[do_widget id=kl-erq-2]

2-16- عناصر و ابعاد مدیریت دانش در سازمان های دولتی
کانگ و پاندیا (2003) استدلال می‌کنند که برای شناسایی عناصر و ابعاد مدیریت دانش در سازمان‌های دولتی باید پژوهش‌های متعددی انجام شود. با این وجود آنها عناصر زیر را به عنوان عنماصر پیشنهادی برای چارچوب مدیریت دانش در سازمان‌های دولتی ارائه کرده‌اند (ابطحی و صلواتی، 1385: 127).
2-16-1- مردم و فرهنگ سازمانی
ایجاد یک فرهنگ سازمانی (شامل ارزش‌ها و رفتارها) صحیح برای مدیریت دانش، مهم‌ترین و در عین حال مشکل‌ترین چالش مدیریت دانش است، از آنجا که مدیریت دانش یک موضوع انسانی است، موفقیت آن وابسته به این است که مردم برای توزیع دانش، اول: برانگیخته شده باشند، دوم: توانایی آن را داشته باشند، سوم: توانایی استفاده از دانش دیگران را هم داشته باشند. با توجه به سلسله مراتبی بودن سازمان‌های دولتی و تعامل ضعیف بین اجزای سازمان، به نظر می‌رسد ایجاد چنین فرهنگی با موانع متعددی روبرو می‌شود. برای ایجاد فرهنگ توزیع دانش، چهار‌چوب مدیریت دانش در سازمان‌های دولتی باید: در خصوص مزایای مدیریت دانش آگاهی دهد، محیطی مبتنی بر اعتماد ایجاد نماید، به افراد پاداش‌های رسمی داده و قدردانی نماید، تیم دانش تشکیل دهد.
2-16-2- فرایند
ترسیم متدولوژی مدیریت دانش با توجه به پیشینه موجود، این فرایندها را در بر می‌گیرد:
تعیین و شناسایی، کسب دانش، انتخاب، ذخیره، توزیع دانش، به کارگیری، ارزیابی و سنجش
2-16-3- فناوری
دانش سازمانی باید به گونه‌ای مناسب حفظ و نگهداری شود. فناوری باید به گونه‌ای انتخاب شود که دانش مورد نیاز افراد را در اختیار آنها قرار دهد. برای مدیریت دانش سازمان‌های دولتی باید به سراع فناوری‌های رفت که برقراری تعاملی پویا با شهروندان را امکان‌پذیر سازد.
همچنین کارل ویگ (2000) در مقاله‌ای با عنوان کاربرد مدیریت دانش در مدیریت دولتی عناصر ذیل را برای چارچوب مدیریت دانش در مدیریت دولتی پیشنهاد کرده است:
الف) بهبود کیفیت خدمات دولتی: مدیریت دانش باید ارتقای کیفیت خدمات دولتی را در رأس برنامه‌های خود قرار دهد، به عبارتی، با توجه به آنکه بخش دولتی با عامه مردم و نه قشر خاصی از آنها در ارتباط است، ارتقای کیفیت این بخش اثری عمده بر میفیت زندگی مردم دارد.
ب) آماده کردن شرکای خط‌مشی گذاری: کارل دیک معتقد است که شهروندان مهم‌ترین شرکای خط‌مشی گذاری سازمان‌های دولتی هستند. از نظر ویگ، یک شهروند دانا به منزله یک شریک خط‌مشی گذاری خوب است، به همین خاطر، مدیریت دانش باید توسعه نیروهای دانشی مستعد و توسعه سرمایه‌های هوشمند در میان شهروندان را نیز مورد توجه قرار بدهد (ابطحی و صلواتی، 1385: 129- 128).
2-17- عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش
بر حسب نظرات نویسندگان، مختلف، عوامل کلیدی برای موفقیت مدیریت دانش در سازمان با مروری بر مبانی نظری موجود در این زمینه قابل دستیابی است. پیمان اخوان و دیگران در سال 1389 ابتدا مجموعه‌ای از عوامل موفقیت مدیریت دانش از منابع مختلف در حوزه‌ی مدیریت دانش از سال 1997 تا 2009 را جمع‌آوری و سپس از طریق پرسش‌نامه و از دیدگاه خبرگان ایرانی عوامل مؤثر بر موفقیت مدیریت دانش را طبق جدول 2-2 تعیین نمودند:
جدول( 2-2): عوامل مؤثر بر موفقیت مدیریت دانش
ردیف
ابعاد
عوامل
توصیف
1
عوامل فردی کارکنان
اعتبار افراد
قابلیت و توانایی کارکندان برای برآوردن انتظارت در فرایند مدیریت دانش
2
ایجاد حس وفاداری در کارکنان
حمایت و پشتیبانی‌های مادی و معنوی از کامندان برای ایجاد حس تعلق و تعهد در آنها نسبت به سازمان