازگرا بودن دانشگاه( یعنی نیتز های اجتماعی را برطرف کردن).

 

 

 

 

۶-استراتژی سازمان

 

در محیط جهانی امروزی که تغییرات سریع،جریان شدید اطلاعات و رقابت روز افزون ناشی از برداشته شدن مرزها و موانع بازرگانی از مهم ترین مشخصه های آن هست، مؤسسات آموزش عالی در جهان به آرامی به مؤسساتی که پیش از پیش با محرکه های بازار رقابتی و الزامات بازرگانی و اقتصادی هدایت می شوند، تبدیل شده و از هویت دولتی خود فاصله گرفته اند(مدل راهبردی ارزیابی ..) لذا میل به بقا در این محیط رقابتی آنان را از روی آوردن به مدیریت و برنامه ریزی راهبردی برای افزایش قابلیت انطباق با محیط متغیر امروزی و توانایی پاسخگویی و جلب رضایت مشتریان ناگزیر ساخته است(دری و طالب نژاد، ۱۳۸۷).

لذا نوآوری یک استراتژی مهم برای دانشگاه ها می باشد و دانشگاه ها از نوآوری برای رقابت با رقبا و پیشی گرفتن از آنها استفاده می کنند. در واقع نوآوری تلاش یک موسسه در استفاده از تکنولوژی، اطلاعات و دانش جهت بهبود وضعیت خود نسبت به رقبا است (وی یو و لین[۴]، ۲۰۱۱).

عوامل مربوط به بعد استراتژی دانشگاهها عبارتند از:

  • چشم انداز و اهداف دانشگاه در ایجاد نوآوری؛
  • میزان اتخاذ تصمیمات استراتژیک نوآوری در دانشگاه؛
  • استراتژی نوآوری منابع انسانی.

 

۷-سرمایه گذاری در نوآوری

 

این بعد از نوآوری با فراهم کردن زیر ساخت های مورد نیاز از فرآیند نوآوری حمایت و پشتیبانی می کند. امکانات و تجهیزات مناسب و کافی ( سخت افزار و نرم افزار) امکان انجام دادن مطلوب فعالیت های مرتبط با فرآیند نوآوری در دانشگاه ها را فراهم می سازد. توسعه و تجهیز کتابخانه ها  و منابع اطلاعاتی و تجهیز آزمایشگاه ها و کارگاه ها، ایجاد محیط فیزیکی مناسب و کافی، مسیرهای دسترسی، وسایل ارتباطی، اتاق های فکر و مکان های رفاهی و تفریحی و ….. موجب رشد و توسعه نوآوری در دانشگاه ها می شوند (دُرّی و طالب نژاد، ۱۳۸۷).

مهمترین عوامل مربوط به بعد سرمایه گذاری  در دانشگاهها عبارتند از:

  • فعالیت های نوآوری و توسعه آن؛
  • ارتقاء ماشین آلات، تجهیزات و نرم افزار ها،
  • آموزش ضمن خدمت؛
  • جذب سرمایه تحقیقاتی.

 

۸-سبک مدیریت و رهبری

 

امروزه رهبری نقش بزرگی را در موفقیت مؤسسات آموزش عالی ایفا می کند (کوزِس و پوسنر[۵]، ۲۰۰۲). گلن[۶] (۲۰۰۳) معتقد است که سازمان ها هم اکنون به شیوه نوین رهبری به جای شیوه های سنتی رهبری نیاز دارند. بدون شک عامل رهبری در ایجاد وفاق در میان معاونان، رؤسان دانشکده ها، مدیران گروه ها، اعضای هیئت علمی و به طور کلی، در برقراری ارتباط درونی و بیرونی امری مهم تلقی می شود. در این میان مطالعه درباره شیوه های رهبری رؤسای دانشگاه ها حائز اهمیت است (آراسته، ۱۳۸۷).

مهمترین عوامل مربوط به بعد مدیریت و رهبری در دانشگاهها عبارتند از:

  • شخصیت مدیران دانشگاه؛
  • ایجاد انگیزه در کارکنان؛
  • داشتن مدیرانی با سبک رهبری مشارکتی؛
  • مشتری مداری دانشگاه ها ( توجه به نیاز های دانشجویان).

 

[۱] Gupta And Mcdaniel

[۲] Sherif And Xing

[۳] Huener

[۴] Wu And Lin

[۵] Kouzes And Posner

[۶] Glen